English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
English Persian
capsular دارای خصوصیات کپسول مجوف
Other Matches
particularity دارای خصوصیات معینی خصوصیات برجسته
thecate دارای پوشش کپسول دار
thecal دارای پوشش کپسول دار
hypnogogic دارای خصوصیات خواب
hypnagogic دارای خصوصیات خواب
bisexuals دارای خصوصیات جنس نر وماده
feminize دارای خصوصیات زنانه شدن
impalpability دارای خصوصیات لمس ناپذیری
bisexual دارای خصوصیات جنس نر وماده
wellborn نجیب زاده دارای خصوصیات نجابت
winy شراب مانند دارای خصوصیات شراب دارای مزه شراب
winey شراب مانند دارای خصوصیات شراب دارای مزه شراب
leering مجوف
caves مجوف
leer مجوف
gleonid مجوف
leered مجوف
tubular مجوف
cave مجوف
leers مجوف
cavities فضای مجوف
cavetto قالب مجوف
tubularity چیز مجوف
quill محور مجوف
fornix فضای مجوف
hollow brick اجر مجوف
quills محور مجوف
center sleeve مرکز مجوف
hollow shaft محور مجوف
hollow tile اجر مجوف
hollow core هسته مجوف
cavity فضای مجوف
hollow organ عضو مجوف وتوخالی
hollow forge اهنگری کردن مجوف
hollowly بطور پوک یا مجوف
cave مقعر مجوف کردن
caves مقعر مجوف کردن
cachet کپسول
capsule کپسول
capsules کپسول
fly rod چوب مجوف دراز ماهیگیری
gas from cylinder گاز کپسول
gas bubbler کپسول گاز
theca پوشش کپسول
microphone capsule کپسول دهنی
microphone button کپسول میکروفون
fire extinguisher کپسول اتش نشانی
fire extinguishers کپسول اتش نشانی
blasting cap کپسول دمندگی یا اتشباری
encapsulates بصورت کپسول دراوردن
spermatophore کپسول یا کیسه منی
acapsular بی حقه بدون کپسول
air tank کپسول هوای غواصی
encapsulate بصورت کپسول دراوردن
hand extinguisher کپسول اتش نشانی
encapsulating بصورت کپسول دراوردن
high pressure cylinder کپسول فشار قوی
telephone transmitter میکروفن تلفن کپسول دهنی
buddy breathing شرکت 2 نفر در یک کپسول هوا در زیر اب
k valve شیر ساده روی کپسول هوای غواصی
prill بصورت کپسول دراوردن سیال وجاری ساختن
septicidal مربوط به کپسول میوه که ازطول خود شکفته شود
j valve سوپاپ کپسول هوای غواص که بطور خودکار بسته شود
pyxidium کپسول گیاهی که نیمی از ان در اثر شکفتن بازواز نیم پایینش جدا میگردد مجری
pattern خصوصیات
identity خصوصیات
patterns خصوصیات
identities خصوصیات
paticular خصوصیات
specification خصوصیات
specifications خصوصیات
characteristics خصوصیات
particular خصوصیات
personalism خصوصیات شخص
profile نیمرخ خصوصیات
military specifications خصوصیات نظامی
features خصیصه خصوصیات
featured خصیصه خصوصیات
feature خصیصه خصوصیات
strength properties خصوصیات استحکام
physical characteristics خصوصیات زمین
target description خصوصیات هدف
profiled نیمرخ خصوصیات
profiles نیمرخ خصوصیات
racialism خصوصیات نژادی
aircraft specification خصوصیات هواپیما
patterns خصوصیات فردی
featuring خصیصه خصوصیات
profiling نیمرخ خصوصیات
pattern خصوصیات فردی
personality اخلاق و خصوصیات شخص
bathymetry اندازه گیری خصوصیات اب
personalities اخلاق و خصوصیات شخص
bisexuality داشتن خصوصیات نر وماده
particulars جزئیات خصوصیات مشخصات
quirks خصوصیات تغییر ناگهانی
volcanism شرایط و خصوصیات اتشفشانی
characters of economic growth خصوصیات رشد اقتصادی
quirk خصوصیات تغییر ناگهانی
stand-offs خصوصیات جنگ افزار هواپیما
quirks تزئینات یا خصوصیات خط نویسی شخص
stand off خصوصیات جنگ افزار هواپیما
stand-off خصوصیات جنگ افزار هواپیما
