English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (13 milliseconds)
English Persian
cirrous دارای اویز
Search result with all words
biloculate دارای دو اویز کوچک
biloicular دارای دو اویز کوچک
Other Matches
ear ring اویز
suspensions اب اویز
suspension اب اویز
lady's eardrop گل اویز
crystal pendant اویز
fuchsia گل اویز
suspension اویز
suspensions اویز
stringers اویز
stringer اویز
earring اویز
leptopel اب اویز
ear drop گل اویز
hanging اویز
fuchsias گل اویز
lappet دامن اویز
grab rope طناب اویز
pendants اویز شده
gadarene حلق اویز
fly net چشم اویز
fixture wire سیم اویز
cirrus اویز ضمیمه
electrolier اویز چلچراغی
pendant اویز شده
catting pendant بند اویز
combination fixture اویز مرکب
lobule اویز کوچک
lobar اویز دار
hat tree کلاه اویز
catting pendant بند اویز لنگر
cluster bombs اویز چند شاخه
overhang رواویز پیش اویز
hanging rod میله رخت اویز
lobulation اویز یانرمه کوچک
overhangs رواویز پیش اویز
cluster اویز چند شاخه
cluster bomb اویز چند شاخه
coat hook قلاب رخت اویز
catenary suspension اویز انداری زنجیرهای
clusters اویز چند شاخه
lobe اویز بخش پهن وگردی که بچیزی اویخته یا پیش امده باشد لخته
lobes اویز بخش پهن وگردی که بچیزی اویخته یا پیش امده باشد لخته
isobar دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobare دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobars دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
cementitious دارای مواد سمنتی یا سیمانی دارای خواص سیمان
soft shelled دارای عقیده معتدل حلزون دارای صدف نرم
ringent دارای دهن باز دارای لبان برگشته
low tension دارای فشار ضعیف دارای ولتاژکم
gravel blind دارای چشم تار دارای دید کم
acinaseous دارای تخم و بذر دارای تخمدان
galleried دارای سرسرا دارای اطاق نقاشی
virile دارای نیروی مردی دارای رجولیت
lattice suspension bridge پل تعلیق مشبک پل اویز مشبک
outrigged دارای تیر یا دیرک پیش امده دارای چوب یااهن اضافی برای بستن اسب اضافی
idiomorphic دارای شکل مخصوص بخود دارای شکل صحیح خود
end stopped دارای وقفه نهایی منطقی دارای سکته منطقی
isotropic solutions دارای خواص برابر از هرسو از هر سو دارای همان خواص
Indo-persian rug قالی هندی با طرح ایرانی [اغلب دارای زمینه قرمز یا سبز بوده و از گل های کوچک، پیچک ها، پرندگان، حیوانات و طرح ابر بهره گرفته و دارای تارهای ابریشمی و پود پنبه ای است. به آن هندی-هراتی نیز می گویند.]
monadelphous دارای میلههای یک پارچه دارای نافه یک پارچه
off colored دارای رنگ ناجور دارای رنگ مغایر
polyisotopic دارای چند هم پایه دارای چند ایزوتوپ
winy شراب مانند دارای خصوصیات شراب دارای مزه شراب
winey شراب مانند دارای خصوصیات شراب دارای مزه شراب
pentadactyl دارای پنج پنجه دارای پنج زائده شبیه پنجه
footy دارای پا
fraught with دارای
iodic دارای ید
three legged دارای سه پا
bilabiate دارای دو لب
odoriferous دارای بو
glochidiate دارای مو
three-legged دارای سه پا
trilinear دارای سه خط
deadbeats دارای سکون
portentous دارای فال بد
nitrous دارای شوره
deadbeat دارای سکون
nucleate دارای هسته
of that ilk دارای همان جا
prerogatives دارای حق ویژه
magneto دارای مغناطیس
salaried دارای حقوق
weighted دارای وزن
formal دارای فکر
splash دارای ترشح
monopetalous دارای یک گلبرگ
prerogative دارای حق ویژه
energetic دارای انرژی
monandrous دارای یک شوهر
stilted دارای چوب پا
monatomic دارای یک جوهرفرد
melodious دارای ملودی
monometallic دارای یک فلز
synonymous دارای ترادف
monoclinal دارای یک شیب
miasmatic دارای دمه بد بو
muciferous دارای مخاط
myrrhy دارای بوی مر
myrrhic دارای بوی مر
mammilate دارای پستان
multilineal دارای چندین خط
melodic دارای ملودی
multiflorous دارای بیش از سه گل
miasmal دارای دمه بد بو
multifid دارای چندشکاف
synonymous دارای تشابه
strontic دارای استرونیوم
legitimated دارای حق مشروع
legitimates دارای حق مشروع
legitimating دارای حق مشروع
social minded دارای افکاراجتماعی
rectilinear دارای مسیرمستقیم
flabby دارای عضلات شل
silicifoeous دارای در کوهی
shoaly دارای جاهای کم اب
shelterer دارای حفاظ
sexagenary دارای سن 06 تا96
equivocal دارای دومعنی
backed دارای پشت
short range دارای برد کم
legitimate دارای حق مشروع
sonant دارای اهنگ
straight line دارای خط مستقیم
handy <adj.> دارای مزیت
squib دارای صدای فش فش
squibs دارای صدای فش فش
stannous دارای قلع
stannic دارای قلع
low spirited دارای روحیه بد
low-spirited دارای روحیه بد
splashy دارای ترشح
spirituous دارای الکل
deficient دارای کمبود
redundant دارای اطناب
spiriferous دارای عضومارپیچی
short-range دارای برد کم
self abnegating دارای کف نفس
preemptor دارای حق شفعه
staminate دارای جرثومه نر
polygamous دارای چند زن
plumose دارای دسته پر
entitative دارای وجودخارجی
pinnular دارای بالچه
pinnular دارای برگچه
pileate دارای کلاهک
petiolated دارای دمگل
petiolate دارای دمگل
pelliculate دارای پوسته
papillose دارای برامدگی
pre emptive دارای حق شفعه
prerogatived دارای حق ویژه
primipara دارای یک اولاد
palmy دارای نخل
rifled دارای خان
sabulous دارای شن ریزه
rugose دارای رکه
reversioner دارای حق رجوع
reboant دارای واکنش
rattly دارای صدای تق تق
rarely beautiful دارای زیبائی
quartziferous دارای در کوهی
pulsatile دارای تپش
pulsant دارای تپش
pseudonymous دارای تخلص
primiparous دارای یک اولاد
overbusy دارای کارزیاد
acetylize دارای ریشهء
aulait دارای شیر
azotic دارای ازت
basined دارای ابگیر
dyslogistic دارای خاطرات بد
bicentric دارای دومرکز
bichrome دارای دو رنگ
double tongued دارای دوقول
dolose دارای قصدجرم
bimolecular دارای دوملکول
bimorphemic دارای دوشکل
bimotored دارای دوموتور
binaural دارای دو گوش
binocular دارای دو چشم
artiodactylous دارای سم شکافته
artiodactyl دارای سم شکافته
foliolate دارای برگچه
floaty دارای اب نشین کم
fibrinous دارای مودلیفی
adamantean دارای تلئلو
feldspathic دارای فلدسپار
febile دارای حالت تب
aluminous دارای زاج
amphibolic دارای دو معنی
diplopodous دارای هزار پا
far reaching دارای اثرزیاد
antithetic دارای ضد ونقیض
antithetical دارای ضد ونقیض
arbitrative دارای اختیارحکمیت
binuclear دارای دو هسته
binucleate دارای دو هسته
bumpiness دارای برامدگی
calcareous دارای کلسیم
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com