English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
English Persian
antidotal دارای خاصیت پادزهری
Other Matches
sexed دارای خاصیت جنسی
isogametic دارای خاصیت هم گامیتی
isogamous دارای خاصیت هم گامیتی
low test دارای خاصیت فراری
gamic دارای خاصیت جنسی
agglomerative دارای خاصیت تراکم
alkalescent دارای خاصیت قلیایی
diastatic دارای خاصیت جوهربزاق
curative دارای خاصیت درمانی
alkaline دارای خاصیت قلیایی
amphoteric دارای خاصیت اسید و قلیا
absorbant دارای خاصیت جذب درکش
quale شیی دارای خاصیت هوشیاری
paramorphous دارای خاصیت تغییر یابی
persalt نمک دارای خاصیت اسیدی
absorbent دارای خاصیت جذب درکش
paramorphic دارای خاصیت تغییر یابی
acid سرکه مانند دارای خاصیت اسید
balmy دارای خاصیت مرهم خنک کننده
balmier دارای خاصیت مرهم خنک کننده
acids سرکه مانند دارای خاصیت اسید
balmiest دارای خاصیت مرهم خنک کننده
iceland spar کلسیت شفاف دارای خاصیت انکسار مضاعف
vitrescent اماده برای تبدیل به شیشه دارای خاصیت شیشهای
antidotal پادزهری
catapults هرجسمی که دارای خاصیت فنری بوده وبرای پرتاب اجسام بکارمیرود
catapult هرجسمی که دارای خاصیت فنری بوده وبرای پرتاب اجسام بکارمیرود
catapulted هرجسمی که دارای خاصیت فنری بوده وبرای پرتاب اجسام بکارمیرود
catapulting هرجسمی که دارای خاصیت فنری بوده وبرای پرتاب اجسام بکارمیرود
actinoelectric اجسامی که دارای خاصیت تولید الکتریسیته در اثر تابش طول موجی متناسب با نورباشند
pneumaticity خاصیت بادی یا هوایی خاصیت چیزی که با هوای فشرده کار میکند
actinism خاصیت نیروی تشعشعی مخصوصا در نواحی مرئی وغیرمرئی ماوراء بنفش که خاصیت شیمیایی پیدا میکند
sound absorption خاصیت تبدیل انرژی صوتی خاصیت جذب انرژی صوتی
navigated خاصیت
inefficacious بی خاصیت
reflectiveness خاصیت
affection خاصیت
virtues خاصیت
virtue خاصیت
property خاصیت
neer do well or well بی خاصیت
propertyless بی خاصیت
navigate خاصیت
quale خاصیت
the five predicables خاصیت
navigates خاصیت
navigating خاصیت
fluffiness خاصیت کرکی
astingency خاصیت قبض
extensive property خاصیت مقداری
ductility خاصیت کش امدن
causality خاصیت سببی
elasticity خاصیت فنری
natures نوع خاصیت
nature نوع خاصیت
powderiness خاصیت گردی
fattiness خاصیت چربی
the virtue of drugs خاصیت داروها
silkiness خاصیت ابریشمی
chalkiness خاصیت تباشیری
alkalescence خاصیت قلیایی
anti knock property خاصیت ضدضربه
gauziness خاصیت گارسی
adhesive property خاصیت چسبندگی
buoyancy خاصیت شناوری
flakiness خاصیت فلسی
fungosity خاصیت قارچی
unmake از خاصیت انداختن
function خاصیت وجودی
functioned خاصیت وجودی
functions خاصیت وجودی
pitchiness خاصیت زفتی
vitreosity خاصیت شیشهای
gumminess خاصیت صمغی
magnetism خاصیت مغناطیسی
glassiness خاصیت شیشهای
quantification تعیین خاصیت
deactivating بی خاصیت کردن
steeliness خاصیت فولادی
nutritiveness خاصیت غذایی
nutritiousness خاصیت غذائی
non skid quality خاصیت ضد لغزش
