English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (38 milliseconds)
English Persian
transistorize دارای ترانسیتور کردن
Other Matches
personate خودرا بجای دیگری قلمداد کردن دارای شخصیت کردن
grate باشبکه مجهز کردن شبکه دارکردن دارای نرده وپنجره اهنی کردن
curbs محدود کردن دارای دیواره یا حایل کردن تحت کنترل دراوردن فرونشاندن
curbing محدود کردن دارای دیواره یا حایل کردن تحت کنترل دراوردن فرونشاندن
curbed محدود کردن دارای دیواره یا حایل کردن تحت کنترل دراوردن فرونشاندن
curb محدود کردن دارای دیواره یا حایل کردن تحت کنترل دراوردن فرونشاندن
grates باشبکه مجهز کردن شبکه دارکردن دارای نرده وپنجره اهنی کردن
grated باشبکه مجهز کردن شبکه دارکردن دارای نرده وپنجره اهنی کردن
threads دارای خطوط برجسته کردن حدیده وقلاویز کردن
thread دارای خطوط برجسته کردن حدیده وقلاویز کردن
militarize جنگ طلب کردن دارای روح نظامی کردن
incorporate جادادن دارای شخصیت حقوقی کردن ثبت کردن
incorporating جادادن دارای شخصیت حقوقی کردن ثبت کردن
incorporates جادادن دارای شخصیت حقوقی کردن ثبت کردن
edges : دارای لبه تیز کردن تحریک کردن
edge : دارای لبه تیز کردن تحریک کردن
reman دارای نفرات تازه کردن مردانگی کردن
isobars دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobare دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobar دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
cementitious دارای مواد سمنتی یا سیمانی دارای خواص سیمان
soft shelled دارای عقیده معتدل حلزون دارای صدف نرم
ringent دارای دهن باز دارای لبان برگشته
inflaming دارای اماس کردن ملتهب کردن
fortifies دارای استحکامات کردن تقویت کردن
furnishes دارای اثاثه کردن مجهز کردن
fortifying دارای استحکامات کردن تقویت کردن
inflames دارای اماس کردن ملتهب کردن
inflame دارای اماس کردن ملتهب کردن
furnish دارای اثاثه کردن مجهز کردن
fortify دارای استحکامات کردن تقویت کردن
catalyze دارای اثرمجاورتی کردن تسریع کردن
furnishing دارای اثاثه کردن مجهز کردن
innervate دارای پی کردن
varnished دارای فاهرخوب کردن
varnishes دارای فاهرخوب کردن
freckle خال دارای کک مک کردن
personifying دارای شخصیت کردن
nitrogenize دارای نیتروژن کردن
whipstitch دارای مرز کردن
varnish دارای فاهرخوب کردن
systemize دارای همست کردن
body دارای جسم کردن
potentialize دارای استعداد کردن
zigzag دارای پیچ و خم کردن
insoul دارای روح کردن
varnishing دارای فاهرخوب کردن
rampart دارای استحکامات کردن
vallum دارای استحکامات کردن
nationalised دارای ملیت کردن
vitaminize دارای ویتامین کردن
nationalises دارای ملیت کردن
personifies دارای شخصیت کردن
personified دارای شخصیت کردن
fluoridate دارای فلورید کردن
ensoul دارای روح کردن
indexed :دارای فهرست کردن
tinkles دارای طنین کردن
nationalize دارای ملیت کردن
nationalizes دارای ملیت کردن
personify دارای شخصیت کردن
substantivize دارای ماهیت کردن
index :دارای فهرست کردن
nationalising دارای ملیت کردن
embrasure دارای منفذ کردن
hydrogenate دارای هیدروژن کردن
crenelate دارای کنگره کردن
tinkling دارای طنین کردن
crenellate دارای کنگره کردن
tinkled دارای طنین کردن
hydroxylate دارای هیدروکسیل کردن
populate دارای جمعیت کردن
personalize دارای شخصیت کردن
populates دارای جمعیت کردن
tinkle دارای طنین کردن
embrasures دارای منفذ کردن
populating دارای جمعیت کردن
gifts دارای استعداد کردن
nationalizing دارای ملیت کردن
tooth دارای دندان کردن
gift دارای استعداد کردن
zigzags دارای پیچ و خم کردن
zigzagging دارای پیچ و خم کردن
zigzagged دارای پیچ و خم کردن
bodies دارای جسم کردن
indexes :دارای فهرست کردن
castellate دارای استحکامات کردن
gravel blind دارای چشم تار دارای دید کم
galleried دارای سرسرا دارای اطاق نقاشی
acinaseous دارای تخم و بذر دارای تخمدان
low tension دارای فشار ضعیف دارای ولتاژکم
virile دارای نیروی مردی دارای رجولیت
panes دارای جام شیشه کردن
rehabilitating دارای امتیازات اولیه کردن
bedevil دارای روح شیطانی کردن
reengine دارای موتور تازه کردن
rehabilitated دارای امتیازات اولیه کردن
pane دارای جام شیشه کردن
fulcrum دارای نقطه اتکاء کردن
rehabilitates دارای امتیازات اولیه کردن
wig دارای گیس مصنوعی کردن
to p a thing for a person کسی را دارای چیزی کردن
methodize دارای روش یاقاعدهای کردن
tongues گفتن دارای زبانه کردن
rehabilitate دارای امتیازات اولیه کردن
prong دارای چنگک یا چنگال کردن
