English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (14 milliseconds)
English Persian
seriate دارای تسلسل یاشماره ترتیب مسلسل
Other Matches
continuum رشته مسلسل تسلسل
chronologic دارای تسلسل تاریخی
chronological دارای تسلسل تاریخ
unilinear دارای تغییرات مسلسل از اغاز تا پایان
ordered دارای نظم و ترتیب
machine guns به مسلسل بستن مسلسل
machine gun به مسلسل بستن مسلسل
random processing پردازش داده به ترتیب مورد نیاز و نه ترتیب ذخیره شده
schedules ترتیب انجام کارها یا ترتیب اختصاص زمان CPU برای پردازش در سیستم چند کاربره
scheduled ترتیب انجام کارها یا ترتیب اختصاص زمان CPU برای پردازش در سیستم چند کاربره
schedule ترتیب انجام کارها یا ترتیب اختصاص زمان CPU برای پردازش در سیستم چند کاربره
collocation ترتیب نوبت و ترتیب پرداخت بدهی به طلبکاران
track تسلسل
enchainment تسلسل
tracks تسلسل
tracked تسلسل
concatenation تسلسل
serialization تسلسل
serializability قابلیت تسلسل
propagation sequence تسلسل انتشار
continuity استمرار تسلسل
stream of consciousness تسلسل روانی
sequences ترادف تسلسل
suited تسلسل نوع
progression توالی تسلسل
progressions توالی تسلسل
communication link تسلسل مخابراتی
sequence ترادف تسلسل
timeline تسلسل زمانی
suit تسلسل نوع
sorites تسلسل منطقی
suits تسلسل نوع
the vicious circle دور تسلسل
vicious circle دور و تسلسل
continuity of operations تسلسل عملیات
coneatenation تسلسل سلسله
wage price spiral دور تسلسل دستمزد
chain 1-مجموعهای از فایل ها یادادههای متصل بهم به ترتیب 2-مجموعهای از دستورالعمل ها که به ترتیب اجرا می شوند
chains 1-مجموعهای از فایل ها یادادههای متصل بهم به ترتیب 2-مجموعهای از دستورالعمل ها که به ترتیب اجرا می شوند
firing order ترتیب احتراق موتور وایرچینی موتور ترتیب تیراندازی سلاح
catenulate مسلسل
reeling مسلسل
reels مسلسل
uninterrupted مسلسل
serial مسلسل
mitrailleuse مسلسل
serials مسلسل
sorites مسلسل
reeled مسلسل
machine gunner مسلسل چی
catenation مسلسل
catenary مسلسل
machine guns مسلسل
running hand خط مسلسل
machine gun مسلسل
unceasing مسلسل
reel مسلسل
batting order ترتیب ورود توپزنها به بازی بیس بال ترتیب ورود توپزنهابه بازی کریکت
serialises مسلسل کردن
serialize مسلسل کردن
unbroke مسلسل ناشکسته
serialising مسلسل کردن
serialized مسلسل کردن
successive متوالی مسلسل
tommy gun مسلسل دستی
seriatim بطور مسلسل
rafale رگبار مسلسل
unbroken مسلسل ناشکسته
cyclic مسلسل رگبار
serializing مسلسل کردن
in series بطور مسلسل
serializes مسلسل کردن
submachinegun مسلسل دستی
serially بطور مسلسل
sub-machine gun مسلسل دستی
lewis gun یکجور مسلسل
continued propotion تناسب مسلسل
machine gun به مسلسل بستن
machine guns به مسلسل بستن
serialised مسلسل کردن
sub-machine guns مسلسل دستی
pealing صدای مسلسل غوغا
peals صدای مسلسل غوغا
soritical مبنی برقیام مسلسل
pealed صدای مسلسل غوغا
suite رشته مسلسل اپارتمان
pom-poms مسلسل خودکار دورزن
race ring رینگ و پایه مسلسل
skate mount رینگ و پایه مسلسل
pom-pom مسلسل خودکار دورزن
suites رشته مسلسل اپارتمان
peal صدای مسلسل غوغا
pill box خانه کوچک اشیان مسلسل
pom pom مسلسل خود کار02 تا 04میلیمتری
In chronological order. بترتیب تاریخ ( بطور مسلسل )
sten مسلسل سبک 9 میلمتری انگلیسی
tract داستان یانمایشنامه ویاحوادث مسلسل
tracts داستان یانمایشنامه ویاحوادث مسلسل
