English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (6 milliseconds)
English Persian
reciprocating دارای حرکت متناوب
Other Matches
flowed حرکت متناوب
flows حرکت متناوب
flow حرکت متناوب
stroboscope وسیلهای برای بی حرکت کردن فاهری جسم دوار یانوسان دار توسط پرتوافکنی متناوب
alternate متناوب کردن متناوب بودن
alternated متناوب کردن متناوب بودن
alternates متناوب کردن متناوب بودن
knock kneed دارای حرکت کج ومعوج
self moved دارای حرکت بادی
succussatory دارای حرکت دشوار
slow moving دارای حرکت کند
snakes دارای حرکت مارپیچی بودن
snaked دارای حرکت مارپیچی بودن
snake دارای حرکت مارپیچی بودن
self moved دارای حرکت خود بخود
gaited اسب دارای حرکت پاهای معین
boresafe fuze ماسوره دارای ضامن حرکت در داخل لوله
alternator ماشین جریان متناوب ژنراتور جریان متناوب
alternators ماشین جریان متناوب ژنراتور جریان متناوب
tandem roller نوعی قلطک که دارای چرخهای فلزی بوده وچرخها پشت سر هم حرکت میکند
weatherly حرکت در مسیر باد دارای باد مساعد
differential ailerons ارتباط شهپرها به قسمتی که زاویه حرکت شهپری که به طرف بالا حرکت میکند اززاویه شهپر دیگر که بطرف پایین حرکت میکند بیشتر است
lenz' law جریان القاء شده در یک مدار که نسبت به یک میدان مغناطیسی دارای حرکت نسبی است میدانی در جهت مخالف میدان اصلی بوجودمی اورد
periodic stock check کنترل متناوب موجودی کنترل موجودی در دورههای متناوب
spotty متناوب
altern متناوب
periodic متناوب
intermissive متناوب
continual متناوب
alternating متناوب
interrupted متناوب
intermittent متناوب
intremittent متناوب
alternator متناوب ساز
alternating copolymer همبسپار متناوب
alternators متناوب ساز
spasmodic efforts کوشش متناوب
alternate track شیار متناوب
alternating arc قوس متناوب
interval exercises تمرینهای متناوب
intermitter متناوب کننده
intermittent reception موجگیری متناوب
intermittent error خطای متناوب
intermittent current جریان متناوب
keying قطع متناوب
gating قطع متناوب
AC برق متناوب
relief interval استراحت متناوب
alternative reinforcement تقویت متناوب
alternating field میدان متناوب
alternating load بار متناوب
fluctuating load بار متناوب
alternating perspective نمای متناوب
alternating quantity کمیت متناوب
alternating stress تنش متناوب
alternative current جریان متناوب
differential compaction تراکم متناوب
staggering متناوب تردیدداشتن
interchanging متناوب ساختن
interchanges متناوب ساختن
off and on بطور متناوب
alternate تعویض متناوب
interchanged متناوب ساختن
interchange متناوب ساختن
periodic duty کار متناوب
jerky تشنجی متناوب
alternated تعویض متناوب
staggers متناوب تردیدداشتن
alternates تعویض متناوب
stagger متناوب تردیدداشتن
pealing طنین متناوب
alternating current جریان متناوب
peal طنین متناوب
work interval کار متناوب
intermittently بطور متناوب
periodic متناوب پریودیک
pealed طنین متناوب
peals طنین متناوب
alternating current magnet مغناطیس جریان متناوب
alternating stress test ازمایش تنش متناوب
variation نوسان متناوب پراکندگی
variations نوسان متناوب پراکندگی
three phase alternating current جریان متناوب سه فازه
forced alternating current جریان متناوب فشرده
free alternating current جریان متناوب هرز
rectification of an alternating current یکسوکنندگی جریان متناوب
intermittent rating کار اسمی متناوب
industrial alternating current جریان متناوب صنعتی
implusive discharge تخلیه غیر متناوب
diagonal flow compressor کمپرسور با جریان متناوب
