English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (13 milliseconds)
English Persian
particularity دارای خصوصیات معینی خصوصیات برجسته
Other Matches
hypnagogic دارای خصوصیات خواب
hypnogogic دارای خصوصیات خواب
impalpability دارای خصوصیات لمس ناپذیری
bisexual دارای خصوصیات جنس نر وماده
feminize دارای خصوصیات زنانه شدن
bisexuals دارای خصوصیات جنس نر وماده
capsular دارای خصوصیات کپسول مجوف
wellborn نجیب زاده دارای خصوصیات نجابت
winey شراب مانند دارای خصوصیات شراب دارای مزه شراب
winy شراب مانند دارای خصوصیات شراب دارای مزه شراب
specification خصوصیات
paticular خصوصیات
characteristics خصوصیات
particular خصوصیات
patterns خصوصیات
identity خصوصیات
specifications خصوصیات
pattern خصوصیات
identities خصوصیات
featuring خصیصه خصوصیات
aircraft specification خصوصیات هواپیما
strength properties خصوصیات استحکام
profiles نیمرخ خصوصیات
physical characteristics خصوصیات زمین
profiling نیمرخ خصوصیات
personalism خصوصیات شخص
profile نیمرخ خصوصیات
profiled نیمرخ خصوصیات
features خصیصه خصوصیات
featured خصیصه خصوصیات
military specifications خصوصیات نظامی
pattern خصوصیات فردی
racialism خصوصیات نژادی
patterns خصوصیات فردی
target description خصوصیات هدف
feature خصیصه خصوصیات
quirks خصوصیات تغییر ناگهانی
particulars جزئیات خصوصیات مشخصات
bathymetry اندازه گیری خصوصیات اب
characters of economic growth خصوصیات رشد اقتصادی
quirk خصوصیات تغییر ناگهانی
volcanism شرایط و خصوصیات اتشفشانی
bisexuality داشتن خصوصیات نر وماده
personality اخلاق و خصوصیات شخص
personalities اخلاق و خصوصیات شخص
ballistics شناسایی خصوصیات منحنی مسیرگلوله
purchase description خصوصیات جنس مورد نیازخرید
description لیست داده ها و خصوصیات آنها
technical characteristics خصوصیات فنی یک دستگاه یاوسیله
quirks تزئینات یا خصوصیات خط نویسی شخص
stand-off خصوصیات جنگ افزار هواپیما
physical characteristics مشخصات زمین خصوصیات بدنی
stand off خصوصیات جنگ افزار هواپیما
quirk تزئینات یا خصوصیات خط نویسی شخص
descriptions لیست داده ها و خصوصیات آنها
IMA قالب ها و خصوصیات افراد است
cryogenic memory استفاده از خصوصیات هدایت مواد
karyotype مجموعه خصوصیات کروموزمی موجودات
stand-offs خصوصیات جنگ افزار هواپیما
heredity رسیدن خصوصیات جسمی وروحی بارث
pl/ حاوی خصوصیات FORTRAN, COBOL, ALGOL
performance قطعه با کیفیت بالا یا با خصوصیات خوب
interactive قالبها و خصوصیات فرد را شامل میشود
performances قطعه با کیفیت بالا یا با خصوصیات خوب
inheritances انتقال خصوصیات یک کلاس یا نوع داده به دیگری
inheritance انتقال خصوصیات یک کلاس یا نوع داده به دیگری
trailers آخرین رکورد فایل که حاوی خصوصیات و کنترل است
blueprints کپی از مجموعه اصلی خصوصیات یا طراحی ها به شکل گرافیکی
blueprint کپی از مجموعه اصلی خصوصیات یا طراحی ها به شکل گرافیکی
trailer آخرین رکورد فایل که حاوی خصوصیات و کنترل است
electrostatic مراجعه به وسایلی با استفاده از خصوصیات بار الکتریکی اشیا
dopant مین آن با خصوصیات نوع n یا p به قط عاتی تبدیل شده است
peripheral قطعه خارجی پردازنده مرکزی که حاوی خصوصیات جانبی است
standard خصوصیات خاص که به صورت طبیعی در سیستم کامپیوتری وجود دارد
premises خصوصیات ملک که در مقدمه سند درج میشود خانه ومتعلقات ان
standards خصوصیات خاص که به صورت طبیعی در سیستم کامپیوتری وجود دارد
ccitt v. در ارتباطات داده سری ای ازاستانداردها است که خصوصیات رابط را توصیف میکند
local color رنگ شاخص کوه ورودخانه وجنگل وغیره درنقشه خصوصیات محلی
silicon عنصری با خصوصیات نیمه هادی , به صورت کریستال برای تولید کنندگان IC
machine یری را تقلید می کنند و حاوی دلایل اولیه و سایر خصوصیات انسان هستند
interrupt لیستی از وسایل جانبی و خصوصیات آنها وقتی که سیگنال وقفه صادر می کنند.
