English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (11 milliseconds)
English Persian
fixed assets دارائیهای ثابت
Search result with all words
tangible assets دارائیهای ثابت دارائیهای عینی
Other Matches
invisible assets دارائیهای نامرئی دارائیهای غیرقابل رویت
tangible assets دارائیهای مرئی
private property دارائیهای خصوصی
tangible assets دارائیهای مادی
financial assets دارائیهای مالی
frozen assets دارائیهای مسدود
liquid assets دارائیهای نقدی
monetary assets دارائیهای پولی
current assets دارائیهای جاری
real assets دارائیهای واقعی
intangible assets دارائیهای ناملموس
intangible assets دارائیهای نامرئی
intangible assets دارائیهای غیرمادی
intangible assets دارائیهای غیرمرئی
nonmonetary assets دارائیهای غیر پولی
goods and chattels اموال و دارائیهای منقول
realization account حساب تبدیل دارائیهای شرکت به پول نقد
static employment کاربرد توپخانه پدافند هوایی در سکوی ثابت یا در پدافندهوایی ثابت
fixed capital سپرده ثابت اموال ثابت یکان
static test ازمایش در وضعیت ثابت یا به حالت ثابت
standing order دستورالعملهای ثابت دستورات ثابت
standing orders دستورالعملهای ثابت دستورات ثابت
sample مداری که سیگنال ورودی آنالوگ را برای مدت طولانی برای مبدل آنالوگ به دیجیتال ثابت نگه می دارد تا خروجی ثابت تولید شود
sampled مداری که سیگنال ورودی آنالوگ را برای مدت طولانی برای مبدل آنالوگ به دیجیتال ثابت نگه می دارد تا خروجی ثابت تولید شود
liquidity trap سرمایه گذاری بسیار کم بوده و سرمایه گذاران ترجیح میدهند که دارائیهای خود رابه شکل پول نقد نگاه دارند
standing ثابت دستورالعمل ثابت
steadied مسیر ثابت فرمان مسیر را ثابت نگهدارید
steady مسیر ثابت فرمان مسیر را ثابت نگهدارید
steadying مسیر ثابت فرمان مسیر را ثابت نگهدارید
steadies مسیر ثابت فرمان مسیر را ثابت نگهدارید
steadiest مسیر ثابت فرمان مسیر را ثابت نگهدارید
fix ثابت کردن تصحیح کردن تثبیت کردن ثابت
fixes ثابت کردن تصحیح کردن تثبیت کردن ثابت
fiducial ثابت
settled ثابت
solid ثابت
fixing ثابت
rugged ثابت
fixes ثابت
static ثابت
permanent ثابت
standstill ثابت
constant ثابت
pat ثابت
solids ثابت
stationary ثابت
disputeless ثابت
leger or ledger ثابت
thetical ثابت
thetic ثابت
resolute ثابت
sustains ثابت
sustained ثابت
sustain ثابت
changeless ثابت
inalterable ثابت
immovable ثابت
loyal ثابت
steadier ثابت تر
established ثابت
invariable ثابت
specific ثابت
specifics ثابت
fixed ثابت
incommutable ثابت
firms ثابت
patting ثابت
stables ثابت
undeviating <adj.> ثابت
unswerving <adj.> ثابت
constants ثابت
pegged ثابت
patted ثابت
pats ثابت
steady ثابت
steadying ثابت
fix ثابت
true ثابت
steadied ثابت
hard and fast ثابت
stable ثابت
indelible ثابت
unshaken ثابت
equable ثابت
firm ثابت
fixed bridge پل ثابت
firmer ثابت
firmest ثابت
truest ثابت
steadiest ثابت
truer ثابت
steadies ثابت
flat-footed ثابت قطعی
instability constant ثابت ناپایداری
flat footed ثابت قطعی
capital goods دارایی ثابت
invariant ثابت نامتغیر
capital asset سرمایه ثابت
clinch knot گره ثابت
ionization constant ثابت یون
conservative flux شاره ثابت
k ثابت دی الکتریک
carbon fixed ذغال ثابت
carbon fixed کربن ثابت
lastering friendship دوستی پا بر جا یا ثابت
lastingly بطور ثابت
lattice constant ثابت شبکه
boltzmann constant ثابت بولتزمن
boltzmann constant ثابت بولتزمان
steadfast ثابت قدم
invariably بطور ثابت
fixatives ثابت کننده
fixative ثابت کننده
fix ثابت کردن
standpoints نقطه ثابت
standpoint نقطه ثابت
fixes ثابت ماندن
fixes ثابت کردن
permanent shuttering قالب ثابت
permanent way مسیر ثابت
planck's constant ثابت پلانک
steadfastly ثابت قدم
abhide ثابت بودن
fix ثابت شدن
fix ثابت ماندن
premanent way خط ثابت خط دائمی
madelung constant ثابت مادلونگ
magnetic constant ثابت مغناطیسی
attenuation constant ثابت تضعیف
multiplying constant مضرب ثابت
newton constant ثابت نیوتون
an inflexible resolution عزم ثابت
permittivity ثابت دی الکتریک
numeric constant ثابت عددی
on costs هزنههای ثابت
fixes ثابت شدن
fixed star ستاره ثابت
figurative constant ثابت تلویحی
firm offer پیشنهاد ثابت
fixed ammunition مهمات ثابت
fixed area ناحیه ثابت
fixed asset دارائی ثابت
fixed assets داراییهای ثابت
fixed beam تیر ثابت
fixed budget بودجه ثابت
field constant ثابت میدان
fixed price قیمت ثابت
fixed slab buttress dam سد با پشتبند ثابت
disintegration constant ثابت تلاشی
dissociation constant ثابت تفکیک
fixed round فشنگ ثابت
fixed resources منابع ثابت
electric constant ثابت الکتریکی
equilibrium constant ثابت تعادل
fixed radix با مبنای ثابت
fixed property سرمایه ثابت
fixed capacitor خازن ثابت
fixed condenser خازن ثابت
fixed capital سرمایه ثابت
fixed pivot لولای ثابت
fixed ersistor مقاومت ثابت
fixed light چراغ ثابت
fixed field میدان ثابت
fixed format قابل ثابت
fixed head با نوک ثابت
fixed length با درازای ثابت
fixed income درامد ثابت
fixed inputs نهادههای ثابت
fixed echo اکوی ثابت
fixed disk دیسک ثابت
fixed casement قاب ثابت
fixed point نقطه ثابت
fixed point با ممیز ثابت
fixed costs هزینههای ثابت
fixed point ممیز ثابت
fixed davit جرثقیل ثابت
fixed inputs منابع ثابت
constant capital سرمایه ثابت
idee fixe فکر ثابت
hubble constant ثابت هابل
hard set ثابت شده
constant power توان ثابت
constant pressure فشار ثابت
constant return بازده ثابت
gravitational constant ثابت جاذبه
constant speed سرعت ثابت
gravitational constant ثابت گرانش
image phase change coefficient ثابت فازی
constant of motion ثابت حرکت
constant cost قیمت ثابت
constant current شدت ثابت
inertia constant ثابت اینرسی
inductive capacity ثابت دی الکتریسیته
immovably بطور ثابت
constant error خطای ثابت
constant factors عوامل ثابت
constant luminance روشنایی ثابت
gas constant ثابت گاز
constant voltage ولتاژ ثابت
fixed system توزیع ثابت اب
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com