English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 205 (13 milliseconds)
English Persian
fully empovered دارای اختیارات تام
Search result with all words
in power دارای اختیارات
isocratic دارای اختیارات برابر که دران اختیارات سیاسی همه کس یکسان است
lagate a latere نماینده پاپ که دارای اختیارات کامل باشد
proconsul افسر دارای بعضی اختیارات کنسولی
Other Matches
authorizations اختیارات
devolution تفویض اختیارات
full power اختیارات تام
delegation of authority دادن اختیارات
full powers اختیارات تام
limited power اختیارات محدود
excathedra طبق اختیارات محوله
ultra vires تجاوز از حدود اختیارات
mandatory powers اختیارات دولت قیم
deed of assignment سند واگذاری اختیارات
power of the keys اختیارات کلیسای پاپ
To have full powers. اختیارات کامل داشتن
ultra vires بیش از حدود اختیارات قانونی
straw boss [سرپرست فاقد اختیارات کافی]
ultra vires خارج از حدود اختیارات قانونی
deprive someone of his power از کسی سلب اختیارات کردن
divest someone of his power از کسی سلب اختیارات کردن
To exceed ones authority. ازحدود اختیارات خود فراتر رفتن
titular charge daffaires کاردارسفارتخانه در حالی که اختیارات خاص داشته باشد
the bill defined his powers حدود اختیارات وی دران لایحه معلوم گردید
I have a free hand in this matter. دراینکار دستم باز است ( اختیارات دارم )
isocracy حکومتی که اختیارات سیاسی همه دران یکسان است
exchange of full powers رسمیت یافتن تنزل نرخ ارز مبادله اسناد مربوط به تفویض اختیارات تام
departmentalism اعنقاد به روش تمرکز دراداره کشور و تفویض اختیارات وسیع به مسئولین اداره امور تقسیمات کوچک مملکتی
provincialism اعتقاد به لزوم عدم تمرکز دراداره کشور و تقسیم اختیارات و مسئولیتها بین ایالات ونواحی کشور
isobare دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobars دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobar دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
cementitious دارای مواد سمنتی یا سیمانی دارای خواص سیمان
soft shelled دارای عقیده معتدل حلزون دارای صدف نرم
ringent دارای دهن باز دارای لبان برگشته
virile دارای نیروی مردی دارای رجولیت
galleried دارای سرسرا دارای اطاق نقاشی
low tension دارای فشار ضعیف دارای ولتاژکم
gravel blind دارای چشم تار دارای دید کم
acinaseous دارای تخم و بذر دارای تخمدان
outrigged دارای تیر یا دیرک پیش امده دارای چوب یااهن اضافی برای بستن اسب اضافی
idiomorphic دارای شکل مخصوص بخود دارای شکل صحیح خود
isotropic solutions دارای خواص برابر از هرسو از هر سو دارای همان خواص
end stopped دارای وقفه نهایی منطقی دارای سکته منطقی
Indo-persian rug قالی هندی با طرح ایرانی [اغلب دارای زمینه قرمز یا سبز بوده و از گل های کوچک، پیچک ها، پرندگان، حیوانات و طرح ابر بهره گرفته و دارای تارهای ابریشمی و پود پنبه ای است. به آن هندی-هراتی نیز می گویند.]