purchase description خصوصیات جنس مورد نیازخرید
quirk تزئینات یا خصوصیات خط نویسی شخص
ballistics شناسایی خصوصیات منحنی مسیرگلوله
IMA قالب ها و خصوصیات افراد است
cryogenic memory استفاده از خصوصیات هدایت مواد
technical characteristics خصوصیات فنی یک دستگاه یاوسیله
karyotype مجموعه خصوصیات کروموزمی موجودات
descriptions لیست داده ها و خصوصیات آنها
description لیست داده ها و خصوصیات آنها
physical characteristics مشخصات زمین خصوصیات بدنی
isobars دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobare دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobar دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
heredity رسیدن خصوصیات جسمی وروحی بارث
performances قطعه با کیفیت بالا یا با خصوصیات خوب
interactive قالبها و خصوصیات فرد را شامل میشود
pl/ حاوی خصوصیات FORTRAN, COBOL, ALGOL
performance قطعه با کیفیت بالا یا با خصوصیات خوب
soft shelled دارای عقیده معتدل حلزون دارای صدف نرم
cementitious دارای مواد سمنتی یا سیمانی دارای خواص سیمان
inheritances انتقال خصوصیات یک کلاس یا نوع داده به دیگری
inheritance انتقال خصوصیات یک کلاس یا نوع داده به دیگری
ringent دارای دهن باز دارای لبان برگشته
electrostatic مراجعه به وسایلی با استفاده از خصوصیات بار الکتریکی اشیا
trailers آخرین رکورد فایل که حاوی خصوصیات و کنترل است
blueprint کپی از مجموعه اصلی خصوصیات یا طراحی ها به شکل گرافیکی
blueprints کپی از مجموعه اصلی خصوصیات یا طراحی ها به شکل گرافیکی
dopant مین آن با خصوصیات نوع n یا p به قط عاتی تبدیل شده است
trailer آخرین رکورد فایل که حاوی خصوصیات و کنترل است
gas bottle سیلندر گاز کپسول گاز
peripheral قطعه خارجی پردازنده مرکزی که حاوی خصوصیات جانبی است
premises خصوصیات ملک که در مقدمه سند درج میشود خانه ومتعلقات ان
standards خصوصیات خاص که به صورت طبیعی در سیستم کامپیوتری وجود دارد
standard خصوصیات خاص که به صورت طبیعی در سیستم کامپیوتری وجود دارد
gravel blind دارای چشم تار دارای دید کم
galleried دارای سرسرا دارای اطاق نقاشی
virile دارای نیروی مردی دارای رجولیت
acinaseous دارای تخم و بذر دارای تخمدان
low tension دارای فشار ضعیف دارای ولتاژکم
silicon عنصری با خصوصیات نیمه هادی , به صورت کریستال برای تولید کنندگان IC
local color رنگ شاخص کوه ورودخانه وجنگل وغیره درنقشه خصوصیات محلی
ccitt v. در ارتباطات داده سری ای ازاستانداردها است که خصوصیات رابط را توصیف میکند
machines یری را تقلید می کنند و حاوی دلایل اولیه و سایر خصوصیات انسان هستند
machined یری را تقلید می کنند و حاوی دلایل اولیه و سایر خصوصیات انسان هستند
machine یری را تقلید می کنند و حاوی دلایل اولیه و سایر خصوصیات انسان هستند
multifunction صفحه مدار جانبی که خصوصیات زیادی برای هنگنام سازی کامپیوتر دارد
interrupting لیستی از وسایل جانبی و خصوصیات آنها وقتی که سیگنال وقفه صادر می کنند.
interrupt لیستی از وسایل جانبی و خصوصیات آنها وقتی که سیگنال وقفه صادر می کنند.
interrupts لیستی از وسایل جانبی و خصوصیات آنها وقتی که سیگنال وقفه صادر می کنند.
package مجموعه برنامههای کامپیوتری و روش استفاده ها که تمام خصوصیات کار مشخص را بپوشاند.
packages مجموعه برنامههای کامپیوتری و روش استفاده ها که تمام خصوصیات کار مشخص را بپوشاند.
individualism اعتقاد به اینکه حقیقت ازجوهرهای منفردی تشکیل یافته است خصوصیات فردی
packaged مجموعه برنامههای کامپیوتری و روش استفاده ها که تمام خصوصیات کار مشخص را بپوشاند.
