English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 211 (5 milliseconds)
English Persian
febile دارای حالت تب
Search result with all words
toggle مربوط است به هر دستگاهی که دارای دو حالت پایدار است
toggles مربوط است به هر دستگاهی که دارای دو حالت پایدار است
bested دارای حالت ویژه
circumstanced دارای یک حالت معین
pentaptote اسمی که دارای پنج حالت باشد
resinoid دارای حالت صمغی
spirituous دارای حالت روحانی
spring loaded دارای حالت فنری
syncopator دارای حالت سنکوپ
non-directional design طرح فراگیر [این نوع طرح در نقاط مختلف بافت دارای جذابیت خاص خود بوده و حالت تکراری فرش های معمول را ندارد.]
Other Matches
the i [حالت من) اگاهی :این کلمه در حالت مفعولیت me ودر حالت فاعلیت I است
mode قالب کدگذاری با دو حالت : حالت مشابه mode است . حالت نیاز به پردازش ندارد و داده مستقیم واد کانال خروجی میشود
modes قالب کدگذاری با دو حالت : حالت مشابه mode است . حالت نیاز به پردازش ندارد و داده مستقیم واد کانال خروجی میشود
foreground سیستم کامپیوتری که در حالت اجرای برنامه ممکن است : حالت پیش زمینه برای برنامههای کاربردی محاورهای . حالت پس زمینه : برای برنامههای سیستمهای ضروری
vitrifying تغییر شکل سرامیک از حالت کریستالی به حالت شیشهای یا غیر متبلور
analogue ذخیره سازی سیگنال ها در حالت طبیعی بدون تبدیل به حالت دیجیتال
squaring تیغه پارو از حالت افقی به حالت عمودی برای دخول در اب مربع
analogues ذخیره سازی سیگنال ها در حالت طبیعی بدون تبدیل به حالت دیجیتال
square تیغه پارو از حالت افقی به حالت عمودی برای دخول در اب مربع
squares تیغه پارو از حالت افقی به حالت عمودی برای دخول در اب مربع
squared تیغه پارو از حالت افقی به حالت عمودی برای دخول در اب مربع
analog سیگنالهای ذخیره سازی در حالت طبیعی بدون تبدیل به حالت دیجیتال
convertor وسیله یا برنامهای که داده را از یک حالت به حالت دیگر تبدیل میکند
oblique case حالت مفعولی یا اضافه حالت اسمی که نه فاعل باشدنه منادی
print کدهای متن که باعث می شوند چاپگر حالت خود را عوض کند یعنی از حالت bold
printed کدهای متن که باعث می شوند چاپگر حالت خود را عوض کند یعنی از حالت bold
prints کدهای متن که باعث می شوند چاپگر حالت خود را عوض کند یعنی از حالت bold
alternate تغییر وضعیت از یک حالت به حالت دیگر و بر عکس
alternates تغییر وضعیت از یک حالت به حالت دیگر و بر عکس
devitrify از حالت شیشهای در اوردن حالت بلوری دادن
alternated تغییر وضعیت از یک حالت به حالت دیگر و بر عکس
plebeianism حالت عوام یا مردم پست حالت توده
state of rest حالت ارام حالت سکون وضعیت ساکن
plasticity حالت خمیری پلاستیسیته حالت نرمی
genitive حالت مالکیت حالت مضاف الیه
uart قطعهای که رشتههای بیت سریال آسنکردن را به حالت موازی یا داده را به حالت رشته بیت سری تبدیل میکند
spectrality حالت طیفی حالت شبحی
cold forming حالت دهی در حالت سرد
spectralness حالت طیفی حالت شبحی
transitoriness حالت ناپایداری حالت بی بقایی
marginal case حالت نهائی حالت حدی
isobare دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobar دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobars دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
crude حالت طبیعی رنگ [حالت ملایم و اصیل رنگ]
cementitious دارای مواد سمنتی یا سیمانی دارای خواص سیمان
soft shelled دارای عقیده معتدل حلزون دارای صدف نرم
ringent دارای دهن باز دارای لبان برگشته
galleried دارای سرسرا دارای اطاق نقاشی
virile دارای نیروی مردی دارای رجولیت
acinaseous دارای تخم و بذر دارای تخمدان
gravel blind دارای چشم تار دارای دید کم
low tension دارای فشار ضعیف دارای ولتاژکم
real mode حالت پردازش پیش فرض برای IBM PC وتنها حالتی که در DOS عمل میکند. این حالت به معنای این است که یک سیستم عملیات تک کاره است که نرم افزار میتواند هر حافظه یا وسیله ورودی و خروجی را استفاده کند
cold strength استحکام در حالت سرد مقاومت در حالت سرد
outrigged دارای تیر یا دیرک پیش امده دارای چوب یااهن اضافی برای بستن اسب اضافی
universal قطعهای که رشته بیت سری اسنکرون را به حالت موازی یا حالت موازی را به رشته سری تبدیل میکند
idiomorphic دارای شکل مخصوص بخود دارای شکل صحیح خود
end stopped دارای وقفه نهایی منطقی دارای سکته منطقی
isotropic solutions دارای خواص برابر از هرسو از هر سو دارای همان خواص
Indo-persian rug قالی هندی با طرح ایرانی [اغلب دارای زمینه قرمز یا سبز بوده و از گل های کوچک، پیچک ها، پرندگان، حیوانات و طرح ابر بهره گرفته و دارای تارهای ابریشمی و پود پنبه ای است. به آن هندی-هراتی نیز می گویند.]
