English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
English Persian
licentiate دارای جواز لیسانسیه
Other Matches
patent medicine داروی دارای جواز وزارت بهداری
patent medicines داروی دارای جواز وزارت بهداری
licensees لیسانسیه
licensee لیسانسیه
bachelors لیسانسیه لیسانس
bachelors لیسانسیه مهندس
bachelor لیسانسیه مهندس
baccalaureate لیسانسیه یا مهندس
bachelor لیسانسیه لیسانس
gaduate لیسانسیه فارغ التحصیل پیمانه درجه دار
sanctions جواز
patents جواز
permitting جواز
permit جواز
permits جواز
sanctioning جواز
licence جواز
licences جواز
licenses جواز
laissez passer جواز
sanction جواز
sanctioned جواز
indult جواز
patent جواز
license جواز
immunity جواز
revocability جواز
pass جواز
licensing جواز
patenting جواز
passes جواز
patented جواز
passed جواز
kashruth حالت جواز
licenses پروانه جواز
licenses جواز شغل
immediacy قرب جواز
licencee دارنده جواز
passed جواز گذرنامه
paper جواز پروانه
kashrut حالت جواز
justifiability جواز شرعی
import licence جواز واردات
impermissibility عدم جواز
papered جواز پروانه
licensing پروانه جواز
licence پروانه جواز
licence جواز شغل
license جواز شغل
passes جواز گذرنامه
licences پروانه جواز
permits پروانه جواز
residence permit جواز اقامت
license پروانه جواز
papering جواز پروانه
licences جواز شغل
permit of residence جواز اقامت
permission to stay جواز اقامت
permission to reside جواز اقامت
licensee صاحب جواز
safe conduct جواز امان
safe conducts جواز امان
bill of loading جواز کشتی
safe-conducts جواز امان
canonicity جواز شرعی
permit holder صاحب جواز
permit پروانه جواز
licensees صاحب جواز
permitting پروانه جواز
papers جواز پروانه
conduct safe جواز امان
passports جواز سفر
licensing جواز شغل
plevin جواز امان
pass جواز گذرنامه
passport جواز سفر
registries جواز ثبت کشتی
registries جواز کشتی محضر
registry جواز ثبت کشتی
licensees صاحب جواز یا امتیاز
registry جواز کشتی محضر
student residence permit جواز اقامت دانشجوئی
licensee صاحب جواز یا امتیاز
licensor اعطاء کننده جواز
licencor اعطاء کننده جواز
permanent residence permit جواز اقامت دائمی
indefinite leave to remain [British E] جواز اقامت دائمی
licensees صاحب جواز دارنده پروانه
licensee صاحب جواز دارنده پروانه
safe-conducts جواز عبور و مرور درمنطقه نظامی
safe conduct جواز عبور و مرور درمنطقه نظامی
safe conducts جواز عبور و مرور درمنطقه نظامی
stratosphere طبقه فوقانی جواز 11 کیلومتر ببالا
isobars دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobar دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobare دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
cementitious دارای مواد سمنتی یا سیمانی دارای خواص سیمان
soft shelled دارای عقیده معتدل حلزون دارای صدف نرم
ringent دارای دهن باز دارای لبان برگشته
acinaseous دارای تخم و بذر دارای تخمدان
low tension دارای فشار ضعیف دارای ولتاژکم
gravel blind دارای چشم تار دارای دید کم
virile دارای نیروی مردی دارای رجولیت
galleried دارای سرسرا دارای اطاق نقاشی
arrentation پروانه یا جواز بهره برداری ار اراضی جنگلی در ازای پرداخت اجاره سالانه معین
outrigged دارای تیر یا دیرک پیش امده دارای چوب یااهن اضافی برای بستن اسب اضافی
idiomorphic دارای شکل مخصوص بخود دارای شکل صحیح خود
end stopped دارای وقفه نهایی منطقی دارای سکته منطقی
isotropic solutions دارای خواص برابر از هرسو از هر سو دارای همان خواص
Indo-persian rug قالی هندی با طرح ایرانی [اغلب دارای زمینه قرمز یا سبز بوده و از گل های کوچک، پیچک ها، پرندگان، حیوانات و طرح ابر بهره گرفته و دارای تارهای ابریشمی و پود پنبه ای است. به آن هندی-هراتی نیز می گویند.]
polyisotopic دارای چند هم پایه دارای چند ایزوتوپ
off colored دارای رنگ ناجور دارای رنگ مغایر
monadelphous دارای میلههای یک پارچه دارای نافه یک پارچه
export licence جواز صدور مجوز صدور
winey شراب مانند دارای خصوصیات شراب دارای مزه شراب
winy شراب مانند دارای خصوصیات شراب دارای مزه شراب
pentadactyl دارای پنج پنجه دارای پنج زائده شبیه پنجه
footy دارای پا
trilinear دارای سه خط
iodic دارای ید
three-legged دارای سه پا
odoriferous دارای بو
bilabiate دارای دو لب
glochidiate دارای مو
fraught with دارای
three legged دارای سه پا
underweight دارای کسروزن
bipartite دارای دوقسمت
antithetical دارای ضد ونقیض
antithetic دارای ضد ونقیض
undersigned دارای امضاء
basined دارای ابگیر
unidirection دارای یک جهت
unidirectional دارای یک جهت
azotic دارای ازت
aulait دارای شیر
arbitrative دارای اختیارحکمیت
bichrome دارای دو رنگ
bimolecular دارای دوملکول
bimorphemic دارای دوشکل
bimotored دارای دوموتور
bicentric دارای دومرکز
binaural دارای دو گوش
artiodactyl دارای سم شکافته
binocular دارای دو چشم
binuclear دارای دو هسته
binucleate دارای دو هسته
binucleated دارای دو هسته
artiodactylous دارای سم شکافته
umbrageous دارای سوفن
backed دارای پشت
synonymous دارای ترادف
synonymous دارای تشابه
windiness دارای باد
melodious دارای ملودی
melodic دارای ملودی
whizzer دارای صدای غژ
prerogative دارای حق ویژه
prerogatives دارای حق ویژه
salaried دارای حقوق
formal دارای فکر
splash دارای ترشح
splashes دارای ترشح
splashing دارای ترشح
bifocals دارای دو کانون
twofold دارای دو چیز
stilted دارای چوب پا
energetic دارای انرژی
short range دارای برد کم
short-range دارای برد کم
rifled دارای خان
parenthetical دارای کمانک
infatuated دارای داوری بد
family men دارای نانخور
family man دارای نانخور
curvy دارای انحنا
weighted دارای وزن
allergic دارای حساسیت به
zygomorphic دارای تقارن
deadbeats دارای سکون
portentous دارای فال بد
zonate دارای مدار
woolly headed دارای سر پشمالو
weak sighted دارای چشم کم سو
weak eyed دارای چشم کم سو
warty دارای زگیل
behind دارای پس افت
behinds دارای پس افت
hectic دارای تب لازم
privileged دارای امتیاز
prurient دارای فکرشهوانی
vagility دارای تحرک
vagile دارای تحرک
accentual دارای تاکید
acetylate دارای ریشهء
acetylize دارای ریشهء
univalent دارای یک فرفیت
adamantean دارای تلئلو
unifoliate دارای یک برگ
aluminous دارای زاج
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com