Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (13 milliseconds)
English
Persian
autarchical
دارای استقلال اقتصادی
autarkical
دارای استقلال اقتصادی
Other Matches
economic independence
استقلال اقتصادی
autarky
استقلال اقتصادی
precocial
دارای استقلال ازهنگام تولد
self determination
استقلال سیاسی یک ملت و عدم تاثیرنیروهای خارجی درتصمیمات و روشهای سیاسی و اقتصادی و نظامی واجتماعی ان
e c e
کمیسیون اقتصادی اروپا کمیسیونی که در بطن شورای اقتصادی و اجتماعی سازمان ملل برای هماهنگ کردن روشهای اقتصادی دولتها درجهت افزایش فعالیتهای اقتصادی اروپا و نیز بسط وگسترش روابط اقتصادی کشورهای اروپایی با یکدیگرتشکیل شده است
economic nationalism
ناسیونالیسم اقتصادی خودکفایی اقتصادی سیستم فکری اقتصادی که هدف ان ایجاد سیستم اقتصادی مبنی بر خودبسی است به طوریکه اقتصاد کشور به تجارت خارجی برای کالاهای اصلی احتیاج نداشته باشد
south american revolution
انقلاب امریکای جنوبی نهضت سیاسی امریکای جنوبی در اوائل قرن 91 که به جنگ بین استقلال طلبان ان خطه با استعمارگران اسپانیایی و بالاخره استقلال این مستعمرات منجر شد
Economic expert
[A person who is a member of the Advisory Council on the Assessment of Overall Economic Development in Germany]
حکیم اقتصادی
[ کسی که عضو شورای کارشناسان برای سنجش توسعه کلی اقتصادی در آلمان است]
economic aggregates
مجموعههای اقتصادی ارقام کلی اقتصادی
economic liberalism
مکتب ازادی اقتصادی لیبرالیسم اقتصادی
economic imperialism
جهانخواری اقتصادی امپریالیسم اقتصادی
dynamic condition
شرایط و مقتضیات پویای اقتصادی تغییر شرایط اقتصادی ناشی از تحول سلیقه تقاضا کنندگان وهزینه و مخارج تولید ونسبت جمعیت
business cycle
دوران اقتصادی یا تجارتی دوران ترقی و تنزل فعالیت تجاری و اقتصادی
quarterly journal of economics
مجله اقتصادی سه ماهه مجله اقتصادی که هر سه ماه یک بار منتشر میشود
economic and social council
شورای اقتصادی و اجتماعی یکی از ارکان ششگانه سازمان ملل متحد که وفیفه اش انجام امور اقتصادی واجتماعی و فرهنگی و تربیتی مربوط به سازمان ملل
indpendence
استقلال
independency
استقلال
freedom
استقلال
independence
استقلال
freedoms
استقلال
economic order quantity
کمیت سفارش اقتصادی اقتصادی ترین مقدار سفارش
device independence
استقلال دستگاه
data independence
استقلال داده ها
algorithmic independence
استقلال الگوریتمی
dependance
عدم استقلال
privacy
استقلال پیام
self support
استقلال مالی
autonomy
استقلال داخلی
discourses
قدرت استقلال
discourse
قدرت استقلال
dependence
عدم استقلال
platform independence
استقلال پایهای
proclamation of independence
اعلان استقلال
Independence Day
روز استقلال
autonomist
طرفدار استقلال داخلی
individualistic
مبنی بر استقلال تکی
individualism
اصول استقلال فردی
Soc
اصل استقلال قاضی
linear independence
استقلال خطی
[ریاضی]
autonomy
استقلال محلی محدود
mixed capitalism
نظام اقتصادی که در ان بیشتروسایل و ابزار تولید درمالکیت خصوصی قرار داشته و بازار چگونگی تعیین قیمت و تولید را به عهده دارد ولی با وجود این دولت نیز ازطریق سیاستهای پولی مالی و قوانین مختلف درفعالیتهای اقتصادی تاثیرمیگذارد