individualism اعتقاد به اینکه حقیقت ازجوهرهای منفردی تشکیل یافته است خصوصیات فردی
interrupting لیستی از وسایل جانبی و خصوصیات آنها وقتی که سیگنال وقفه صادر می کنند.
interrupts لیستی از وسایل جانبی و خصوصیات آنها وقتی که سیگنال وقفه صادر می کنند.
package مجموعه برنامههای کامپیوتری و روش استفاده ها که تمام خصوصیات کار مشخص را بپوشاند.
machines یری را تقلید می کنند و حاوی دلایل اولیه و سایر خصوصیات انسان هستند
packages مجموعه برنامههای کامپیوتری و روش استفاده ها که تمام خصوصیات کار مشخص را بپوشاند.
machined یری را تقلید می کنند و حاوی دلایل اولیه و سایر خصوصیات انسان هستند
packaged مجموعه برنامههای کامپیوتری و روش استفاده ها که تمام خصوصیات کار مشخص را بپوشاند.
multifunction صفحه مدار جانبی که خصوصیات زیادی برای هنگنام سازی کامپیوتر دارد
extends خصوصیات پیشرفته IDE که کارایی و نرخ ارسال داده از او به یک دیسک سخت را بهبود می بخشد
alpha channel هشت بیت اول که خصوصیات پیکسل را بیان می کنند و بیتهای آخر رنگ آنرا
extending خصوصیات پیشرفته IDE که کارایی و نرخ ارسال داده از او به یک دیسک سخت را بهبود می بخشد
querying پیام ارسالی به یک شی برای یافتن مقدار یکی از خصوصیات شی مثل نام , وضعیت یا محل
query پیام ارسالی به یک شی برای یافتن مقدار یکی از خصوصیات شی مثل نام , وضعیت یا محل
extend خصوصیات پیشرفته IDE که کارایی و نرخ ارسال داده از او به یک دیسک سخت را بهبود می بخشد
queried پیام ارسالی به یک شی برای یافتن مقدار یکی از خصوصیات شی مثل نام , وضعیت یا محل
queries پیام ارسالی به یک شی برای یافتن مقدار یکی از خصوصیات شی مثل نام , وضعیت یا محل
exceptions ذخیره سازی لغات و نیازها و خصوصیات مخصوص آنها برای پردازش کلمه و ترکیب تصویر
exception ذخیره سازی لغات و نیازها و خصوصیات مخصوص آنها برای پردازش کلمه و ترکیب تصویر
all points addressable mode حالت گرافیکی که در آن هر پیکسل جداگانه قابل آدرس دهی است و رنگ و خصوصیات آن تعریف شده اند
conditioning اصلاح مشخصههای اطلاعات در یک خط انتقال صدا ازطریق تصحیح خصوصیات فازدامنه تقویت کنندههای خط شایسته سازی
electronics دانش به کارگیری مط العه الکترون ها و خصوصیات آنهابرای محصولات تولید شده مثل یک قطعه یاکامپیوتر یا ماشنی حساب یا تلفن
racism اعتقادبه برتری برخی نژادها بربعضی دیگر و لزوم توجیه خصوصیات قومی و ملی وفرهنگی بر مبنای معیارهای نژادی
trailer بایت نهایی فایل که حاوی خصوصیات فایل وکنترل است
coupling نوعی رابطه متقابل بین سیستم هایا خصوصیات یک سیستم
trailers بایت نهایی فایل که حاوی خصوصیات فایل وکنترل است
master data file پرونده مشخصات اصلی امادنظامی پروند خصوصیات اصلی اماد
define 1-ثبت دادن یک مقدار به متغیر. 2-نسبت دادن خصوصیات پردازنده یا داده به چیزی
fine tune تنظیم خصوصیات و پارامترهای نرم افزار و سخت افزار برای افزایش کارایی
defined 1-ثبت دادن یک مقدار به متغیر. 2-نسبت دادن خصوصیات پردازنده یا داده به چیزی
defining 1-ثبت دادن یک مقدار به متغیر. 2-نسبت دادن خصوصیات پردازنده یا داده به چیزی
defines 1-ثبت دادن یک مقدار به متغیر. 2-نسبت دادن خصوصیات پردازنده یا داده به چیزی
bells and whistles خصوصیات جانبی و پیشرفته یک برنامه کاربردی یا وسیله جانبی
atoms کوچکترین قسمت یک عنصر که همان خصوصیات آن عنصر را دارد
ASIC ICهای خاص برای یک کار خاص یا خصوصیات مشخص
atom کوچکترین قسمت یک عنصر که همان خصوصیات آن عنصر را دارد
image [تجزیه اطلاعات یک تصویر به وسیله الکترونیکی با کمک کامپیوتر که مشخصات و خصوصیات شی را در تصویر شامل میشود.]