power of alternating current توان جریان متناوب
alternating current generator مولد جریان متناوب
alternate یک درمیان امدن متناوب
single phase alternating current جریان متناوب یک فازه
alternated یک درمیان امدن متناوب
alternating axis of symmerty محور تقارن متناوب
alternators دینام جریان متناوب
alternators مولد جریان متناوب
alternator دینام جریان متناوب
alternator مولد جریان متناوب
load reversal دوره بارگذاری متناوب
alternates یک درمیان امدن متناوب
alternating current motor موتور جریان متناوب
alternating current instrument سنجه جریان متناوب
magnitude of alternating current دامنه جریان متناوب
alternating current circuit مدار جریان متناوب
intermittent rain بارش متناوب باران
wave حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
waved حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
waves حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
waving حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
feints فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
feinted فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
feint فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
feinting فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
mouses نرخ حرکت نشانه گر در صفحه نمایش در مقایسه با مسافتی که شما mouse رد حرکت می دهید
mouse نرخ حرکت نشانه گر در صفحه نمایش در مقایسه با مسافتی که شما mouse رد حرکت می دهید
route order ترتیب حرکت در روی جاده حرکت به ستون راه
cycle بصورت متناوب فاهر شدن
welding altrnator مولد جوش جریان متناوب
cycled بصورت متناوب فاهر شدن
magneto bell زنگ اخبار جریان متناوب
cycles بصورت متناوب فاهر شدن
multiphase alternating current جریان متناوب چند فازه
high frequency alternating current جریان متناوب فرکانس بالا
synchronous alternator مولد جریان متناوب سنکرون
symmetrical alternating quantity کمیت متناوب متقارن نامتوازن
impedance مقاومت جریان متناوب امپدانس
trackball وسیلهای برای حرکت نشانه گر روی صفحه که با حرکت دادن توپ موجود در محفظه کنترل می شوند
fish tailing حرکت نوسانی یا تاب [تریلر در حال حرکت]
stroke حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
stroked حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
strokes حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
stroking حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
move off the ball حرکت سریع از نقطه معین پس از حرکت توپ
cruising سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
cruise سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
tapes وسیله تبدیل حرکت دورانی به حرکت خطی
cruised سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
cruises سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
taped وسیله تبدیل حرکت دورانی به حرکت خطی
tape وسیله تبدیل حرکت دورانی به حرکت خطی
alternators دستگاه تولید برق متناوب الترناتور
initial alternating short circuit curren جریان متناوب اتصال کوتاه ضربهای
alternator دستگاه تولید برق متناوب الترناتور
systaltic منقبض ومنبسط شونده بصورت متناوب
impedance مقاومت صوری برق در برابرجریان متناوب
torose استوانهای شکل ودارای برجستگیهای متناوب
isobar دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobars دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobare دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
cementitious دارای مواد سمنتی یا سیمانی دارای خواص سیمان
soft shelled دارای عقیده معتدل حلزون دارای صدف نرم
