English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (13 milliseconds)
English Persian
gamic دارای خاصیت جنسی
sexed دارای خاصیت جنسی
Other Matches
asexual فاقد خاصیت جنسی
diastatic دارای خاصیت جوهربزاق
curative دارای خاصیت درمانی
antidotal دارای خاصیت پادزهری
isogamous دارای خاصیت هم گامیتی
agglomerative دارای خاصیت تراکم
alkalescent دارای خاصیت قلیایی
low test دارای خاصیت فراری
alkaline دارای خاصیت قلیایی
isogametic دارای خاصیت هم گامیتی
amphoteric دارای خاصیت اسید و قلیا
absorbent دارای خاصیت جذب درکش
absorbant دارای خاصیت جذب درکش
paramorphous دارای خاصیت تغییر یابی
persalt نمک دارای خاصیت اسیدی
paramorphic دارای خاصیت تغییر یابی
quale شیی دارای خاصیت هوشیاری
balmier دارای خاصیت مرهم خنک کننده
balmiest دارای خاصیت مرهم خنک کننده
acids سرکه مانند دارای خاصیت اسید
balmy دارای خاصیت مرهم خنک کننده
acid سرکه مانند دارای خاصیت اسید
iceland spar کلسیت شفاف دارای خاصیت انکسار مضاعف
vitrescent اماده برای تبدیل به شیشه دارای خاصیت شیشهای
undersexed دارای ناتوانی جنسی
frigid دارای اندکی تمایل جنسی
catapulting هرجسمی که دارای خاصیت فنری بوده وبرای پرتاب اجسام بکارمیرود
catapulted هرجسمی که دارای خاصیت فنری بوده وبرای پرتاب اجسام بکارمیرود
catapults هرجسمی که دارای خاصیت فنری بوده وبرای پرتاب اجسام بکارمیرود
catapult هرجسمی که دارای خاصیت فنری بوده وبرای پرتاب اجسام بکارمیرود
undersexed دارای تمایل جنسی کمتر ازطبیعی
oversexed دارای تمایلات جنسی زیاد شهوتران
homosporous دارای یکنوع هاگ غیر جنسی
sexiest دارای تمایلات جنسی شهوت انگیز
sexier دارای تمایلات جنسی شهوت انگیز
sexy دارای تمایلات جنسی شهوت انگیز
homosexuals دارای احساسات جنسی نسبت به جنس موافق
autosexing دارای صفات جنسی مغایر بانوع خود
homosexual دارای احساسات جنسی نسبت به جنس موافق
actinoelectric اجسامی که دارای خاصیت تولید الکتریسیته در اثر تابش طول موجی متناسب با نورباشند
haploid دارای نیمی ازکروموزومهای اصلی مانندکروموسوم سلولهای جنسی
haplont موجوداتی که دارای تعداد کروموزوم هایی مانندسلولهای جنسی هستند
pneumaticity خاصیت بادی یا هوایی خاصیت چیزی که با هوای فشرده کار میکند
actinism خاصیت نیروی تشعشعی مخصوصا در نواحی مرئی وغیرمرئی ماوراء بنفش که خاصیت شیمیایی پیدا میکند
bisexuals دارای علاقه جنسی به جنس مقابل وبه جنس خود
bisexual دارای علاقه جنسی به جنس مقابل وبه جنس خود
gametophyte گیاه یا نژادی از گیاه که دارای عضو جنسی تناوبی
androgen هورمونهای جنسی که باعث ایجاد صفات ثانویه جنسی درمرد
estrogen هورمن جنسی زنانه که موجب بروز سفات جنسی ثانویه زنان میشود
erogenous ارضاکننده تحریکات شهوانی و جنسی محرک احساسات جنسی
exhibitionism نوعی انحرافات جنسی که دران شخص بوسیله نشان دادن الت جنسی خود احساسات شهوانی رافرومینشاند عریان گرائی
oogamous دارای یاخته جنسی نر کوچک و متحرک و یاخته ماده بزرگ و غیر متحرک
isogamete سلول جنسی که ازنظر شکل و کار از سلول جنسی جفت خود قابل تشخیص نیست
sexes احساسات جنسی روابط جنسی
sex احساسات جنسی روابط جنسی
sound absorption خاصیت تبدیل انرژی صوتی خاصیت جذب انرژی صوتی
oogamete سلول جنسی ماده یاخته جنسی ماده
virtues خاصیت
inefficacious بی خاصیت
virtue خاصیت
property خاصیت
navigated خاصیت
navigate خاصیت
navigates خاصیت
navigating خاصیت
affection خاصیت
reflectiveness خاصیت
neer do well or well بی خاصیت
the five predicables خاصیت
quale خاصیت
propertyless بی خاصیت
nutritiveness خاصیت غذایی
fattiness خاصیت چربی
anti knock property خاصیت ضدضربه
woodiness خاصیت چوبی
ductility خاصیت انگمی
nutritiousness خاصیت غذائی
extensive property خاصیت مقداری
abnormalities خاصیت غیرطبیعی
ductility خاصیت کش امدن
powderiness خاصیت گردی
abnormality خاصیت غیرطبیعی
pitchiness خاصیت زفتی
unmake از خاصیت انداختن
paramorphism خاصیت دگردیسی
vitreosity خاصیت شیشهای
mealiness خاصیت اردی
mealness خاصیت اردی
mechanicalness خاصیت مکانیکی
milkiness خاصیت شیری
non skid quality خاصیت ضد لغزش
sponginess خاصیت اسفنجی
quantification تعیین خاصیت
