English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (13 milliseconds)
English Persian
free born دارای حقوق شهرنشینان ازاد
Other Matches
burgher مردم ازاد شهر یاقصبه شهرنشینان
burghers مردم ازاد شهر یاقصبه شهرنشینان
salaried دارای حقوق
freemen دارای حقوق مدنی
freeman دارای حقوق مدنی
well paid دارای حقوق کافی
self employed دارای شغل ازاد
self-employed دارای شغل ازاد
free thinker کسیکه دارای فکر ازاد بوده
open shop بنگاه دارای سیستم استخدام ازاد
rotaglider گلایدرهایی که دارای بالهای دورانی ازاد هستند
open market بازار ازاد بازاری که دارای رقابت کامل میباشد
freethinkers کسی که دارای فکر ازاد است وبمذهب کاری ندارد
freethinker کسی که دارای فکر ازاد است وبمذهب کاری ندارد
common low سیستم حقوقی انگلستان که ازحقوق مدنی و حقوق کلیسایی متمایز است زیرا این قسمت از حقوق انگلستان از پارلمان ناشی نشده عرف و عادت حقوق عرفی
public international law حقوق بین الملل عمومی حقوق عام ملل
postliminum قسمت پشت در قانون بازگشت حقوق یاقانون استعاده حقوق یا اعاده وضع حقوقی سابق
glide path مسیر حرکت ازاد یا پرواز ازاد هواپیما یاموشک
detention of pay ممانعت ازپرداخت حقوق توقیف حقوق
protective duty حقوق و عوارض حمایتی حقوق گمرکی حمایت کننده حقوقی که جهت حمایت ازکالاهای داخلی وضع میگردد
harbour dues حقوق اسکله حقوق لنگراندازی
attainder سلب و نفی کلیه حقوق مدنی شخص در موقعی که به علت ارتکاب خیانت یا جنایت به مرگ محکوم میشود محرومیت کامل از حقوق اجتماعی و مدنی
allotment advice پیشنهاد تخصیص حقوق یاپرسنل پیشنهاد سهمیه بندی حقوق یا پرسنل
advalorem duty حقوق گمرکی براساس ارزش کالا حقوق گمرکی از روی قیمت
free gyroscope نیروی ژیروسکوپی ازاد نیروی جاذبه مغناطیسی ازاد
authorized stoppage برداشت قانونی از حقوق افرادکسورات قانونی از حقوق
high sea دریای ازاد دریای ازاد خارج از مرزکشور
isobare دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobars دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobar دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
soft shelled دارای عقیده معتدل حلزون دارای صدف نرم
cementitious دارای مواد سمنتی یا سیمانی دارای خواص سیمان
ringent دارای دهن باز دارای لبان برگشته
free enterprise اقتصاد ازاد اقتصاد بازار ازاد
acinaseous دارای تخم و بذر دارای تخمدان
galleried دارای سرسرا دارای اطاق نقاشی
low tension دارای فشار ضعیف دارای ولتاژکم
virile دارای نیروی مردی دارای رجولیت
gravel blind دارای چشم تار دارای دید کم
outrigged دارای تیر یا دیرک پیش امده دارای چوب یااهن اضافی برای بستن اسب اضافی
idiomorphic دارای شکل مخصوص بخود دارای شکل صحیح خود
end stopped دارای وقفه نهایی منطقی دارای سکته منطقی
isotropic solutions دارای خواص برابر از هرسو از هر سو دارای همان خواص
stipends حقوق
rights حقوق
jus حقوق
civil حقوق
jurisprudence حقوق
duties حقوق
stipend حقوق
pay check چک حقوق
law حق حقوق
laws حقوق
law حقوق
laws حق حقوق
pays حقوق
paying حقوق
pay حقوق
salary حقوق
salaries حقوق
unihibit ازاد
unihibited ازاد
self-service ازاد
self service ازاد
unrestrained ازاد
footloose ازاد
self administered ازاد
fetterless ازاد
idle line خط ازاد
sweep back بک ازاد
opens ازاد
