English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (3 milliseconds)
English Persian
actinautographic دارای حساسیت در مقابل نور
Other Matches
mouse مقابل حساسیت Mouse
mouses مقابل حساسیت Mouse
notche sensitivity index ضریب حساسیت در مقابل شیار
allergic دارای حساسیت به
sensitive دارای حساسیت
hyperirritable دارای حساسیت شدید
photosensitive دارای حساسیت نسبت به نور
hypersensitive دارای حساسیت فوق العاده خیلی حساس
stenotopic دارای حساسیت اندک نسبت به تغییر محیط
class-conscious دارای حساسیت وتعصب نسبت بطبقه اجتماعی خود
class conscious دارای حساسیت وتعصب نسبت بطبقه اجتماعی خود
class-consciousness دارای حساسیت وتعصب نسبت بطبقه اجتماعی خود
streamline دارای شکلی که مقاومت هوارا در مقابل ان کم کند
streamlines دارای شکلی که مقاومت هوارا در مقابل ان کم کند
streamlining دارای شکلی که مقاومت هوارا در مقابل ان کم کند
bisexuals دارای علاقه جنسی به جنس مقابل وبه جنس خود
bisexual دارای علاقه جنسی به جنس مقابل وبه جنس خود
vat dyeing رنگرزی خمی [روشی جهت رنگرزی رنگینه هایی که براحتی در آب حل نمی شوند. الیاف رنگ شده به این طریق دارای مقاومت بالایی در مقابل شستشو و نور خورشید هستند و بیشتری برای پنبه و الیاف های سلولزی است.]
sensitivities حساسیت
sensibility حساسیت
sensitiveness حساسیت
sensitometer حساسیت
impressibility حساسیت
sinsitivity حساسیت
susceptivity حساسیت
sensibilities حساسیت
sensitivity حساسیت
friction حساسیت
elasticity حساسیت
allergy حساسیت
allergies حساسیت
liking حساسیت
frictions حساسیت
hyperesthesia فزونی حساسیت
hyperesthesia ازدیاد حساسیت
sentience حساسیت جسمانی
allergic وابسته به حساسیت
sensitivity training حساسیت اموزی
dynamic sensitivity حساسیت دینامیک
static sensitivity حساسیت استاتیک
differential sensitivity حساسیت افتراقی
coefficient of elasticity ضریب حساسیت
coloring sensitive حساسیت رنگ
desensitization حساسیت زدایی
stress testing تست حساسیت
terminal sensitivity حد بیشینه حساسیت
sensitivities میزان حساسیت
sensitivity میزان حساسیت
sensitivity ratio نسبت حساسیت
measuring sensitivity حساسیت سنجش
price elasticity حساسیت قیمت
responsively با تاثر یا حساسیت
hyperaesthesia ازدیاد حساسیت
photosensitivity حساسیت به نور
protopathic sensitivity حساسیت ابتدایی
keenness ذکاوت حساسیت
inelasticity عدم حساسیت
increase in sensitivity افزایش حساسیت
light sensitive با حساسیت نوری
luminous sensitivity حساسیت نوری
hyposensitize عدم حساسیت
impassibility عدم حساسیت
allergy حساسیت [پزشکی]
absolute sensitivity حساسیت مطلق
hypersensitivity حساسیت شدید
hay fever [med.] حساسیت فصلی [پزشکی]
hayfever [med.] حساسیت فصلی [پزشکی]
intermediate frequency sensitivity حساسیت فرکانس میانی
systematic desensitization حساسیت زدایی منظم
gravimeter حساسیت سنج وزن
pollinosis [med.] حساسیت فصلی [پزشکی]
dynamic luminous sensitivity حساسیت نوری دینامیک
t group گروه حساسیت اموزی
jumpiness حالت بیقراری حساسیت
current sensitivity of a crystal rectifi حساسیت یکسوکننده بلورین
pollenosis [med.] حساسیت فصلی [پزشکی]
k tungsten sensitivity حساسیت تنگستن در 4582کلوین
anti-histamine داروی ضد حساسیت یا آلرژی
sensibility to praise حساسیت نسبت به ستایش
neurasthenia سر درد و حساسیت بی مورد
thermotropism حساسیت نسبت به گرما
allergic rhinitis [med.] حساسیت فصلی [پزشکی]
spectral sensitivity characteristic مشخصه حساسیت مرئی
measuring sensitivity حساسیت اندازه گیری
static luminous sensitivity حساسیت نوری استاتیک
sensitivity training group گروه حساسیت اموزی
somesthesis حساسیت به حسهای بدنی
allergy حساسیت نسبت بچیزی
anti-histamines داروی ضد حساسیت یا آلرژی
antihistamines داروی ضد حساسیت یا آلرژی
exquisiteness حساسیت نازکی طبع
allergies حساسیت نسبت بچیزی
allergy حساسیت نسبت به چیزی [پزشکی]
diathesis تمایل یا حساسیت نسبت به چیزی
atmosphere related syndrome [ARS] حساسیت به تغییرات هوا [پزشکی]