polyisotopic دارای چند هم پایه دارای چند ایزوتوپ
off colored دارای رنگ ناجور دارای رنگ مغایر
monadelphous دارای میلههای یک پارچه دارای نافه یک پارچه
winey شراب مانند دارای خصوصیات شراب دارای مزه شراب
winy شراب مانند دارای خصوصیات شراب دارای مزه شراب
forward seat حالت نشستن سوارکار روی زین در پرش حالت نشستن سوارکار بر روی زین
pentadactyl دارای پنج پنجه دارای پنج زائده شبیه پنجه
expressions حالت
tempered حالت
stances حالت
phased حالت
temper حالت
phases حالت
moods حالت
mood حالت
temperament حالت
temperaments حالت
idiocrasy حالت
grain حالت
situations حالت
status حالت
expression حالت
cases حالت
fettle حالت
attitudes حالت
case حالت
attitude حالت
tempers حالت
stance حالت
predicament حالت
predicaments حالت
state حالت
glass eyed بی حالت
line condition حالت خط
self حالت
pyreticosis حالت تب
stating حالت
condition حالت
postured حالت
posture حالت
stated حالت
states حالت
feverishness حالت تب
estate حالت
make حالت
estates حالت
postures حالت
queasiness حالت قی
situation حالت
if حالت
makes حالت
disposition حالت
posturing حالت
phase حالت
ill conditioned بد حالت
manner حالت
febricity حالت تب
state- حالت
unexpressive بی حالت
space condition حالت فاصله
balanced state حالت تعادل
atilt با حالت حمله
arborescence حالت شاخهای
antisepsis حالت ضد عفونی
output state حالت خروجی
oxidation number حالت اکسایش
automatism حالت خودکاری
nominative case حالت فاعلیت
borderline state حالت مرزی
stasis حالت سکون
state function تابع حالت
tubularity حالت لولهای
state of equilibrium حالت تعادل
state of siege حالت محاصره
burst mode حالت پیوسته
nebulosity حالت غباری
state of rest حالت ساکن
nebulosity حالت ابری
averaged در حالت کلی
on average [on av.] در حالت کلی
stable state حالت پایا
saccharinity حالت قندی
nominative case حالت فاعلی
orthogonality حالت عمودی
spasticity حالت تشنج
balanced state حالت متوازن
balanced state حالت متعادل
balminess حالت مرهمی
spasticity حالت انقباضی
of a good d. خوش حالت
spatiality حالت فضایی
ultimacy حالت غایی
no load condition حالت بی باری
sphericity حالت کروی
objective case حالت مفعولی
spin state حالت اسپین
normal state حالت نرمال
sponginess حالت ابری
nebulosity حالت گازی
oxidation state حالت اکسایش
y position حالت- ایگرگ
reclining position حالت غنوده
resilience حالت ارتجاعی
fluidity حالت مایعی
domesticity حالت اهلی
possessives حالت اضافه
well disposed خوش حالت
possessive حالت اضافه
skin the cat حالت گربهای
thirstily با حالت تشنگی
refractivity حالت انکسار
real mode حالت واقعی
small ball پرتاب بی حالت
furiously با حالت غضب
queasily با حالت تهوع
queasiness حالت تهوع
defensively حالت دفاعی
defensively با حالت تدافع
ragingly با حالت خشم
nervousness حالت عصبانی
rapturously با حالت بیخودی
perpendicularity حالت عمودی
crudely در حالت خامی
state of emergency حالت اضطرار
individualism حالت انفرادی
waxiness حالت مومی
waviness حالت موجی
springs حالت فنری
viduity حالت زن بیوه
sea state حالت دریا
verticality حالت عمودی
vein حالت تمایل
seismicity حالت ارتعاش
vegetality حالت گیاهی
sentimentalism حالت احساساتی
faintly در حالت ضعف
verdancy حالت سبزی
volcanism حالت اتشفشانی
vascularity حالت عروقی
pulp حالت خمیری
repellency حالت دفع
resiliency حالت ارتجاعی
spring حالت فنری
dative حالت برایی
vascularity حالت اوندی
wait state حالت انتظار
vulcanicity حالت اتشفشانی
vorticity حالت گردابی
qualm حالت تهوع
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com