independency
اصول استقلال کلیساهای محلی
autarky
خود بسی اقتصادی خود کفایی اقتصادی
market socialism
سوسیالیسم مبتنی بر بازار سیستم اقتصادی که در ان وسایل تولید در مالکیت عمومی بوده اما نیروهای بازار در این سیستم مکانیسم هماهنگ کننده را بوجود می اورند . سیستم اقتصادی یوگسلاوی مثال مشخصی ازاین نوع سیستم میباشد
marxist economics
نظام اقتصادی که در ان افکارکارل مارکس و طرفدارانش مد نظر است و بر اساس ان استثمار نظام سرمایه داری سرانجام کارگران را فقیرخواهد ساخت و عاقبت بحرانهای اقتصادی و سقوط نظام سرمایه داری را بوجودخواهد اورد
communalistic
مبنی برحکومت بوسیله استقلال داخلی بخش ها
particularism
اعطا استقلال سیاسی به کشورها و اجزاء متشکله یک امپراطوری
congregationalism
استقلال هرکلیسا برای اداره کارهای قضایی وانتظامی خود
isobars
دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobar
دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobare
دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
nationalists
طرفدار استقلال ملی طرفدار برتری ملت خود
nationalist
طرفدار استقلال ملی طرفدار برتری ملت خود
soft shelled
دارای عقیده معتدل حلزون دارای صدف نرم
cementitious
دارای مواد سمنتی یا سیمانی دارای خواص سیمان
ringent
دارای دهن باز دارای لبان برگشته
low tension
دارای فشار ضعیف دارای ولتاژکم
galleried
دارای سرسرا دارای اطاق نقاشی
gravel blind
دارای چشم تار دارای دید کم
virile
دارای نیروی مردی دارای رجولیت
acinaseous
دارای تخم و بذر دارای تخمدان
outrigged
دارای تیر یا دیرک پیش امده دارای چوب یااهن اضافی برای بستن اسب اضافی
economies
اقتصادی
economy
اقتصادی
socio economic
اقتصادی
economical
اقتصادی
economic
اقتصادی
economic domination
تسلط اقتصادی
economic infrastructure
زیربنای اقتصادی
economic development
توسعه اقتصادی
economic disincentives
بازدارندههای اقتصادی
economic doctrines
اموزههای اقتصادی
economic doctrines
دکترین اقتصادی
economic institutions
نهادهای اقتصادی
economic integration
یکپارچگی اقتصادی
economic integration
همبستگی اقتصادی
economic interest
منافع اقتصادی
depression
بحران اقتصادی
depression
رکود اقتصادی
economic decisions
تصمیمات اقتصادی
economic depression
بحران اقتصادی
economic law
قانون اقتصادی
uneconomical
غیر اقتصادی
economic justification
توجیه اقتصادی
economic thought
تفکر اقتصادی
economic dynamics
پویائی اقتصادی
economic efficiency
کارائی اقتصادی
economic indicator
علائم اقتصادی
economic good
کالای اقتصادی
socioeconomic
اجتماعی- اقتصادی
schools of economics
مکتبهای اقتصادی
economic incentives
انگیزههای اقتصادی
economic income
درامد اقتصادی
economic growth
رشد اقتصادی
shortcut
طریقه اقتصادی
economic history
تاریخ اقتصادی
economic goals
اهداف اقتصادی
economic geography
جغرافیای اقتصادی
economic friction
اصطکاک اقتصادی
economic crisis
بحران اقتصادی
economic ends
هدفهای اقتصادی
economic indicator
شاخص اقتصادی
economic feasibility
توجیه اقتصادی
economic index
شاخص اقتصادی
economic fluctuation
نوسان اقتصادی
economic freedom
ازادی اقتصادی
economic friction
موانع اقتصادی