to p a thing person with athing کسی را دارای چیزی کردن
bedevils دارای روح شیطانی کردن
prongs دارای چنگک یا چنگال کردن
bedevilled دارای روح شیطانی کردن
bedevilling دارای روح شیطانی کردن
wigs دارای گیس مصنوعی کردن
tat دارای حاشیه توری کردن
criss-crosses دارای نقش چلیپایی کردن
ravines دارای دره تنگ کردن
granulate دارای ذرات ریز کردن
ravine دارای دره تنگ کردن
sanitate دارای لوازم بهداشتی کردن
criss-crossed دارای نقش چلیپایی کردن
flyspeck دارای لکه مگس کردن
hyphenate بوسیله خط دارای فاصله کردن
criss-cross دارای نقش چلیپایی کردن
criss-crossing دارای نقش چلیپایی کردن
shoe دارای کفش کردن نعل زدن به
woofs پارچه کتانی دارای پود کردن
motivates تهییج کردن دارای انگیزه شده
motivated تهییج کردن دارای انگیزه شده
retrench دارای سنگر موقتی زیرزمینی کردن
shoes دارای کفش کردن نعل زدن به
shoeing دارای کفش کردن نعل زدن به
motivate تهییج کردن دارای انگیزه شده
masterminded دارای نبوغ فکری ابداع کردن
woof پارچه کتانی دارای پود کردن
substantialize دارای وجود خارجی کردن یاشدن
masterminding دارای نبوغ فکری ابداع کردن
masterminds دارای نبوغ فکری ابداع کردن
mastermind دارای نبوغ فکری ابداع کردن
motivating تهییج کردن دارای انگیزه شده
bells دارای زنگ کردن کم کم پهن شدن
russify دارای عقاید وتمایلات روسی کردن
bell دارای زنگ کردن کم کم پهن شدن
systemmatize دارای روش یاقاعده کردن اسلوب دادن
systematize دارای روش یا قاعده کردن اسلوب دادن به
outrigged دارای تیر یا دیرک پیش امده دارای چوب یااهن اضافی برای بستن اسب اضافی
to piss off the wrong people <idiom> آدمهای دارای نفوذ و قدرت زیاد را عصبانی کردن
tackling از عهده برامدن دارای اسباب و لوازم کردن بعهده گرفتن
tackle از عهده برامدن دارای اسباب و لوازم کردن بعهده گرفتن
tackles از عهده برامدن دارای اسباب و لوازم کردن بعهده گرفتن
tackled از عهده برامدن دارای اسباب و لوازم کردن بعهده گرفتن
idiomorphic دارای شکل مخصوص بخود دارای شکل صحیح خود
opalite ترکیبی که دارای رنگهای مختلف بوده و برای براق کردن نمای اجری بکار میرود
isotropic solutions دارای خواص برابر از هرسو از هر سو دارای همان خواص
end stopped دارای وقفه نهایی منطقی دارای سکته منطقی
air condition دارای دستگاه تهویه کردن تهویه کردن
Indo-persian rug قالی هندی با طرح ایرانی [اغلب دارای زمینه قرمز یا سبز بوده و از گل های کوچک، پیچک ها، پرندگان، حیوانات و طرح ابر بهره گرفته و دارای تارهای ابریشمی و پود پنبه ای است. به آن هندی-هراتی نیز می گویند.]
choke bore روکشی برای سوراخ کردن یاتراش دادن داخل سیلندر که قسمت بالای ان دارای قطری کمتر از قطر اصلی سیلندرمیباشد
dovetailing کام و زبانه دم فاختهای دارای کام وزبانه دم کبوتری جفت کردن
dovetails کام و زبانه دم فاختهای دارای کام وزبانه دم کبوتری جفت کردن
dovetail کام و زبانه دم فاختهای دارای کام وزبانه دم کبوتری جفت کردن
off colored دارای رنگ ناجور دارای رنگ مغایر
polyisotopic دارای چند هم پایه دارای چند ایزوتوپ
monadelphous دارای میلههای یک پارچه دارای نافه یک پارچه
incrust با قشر و پوست پوشاندن دارای پوشش سخت کردن قشر تشکیل دادن
tool دارای ابزار کردن بصورت ابزار دراوردن
winey شراب مانند دارای خصوصیات شراب دارای مزه شراب
winy شراب مانند دارای خصوصیات شراب دارای مزه شراب
fret دارای نقشههای پیچ در پیچ کردن
frets دارای نقشههای پیچ در پیچ کردن
pentadactyl دارای پنج پنجه دارای پنج زائده شبیه پنجه
corn-effect ذرتی شدن فرش که در اثر پرداخت یا قیچی کردن نامناسب بوجود می آید و پرزهای فرش همگی دارای یک ارتفاع نبوده و ظاهر پرز فرش بلند و کوتاه می شود
three legged دارای سه پا
odoriferous دارای بو
iodic دارای ید
glochidiate دارای مو
three-legged دارای سه پا
footy دارای پا
fraught with دارای
trilinear دارای سه خط
bilabiate دارای دو لب
tricuspidate دارای سه لخت
inflorescent دارای گل اذین
of that ilk دارای همان جا
in force دارای اعتبار
allergic دارای حساسیت به
nucleate دارای هسته
triconered دارای سه گوشه
twofold دارای دو چیز
woolly headed دارای سر پشمالو
geniculate دارای زانویی
tricone دارای سه شاخ
head دارای سرکردن
handy [useful] <adj.> دارای مزیت
cuspidal دارای برامدگی
intercommunicate دارای مراوده
in flower دارای شکوفه
tricyclic دارای سه چرخ
zygomorphic دارای تقارن
serviceable <adj.> دارای مزیت
nitrous دارای شوره
expedient <adj.> دارای مزیت
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com