Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
English
Persian
acrocephalic
دارای جمجمهء هرمی شکل
Other Matches
acrocephaly
جمجمهء هرمی شکل
acrocephalia
جمجمهء هرمی شکل
zoisite
دارای بلورهای هرمی شکل مرکب از سلیکات قلیایی وا لومینیومی
pyramidal
هرمی
pyramidic
هرمی
pyramidical
هرمی
bipyramidal
دو هرمی
pyramidal tracts
رشتههای هرمی
pyramidal area
ناحیه هرمی
pyramidal structure
ساختار هرمی
pyramidalization
هرمی شدن
needling
ستون هرمی شکل
hollow square
[گچ بری هرمی رومی]
trigonal bipyramid
دو هرمی مثلث القاعده
extrapyramidal system
دستگاه برون هرمی
needle
ستون هرمی شکل
needled
ستون هرمی شکل
needles
ستون هرمی شکل
extrapyramidal motor system
دستگاه حرکتی برون هرمی
trigonal bipyramidal molecule
مولکول دو هرمی مثلث القاعده
obelisk
ستون هرمی شکل سنگی
obelisks
ستون هرمی شکل سنگی
square pyramidal molecule
مولکول هرمی مربع القاعده
aguilla
[ستون هرمی شکل سنگی]
ziggurat
برج بلند و طبقهء هرمی شکل پلکان دار
zikkurat
برج بلند و طبقهء هرمی شکل پلکان دار
zikyrat
برج بلند و طبقهء هرمی شکل پلکان دار
sea anchor
وسیله هرمی شکل یا چتربرزنتی که به دنبال قایق بسته میشود تاباد مانع تغییرمسیرنشود
caban
طرز قرار گرفتن پایه هابصورت هرمی برای نگه داشتن بال بالای بدنه
pyramiding
سیستم مدیریت هرمی حالتی که چندین شرکت تحت تملک یا اداره یک موسسه بزرگ قرار گیرند
isobare
دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobar
دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobars
دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
cementitious
دارای مواد سمنتی یا سیمانی دارای خواص سیمان
soft shelled
دارای عقیده معتدل حلزون دارای صدف نرم
ringent
دارای دهن باز دارای لبان برگشته
galleried
دارای سرسرا دارای اطاق نقاشی
low tension
دارای فشار ضعیف دارای ولتاژکم
gravel blind
دارای چشم تار دارای دید کم
acinaseous
دارای تخم و بذر دارای تخمدان
virile
دارای نیروی مردی دارای رجولیت
outrigged
دارای تیر یا دیرک پیش امده دارای چوب یااهن اضافی برای بستن اسب اضافی
idiomorphic
دارای شکل مخصوص بخود دارای شکل صحیح خود
end stopped
دارای وقفه نهایی منطقی دارای سکته منطقی
isotropic solutions
دارای خواص برابر از هرسو از هر سو دارای همان خواص
Indo-persian rug
قالی هندی با طرح ایرانی
[اغلب دارای زمینه قرمز یا سبز بوده و از گل های کوچک، پیچک ها، پرندگان، حیوانات و طرح ابر بهره گرفته و دارای تارهای ابریشمی و پود پنبه ای است. به آن هندی-هراتی نیز می گویند.]