catenate چون دانههای زنجیر مسلسل کردن
twitter صداهای مسلسل ومتناوب ایجاد کردن
twittered صداهای مسلسل ومتناوب ایجاد کردن
twittering صداهای مسلسل ومتناوب ایجاد کردن
twitters صداهای مسلسل ومتناوب ایجاد کردن
panoramically بشکل دورنمای مسلسل بطوروسیع و پیوسته
chain react دچار واکنشهای مسلسل وزنجیری شدن
skate mount پایه دوار مسلسل روی خودرو
strafed با هواپیما زیر رگبار مسلسل وتوپ گرفتن
strafe با هواپیما زیر رگبار مسلسل وتوپ گرفتن
nordenfelt یکجور مسلسل که سوئدی اختراع کرده است
strafes با هواپیما زیر رگبار مسلسل وتوپ گرفتن
strafing به مسلسل بستن هدفهای زمینی به وسیله هواپیما
accession number نمره مسلسل کتابی که به کتب کتابخانه افزوده میشود
pantoscope دوربین عکاسی که عدسی گردنده داردوازدورنمای مسلسل عکس برمیدارد
panoramic camera دوربین عکاسی که عدسی گردنده داردو ازدورنمای مسلسل عکس برمیدارد
isobar دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobare دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobars دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
soft shelled دارای عقیده معتدل حلزون دارای صدف نرم
cementitious دارای مواد سمنتی یا سیمانی دارای خواص سیمان
ringent دارای دهن باز دارای لبان برگشته
virile دارای نیروی مردی دارای رجولیت
low tension دارای فشار ضعیف دارای ولتاژکم
galleried دارای سرسرا دارای اطاق نقاشی
gravel blind دارای چشم تار دارای دید کم
acinaseous دارای تخم و بذر دارای تخمدان
outrigged دارای تیر یا دیرک پیش امده دارای چوب یااهن اضافی برای بستن اسب اضافی
interlinking مسلسل کردن بهم جفت کردن
interlink مسلسل کردن بهم جفت کردن
interlinks مسلسل کردن بهم جفت کردن
interlinked مسلسل کردن بهم جفت کردن
idiomorphic دارای شکل مخصوص بخود دارای شکل صحیح خود
management ترتیب
out of kelter بی ترتیب
immethodical بی ترتیب
sequence ترتیب
ordering ترتیب
to order <idiom> به ترتیب
serialization ترتیب
systems ترتیب
system ترتیب
configuration ترتیب
collocation ترتیب
anomalies بی ترتیب
in series به ترتیب
disorderly بی ترتیب
orderliness ترتیب
assortments ترتیب
anomaly بی ترتیب
managements ترتیب
assortment ترتیب
regvlarity ترتیب
irregular بی ترتیب
catenation ترتیب
regularities ترتیب
arr ترتیب
ataxic بی ترتیب
kelter or kilter ترتیب
configurations ترتیب
arrangment ترتیب
arramgement ترتیب
kelter ترتیب
order ترتیب
ordonnance ترتیب
orderless بی ترتیب
randomly بی ترتیب
random بی ترتیب
lay out ترتیب
regularity ترتیب
organizations ترتیب
organization ترتیب
organisations ترتیب
pial بی ترتیب
to make an arrangement ترتیب
arrangements ترتیب
respectively به ترتیب
sequences ترتیب
arrangement ترتیب
set up ترتیب
concatenate مسلسل کردن الحاق کردن
submachinegun مسلسل خودکار یانیمه خودکار
precedence ترتیب تقدم
word order ترتیب واژه ها
sequence ترتیب دادن
ordains ترتیب دادن
tactics نظم و ترتیب
lighting scheme ترتیب روشنایی
sequences رشته ترتیب
sequences ترتیب دادن
relative location ترتیب نسبی
ratings ترتیب تقدم
in chronological order به ترتیب تاریخ
disciplining تادیب ترتیب
rating ترتیب تقدم
line-ups به ترتیب ایستادن
line up به ترتیب ایستادن
In this order. In this way. باین ترتیب
sequence رشته ترتیب
system نظم ترتیب
instrumentation ترتیب اهنگ
dresses ترتیب دادن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com