Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (39 milliseconds)
English
Persian
pane
دارای جام شیشه کردن
panes
دارای جام شیشه کردن
Other Matches
wire glass
شیشه دارای شبکه سیمی در متن ان
wired glass
شیشه دارای شبکه سیمی در متن ان
manganic
دارای مغنیساوابسته بسنگ سیاه شیشه گران
ground glass
نوعی شیشه نورافشان که دارای سطحی تراشیده است
manganesian
مغنیسایی دارای مغنیساوابسته بسنگ سیاه شیشه گران
vitrescent
اماده برای تبدیل به شیشه دارای خاصیت شیشهای
plate glass
شیشه سنگ شیشه تختهای
ink bottle
شیشه مرکب شیشه جوهر
glassman
تاجر شیشه شیشه ساز
to temper
[metal or glass]
آب دادن
[سخت کردن]
[آبدیده کردن]
[بازپخت کردن]
[فلز یا شیشه]
flatbed
وسیلهای با شیشه مسط ح که کار هنری روی آن قرار می گیرد نوک اسکن زیر شیشه حرکت میکند و تصویر را به فایل گرافیکی تبدیل میکند
to f. glass
شیشه گری کردن
rack
خون مستاجررا در شیشه کردن
racks
خون مستاجررا در شیشه کردن
wracked
خون مستاجررا در شیشه کردن
wracks
خون مستاجررا در شیشه کردن
he is blowing glass
شیشه را با فوت درست کردن
racked
خون مستاجررا در شیشه کردن
vitrify
بصورت شیشه در اوردن بصورت شیشه درامدن
putty powder
گرد قلع و سرب که برای پاک کردن شیشه و فلز بکار می برند
jeweller's putty
گرد قلع و سرب که برای پاک کردن شیشه و فلز بکار می برند
glass wool
پشم یا براده شیشه پشم شیشه
personate
خودرا بجای دیگری قلمداد کردن دارای شخصیت کردن
curbed
محدود کردن دارای دیواره یا حایل کردن تحت کنترل دراوردن فرونشاندن
grates
باشبکه مجهز کردن شبکه دارکردن دارای نرده وپنجره اهنی کردن
curbs
محدود کردن دارای دیواره یا حایل کردن تحت کنترل دراوردن فرونشاندن
curb
محدود کردن دارای دیواره یا حایل کردن تحت کنترل دراوردن فرونشاندن
grate
باشبکه مجهز کردن شبکه دارکردن دارای نرده وپنجره اهنی کردن
curbing
محدود کردن دارای دیواره یا حایل کردن تحت کنترل دراوردن فرونشاندن
grated
باشبکه مجهز کردن شبکه دارکردن دارای نرده وپنجره اهنی کردن
incorporating
جادادن دارای شخصیت حقوقی کردن ثبت کردن
militarize
جنگ طلب کردن دارای روح نظامی کردن
incorporates
جادادن دارای شخصیت حقوقی کردن ثبت کردن
threads
دارای خطوط برجسته کردن حدیده وقلاویز کردن
incorporate
جادادن دارای شخصیت حقوقی کردن ثبت کردن
thread
دارای خطوط برجسته کردن حدیده وقلاویز کردن
edges
: دارای لبه تیز کردن تحریک کردن
edge
: دارای لبه تیز کردن تحریک کردن
reman
دارای نفرات تازه کردن مردانگی کردن
isobare
دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobars
دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobar
دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
soft shelled
دارای عقیده معتدل حلزون دارای صدف نرم
cementitious
دارای مواد سمنتی یا سیمانی دارای خواص سیمان
ringent
دارای دهن باز دارای لبان برگشته
inflame
دارای اماس کردن ملتهب کردن
fortify
دارای استحکامات کردن تقویت کردن
fortifies
دارای استحکامات کردن تقویت کردن
fortifying
دارای استحکامات کردن تقویت کردن
inflames
دارای اماس کردن ملتهب کردن
furnishing
دارای اثاثه کردن مجهز کردن
furnish
دارای اثاثه کردن مجهز کردن
catalyze
دارای اثرمجاورتی کردن تسریع کردن
furnishes
دارای اثاثه کردن مجهز کردن
inflaming
دارای اماس کردن ملتهب کردن
innervate
دارای پی کردن
substantivize
دارای ماهیت کردن
insoul
دارای روح کردن
indexes
:دارای فهرست کردن
zigzag
دارای پیچ و خم کردن
populates
دارای جمعیت کردن
potentialize
دارای استعداد کردن
populating
دارای جمعیت کردن
personalize
دارای شخصیت کردن
tooth
دارای دندان کردن
zigzagged
دارای پیچ و خم کردن
nationalizing
دارای ملیت کردن
nationalizes
دارای ملیت کردن
tinkle
دارای طنین کردن
nationalize
دارای ملیت کردن
nationalising
دارای ملیت کردن
nationalises
دارای ملیت کردن
populate
دارای جمعیت کردن