woodiness خاصیت چوبی
recursivity خاصیت بازگشت
impoverish بی خاصیت کردن
impoverished بی خاصیت کردن
milkiness خاصیت شیری
impoverishes بی خاصیت کردن
impoverishing بی خاصیت کردن
deactivate بی خاصیت کردن
deactivated بی خاصیت کردن
chemism خاصیت شیمیایی
sponginess خاصیت اسفنجی
deactivates بی خاصیت کردن
abnormality خاصیت غیرطبیعی
abnormalities خاصیت غیرطبیعی
absorption property خاصیت جذب
carnosity خاصیت گوشتی
mealiness خاصیت اردی
ductility خاصیت انگمی
mealness خاصیت اردی
mechanicalness خاصیت مکانیکی
paramorphism خاصیت دگردیسی
isobar دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobare دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobars دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
soft shelled دارای عقیده معتدل حلزون دارای صدف نرم
cementitious دارای مواد سمنتی یا سیمانی دارای خواص سیمان
prevenience خاصیت جلوگیری کننده
tonus خاصیت انقباض عضله
flexibility خاصیت خمش پذیری
geomagnetic خاصیت مغناطیسی زمین
erotization خاصیت شهوانی یافتن
osmosis خاصیت نفوذ وحلول
acid base behavior خاصیت اسیدی- بازی
malleability خاصیت چکش خواری
corporeity خاصیت جسمی یامادی
soak up <idiom> خاصیت جنب کردنداشتن
springiness خاصیت فنری ارتجاع
corkiness خاصیت چوب پنبهای
acid base catalysis خاصیت اسیدی- بازی
commutative property خاصیت جابجایی [ریاضی]
ductility خاصیت فتیله شدن
commutative rule خاصیت جابجایی [ریاضی]
pulpiness خاصیت خمیری یاگوشتی
asexual فاقد خاصیت جنسی
heat treating property خاصیت عملیات حرارتی
vitality قدرت یا خاصیت حیاتی
sliminess خاصیت گلی یا لجنی
ductility خاصیت لوله شدن
inductionless بدون خاصیت القائی
impenetrableness خاصیت عدم تداخل
illusion of space القاء خاصیت فضایی
commutative law خاصیت جابجایی [ریاضی]
neer do well or well ادم بی وجود یا بی خاصیت
elater خاصیت انبساط و گسترش
diathermacy خاصیت هدایت گرما
capillarity خاصیت موئی مویسانی
plasticity خاصیت شکل افرینی
ringent دارای دهن باز دارای لبان برگشته
adhesion of fibers خاصیت چسبندگی الیاف به یکدیگر
distributive law خاصیت توزیع پذیری [ریاضی]
distributive rule خاصیت توزیع پذیری [ریاضی]
sourness is the p of vinegar ترشی خاصیت سرکه است
acoustic vases [ظروف سفالین با خاصیت آکوستیک]
distributive law خاصیت پخش پذیری [ریاضی]
male sterile گامتهای عقیم وبی خاصیت نر
indiscerptibility خاصیت چیزی که در اثرتجزیه فنانپذیرد
nervous nellie ادم محافظه کار و بی خاصیت
absorbency خاصیت درکشی یا دراشامی جذب
active material موادی که خاصیت تجزیه دارند
de energize از بین بردن خاصیت مغناطیسی
demagnetize خاصیت مغناطیسی را از بین بردن
ethereality خاصیت اتری یا اثیری روحانیت
actescence نمایش شیر خاصیت شیری
electromagnetism خاصیت مغناطیسی حاصل ازجریانهای الکتریکی
objectify خاصیت و ماهیت چیزی رامعین کردن
capillarity خاصیت بالا رفتن اب درسوراخهای موئی
