English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (3 milliseconds)
English Persian
bossiness دارای برجستگی
bossy دارای برجستگی
Other Matches
bosses برجستگی
eminency برجستگی
snob برجستگی
embossment برجستگی
illustrousness برجستگی
glands برجستگی
prosiliency برجستگی
prominency برجستگی
illustriousness برجستگی
gland برجستگی
bossing برجستگی
grossness برجستگی
bossed برجستگی
remerkableness برجستگی
apophysis برجستگی
rilievo برجستگی
knobbly پر از برجستگی
boss برجستگی
picturesqueness برجستگی
salience برجستگی
saliency برجستگی
swell برجستگی
snobs برجستگی
noses برجستگی
colliculus برجستگی
ness برجستگی
tuberculum برجستگی
pre eminence برجستگی
swells برجستگی
notability برجستگی
notbility برجستگی
convexity برجستگی
pone برجستگی
nose برجستگی
prominence برجستگی
eminence برجستگی
swelled برجستگی
high relief برجستگی زیاد
bossed گلمیج برجستگی
tuberculation برجستگی یازگیل
bosses گلمیج برجستگی
barrel cam برجستگی طبلی
contour line خط برجستگی زمین
height of rise ارتفاع برجستگی
inferior colliculus برجستگی زیرین
alto relievo برجستگی زیاد
boss گلمیج برجستگی
superior colliculus برجستگی زبرین
threads شیار برجستگی
outstand برجستگی داشتن
stick-up برجستگی داشتن
stick-ups برجستگی داشتن
bossing گلمیج برجستگی
thread شیار برجستگی
stick up برجستگی داشتن
tubercle برجستگی روی استخوان
relieve تغییر پست دادن برجستگی
curbs برجستگی لبههای داخلی مسیر دو
acrosome برجستگی قدامی سلول جنسی نر
acromphalus برجستگی و زائدهء غیرطبیعی ناف
relieving تغییر پست دادن برجستگی
relieves تغییر پست دادن برجستگی
curb برجستگی لبههای داخلی مسیر دو
crank cheek برجستگی گونههای میل لنگ
curbed برجستگی لبههای داخلی مسیر دو
curbing برجستگی لبههای داخلی مسیر دو
tubers سیبک برامدگی زگیل مانند برجستگی
lands برجستگی شیار خانها ریلهای راهنما
teethridge برجستگی استخوان فک که حفرههای دندانها بر ان قراردارد
tuber سیبک برامدگی زگیل مانند برجستگی
blistered برجستگی دوکی شکل روی اجسام ایرودینامیکی
blisters برجستگی دوکی شکل روی اجسام ایرودینامیکی
blister برجستگی دوکی شکل روی اجسام ایرودینامیکی
land زمین پیاده شدن برجستگی بین خانها
trippet زبانه یا برجستگی چرخ که درفواصل معین بچرخ دیگرمیخورد
surfer's knot ورم یا برجستگی زیر زانو یابالای پای موج سوار
crow steps لاریز:برجستگی هایی که بشکل پله یاکنگره درسرازیریهای شیروانی م
codpiece روکش یا کیسهای که دکمههای جلو شلوار و برجستگی آلت مردانه رامیپوشاند
crown-steps لاریز [برجستگی هایی که شکل پله یا کنگره در سرازیرهای شیروانی است.]
codpieces روکش یا کیسهای که دکمههای جلو شلوار و برجستگی آلت مردانه رامیپوشاند
isobars دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobar دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobare دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
cementitious دارای مواد سمنتی یا سیمانی دارای خواص سیمان
soft shelled دارای عقیده معتدل حلزون دارای صدف نرم
esker برجستگی باریک و طویلی که ازرسوب سنگ ریزه یا شن درضمن جریان اب یخچال ایجادمیگردد
ringent دارای دهن باز دارای لبان برگشته
virile دارای نیروی مردی دارای رجولیت
galleried دارای سرسرا دارای اطاق نقاشی
low tension دارای فشار ضعیف دارای ولتاژکم
acinaseous دارای تخم و بذر دارای تخمدان
gravel blind دارای چشم تار دارای دید کم
outrigged دارای تیر یا دیرک پیش امده دارای چوب یااهن اضافی برای بستن اسب اضافی
joggled برجستگی قائم کوچکی درامتداد لبه ورقه ها یاباریکههای فلزی بمنظورروی هم امدن لبه اجزاء مجاور
joggling برجستگی قائم کوچکی درامتداد لبه ورقه ها یاباریکههای فلزی بمنظورروی هم امدن لبه اجزاء مجاور
joggles برجستگی قائم کوچکی درامتداد لبه ورقه ها یاباریکههای فلزی بمنظورروی هم امدن لبه اجزاء مجاور
joggle برجستگی قائم کوچکی درامتداد لبه ورقه ها یاباریکههای فلزی بمنظورروی هم امدن لبه اجزاء مجاور
idiomorphic دارای شکل مخصوص بخود دارای شکل صحیح خود
swelled ورم کردن برجستگی پیدا کردن
swells ورم کردن برجستگی پیدا کردن
swell ورم کردن برجستگی پیدا کردن
end stopped دارای وقفه نهایی منطقی دارای سکته منطقی
isotropic solutions دارای خواص برابر از هرسو از هر سو دارای همان خواص
Indo-persian rug قالی هندی با طرح ایرانی [اغلب دارای زمینه قرمز یا سبز بوده و از گل های کوچک، پیچک ها، پرندگان، حیوانات و طرح ابر بهره گرفته و دارای تارهای ابریشمی و پود پنبه ای است. به آن هندی-هراتی نیز می گویند.]
