English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (14 milliseconds)
English Persian
chronologic دارای تسلسل تاریخی
Other Matches
chronological دارای تسلسل تاریخ
seriate دارای تسلسل یاشماره ترتیب مسلسل
prehistorical پیش تاریخی وابسته به قبل از تاریخ ماقبل تاریخی
historical materialism ماده گرایی تاریخی ماتریالیسم تاریخی
monument لوحه تاریخی اثر تاریخی
monuments لوحه تاریخی اثر تاریخی
historic character [شخصیت های تاریخی که در طرح های مناظر برای توصیف ساختارها و ویژگی های معماری و تاریخی استفاده می شد.]
tracks تسلسل
serialization تسلسل
concatenation تسلسل
enchainment تسلسل
track تسلسل
tracked تسلسل
continuity استمرار تسلسل
communication link تسلسل مخابراتی
progression توالی تسلسل
propagation sequence تسلسل انتشار
serializability قابلیت تسلسل
sequences ترادف تسلسل
sequence ترادف تسلسل
sorites تسلسل منطقی
progressions توالی تسلسل
suited تسلسل نوع
stream of consciousness تسلسل روانی
timeline تسلسل زمانی
the vicious circle دور تسلسل
continuity of operations تسلسل عملیات
vicious circle دور و تسلسل
coneatenation تسلسل سلسله
suits تسلسل نوع
suit تسلسل نوع
continuum رشته مسلسل تسلسل
wage price spiral دور تسلسل دستمزد
epochal تاریخی
monumental تاریخی
historic تاریخی
historical تاریخی
heritage asset میراث تاریخی
parachronism اشتباه تاریخی
chronologic بترتیب تاریخی
coevality هم تاریخی معاصری
historical process فرایند تاریخی
historical theories نظریههای تاریخی
historical development توسعه تاریخی
historical dynamism دینامیسم تاریخی
historical development سیر تاریخی
historical process پویش تاریخی
ogygian ماقبل تاریخی
historical necessity ضرورت تاریخی
historical dynamism پویائی تاریخی
historical dynamism پویایی تاریخی
historical method روش تاریخی
historcicism مکتب تاریخی
chronological بترتیب تاریخی
prehistoric ماقبل تاریخی
quasi historical نیم تاریخی
metachronism لغزش تاریخی
prehistoric پیش تاریخی
metachronism اشتباه تاریخی
epoch عصرتاریخی حادثه تاریخی
epochs عصرتاریخی حادثه تاریخی
historical determinism جبر گرایی تاریخی
chronogram نشان دادن سنوات تاریخی
philologist ویژه گر درزبانشناسی تاریخی وتطبیقی
Celtic cross [چلیپا سنگی تاریخی سلتی]
euhemerism اساس تاریخی برای افسانه ها
they are of no historical هیچ اهمیت تاریخی ندارد
He delivered a historic speech. نطق تاریخی یی ایراد کرد
euhemerize اساس تاریخی قائل شدن برای
vandalizing اثار هنری و تاریخی را ویران کردن
vandalizes اثار هنری و تاریخی را ویران کردن
mundane era تاریخی که مبداان افرینش جهان باشد
protohistory مطالعه اوضاع ماقبل تاریخی انسان
vandalised اثار هنری و تاریخی را ویران کردن
vandalises اثار هنری و تاریخی را ویران کردن
vandalising اثار هنری و تاریخی را ویران کردن
vandalize اثار هنری و تاریخی را ویران کردن
time capsule محفظه محتوی اثار تاریخی وفرهنگی
vandalized اثار هنری و تاریخی را ویران کردن
cromlech ساختمان سنگهای ماقبل تاریخی بشکل تپه
menhir سنگ تاریخی بلندوراست که درافریقاو اروپایافت میشود
red letter day <idiom> روزی که به علت واقعهای روز تاریخی است
geochronology شرح وقایع تاریخی گذشته برمبنای اطلاعات زمین شناسی
moses antedates zoroastes موسی ازحیث سال تاریخی پیش از زردتشت بوده است
historcicism فرضیهای که معتقداست کلیه پدیدههای اجتماعی وفرهنگی باید از لحاظ تاریخی مطالعه شود
isobar دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobare دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobars دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
cementitious دارای مواد سمنتی یا سیمانی دارای خواص سیمان
soft shelled دارای عقیده معتدل حلزون دارای صدف نرم
ringent دارای دهن باز دارای لبان برگشته
low tension دارای فشار ضعیف دارای ولتاژکم
gravel blind دارای چشم تار دارای دید کم
galleried دارای سرسرا دارای اطاق نقاشی
virile دارای نیروی مردی دارای رجولیت
acinaseous دارای تخم و بذر دارای تخمدان
philological وابسته به واژه شناسی یازبان شناسی تاریخی وتطبیقی
accumulation [مجموعه ای از ویژگی های معماری مشتق شده از دوره های مختلف تاریخی با ترتیب زمانی مشخص]
philology زبان شناسی تاریخی وتطبیقی واژه شناسی
date of acquisition تاریخی که به عنوان شروع دوره استیلای خریدار بر مال دردفتر ثبت و اگر مال استهلاک پذیر باشد
outrigged دارای تیر یا دیرک پیش امده دارای چوب یااهن اضافی برای بستن اسب اضافی
association for computers and humanities یک سازمان بین المللی که مشوق تحقیقات در زبان مطالعات ادبی تاریخی انسان شناسی و علوم اجتماعی به کمک کامپیوتر واستفاده از ان در افرینش ومطالعه هنر و موسیقی ورقص میباشد
idiomorphic دارای شکل مخصوص بخود دارای شکل صحیح خود
dye analysis [آنالیز کردن رنگینه های بکار رفته در فرش جهت تعیین طول عمر فرش و سابقه تاریخی نوع رنگینه]
isotropic solutions دارای خواص برابر از هرسو از هر سو دارای همان خواص
end stopped دارای وقفه نهایی منطقی دارای سکته منطقی
Indo-persian rug قالی هندی با طرح ایرانی [اغلب دارای زمینه قرمز یا سبز بوده و از گل های کوچک، پیچک ها، پرندگان، حیوانات و طرح ابر بهره گرفته و دارای تارهای ابریشمی و پود پنبه ای است. به آن هندی-هراتی نیز می گویند.]
