English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 206 (10 milliseconds)
English Persian
barter دادوستد کالا
bartered دادوستد کالا
bartering دادوستد کالا
barters دادوستد کالا
Search result with all words
to barter [to trade by barter] دادوستد کالا با کالا کردن
barter with someone با کسی دادوستد کالا با کالا کردن
Other Matches
law of demand براساس قانون تقاضا مقدار تقاضای کالا باقیمت ان کالا رابطه معکوس دارد . هر چه قیمت کالا بالاتررود مقدار تقاضا برای کالاکمتر میشود
businesses دادوستد
business دادوستد
business دادوستد کاسبی
businesses دادوستد کاسبی
supporting goods موادی که در کالا بکاربرده نمیشودولی جهت تولید کالا لازم میباشد
cob web theorem ه کالا در هر زمان تابع قیمت ان کالا در دوره زمانی قبلی است .
marketed در بازار دادوستد کردن
markets در بازار دادوستد کردن
market در بازار دادوستد کردن
transire برگ ترخیص کالا از گمرک اجازه عبور کالا
department store فروشگاه بزرگی که انواع مختلف کالا در ان بفروش میرسد و هر کالا در بخش خاص خود عرضه میگردد
department stores فروشگاه بزرگی که انواع مختلف کالا در ان بفروش میرسد و هر کالا در بخش خاص خود عرضه میگردد
shelf life مدت زمانی که کالا از تولید تاتوزیع به مصرف کننده درقسمتهای مختلف می ماند مدت گردش کالا در انبارها
say's law از قوانین اقتصادی دوره کلاسیک مبنی بر این که تولیداضافی یک کالا ممکن نیست چه هر کس کالا را جهت معاوضه با کالای دیگر ایجادمیکند و بنابراین عرضه هرچیز تقاضای ان را به وجودمی اورد
cash on delivery فروش نقد پس از تحویل کالا وصول وجه در حین تحویل کالا
freightliner شرکت حمل و نقل کننده کالا قطار سریع السیر جهت حمل کالا در مسافتهای دور قطاری که کانتینر حمل می نمایدfreight
demand elasticity درصد تغییرتقاضای یک کالا نسبت به درصد تغییر قیمت ان کالا
throughput capacity فرفیت عبور دهی کالا فرفیت تخلیه و عبوردهی بارانداز یا اسکله فرفیت گذراندن کالا
consignee گیرنده کالا برای بارنامه گیرنده اصلی کالا
c & f قیمت کالا وهزینه حمل ان بدون بیمه دریایی و تولید کننده پس ازتسلیم کالا به شرکت کشتیرانی و پرداخت هزینه حمل از خودسلب مسئولیت میکند و حق بیمه تا مقصد به عهده خریدار است
merchandise کالا
commodity کالا
produced کالا
produce کالا
articles کالا
goods کالا
wares کالا
produces کالا
commodities کالا
article کالا
cargoes کالا
cargo کالا
ware کالا
materials کالا
mercery کالا
traffick کالا
chattel کالا
product کالا
object of sale کالا
products کالا
matter کالا
mattered کالا
mattering کالا
matters کالا
good کالا
material کالا
stuff کالا
trafficking کالا
stuffs کالا
traffics کالا
stuffed کالا
trafficked کالا
traffic کالا
bill of goods صورت کالا
collection of goods دریافت کالا
commodities exchange بورس کالا
acceptance of goods پذیرفتن کالا
commodity agreement موافقتنامه کالا
commodity broker دلال کالا
showrooms نمایشگاه کالا
fairest نمایشگاه کالا
showroom نمایشگاه کالا
commodity catalogue کاتالوگ کالا
commodity market بازار کالا
commodity flow جریان کالا
commodity کالا جنس
commodities کالا جنس
commodity exchange مبادله کالا
commodity code علامت کالا
commodity code شماره کالا
fairs نمایشگاه کالا
fairer نمایشگاه کالا
fair نمایشگاه کالا
consignor فرستنده کالا
commodity code رمز کالا
commodity exchange بورس کالا
commodity broker واسطه کالا
traffics مبادله کالا
fate of goods وضعیت کالا
on receipt of the goods بوصول کالا
draft بسته کالا
drafted بسته کالا
drafts بسته کالا
on receipt of the goods برسیدن کالا
exclusion principle کالا نیستندشد
order for goods سفارش کالا