opened ازاد
open ازاد
slack water اب ازاد
stand at ease ازاد
immune ازاد
stand easel ازاد
suspended floor کف ازاد
sweeper بک ازاد
sweepers بک ازاد
disengaged ازاد
loosest ول ازاد
free ازاد
looser ول ازاد
exempts ازاد
exempting ازاد
exempted ازاد
exempt ازاد
unattached ازاد
go as you please ازاد
degage ازاد
loose ول ازاد
freemen ازاد
freeing ازاد
free play ازاد
frees ازاد
at ease ازاد
freed ازاد
freeman ازاد
absolutes ازاد
absolute ازاد
immundity ازاد
constitutional law حقوق اساسی
common-law حقوق عرفی
common law حقوق غیرمدون
basic pay حقوق اصلی
foreign law حقوق خارجی
family law حقوق خانواده
faculty of law دانشکده حقوق
criminal law حقوق جزا
common-law حقوق غیرمدون
substantive law حقوق ذاتی
comparative law حقوق تطبیقی
comparative low حقوق تطبیقی
equities تساوی حقوق
equity تساوی حقوق
conjugal rights حقوق زوجیت
sources law منابع حقوق
conjugal rights حقوق زناشویی
basic pay اصل حقوق
bill of rights اعلامیه حقوق
in my presence در حضور من [حقوق]
personal right حقوق فردی
civil low حقوق مدنی
droppage کسر حقوق
human rights حقوق بشر
vindication of rights استیفای حقوق
wage bill لیست حقوق
wage earners حقوق بگیران
customs dutios حقوق گمرکی
woman's rights حقوق نسوان
customs duties حقوق گمرکی
take-home pay حقوق خالص
customs tariff حقوق گمرکی
child law حقوق کودک
common law حقوق عرفی
written laws حقوق مدون
civi law حقوق مدنی
criminal low حقوق جزا
breach right تجاوز به حقوق
criminal low حقوق جنایی
business law حقوق تجارت
stipendiary حقوق بگیر
stipendiaries حقوق بگیر
underpay کم حقوق دادن
detention of pay ضبط حقوق
custom duties حقوق گمرکی
indisputable rights حقوق ثابته
leave with pay مرخصی با حقوق
civil rights حقوق اجتماعی
import duty حقوق واردات
jurisprudence فلسفه حقوق
jurisprudence حقوق الهی
salaried حقوق بگیر
enfranchisement اعطای حقوق
civil law حقوق مدنی
statutory حقوق مدون
harbour dues حقوق بندر
half pay حقوق ناتمام
due سر رسد حقوق
marital rights حقوق شوهری
maritime law حقوق دریایی
matrimonial rights حقوق زناشویی
school of law دانشکده حقوق
law of treaties حقوق معاهدات
law of the staple حقوق تجارت
islamic law حقوق اسلامی
indefeasible rights حقوق پا برجا
jurisconsult حقوق دان
jurisprudent حقوق دان
jus cipile حقوق مدنی
jus cipile حقوق مدنی رم
jus gentium حقوق ملتها
pensions حقوق بازشنستگی
pension حقوق بازشنستگی
keelage حقوق بندری
civil rights حقوق مدنی
l.l.d دکتر در حقوق
labour law حقوق کار
law faculty دانشکده حقوق
law merchant حقوق تجارت
law of obligations حقوق تعهدات
money income مزد و حقوق
money list لیست حقوق
pay roll لیست حقوق
private law حقوق خصوصی
property rights حقوق مالکیت
administrative law حقوق اداری
public law حقوق عمومی
quayage حقوق بندری
regular salary حقوق دائمی
regular salary حقوق ثابت
retired pay حقوق بازنشستگی
retiring pension حقوق بازنشستگی
rights of throne حقوق سلطنت
lawfaculty دانشکده حقوق
salary increase افزایش حقوق
salary increase اضافه حقوق
preventive justice حقوق تامینی
full pay حقوق تمام
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com