acroesthesia افزایش حساسیت اعضای انتهایی
look زمان حساسیت مدار مین
hyperesthesia حساسیت شدید در یک ناحیه بدن
meteoropathy حساسیت به تغییرات هوا [پزشکی]
coarse mine نوعی مین دریایی با حساسیت کم
esthesia فرفیت احساس و ادراک حساسیت
color blind فاقد حساسیت نسبت برنگ
allergen مادهای که باعث حساسیت میشود
looked زمان حساسیت مدار مین
looks زمان حساسیت مدار مین
photosensitize نسبت بنور حساسیت پیداکردن
sensitometry اندازه گیری حساسیت چشم
isobar دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobare دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobars دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
photosensitize بوسیله نور به چیزی حساسیت دادن
hyperirritability حساسیت واستعداد تحریک فوق العاده
tinged with cnvy حساسیت امیز توام بارشک یاحسادت
tone-deaf فاقد حساسیت نسبت به اهنگ موسیقی
sensitivity analysis تحلیل حساسیت در برنامه ریزی خطی
tone deaf فاقد حساسیت نسبت به اهنگ موسیقی
soft shelled دارای عقیده معتدل حلزون دارای صدف نرم
cementitious دارای مواد سمنتی یا سیمانی دارای خواص سیمان
mantoux test ازمایش درجه حساسیت شخص نسبت به میکرب سل
hyposensitize کم شدن حساسیت نسبت به بعضی مواد موجدحساسیت
ringent دارای دهن باز دارای لبان برگشته
opposite مقابل
opposites مقابل
versus prep در مقابل
anti در مقابل
opposed مقابل
versus در مقابل
vis-a-vis مقابل
vis a vis مقابل
titles مقابل
as opposed to در مقابل
as compared to در مقابل
at front <adv.> در مقابل
fore <adv.> در مقابل
in consideration of در مقابل
in the front <adv.> در مقابل
at the front <adv.> در مقابل
title مقابل
at the fore <adv.> در مقابل
in front <adv.> در مقابل
gravel blind دارای چشم تار دارای دید کم
virile دارای نیروی مردی دارای رجولیت
acinaseous دارای تخم و بذر دارای تخمدان
low tension دارای فشار ضعیف دارای ولتاژکم
galleried دارای سرسرا دارای اطاق نقاشی
case sensitive search جستجو برای حساسیت نسبت به بزرگ یا کوچک بودن حرف
point-blank مقابل هدف
respondent طرف مقابل
contralateral muscles عضلات مقابل
obverse طرف مقابل
contrary مقابل خلاف
alternative hypothesis فرضیه مقابل
anti thesis وضع مقابل
from opposite directions از دو طرف مقابل
point blank مقابل هدف
on payment در مقابل وجه
orientated هدف مقابل
counter weight وزنه مقابل
counterweights وزنه مقابل
counterpart نقطه مقابل
opposed piston engine موتورپیستون مقابل
opposite the house مقابل خانه
respondents طرف مقابل
counterpoint نقطه مقابل
counterweight وزنه مقابل
inverse برعکس مقابل
counterparts نقطه مقابل
dead against درست مقابل
water resistance مقاومت در مقابل اب
in comparison to [compared with] در قبال [در مقابل]
off مقابل عازم
looks زمانی که مدار مین نسبت به عامل انفجار حساسیت نشان میدهد
looked زمانی که مدار مین نسبت به عامل انفجار حساسیت نشان میدهد
look زمانی که مدار مین نسبت به عامل انفجار حساسیت نشان میدهد
hard سخت در مقابل نرم
drip proof enclosure حفافت در مقابل ریزش اب
rivaling طرف مقابل دعوا
kukutsu dachi ایستادن در مقابل حریف
hardest سخت در مقابل نرم
wear resistance مقاومت در مقابل سایش
documents against payment اسناد در مقابل پرداخت
harder سخت در مقابل نرم
boring stay قسمت ساکن مقابل
opposit stroke pistons پیستون مقابل گرد
countering مقابل دستگاه شمارنده
windproof مقاوم در مقابل باد
forward حرکت به جلو یا مقابل
forwarded حرکت به جلو یا مقابل
block دفاع در مقابل ابشار
blocked دفاع در مقابل ابشار
blocks دفاع در مقابل ابشار
cash against documents پول در مقابل اسناد
passing on the oath to the other party رد قسم به طرف مقابل
release documents against واگذاری اسناد در مقابل
counter مقابل دستگاه شمارنده
countered مقابل دستگاه شمارنده
shell proof مقاوم در مقابل گلوله
front wall دیوار مقابل اسکواش
light resistance مقاومت در مقابل نور
sonnal deung مقابل تیغه دست
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com