query پیام ارسالی به یک شی برای یافتن مقدار یکی از خصوصیات شی مثل نام , وضعیت یا محل
extend خصوصیات پیشرفته IDE که کارایی و نرخ ارسال داده از او به یک دیسک سخت را بهبود می بخشد
extending خصوصیات پیشرفته IDE که کارایی و نرخ ارسال داده از او به یک دیسک سخت را بهبود می بخشد
queries پیام ارسالی به یک شی برای یافتن مقدار یکی از خصوصیات شی مثل نام , وضعیت یا محل
queried پیام ارسالی به یک شی برای یافتن مقدار یکی از خصوصیات شی مثل نام , وضعیت یا محل
querying پیام ارسالی به یک شی برای یافتن مقدار یکی از خصوصیات شی مثل نام , وضعیت یا محل
extends خصوصیات پیشرفته IDE که کارایی و نرخ ارسال داده از او به یک دیسک سخت را بهبود می بخشد
alpha channel هشت بیت اول که خصوصیات پیکسل را بیان می کنند و بیتهای آخر رنگ آنرا
outrigged دارای تیر یا دیرک پیش امده دارای چوب یااهن اضافی برای بستن اسب اضافی
exception ذخیره سازی لغات و نیازها و خصوصیات مخصوص آنها برای پردازش کلمه و ترکیب تصویر
exceptions ذخیره سازی لغات و نیازها و خصوصیات مخصوص آنها برای پردازش کلمه و ترکیب تصویر
all points addressable mode حالت گرافیکی که در آن هر پیکسل جداگانه قابل آدرس دهی است و رنگ و خصوصیات آن تعریف شده اند
conditioning اصلاح مشخصههای اطلاعات در یک خط انتقال صدا ازطریق تصحیح خصوصیات فازدامنه تقویت کنندههای خط شایسته سازی
idiomorphic دارای شکل مخصوص بخود دارای شکل صحیح خود
electronics دانش به کارگیری مط العه الکترون ها و خصوصیات آنهابرای محصولات تولید شده مثل یک قطعه یاکامپیوتر یا ماشنی حساب یا تلفن
racism اعتقادبه برتری برخی نژادها بربعضی دیگر و لزوم توجیه خصوصیات قومی و ملی وفرهنگی بر مبنای معیارهای نژادی
trailers بایت نهایی فایل که حاوی خصوصیات فایل وکنترل است
coupling نوعی رابطه متقابل بین سیستم هایا خصوصیات یک سیستم
master data file پرونده مشخصات اصلی امادنظامی پروند خصوصیات اصلی اماد
trailer بایت نهایی فایل که حاوی خصوصیات فایل وکنترل است
defined 1-ثبت دادن یک مقدار به متغیر. 2-نسبت دادن خصوصیات پردازنده یا داده به چیزی
fine tune تنظیم خصوصیات و پارامترهای نرم افزار و سخت افزار برای افزایش کارایی
defining 1-ثبت دادن یک مقدار به متغیر. 2-نسبت دادن خصوصیات پردازنده یا داده به چیزی
define 1-ثبت دادن یک مقدار به متغیر. 2-نسبت دادن خصوصیات پردازنده یا داده به چیزی
defines 1-ثبت دادن یک مقدار به متغیر. 2-نسبت دادن خصوصیات پردازنده یا داده به چیزی
atom کوچکترین قسمت یک عنصر که همان خصوصیات آن عنصر را دارد
atoms کوچکترین قسمت یک عنصر که همان خصوصیات آن عنصر را دارد
ASIC ICهای خاص برای یک کار خاص یا خصوصیات مشخص
bells and whistles خصوصیات جانبی و پیشرفته یک برنامه کاربردی یا وسیله جانبی
image [تجزیه اطلاعات یک تصویر به وسیله الکترونیکی با کمک کامپیوتر که مشخصات و خصوصیات شی را در تصویر شامل میشود.]
images تجزیه اطلاعات یک تصویر به وسیله الکترونیکی با کمک کامپیوتر که مشخصات و خصوصیات شی را در تصویر شامل میشود
end stopped دارای وقفه نهایی منطقی دارای سکته منطقی
isotropic solutions دارای خواص برابر از هرسو از هر سو دارای همان خواص
attributing هر فایلی همراه با مجموعهای از دادههای کنترلی که توابع و خصوصیات خاصی از فایل را کنترل می کنند همراه است
attributes هر فایلی همراه با مجموعهای از دادههای کنترلی که توابع و خصوصیات خاصی از فایل را کنترل می کنند همراه است
attribute هر فایلی همراه با مجموعهای از دادههای کنترلی که توابع و خصوصیات خاصی از فایل را کنترل می کنند همراه است
anglicization انگلیسی منشی اتصاف بصفات و خصوصیات انگلیسی
characterization مجسم کردن افراد ذکر خصوصیات افراد
cartridge کارتریج ROM که روی چاپگر نصب میشود تا فاهر هر چاپ بهتری داشته باشد ولی هنوز نسبت به سایر خصوصیات محدود است
cartridges کارتریج ROM که روی چاپگر نصب میشود تا فاهر هر چاپ بهتری داشته باشد ولی هنوز نسبت به سایر خصوصیات محدود است
AI طراحی و پیشبرد برنامههای کامپیوتری که از هوش انسان و توابع تصمیم گیری تقلید می کنند و شامل دلایل ابتدایی و سایر خصوصیات بشری هستند
MMX قطعه پردازنده intel پیشرفته که حاوی خصوصیات ویژه و قط عاتی است که برای بهبود کارایی استفاده از چند رسانهای و ارتباطات به کار می رود
bubble memory روش ذخیره سازی داده دودویی با استفاده از خصوصیات مغناطیسی رسانه ها تا دادههای با حجم بالا در حافظه اصلی ذخیره شوند
area oriented بر مبنای خصوصیات منطقه با توجه به منطقه
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com