images تجزیه اطلاعات یک تصویر به وسیله الکترونیکی با کمک کامپیوتر که مشخصات و خصوصیات شی را در تصویر شامل میشود
attribute هر فایلی همراه با مجموعهای از دادههای کنترلی که توابع و خصوصیات خاصی از فایل را کنترل می کنند همراه است
attributing هر فایلی همراه با مجموعهای از دادههای کنترلی که توابع و خصوصیات خاصی از فایل را کنترل می کنند همراه است
attributes هر فایلی همراه با مجموعهای از دادههای کنترلی که توابع و خصوصیات خاصی از فایل را کنترل می کنند همراه است
anglicization انگلیسی منشی اتصاف بصفات و خصوصیات انگلیسی
characterization مجسم کردن افراد ذکر خصوصیات افراد
MMX قطعه پردازنده intel پیشرفته که حاوی خصوصیات ویژه و قط عاتی است که برای بهبود کارایی استفاده از چند رسانهای و ارتباطات به کار می رود
cartridge کارتریج ROM که روی چاپگر نصب میشود تا فاهر هر چاپ بهتری داشته باشد ولی هنوز نسبت به سایر خصوصیات محدود است
cartridges کارتریج ROM که روی چاپگر نصب میشود تا فاهر هر چاپ بهتری داشته باشد ولی هنوز نسبت به سایر خصوصیات محدود است
AI طراحی و پیشبرد برنامههای کامپیوتری که از هوش انسان و توابع تصمیم گیری تقلید می کنند و شامل دلایل ابتدایی و سایر خصوصیات بشری هستند
tonner کامیون دارای فرفیت معینی
tonner کشتی دارای تعداد معینی فرفیت
bubble memory روش ذخیره سازی داده دودویی با استفاده از خصوصیات مغناطیسی رسانه ها تا دادههای با حجم بالا در حافظه اصلی ذخیره شوند
area oriented بر مبنای خصوصیات منطقه با توجه به منطقه
vinosity حالت و خصوصیات شراب معتادبه شراب
intelligence طراحی برنامههای کامپیوتری که ازهوش انسان و توابع تصمیم گیری تقلید میکند و ارائه کننده دلایل پایه و خصوصیات انسان است
artificial intelligence طراحی برنامههای کامپیوتری که ازهوش انسان و توابع تصمیم گیری تقلید میکند و ارائه کننده دلایل پایه و خصوصیات انسان است
idiosyncrasy طبیعت ویژه طرز فکر ویژه شیوه ویژه هرنویسنده خصوصیات اخلاقی
idiosyncrasies طبیعت ویژه طرز فکر ویژه شیوه ویژه هرنویسنده خصوصیات اخلاقی
Netscape Navigator یکی از جستجوگران معروف www که هنوز هم در بازار مط رح است شامل خصوصیات بسیاری از قبیل خوانندگان جدید و نیز تامین برنامههای java است
time zones منطقه جغرافیایی دارای ساعت یا نصف النهار معینی
time zone منطقه جغرافیایی دارای ساعت یا نصف النهار معینی
InBox خصوصیات سیستم پیام گذاری پنجره که میتواند پیام الکترونیکی کاربر را نگه دارد که شامل پیام ارسالی روی شبکه
ansi ترتیبی از حروف کنترلی صفحه نمایش ANSI که رنگها و خصوصیات متن را روی صفحه کنترل میکند این ترتیب با کلید ESC و شروع میشود
karyosystematice بخشی از رده بندی موجودات که روابط طبیعی انهارابوسیله مطالعه خصوصیات سلولی موجودات مورد مطالعه قرارمیدهد
isallobar خط فرضی که نقاط دارای فشار جوی مساوی در زمان معینی رانشان میدهد
isallobaric خط فرضی که نقاط دارای فشار جوی مساوی در زمان معینی رانشان میدهد
