Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (8 milliseconds)
English
Persian
mass data
دادههای انبوه
Other Matches
thickest
انبوه
thicker
انبوه
thick
انبوه
dense
انبوه
rank
انبوه
ranked
انبوه
ranks
انبوه
grossing
انبوه
grossest
انبوه
grosses
انبوه
grosser
انبوه
grossed
انبوه
gross
انبوه
multitudes
انبوه
denser
انبوه
densest
انبوه
thickset
انبوه
floccose
انبوه
clumpy
انبوه
agminated
انبوه
mass
انبوه
multitudinous
انبوه
masses
انبوه
massing
انبوه
agminate
انبوه
aggregation
انبوه
collective
انبوه
multitude
انبوه
luxuriant
انبوه
tump
انبوه
heaping
انبوه
heap
انبوه
clumps
انبوه
clump
انبوه
cluster
انبوه
clumping
انبوه
clumped
انبوه
overgrown
انبوه
heaps
انبوه
riffraff
انبوه
lot
انبوه
bushier
انبوه
bushiest
انبوه
tufty
انبوه
bushy
انبوه
vasty
انبوه
high mass consumption
مصرف انبوه
congest
انبوه شدن
mass
انبوه توده
voluminous
متراکم انبوه
clumping
انبوه کردن
heap
انبوه گروه
flocculate
انبوه شدن
congeries
انبوه کومه
clumps
انبوه کردن
clumped
انبوه کردن
masses
انبوه توده
dense
انبوه احمق
heaps
انبوه گروه
tussock
دسته انبوه
thicket
درختزار انبوه
tussocks
دسته انبوه
denser
انبوه احمق
densest
انبوه احمق
heaping
انبوه گروه
acervate
انبوه شده
agglomerate
توده انبوه
massing
انبوه توده
clump
انبوه کردن
thickets
درختزار انبوه
overrun
انبوه شدن
bikes
انبوه جمعیت
flag
دم انبوه وپشمالوی سگ
flags
دم انبوه وپشمالوی سگ
shock head
انبوه گیسو
massed fire
اتش انبوه
mob
انبوه مردم
mobbed
انبوه مردم
mobbing
انبوه مردم
bike
انبوه جمعیت
lot
توده انبوه
overrunning
انبوه شدن
overruns
انبوه شدن
aggregate
انبوه توده
aggregate
انبوه سنگدانه
aggregates
انبوه توده
luxuriant vegetation
گیاهان انبوه
rampant vegetation
گیاهان انبوه
mobs
انبوه مردم
aggregates
انبوه سنگدانه
mass storage
انبار انبوه
mass unemployment
بیکاری انبوه
mass production
تولید انبوه
mass memory
حافظه انبوه
mass consumption
مصرف انبوه
overcrowd
انبوه شدن
mass-production
تولید انبوه
test data
دادههای ازمایشی
transaction data
دادههای تراکنشی
continuous data
دادههای پیوسته
census data
دادههای سرشماری
qualitative data
دادههای کیفی
data aggregate
دادههای متراکم
continuous data
دادههای متوالی
experimental data
دادههای تجربی
experimental data
دادههای ازمایشی
biographical data
دادههای زندگینامهای
primary inputs
دادههای اولیه
objective data
دادههای واقعی
quantitative data
دادههای کمی
raw data
دادههای خام
objective data
دادههای عینی
raw data
دادههای اولیه
numeric data
دادههای عددی
mechanized data
دادههای ماشینی
master data
دادههای اصلی
source data
دادههای منبع
t data
دادههای ازمون
test data
دادههای ازماینده
input data
دادههای اولیه
tidal data
دادههای کشندی
data
دادههای اماری
overeun error
خطای انبوه شده
mass storage device
دستگاه انبوه ذخیره
mass production of goods
تولید انبوه کالا
mass formation
ارایش هجومی انبوه
central mass storage
انباره انبوه مرکزی
aggregate particles
خردههای انبوه شده
age of mass consumption
عصر مصرف انبوه
transmitted data
دادههای ارسال شده
entry
در پایگاه دادههای یا کتابخانه
computerized data base
پایگاه دادههای کامپیوتری
active database
پایگاه دادههای فعال
administrative data processing
پردازش دادههای اداری
contiguous data structure
ساختار دادههای همجوار
cross sectional data
دادههای برش عرضی
input data
معلومات یا دادههای ورودی
generation data set
مجموعه دادههای تولیدی
input data translator
مترجم دادههای اولیه
