English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (5 milliseconds)
English Persian
levorotary دارای تمایل چرخش بطرف چپ چپ گرد
levorotatory دارای تمایل چرخش بطرف چپ چپ گرد
Other Matches
adductor تمایل عضو بطرف محور
step turn چرخش بطرف پایین تپه
capacole چرخش بطرف چپ وراست پلکان مارپیچ
declinatory دارای تمایل
frigid دارای اندکی تمایل جنسی
undersexed دارای تمایل جنسی کمتر ازطبیعی
nose up چرخش حول محور عرضی وخارج شدن محور طولی ازوضعیت تراز بطرف اوج
ssquare rig کشتی دکل دار دارای بادبان خم شده بطرف دکل
skyward بطرف اسمان بطرف بالا
waltz three سه چرخش که پای ازاد درانتهای هر چرخش تماس بازمین پیدا میکند
single action یک بار چرخش قرقره با یک بار چرخش دسته
proclivity تمایل
proneness تمایل
appetence تمایل
declination تمایل
appetency تمایل
trepan تمایل
month's mind تمایل
propensity تمایل
tendency تمایل
tendencies تمایل
orientation تمایل
gravitation تمایل
sentiment تمایل
liking تمایل
aclinic بی تمایل
addictedness تمایل
nisus تمایل
proclivities تمایل
leaning تمایل
propensities تمایل
appetence or tency تمایل
left justification تمایل به چپ
leanings تمایل
disposition تمایل
intention تمایل
intentions تمایل
disinclined بی تمایل
unwilling بی تمایل
recumbency تمایل
trends تمایل
would تمایل
trend تمایل
pendulum تمایل
pendulums تمایل
in بطرف
into بطرف
levo بطرف چپ
at بطرف
in- بطرف
aptitudes تمایل طبیعی
propensities تمایل طبیعی
propensity تمایل طبیعی
aptitude تمایل طبیعی
gust تمایل مزمزه
wish [would like] تمایل داشتن
work effort تمایل به کار
gusts تمایل مزمزه
vein حالت تمایل
self immolation تمایل به خودکشی
against his grain برخلاف تمایل او
central tendency تمایل به مرکز
landscape orientation تمایل افقی
sinistral تمایل بچپ
affect تمایل داشتن
streaking تمایل میل
streaks تمایل میل
propensity to consume تمایل به مصرف
hang تردید تمایل
propend تمایل داشتن
list تمایل کجی
proclivity to steal تمایل بدزدی
caprices تمایل فکری
predispostion تمایل قبلی
hangs تردید تمایل
preoccupations تمایل شیفتگی
preoccupation تمایل شیفتگی
affects تمایل داشتن
fugitiveness تمایل به فرار
predilection تمایل قبلی
predilections تمایل قبلی
caprice تمایل فکری
fantasy میل تمایل
veins حالت تمایل
fantasies میل تمایل
streak تمایل میل
portraint orientation تمایل عمودی
tilt کجی تمایل
disinclination عدم تمایل
falloff تمایل داشتن
trepan تمایل داشتن
lean تمایل داشتن
leaned تمایل داشتن
leans تمایل داشتن
antipathetic فاقد تمایل
reactive tendency تمایل واکنشی
inclining تعظیم تمایل
streaked تمایل میل
inclination تمایل شیب
tilted کجی تمایل
tilts کجی تمایل
polarities تمایل قطبی
polarity تمایل قطبی
the herd instinct تمایل بگروه
coastwards بطرف ساحل
to win over to one's side بطرف خوداوردن
rearward بطرف عقب
upgrade بطرف بالا
homeward بطرف منزل
forwards بطرف جلو
coastward بطرف ساحل
cephalad متمایل بطرف سر
on بعلت بطرف
cityward بطرف شهر
upward بطرف بالا
upgrading بطرف بالا
abaft بطرف عقب
without بطرف خارج
pakkorro بطرف بیرون
upwards بطرف بالا
upgraded بطرف بالا
onwards بطرف جلو
heavenward بطرف اسمان
toward بطرف نسبت به
aport بطرف چپ کشتی
manward بطرف انسان
mediad بطرف وسط
mesail بطرف وسط
mesal بطرف وسط
apporro بطرف جلو
downwards بطرف پائین
riverward بطرف رودخانه
atop بطرف بالا
upgrades بطرف بالا
edgewise بطرف لبه
to بطرف روبطرف
eastwards بطرف مشرق
earthwards بطرف زمین
homes بطرف خانه
home بطرف خانه
earthward بطرف زمین
edgeways بطرف جلوباشد
frontward بطرف جلو
frontwards بطرف جلو
with بطرف درجهت
orient بطرف خاوررفتن
to the east of بطرف مشرق
dorsad بطرف پشت
orienting بطرف خاوررفتن
orients بطرف خاوررفتن
bias تمایل بیک طرف
biases تمایل بیک طرف
marginal propensity to absorb تمایل نهائی به جذب
marginal propensity to expend تمایل نهائی به مخارج
proclivity تمایل طبیعی بچیز بد
argumentativeness تمایل یاعادت به جدال
inclination for any thing تمایل یا میل بچیزی
proclivities تمایل طبیعی بچیز بد
low marginal propensity to cunsume تمایل ارام به مصرف
express willingness اظهار تمایل کردن
take to تمایل پیدا کردن
yen تمایل رغبت شدید
propensity to do evil تمایل به بدی کردن
odds تمایل بیک سو احتمالات
tilt angle زاویه تمایل به طرفین
evasiveness تمایل به طفره یاگریز
uptrend تمایل بسوی بالا
kindlily با تمایل به مهربانی مهربانانه
turn تمایل تغییر جهت
rapprochement نزدیکی تمایل بدوستی
tendency toward something تمایل به سوی چیزی
take to تمایل پیدا کردن به
turns تمایل تغییر جهت
to take a ply تمایل پیدا کردن
hade تمایل پیدا کردن
upthrust حرکت بطرف بالا
upstroke خط منبسط بطرف بالا
uptilt بطرف بالا کج کردن
ina northerly direction بطرف شمال شمالا
ap chagi ضربه پا بطرف جلو
inwards or inward بطرف داخل بباطن
downstroke ضربه بطرف پایین
biteuro chagi ضربه پا بطرف اریب
southeastward بطرف جنوب شرقی
upwell بطرف بالا رفتن
lean تکیه دادن بطرف
gravitate متمایل شدن بطرف
outwards بطرف خارج بیرونی
gravitating متمایل شدن بطرف
deasil متمایل بطرف راست
adaxial متمایل بطرف محور
inboard بطرف مرکز کشتی
athwart از طرفی بطرف دیگر
leans تکیه دادن بطرف
northeastward بطرف شمال شرقی
astern بطرف عقب پسین
norther بیشتر بطرف شمال
northwardly بطرف شمال شمالی
northwestwards بطرف شمال غربی
gravitates متمایل شدن بطرف
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com