off colored دارای رنگ ناجور دارای رنگ مغایر
monadelphous دارای میلههای یک پارچه دارای نافه یک پارچه
polyisotopic دارای چند هم پایه دارای چند ایزوتوپ
winey شراب مانند دارای خصوصیات شراب دارای مزه شراب
winy شراب مانند دارای خصوصیات شراب دارای مزه شراب
pictorial rug قالیچه های تصویری [قالیچه های پرتره] [در اینگونه فرش ها نگاره های معمول فرش ها استفاده نمی شود و در آن از تصاویر انسان، حیوان، طبیعت، بناها و حوادث تاریخی بهره می گیرند. به آن نقش غلط نیز می گویند.]
pentadactyl دارای پنج پنجه دارای پنج زائده شبیه پنجه
glochidiate دارای مو
bilabiate دارای دو لب
fraught with دارای
three legged دارای سه پا
footy دارای پا
trilinear دارای سه خط
three-legged دارای سه پا
iodic دارای ید
odoriferous دارای بو
silicifoeous دارای در کوهی
aulait دارای شیر
shoaly دارای جاهای کم اب
spiriferous دارای عضومارپیچی
mammilate دارای پستان
shelterer دارای حفاظ
rifled دارای خان
divan دارای دوفرفیت
magneto دارای مغناطیس
azotic دارای ازت
short-range دارای برد کم
electives دارای حق انتخاب
sonant دارای اهنگ
elective دارای حق انتخاب
equivocal دارای دومعنی
bodily دارای بدن
backed دارای پشت
social minded دارای افکاراجتماعی
short range دارای برد کم
artiodactylous دارای سم شکافته
artiodactyl دارای سم شکافته
arbitrative دارای اختیارحکمیت
geniculate دارای زانویی
self abnegating دارای کف نفس
monandrous دارای یک شوهر
glanduliferous دارای غد دکوچک
bifocals دارای دو کانون
monoclinal دارای یک شیب
glary دارای تشعشع
amphibolic دارای دو معنی
aluminous دارای زاج
twofold دارای دو چیز
bifocal دارای دو کانون
divans دارای دوفرفیت
sexagenary دارای سن 06 تا96
antithetical دارای ضد ونقیض
antithetic دارای ضد ونقیض
knock kneed دارای زانوی کج
knarred دارای برامدگی
kibed دارای شکاف
miasmal دارای دمه بد بو
miasmatic دارای دمه بد بو
keratinous دارای موادشاخی
monatomic دارای یک جوهرفرد
squibs دارای صدای فش فش
febile دارای حالت تب
feldspathic دارای فلدسپار
strontic دارای استرونیوم
deficient دارای کمبود
redundant دارای اطناب
straight line دارای خط مستقیم
hook nosed دارای بینی کج
fibrinous دارای مودلیفی
legitimate دارای حق مشروع
bimolecular دارای دوملکول
low-spirited دارای روحیه بد
binucleate دارای دو هسته
binuclear دارای دو هسته
swell butted دارای ته گنده
binocular دارای دو چشم
binaural دارای دو گوش
bimotored دارای دوموتور
bimorphemic دارای دوشکل
sulfureous دارای گوگرد
low spirited دارای روحیه بد
legitimated دارای حق مشروع
legitimates دارای حق مشروع
stannic دارای قلع
bicentric دارای دومرکز
staminate دارای جرثومه نر
floaty دارای اب نشین کم
foliolate دارای برگچه
basined دارای ابگیر
longheaded دارای سردراز
lean to دارای چارطاقی
splashy دارای ترشح
stannous دارای قلع
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com