header بلاک داده در ابتدای فایل حاوی داده درباره خصوصیات فایل
headers بلاک داده در ابتدای فایل حاوی داده درباره خصوصیات فایل
bosomy دارای پستان برجسته
bosomed دارای سینه برجسته
agraffe سنگ سر طاق [دارای تزئینات برجسته کاری شده]
agrafe سنگ سر طاق [دارای تزئینات برجسته کاری شده]
mercator projection نقشه برجسته نمای دارای نصف النهارات متوازی
constrictor گرفتگی در یک لوله یا جریان سیال که دارای سوراخ کوچکی میباشد و جریان معینی را در ازای هر واحداختلاف فشاراز خود عبورمیدهد
battery of tests گروه ازمونهای کارایی افراد گروه ازمونهای خصوصیات پرسنلی افراد
standardizing بامعیار معینی سنجیدن بامعیار معینی طبقه بندی کردن
standardize بامعیار معینی سنجیدن بامعیار معینی طبقه بندی کردن
standardizes بامعیار معینی سنجیدن بامعیار معینی طبقه بندی کردن
standardises بامعیار معینی سنجیدن بامعیار معینی طبقه بندی کردن
standardising بامعیار معینی سنجیدن بامعیار معینی طبقه بندی کردن
standardised بامعیار معینی سنجیدن بامعیار معینی طبقه بندی کردن
threads دارای خطوط برجسته کردن حدیده وقلاویز کردن
thread دارای خطوط برجسته کردن حدیده وقلاویز کردن
alto-rilievo [ویژگی های نقش برجسته ای که در آن شکل ها به اندازه ای بیش از نصف ضخامت خود برجسته اند.]
perspective spatial model مدل برجسته زمین زیر برجسته بین
embossing طرح برجسته [برجسته کردن زمینه فرش]
saliency نکته برجسته موضوع برجسته
salience نکته برجسته موضوع برجسته
supereminent برجسته فوق العاده برجسته
bas relif حجاری ونقوش برجسته برجسته
embossment نقوش برجسته برجسته کاری
stereoscope جهان نما دوربین یا عینک برجسته نما مبحث اشکال برجسته
stereograph نوشته یاتصویر برجسته نما برجسته نما کردن
repousse برجسته نمایاحکاکی برجسته
anaglyph عکس رنگی برجسته بینی تجزیه رنگ عکس در برجسته بینی
adjutantship معینی
adjutancy معینی معاونت
inbound محصور در حدود معینی
stations درپست معینی گذاردن
ageless بدون عمر معینی
stationed درپست معینی گذاردن
he is at a loose end کار معینی ندارد
cost plus بعلاوه سود معینی
station درپست معینی گذاردن
orb بدور مدار معینی گشتن
orbs بدور مدار معینی گشتن
model مطابق مدل معینی در اوردن
emplace در محل معینی قرار دادن
predecease پیش ازواقعه معینی مردن
local option اختیار تعیین محل معینی
standardising مطابق درجه معینی دراوردن
standardised مطابق درجه معینی دراوردن
modeled مطابق مدل معینی در اوردن
modelled مطابق مدل معینی در اوردن
standardises مطابق درجه معینی دراوردن
models مطابق مدل معینی در اوردن
head for به سمت معینی در حرکت بودن
standardizing مطابق درجه معینی دراوردن
standardizes مطابق درجه معینی دراوردن
standardize مطابق درجه معینی دراوردن
cover drive ضربه در سمت نیمه معینی اززمین
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com