flucuations
نوسانات اقتصادی
economic theory
نظریه اقتصادی
economic system
نظام اقتصادی
economic surplus
مازاد اقتصادی
economic structure
بنیان اقتصادی
economic structure
ساختار اقتصادی
economic statistics
امارهای اقتصادی
economic stabilization
تثبیت اقتصادی
economic stability
ثبات اقتصادی
economic significance
اهمیت اقتصادی
economic self sufficiency
خودکفائی اقتصادی
economic sanctions
مجازاتهای اقتصادی
economic sanctions
تحریم اقتصادی
economic resources
منابع اقتصادی
economic rent
بهره اقتصادی
economic rent
اجاره اقتصادی
economic thought
اندیشه اقتصادی
economic trend
روند اقتصادی
economic union
اتحادیه اقتصادی
economy factor
ضریب اقتصادی
economic welfare
رفاه اقتصادی
economic wealth
ثروت اقتصادی
economic waste
اتلاف اقتصادی
economic warfare
مبارزه اقتصادی
economic warfare
جنگ اقتصادی
economic variable
متغیر اقتصادی
equilibrium
تعادل اقتصادی
booms
جهش اقتصادی
boomed
جهش اقتصادی
boom
جهش اقتصادی
homo economicus
انسان اقتصادی
economic value
ارزش اقتصادی
economic unity
یکپارچگی اقتصادی
economic relations
روابط اقتصادی
economic rehabilitation
توانبخشی اقتصادی
economic reconstruction
تجدیدساخت اقتصادی
economic nationalism
ناسیونالیسم اقتصادی
economic motivation
مشوق اقتصادی
economic motivation
انگیزه اقتصادی
economic modernization
نوسازی اقتصادی
economic model
الگوی اقتصادی
economic mobilization
بسیج اقتصادی
economic method
روش اقتصادی
economic maturity
کمال اقتصادی
economic maturity
بلوغ اقتصادی
entrepreneurs
کارفرمای اقتصادی
entrepreneur
کارفرمای اقتصادی
economic potential
قدرت اقتصادی
economic man
انسان اقتصادی
economic life
عمر اقتصادی
depressions
بحران اقتصادی
economic organization
سازمان اقتصادی
economic paradoxes
تناقضات اقتصادی
economic plan
برنامه اقتصادی
economic reconstruction
نوسازی اقتصادی
economic recession
رکود اقتصادی
economic prosprity
رونق اقتصادی
economic prosperity
رونق اقتصادی
economic progress
ترقی اقتصادی
economic progress
پیشرفت اقتصادی
economic profit
سود اقتصادی
economic problems
مشکلات اقتصادی
economic problems
مسائل اقتصادی
economic principles
اصول اقتصادی
economic pressure
فشار اقتصادی
economic power
قدرت اقتصادی
economic potential
نیروی اقتصادی
booming
جهش اقتصادی
economic policy
سیاست اقتصادی
depressions
رکود اقتصادی
economic council
شورای اقتصادی
enterprise
تشکیلات اقتصادی
ventured
فعالیت اقتصادی
venture
فعالیت اقتصادی
economically
از دیدگاه اقتصادی
blockade
محاصره اقتصادی
downturn
رکود اقتصادی
blockaded
محاصره اقتصادی
diseconomy
فقر اقتصادی
blockades
محاصره اقتصادی
enterprise
بنگاه اقتصادی
enterprise
موسسه اقتصادی
venturing
فعالیت اقتصادی
slumped
رکود اقتصادی
autarky
بی نیازی اقتصادی
slumping
رکود اقتصادی
recession
بحران اقتصادی
slumps
رکود اقتصادی
slump
رکود اقتصادی
Economic enciclement ( blockade , embargo ) .
محاصره اقتصادی
enterprises
موسسه اقتصادی
enterprises
بنگاه اقتصادی
recession
رکود اقتصادی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com