polyisotopic
دارای چند هم پایه دارای چند ایزوتوپ
monadelphous
دارای میلههای یک پارچه دارای نافه یک پارچه
off colored
دارای رنگ ناجور دارای رنگ مغایر
winey
شراب مانند دارای خصوصیات شراب دارای مزه شراب
winy
شراب مانند دارای خصوصیات شراب دارای مزه شراب
pentadactyl
دارای پنج پنجه دارای پنج زائده شبیه پنجه
trilinear
دارای سه خط
footy
دارای پا
fraught with
دارای
three legged
دارای سه پا
glochidiate
دارای مو
bilabiate
دارای دو لب
odoriferous
دارای بو
iodic
دارای ید
three-legged
دارای سه پا
weighted
دارای وزن
salaried
دارای حقوق
of that ilk
دارای همان جا
portentous
دارای فال بد
deadbeats
دارای سکون
deadbeat
دارای سکون
monandrous
دارای یک شوهر
miasmatic
دارای دمه بد بو
miasmal
دارای دمه بد بو
overbusy
دارای کارزیاد
palmy
دارای نخل
petiolate
دارای دمگل
splash
دارای ترشح
papillose
دارای برامدگی
pelliculate
دارای پوسته
splashes
دارای ترشح
formal
دارای فکر
monatomic
دارای یک جوهرفرد
monoclinal
دارای یک شیب
myrrhy
دارای بوی مر
nucleate
دارای هسته
myrrhic
دارای بوی مر
stilted
دارای چوب پا
synonymous
دارای ترادف
nitrous
دارای شوره
synonymous
دارای تشابه
multilineal
دارای چندین خط
multiflorous
دارای بیش از سه گل
multifid
دارای چندشکاف
muciferous
دارای مخاط
monopetalous
دارای یک گلبرگ
monometallic
دارای یک فلز
melodious
دارای ملودی
melodic
دارای ملودی
prerogative
دارای حق ویژه
prerogatives
دارای حق ویژه
energetic
دارای انرژی
monogamous
دارای یک همسر
redundant
دارای اطناب
splashy
دارای ترشح
spirituous
دارای الکل
legitimate
دارای حق مشروع
legitimated
دارای حق مشروع
legitimates
دارای حق مشروع
legitimating
دارای حق مشروع
rectilinear
دارای مسیرمستقیم
flabby
دارای عضلات شل
spiriferous
دارای عضومارپیچی
sonant
دارای اهنگ
social minded
دارای افکاراجتماعی
silicifoeous
دارای در کوهی
deficient
دارای کمبود
staminate
دارای جرثومه نر
stannic
دارای قلع
monogamous
دارای یک زن یا یک شوهر
bigamous
دارای دو زن یا دو شوهر
swell butted
دارای ته گنده
sulfureous
دارای گوگرد
undersigned
دارای امضاء
strontic
دارای استرونیوم
straight line
دارای خط مستقیم
squib
دارای صدای فش فش
squibs
دارای صدای فش فش
stannous
دارای قلع
low spirited
دارای روحیه بد
low-spirited
دارای روحیه بد
shoaly
دارای جاهای کم اب
shelterer
دارای حفاظ
pulsant
دارای تپش
pseudonymous
دارای تخلص
primiparous
دارای یک اولاد
primipara
دارای یک اولاد
prerogatived
دارای حق ویژه
preemptor
دارای حق شفعه
pre emptive
دارای حق شفعه
artiodactyl
دارای سم شکافته
polygamous
دارای چند زن
plumose
دارای دسته پر
pinnular
دارای بالچه
pinnular
دارای برگچه
pileate
دارای کلاهک
pulsatile
دارای تپش
quartziferous
دارای در کوهی
rarely beautiful
دارای زیبائی
equivocal
دارای دومعنی
backed
دارای پشت
short range
دارای برد کم
short-range
دارای برد کم
sexagenary
دارای سن 06 تا96
handy
<adj.>
دارای مزیت
self abnegating
دارای کف نفس
rifled
دارای خان
sabulous
دارای شن ریزه
rugose
دارای رکه
reversioner
دارای حق رجوع
reboant
دارای واکنش
rattly
دارای صدای تق تق
petiolated
دارای دمگل
foliolate
دارای برگچه
azotic
دارای ازت
basined
دارای ابگیر
dyslogistic
دارای خاطرات بد
bicentric
دارای دومرکز
bichrome
دارای دو رنگ
double tongued
دارای دوقول
dolose
دارای قصدجرم
bimolecular
دارای دوملکول
bimorphemic
دارای دوشکل
bimotored
دارای دوموتور
binaural
دارای دو گوش
binocular
دارای دو چشم
binuclear
دارای دو هسته
entitative
دارای وجودخارجی
aulait
دارای شیر
bipartite
دارای دوقسمت
floaty
دارای اب نشین کم
adamantean
دارای تلئلو
fibrinous
دارای مودلیفی
aluminous
دارای زاج
amphibolic
دارای دو معنی
feldspathic
دارای فلدسپار
febile
دارای حالت تب
far reaching
دارای اثرزیاد
antithetic
دارای ضد ونقیض
antithetical
دارای ضد ونقیض
arbitrative
دارای اختیارحکمیت
artiodactylous
دارای سم شکافته
binucleate
دارای دو هسته
binucleated
دارای دو هسته
biradial
دارای دوشعاع
calcic
دارای اهک
declinatory
دارای تمایل
capitated
دارای سرمجزا
dartrous
دارای تبخال
cuspidal
دارای برامدگی
cephalous
دارای کله
cretaceous
دارای گچ فراوان
crepitant
دارای صدای خش خش
chinned
دارای چانه
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com