zigzags
دارای پیچ و خم کردن
freckle
خال دارای کک مک کردن
rampart
دارای استحکامات کردن
crenellate
دارای کنگره کردن
fluoridate
دارای فلورید کردن
whipstitch
دارای مرز کردن
crenelate
دارای کنگره کردن
varnish
دارای فاهرخوب کردن
varnished
دارای فاهرخوب کردن
varnishes
دارای فاهرخوب کردن
varnishing
دارای فاهرخوب کردن
index
:دارای فهرست کردن
nitrogenize
دارای نیتروژن کردن
nationalised
دارای ملیت کردن
castellate
دارای استحکامات کردن
indexed
:دارای فهرست کردن
zigzagging
دارای پیچ و خم کردن
body
دارای جسم کردن
personifying
دارای شخصیت کردن
personifies
دارای شخصیت کردن
systemize
دارای همست کردن
tinkles
دارای طنین کردن
vitaminize
دارای ویتامین کردن
vallum
دارای استحکامات کردن
transistorize
دارای ترانسیتور کردن
personify
دارای شخصیت کردن
embrasures
دارای منفذ کردن
hydrogenate
دارای هیدروژن کردن
bodies
دارای جسم کردن
hydroxylate
دارای هیدروکسیل کردن
embrasure
دارای منفذ کردن
ensoul
دارای روح کردن
tinkling
دارای طنین کردن
personified
دارای شخصیت کردن
gift
دارای استعداد کردن
tinkled
دارای طنین کردن
gifts
دارای استعداد کردن
acinaseous
دارای تخم و بذر دارای تخمدان
virile
دارای نیروی مردی دارای رجولیت
low tension
دارای فشار ضعیف دارای ولتاژکم
galleried
دارای سرسرا دارای اطاق نقاشی
gravel blind
دارای چشم تار دارای دید کم
glass
شیشه
bottles
شیشه
glazier
شیشه گر
water glass
اب شیشه
bottle
شیشه
glass cutter
شیشه بر
plate
شیشه
pane
شیشه
plates
شیشه
glass blower
شیشه گر
glassblower
شیشه گر
panes
شیشه
glazier
شیشه بر
granulate
دارای ذرات ریز کردن
rehabilitated
دارای امتیازات اولیه کردن
prongs
دارای چنگک یا چنگال کردن
criss-crosses
دارای نقش چلیپایی کردن
fulcrum
دارای نقطه اتکاء کردن
prong
دارای چنگک یا چنگال کردن
ravines
دارای دره تنگ کردن
rehabilitate
دارای امتیازات اولیه کردن
reengine
دارای موتور تازه کردن
sanitate
دارای لوازم بهداشتی کردن
hyphenate
بوسیله خط دارای فاصله کردن
ravine
دارای دره تنگ کردن
criss-crossing
دارای نقش چلیپایی کردن
wigs
دارای گیس مصنوعی کردن
bedevilled
دارای روح شیطانی کردن
criss-crossed
دارای نقش چلیپایی کردن
tat
دارای حاشیه توری کردن
flyspeck
دارای لکه مگس کردن
criss-cross
دارای نقش چلیپایی کردن
wig
دارای گیس مصنوعی کردن
to p a thing person with athing
کسی را دارای چیزی کردن
rehabilitates
دارای امتیازات اولیه کردن
bedevilling
دارای روح شیطانی کردن
bedevils
دارای روح شیطانی کردن
tongues
گفتن دارای زبانه کردن
to p a thing for a person
کسی را دارای چیزی کردن
bedevil
دارای روح شیطانی کردن
rehabilitating
دارای امتیازات اولیه کردن
methodize
دارای روش یاقاعدهای کردن
quartzite brick
سنگ شیشه
crown glass
شیشه گردیاچرخی
sandiver
ریم شیشه
sheet glass
شیشه ورقی
windowpane
شیشه پنجره
glass cloth
شیشه پاک کن
hyaline
شیشه مانند
glass blowing
شیشه گری
glass wool
پشم شیشه
glasswork
شیشه سازی
glasswool
پشم شیشه
sheetglass
شیشه ورق
sheetglass
ورق شیشه
glassman
شیشه فروشی
foamglass
شیشه کفی
sandiver
خلط شیشه
optic
شیشه عینک
glassmaker
شیشه ساز
glassworker
شیشه ساز
stined glass
شیشه رنگی
glaze
شیشه انداختن
panes
جام شیشه
glass rebate
دوراهه شیشه
glasshouses
شیشه گرخانه
glazing
شیشه کاری
ornamental glass
شیشه تزئینی
glass dust
خرده شیشه
glaziery
شیشه بری
safety glass
شیشه اطمینان
glazing
شیشه بری
focusing screen
شیشه مات
safety glass
شیشه نشکن
foamglass
شیشه اسفنجی
glaze
لعاب شیشه
safety glass
شیشه بی خطراتومبیل
anti dazzle screen
شیشه نورگیر
glazes
لعاب شیشه
panes
قاب شیشه
glass frit
شیشه متخلخل
stock bottle
شیشه ذخیره
brush
شیشه شور
granulated glass
شیشه اج دار
brushes
شیشه شور
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com