internal data representation
نمایش دادههای داخلی
market information
اطلاعات و دادههای بازار
transmitted data
دادههای مخابره شده
crowd
بازور وفشارپرکردن انبوه مردم
removable mass storage
انباره انبوه قابل انتقال
flocculate
بصورت رشتههای انبوه و کرکداردراوردن
cloud
توده انبوه تیره وگرفته
economies of scale
صرفه جوئیهای تولید انبوه
clouds
توده انبوه تیره وگرفته
crowds
بازور وفشارپرکردن انبوه مردم
clouding
توده انبوه تیره وگرفته
relational database management
مدیریت پایگاه دادههای رابطهای
profiling
سیستم پرسنلی ذخیره انبوه کامپیوتر
covert
بوته زار انبوه مخفیگاه شکار
wooded
پوشیده شده از درخت خیلی انبوه
profiled
سیستم پرسنلی ذخیره انبوه کامپیوتر
profile
سیستم پرسنلی ذخیره انبوه کامپیوتر
rain forest
جنگل انبوه مناطق گرم و پرباران
profiles
سیستم پرسنلی ذخیره انبوه کامپیوتر
shock headed
انبوه گیسو دارای موی فراوان
high level data link control
کنترل پیوند دادههای سطح بالا
rowed
مجموعه دادههای افقی در آرایه یا ماتریس
row
مجموعه دادههای افقی در آرایه یا ماتریس
gap
فضای بین دادههای ذخیره شده
table oriented database management progr
برنامه مدیریت پایگاه دادههای جدولی
gaps
فضای بین دادههای ذخیره شده
flat fuiile database management program
برنامه مدیریت پایگاه دادههای تک فایل
rows
مجموعه دادههای افقی در آرایه یا ماتریس
hdic
کنترل پیوندی دادههای سطح بالا
rdbms
سیستم مدیریت پایگاه دادههای رابطهای
record oriented database management
برنامه مدیریت پایگاه دادههای رکوردی
reprographics
ترسیم ها و فیلم ها و روشهای تولید انبوه مجدد
softer
خطای تصادفی نرم افزار یا دادههای خطا
softest
خطای تصادفی نرم افزار یا دادههای خطا
soft
خطای تصادفی نرم افزار یا دادههای خطا
interrogations
ال برای انتخاب رکوردها یا دادههای مختلف فایل
sub-
تعداد دادههای مربوط به یک داده در کلاس اصلی
interrogation
ال برای انتخاب رکوردها یا دادههای مختلف فایل
emptied
فضای دریافتی برای دادههای مربوط که خالی باشد
queued
لیست دادههای , که منتظر پردازش هستند , مجموعهای ازمتن ها
queueing
لیست دادههای , که منتظر پردازش هستند , مجموعهای ازمتن ها
queues
لیست دادههای , که منتظر پردازش هستند , مجموعهای ازمتن ها
queue
لیست دادههای , که منتظر پردازش هستند , مجموعهای ازمتن ها
empty
فضای دریافتی برای دادههای مربوط که خالی باشد
emptiest
فضای دریافتی برای دادههای مربوط که خالی باشد
empties
فضای دریافتی برای دادههای مربوط که خالی باشد
ascii
فایل ذخیره شده حاوی دادههای به صورت کد ASCII
emptier
فضای دریافتی برای دادههای مربوط که خالی باشد
receivers
ثبات ذخیره موقت برای دادههای ورودی پیش از پردازش
collection
ایستگاهی که دادههای جمع شده را به نقط ه مرکزی ارسال میکند.
colds
اجزای اجرا میدهد ولی دادههای فرار را از دست می دهند
receiver
ثبات ذخیره موقت برای دادههای ورودی پیش از پردازش
collections
ایستگاهی که دادههای جمع شده را به نقط ه مرکزی ارسال میکند.
cold
اجزای اجرا میدهد ولی دادههای فرار را از دست می دهند
colder
اجزای اجرا میدهد ولی دادههای فرار را از دست می دهند
coldest
اجزای اجرا میدهد ولی دادههای فرار را از دست می دهند
data logging
ضبط دادههای مربوط به حوادثی که در زمانهای متوالی اتفاق می افتند
doubled up
صفی که دادههای جدید می توانند به آنها اضافه شوند حتی به انتها
doubled
صفی که دادههای جدید می توانند به آنها اضافه شوند حتی به انتها
double
صفی که دادههای جدید می توانند به آنها اضافه شوند حتی به انتها
protection
عملی که مانع کپی گرفتن از دادههای محرمانه افراد بدون اجازه میشود.
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com