hold انبار کالا
holds انبار کالا
trafficking مبادله کالا
trafficked مبادله کالا
lien on goods حق حبس کالا
interchange مبادله کالا
margin utility حد مطلوبیت کالا
interchanges مبادله کالا
interchanging مبادله کالا
sample نمونه کالا
interchanged مبادله کالا
sampled نمونه کالا
mock up مدل کالا
traffic مبادله کالا
gluts فراوانی کالا
glut وفور کالا
warehouse انبار کالا
stock room انبار کالا
warehouses انبار کالا
inventories موجودی کالا
gluts وفور کالا
inventory صورت کالا
inventory موجودی کالا
storeroom انبار کالا
stowage انبار کالا
copper alloy همبسته کالا
samples نمونه کالا
glut فراوانی کالا
stock requisition درخواست کالا
handling of goods جابجایی کالا
depot انبار کالا
depots انبار کالا
materiel cognizance مدیریت تشخیص کالا
product liability مسئوولیت در قبال کالا
price tag برچسب قیمت کالا
marketing area منطقه توزیع کالا
mass production of goods تولید انبوه کالا
consignor ارسال کننده کالا
owner's risk ریسک صاحب کالا
order time زمان سفارش کالا
the goods are orlie in pledge کالا در گرو اوست
catalogue price قیمت کالا درکاتالوگ
carriage of goods حمل و نقل کالا
cargo handling at port جابجایی کالا در بندر
mock up نمونه نمایشی کالا
initial campaign معرفی کالا به بازار
proforma پیشنهاد فروش کالا
discount of goods تخفیف روی کالا
destination port بندر تحویل کالا
despatch documents اسناد ارسال کالا
design change تغییر شکل کالا
delivery order دستور تحویل کالا
stock requisition تقاضا جهت کالا
d. of goods تحویل کالا یا اجناس
custody of goods حفافت یا نگهداری کالا
storeroom مخزن انبار کالا
consignor حمل کننده کالا
containerization حمل کالا با کانتینر
distribution cost هزینه توزیع کالا
distribution system شبکه توزیع کالا
shipping agent موسسه حمل کالا
identification of supplies تشخیص هویت کالا
dead pledge گرو زمین و کالا
handling charges هزینههای جابجایی کالا
goods received note برگه دریافت کالا
goods inwards sheet برگ تحویل کالا
freight forwarder حمل کننده کالا
consignment note سند ارسال کالا
sales tax مالیات بر فروش کالا
selling costs هزینههای فروش کالا
fairing ارمغانی که از نماسشگاه کالا
shipper فرستنده کالا با کشتی
strike below بردن کالا به انبار
delivery تحویل کالا دادن
clearance ترخیص کالا ازگمرک
launching جا انداختن کالا در بازار
launches جا انداختن کالا در بازار
launched جا انداختن کالا در بازار
objects کالا اعتراض کردن
launch جا انداختن کالا در بازار
traded حمل کالا با کشتی
unit cost هزینه هر واحداز کالا
turnover tax مالیات بر گردش کالا
on approval خرید کالا به شرط
goods trains قطار حمل کالا
goods train قطار حمل کالا
deliveries تحویل کالا دادن
storehouse مخزن انبار کالا
releases ترخیص کردن کالا
storehouses مخزن انبار کالا
released ترخیص کردن کالا
to offer عرضه کردن [ کالا]
stock موجودی کالا ذخیره
stocked موجودی کالا ذخیره
release ترخیص کردن کالا
price ارزش پولی کالا
trade مزاحمت مبادله کالا
to discharge goods کالا را تخلیه کردن
to boycott goods تحریم کردن کالا
objected کالا اعتراض کردن
object کالا اعتراض کردن
to countermand goods سفارش کالا را پس گرفتن
indirect objects کالا اعتراض کردن
direct objects کالا اعتراض کردن
demands تقاضای خرید کالا
demanded تقاضای خرید کالا
demand تقاضای خرید کالا
acceptance of goods قبول کردن کالا
traded مزاحمت مبادله کالا
trade channel کانال توزیع کالا
trade حمل کالا با کشتی
total revenue قیمت کل فروش یک کالا
objecting کالا اعتراض کردن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com