off colored دارای رنگ ناجور دارای رنگ مغایر
monadelphous دارای میلههای یک پارچه دارای نافه یک پارچه
polyisotopic دارای چند هم پایه دارای چند ایزوتوپ
winey شراب مانند دارای خصوصیات شراب دارای مزه شراب
winy شراب مانند دارای خصوصیات شراب دارای مزه شراب
pentadactyl دارای پنج پنجه دارای پنج زائده شبیه پنجه
trilinear دارای سه خط
fraught with دارای
three-legged دارای سه پا
three legged دارای سه پا
iodic دارای ید
bilabiate دارای دو لب
glochidiate دارای مو
footy دارای پا
odoriferous دارای بو
trimolecular دارای سه ملکول
tristigmatic دارای سه مادگی
floaty دارای اب نشین کم
triradiate دارای سه شعاع
pulsant دارای تپش
trigynous دارای سه مادگی
pulsatile دارای تپش
undersigned دارای امضاء
pseudonymous دارای تخلص
deadbeat دارای سکون
deadbeats دارای سکون
portentous دارای فال بد
fibrinous دارای مودلیفی
in defect دارای کاستی
far reaching دارای اثرزیاد
primiparous دارای یک اولاد
feldspathic دارای فلدسپار
two handed دارای دو دست
turpentinous دارای تربانتین
tungstic دارای تنگستن
two way دارای دو راه
trilocular دارای سه حفره
trinomial دارای سه عبارت
trinal دارای سه متغیر
foliolate دارای برگچه
trinary دارای سه متغیر
febile دارای حالت تب
weighted دارای وزن
umbrageous دارای سوفن
quartziferous دارای در کوهی
tripetalous دارای سه کلبرگ
underweight دارای کسروزن
deficient دارای کمبود
redundant دارای اطناب
pileate دارای کلاهک
hexameter دارای شش وزن
pinnular دارای برگچه
pinnular دارای بالچه
legitimate دارای حق مشروع
legitimated دارای حق مشروع
legitimates دارای حق مشروع
legitimating دارای حق مشروع
petiolate دارای دمگل
rectilinear دارای مسیرمستقیم
flabby دارای عضلات شل
whizzer دارای صدای غژ
windiness دارای باد
allergic دارای حساسیت به
zygomorphic دارای تقارن
zonate دارای مدار
woolly headed دارای سر پشمالو
humous دارای موادالی
pelliculate دارای پوسته
trigonous دارای سه زاویه
homolographic دارای قرینه
squib دارای صدای فش فش
squibs دارای صدای فش فش
petiolated دارای دمگل
low spirited دارای روحیه بد
low-spirited دارای روحیه بد
heterogamous دارای مادگی ها
weak sighted دارای چشم کم سو
weak eyed دارای چشم کم سو
pre emptive دارای حق شفعه
varietal دارای تنوع
geniculate دارای زانویی
preemptor دارای حق شفعه
vagility دارای تحرک
vagile دارای تحرک
univalent دارای یک فرفیت
unipod دارای یک پایه
unifoliate دارای یک برگ
unifilar دارای یک سیم یا نخ
unidirectional دارای یک جهت
prerogatived دارای حق ویژه
unidirection دارای یک جهت
glanduliferous دارای غد دکوچک
glary دارای تشعشع
hearted دارای قلب ...
warty دارای زگیل
plumose دارای دسته پر
wapper jawed دارای ارواره کج
equivocal دارای دومعنی
polygamous دارای چند زن
backed دارای پشت
short range دارای برد کم
short-range دارای برد کم
haired دارای موی ...
vivific دارای حیات
rifled دارای خان
viniferous دارای شراب
primipara دارای یک اولاد
sulfureous دارای گوگرد
hectic دارای تب لازم
shelterer دارای حفاظ
privileged دارای امتیاز
prurient دارای فکرشهوانی
calcic دارای اهک
calcareous دارای کلسیم
bumpiness دارای برامدگی
buckish دارای خوی بز
stannous دارای قلع
stannic دارای قلع
shoaly دارای جاهای کم اب
staminate دارای جرثومه نر
accentual دارای تاکید
acetylate دارای ریشهء
capitated دارای سرمجزا
cephalous دارای کله
cloven foot دارای پا یا سم شکافته
handy <adj.> دارای مزیت
strontic دارای استرونیوم
cirrous دارای اویز
isometric دارای یک میزان
isometrics دارای یک میزان
straight line دارای خط مستقیم
cingulate دارای کمربند
chymiferous دارای کیموس
ambivalence دارای دو جنبه
behind دارای پس افت
behinds دارای پس افت
chinned دارای چانه
sexagenary دارای سن 06 تا96
acetylize دارای ریشهء
bodied دارای بدن
silicifoeous دارای در کوهی
aluminous دارای زاج
amphibolic دارای دو معنی
bimolecular دارای دوملکول
sonant دارای اهنگ
bichrome دارای دو رنگ
bicentric دارای دومرکز
antithetic دارای ضد ونقیض
antithetical دارای ضد ونقیض
arbitrative دارای اختیارحکمیت
artiodactyl دارای سم شکافته
artiodactylous دارای سم شکافته
aulait دارای شیر
basined دارای ابگیر
social minded دارای افکاراجتماعی
bimorphemic دارای دوشکل
bimotored دارای دوموتور
bizonal دارای دومنطقه
bisulcate دارای دوشکاف
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com