polyisotopic دارای چند هم پایه دارای چند ایزوتوپ
monadelphous دارای میلههای یک پارچه دارای نافه یک پارچه
off colored دارای رنگ ناجور دارای رنگ مغایر
winey شراب مانند دارای خصوصیات شراب دارای مزه شراب
winy شراب مانند دارای خصوصیات شراب دارای مزه شراب
pentadactyl دارای پنج پنجه دارای پنج زائده شبیه پنجه
trilinear دارای سه خط
odoriferous دارای بو
iodic دارای ید
bilabiate دارای دو لب
fraught with دارای
footy دارای پا
three-legged دارای سه پا
three legged دارای سه پا
glochidiate دارای مو
legitimated دارای حق مشروع
social minded دارای افکاراجتماعی
sonant دارای اهنگ
prerogatives دارای حق ویژه
splashing دارای ترشح
melodic دارای ملودی
backed دارای پشت
prerogative دارای حق ویژه
energetic دارای انرژی
of that ilk دارای همان جا
multilineal دارای چندین خط
multiflorous دارای بیش از سه گل
salaried دارای حقوق
nucleate دارای هسته
synonymous دارای ترادف
palmy دارای نخل
myrrhic دارای بوی مر
legitimates دارای حق مشروع
myrrhy دارای بوی مر
legitimating دارای حق مشروع
legitimate دارای حق مشروع
rectilinear دارای مسیرمستقیم
flabby دارای عضلات شل
staminate دارای جرثومه نر
splashy دارای ترشح
nitrous دارای شوره
spirituous دارای الکل
stannic دارای قلع
spiriferous دارای عضومارپیچی
stannous دارای قلع
melodious دارای ملودی
synonymous دارای تشابه
stilted دارای چوب پا
petiolate دارای دمگل
silicifoeous دارای در کوهی
pinnular دارای برگچه
reversioner دارای حق رجوع
reboant دارای واکنش
rattly دارای صدای تق تق
rarely beautiful دارای زیبائی
quartziferous دارای در کوهی
pulsatile دارای تپش
pulsant دارای تپش
pseudonymous دارای تخلص
pinnular دارای بالچه
plumose دارای دسته پر
polygamous دارای چند زن
febile دارای حالت تب
pre emptive دارای حق شفعه
preemptor دارای حق شفعه
prerogatived دارای حق ویژه
primipara دارای یک اولاد
rugose دارای رکه
pileate دارای کلاهک
overbusy دارای کارزیاد
short range دارای برد کم
short-range دارای برد کم
shoaly دارای جاهای کم اب
shelterer دارای حفاظ
sexagenary دارای سن 06 تا96
rifled دارای خان
self abnegating دارای کف نفس
papillose دارای برامدگی
pelliculate دارای پوسته
portentous دارای فال بد
deadbeats دارای سکون
deadbeat دارای سکون
equivocal دارای دومعنی
petiolated دارای دمگل
sabulous دارای شن ریزه
weighted دارای وزن
primiparous دارای یک اولاد
multifid دارای چندشکاف
acetylize دارای ریشهء
basined دارای ابگیر
far reaching دارای اثرزیاد
bicentric دارای دومرکز
bichrome دارای دو رنگ
entitative دارای وجودخارجی
bimolecular دارای دوملکول
bimorphemic دارای دوشکل
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com