clocks دوره زمانی بین دو باس ساعت متناوب
clock دوره زمانی بین دو باس ساعت متناوب
interlaminate در بین ورقه ها یا طبقات متناوب قرار دادن
inter laminate [در بین ورقه ها یا طبقات متناوب قرار دادن]
transferring حرکت سمتی لوله حرکت درسمت
transfers حرکت سمتی لوله حرکت درسمت
transfer حرکت سمتی لوله حرکت درسمت
counter clockwise حرکت عکس حرکت عقربههای ساعت
compound motion حرکت صلیبی حرکت عرضی و طولی
ringent دارای دهن باز دارای لبان برگشته
inverter وسیلهای که جریان متناوب را به مستقیم با برعکس تبدیل میکند
invisible مداری که تامین کننده منبع جریان متناوب است از باتری DC
galleried دارای سرسرا دارای اطاق نقاشی
low tension دارای فشار ضعیف دارای ولتاژکم
acinaseous دارای تخم و بذر دارای تخمدان
virile دارای نیروی مردی دارای رجولیت
gravel blind دارای چشم تار دارای دید کم
aberration جابجائی زاویه ای فاهری در جهت حرکت نافر که نتیجه ترکیب سرعت حرکت نافر و سیر نورمیباشد
drag حرکت دادن mouse هنگام پایین نگهداشتن دکمه برای حرکت دادن یک تصویر یا نشانه روی صفحه
dragged حرکت دادن mouse هنگام پایین نگهداشتن دکمه برای حرکت دادن یک تصویر یا نشانه روی صفحه
drags حرکت دادن mouse هنگام پایین نگهداشتن دکمه برای حرکت دادن یک تصویر یا نشانه روی صفحه
mouses وسیله نشانه گر که با حرکت دادن آنرا روی سطح مسط ح کار میکند. و با حرکت دادن آن
mouse وسیله نشانه گر که با حرکت دادن آنرا روی سطح مسط ح کار میکند. و با حرکت دادن آن
relative که حرکت نشانه گرروی صفحه نمایش مربوط مربوط به حرکت وسیله ورودی است
momentum سرعت حرکت شتاب حرکت
angle of depression میدان حرکت لوله توپ در زیرافق زاویه حرکت زیر افق لوله
skulls حرکت دادن پارو یا دست در اب حرکت دادن قایق بجلو یا عقب
skull حرکت دادن پارو یا دست در اب حرکت دادن قایق بجلو یا عقب
moving havens مناطق ازاد از نظر حرکت زیردریاییها مناطق امن حرکت دریایی
outrigged دارای تیر یا دیرک پیش امده دارای چوب یااهن اضافی برای بستن اسب اضافی
capacitor start induction motor موتور متناوب که رتور ان توسط ولتاژ القاء شده از سیم پیچ میدان تحریک میشود
travelling overwatch راهپیمایی با پوشش حرکت راهپیمایی با استفاده ازمراقبت حرکت با اتش
satelloid ماهوارهای که مدار گردش ان داخل اتمسفر سیارهای بوده و بنابراین احتیاج به تراست پیوسته یا متناوب دارد
orthoferrite یک ماده که به صورت طبیعی وجود دارد و از نواحی متناوب مارپیچ با پلاریته مغناطیسی متضاد تشکیل یافته است
bounding overwatch حرکت خیز به خیز با پوشش حرکت با اتش و مانور
node ابتدا یا انتهای مسیر حرکت مقاطع مسیر حرکت
nodes ابتدا یا انتهای مسیر حرکت مقاطع مسیر حرکت
quadrature encoding سیستمی که جهت حرکت mouse را مشخص میکند. در یک mouse مکانیکی , دو احساس WS و سیگنال حرکت عمودی و افقی آنرا تشخیص می دهند. با این روش این سیگنالها ارسال می شوند
idiomorphic دارای شکل مخصوص بخود دارای شکل صحیح خود
all mains receiver گیرنده جریان دائم و جریان متناوب رادیوی برق و باطری
ups منبع تغذیه که حاوی منبع متناوب است به قط عات ,حتی پس از یک خرابی اساسی
inverting جریان دائم را به جریان متناوب تبدیل کردن برگرداندن
inverts جریان دائم را به جریان متناوب تبدیل کردن برگرداندن
invert جریان دائم را به جریان متناوب تبدیل کردن برگرداندن
uninterruptable power supply منبع تغذیه که میتواند یک منبع متناوب برای قطعه تولید کند حتی پس از یک خرابی اصلی
stabile بدون حرکت بی حرکت
heterodyne ترکیب دو جریان متناوب برای تولید جریانی با فرکانسی برابر مجموع یا تفاضل فرکانس دو جریان مزبور
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com