basicity خاصیت بازی وقلیایی حالت بنیانی
despiritualize فاقد خاصیت یا جنبه روحانی کردن
hot forming property خاصیت تغییر شکل پذیری گرم
galleried دارای سرسرا دارای اطاق نقاشی
gravel blind دارای چشم تار دارای دید کم
acinaseous دارای تخم و بذر دارای تخمدان
low tension دارای فشار ضعیف دارای ولتاژکم
virile دارای نیروی مردی دارای رجولیت
radioactivity خاصیت جسمی که از خودپرتو مجهول بیرون میدهد
vitrescence امادگی برای تبدیل به شیشه خاصیت شیشهای
radio activity خاصیت جسمی که از خودپرتو مجهول بیرون دهد
incendivity خاصیت اتش زنی که در جرقه الکتریکی هست
zooflagellate اغازیان شبه گیاه فاقد خاصیت جذب نور
outrigged دارای تیر یا دیرک پیش امده دارای چوب یااهن اضافی برای بستن اسب اضافی
neutral soil خاکی که نه خاصیت اسیدی دارد نه قلیائی یعنی پ هاش ان مساوی 7است
prepositional phrase بخشی از جمله که با حرف اغازگرد دو خاصیت صفت یاقیدیا اسم راپیداکند
pitchstone یکجور خاره اتش فشانی که خاصیت شیشه و صیقل زفت رادارا است
electro magnet اهنی که در تحت تاثیر قوه برق خاصیت مغناطیسی پیداکند اهنربای الکتریکی
idiomorphic دارای شکل مخصوص بخود دارای شکل صحیح خود
electromagnet اهنی که بوسیله جریان برق خاصیت مغناطیسی پیدا میکند اهن ربای الکتریکی مغناطیس برقی
isotropic solutions دارای خواص برابر از هرسو از هر سو دارای همان خواص
end stopped دارای وقفه نهایی منطقی دارای سکته منطقی
curie point دمای بحرانی منحصر به فردبرای هر ماده که بالاتر از ان مواد فرومانیتیک خاصیت مغناطیسی دائم یاموقت خودرا ازدست میدهند
kemp پشم ضخیم [بیشتر مربوط به ناحیه زیر شکم گوسفند بوده که شکننده است و خاصیت رنگ پذیری کمی دارد.]
plasma display صفحه نمایش با استفاده از خاصیت نورانی بدون گازهای متن صفحه
elasticity خاصیت فنری قابلیت ارتجاع و خم شدن قابلیت انعطاف
Indo-persian rug قالی هندی با طرح ایرانی [اغلب دارای زمینه قرمز یا سبز بوده و از گل های کوچک، پیچک ها، پرندگان، حیوانات و طرح ابر بهره گرفته و دارای تارهای ابریشمی و پود پنبه ای است. به آن هندی-هراتی نیز می گویند.]
monadelphous دارای میلههای یک پارچه دارای نافه یک پارچه
polyisotopic دارای چند هم پایه دارای چند ایزوتوپ
off colored دارای رنگ ناجور دارای رنگ مغایر
flakiness خاصیت چیزی که ورقه ورقه است
winey شراب مانند دارای خصوصیات شراب دارای مزه شراب
winy شراب مانند دارای خصوصیات شراب دارای مزه شراب
cold working شکل دادن به قطعات فلزی دردمای معمولی که باعث افزایش شکنندگی سختی واستحکام و کاهش خاصیت تورق پذیری یا مفتول پذیری ان میگردد
vitalist خاصیت حیاتی قدرت حیاتی
vitalistic خاصیت حیاتی قدرت حیاتی
dead wool پشم مرده [که از بدن حیوان مرده یا ذبح شده توسط مواد شیمیایی جدا شده و خاصیت رنگ پذیری خوبی ندارد.]
pentadactyl دارای پنج پنجه دارای پنج زائده شبیه پنجه
odoriferous دارای بو
three legged دارای سه پا
fraught with دارای
footy دارای پا
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com