the virtue of drugs خاصیت داروها
adhesive property خاصیت چسبندگی
causality خاصیت سببی
deactivating بی خاصیت کردن
deactivates بی خاصیت کردن
alkalescence خاصیت قلیایی
deactivated بی خاصیت کردن
chemism خاصیت شیمیایی
recursivity خاصیت بازگشت
function خاصیت وجودی
absorption property خاصیت جذب
magnetism خاصیت مغناطیسی
gumminess خاصیت صمغی
steeliness خاصیت فولادی
carnosity خاصیت گوشتی
functions خاصیت وجودی
functioned خاصیت وجودی
deactivate بی خاصیت کردن
astingency خاصیت قبض
fluffiness خاصیت کرکی
impoverishing بی خاصیت کردن
impoverishes بی خاصیت کردن
impoverish بی خاصیت کردن
flakiness خاصیت فلسی
nature نوع خاصیت
natures نوع خاصیت
impoverished بی خاصیت کردن
elasticity خاصیت فنری
gauziness خاصیت گارسی
glassiness خاصیت شیشهای
chalkiness خاصیت تباشیری
silkiness خاصیت ابریشمی
fungosity خاصیت قارچی
buoyancy خاصیت شناوری
isobars دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobare دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobar دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
cementitious دارای مواد سمنتی یا سیمانی دارای خواص سیمان
soft shelled دارای عقیده معتدل حلزون دارای صدف نرم
sliminess خاصیت گلی یا لجنی
springiness خاصیت فنری ارتجاع
diathermacy خاصیت هدایت گرما
capillarity خاصیت موئی مویسانی
pulpiness خاصیت خمیری یاگوشتی
tonus خاصیت انقباض عضله
vitality قدرت یا خاصیت حیاتی
plasticity خاصیت شکل افرینی
prevenience خاصیت جلوگیری کننده
corkiness خاصیت چوب پنبهای
osmosis خاصیت نفوذ وحلول
corporeity خاصیت جسمی یامادی
illusion of space القاء خاصیت فضایی
malleability خاصیت چکش خواری
soak up <idiom> خاصیت جنب کردنداشتن
acid base behavior خاصیت اسیدی- بازی
geomagnetic خاصیت مغناطیسی زمین
commutative law خاصیت جابجایی [ریاضی]
acid base catalysis خاصیت اسیدی- بازی
commutative property خاصیت جابجایی [ریاضی]
commutative rule خاصیت جابجایی [ریاضی]
impenetrableness خاصیت عدم تداخل
erotization خاصیت شهوانی یافتن
heat treating property خاصیت عملیات حرارتی
flexibility خاصیت خمش پذیری
neer do well or well ادم بی وجود یا بی خاصیت
elater خاصیت انبساط و گسترش
inductionless بدون خاصیت القائی
ductility خاصیت فتیله شدن
ductility خاصیت لوله شدن
ringent دارای دهن باز دارای لبان برگشته
distributive rule خاصیت توزیع پذیری [ریاضی]
distributive law خاصیت پخش پذیری [ریاضی]
adhesion of fibers خاصیت چسبندگی الیاف به یکدیگر
male sterile گامتهای عقیم وبی خاصیت نر
nervous nellie ادم محافظه کار و بی خاصیت
sourness is the p of vinegar ترشی خاصیت سرکه است
actescence نمایش شیر خاصیت شیری
ethereality خاصیت اتری یا اثیری روحانیت
acoustic vases [ظروف سفالین با خاصیت آکوستیک]
active material موادی که خاصیت تجزیه دارند
de energize از بین بردن خاصیت مغناطیسی
demagnetize خاصیت مغناطیسی را از بین بردن
distributive law خاصیت توزیع پذیری [ریاضی]
indiscerptibility خاصیت چیزی که در اثرتجزیه فنانپذیرد
absorbency خاصیت درکشی یا دراشامی جذب
objectify خاصیت و ماهیت چیزی رامعین کردن
hot forming property خاصیت تغییر شکل پذیری گرم
despiritualize فاقد خاصیت یا جنبه روحانی کردن
capillarity خاصیت بالا رفتن اب درسوراخهای موئی
basicity خاصیت بازی وقلیایی حالت بنیانی
electromagnetism خاصیت مغناطیسی حاصل ازجریانهای الکتریکی
virile دارای نیروی مردی دارای رجولیت
acinaseous دارای تخم و بذر دارای تخمدان
gravel blind دارای چشم تار دارای دید کم
low tension دارای فشار ضعیف دارای ولتاژکم
galleried دارای سرسرا دارای اطاق نقاشی
incendivity خاصیت اتش زنی که در جرقه الکتریکی هست
radio activity خاصیت جسمی که از خودپرتو مجهول بیرون دهد
radioactivity خاصیت جسمی که از خودپرتو مجهول بیرون میدهد
vitrescence امادگی برای تبدیل به شیشه خاصیت شیشهای
zooflagellate اغازیان شبه گیاه فاقد خاصیت جذب نور
hermaphrodite دو جنسی
homogeneity هم جنسی
ambisexual دو جنسی
generic جنسی
hermaphrodites دو جنسی
gamic جنسی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com