English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
English Persian
wifelike دارای خوصیات زوجه
Other Matches
tenant by curtesy عنوان شوهر است که بعد ازفوت زوجه اش در صورتی که از او فرزند مسلم الوراثتی داشته باشد که در زمان حیات زوجه متولد شده باشدمیتواند مادام العمر از ترکه غیر منقول مشارالیه استفاده کند
wife زوجه
families زوجه
lady زوجه
family زوجه
wedlock زوجه
ladies زوجه
dowager زوجه ارث بر
marchionesses زوجه مارکی
dowagers زوجه ارث بر
spouse زوج زوجه
spouses زوج زوجه
temporary wife زوجه موقت
marquise زوجه مارکیز
widow bench میراث زوجه
dower میراث زوجه
wifely مثل زوجه
marchesa زوجه مارکی
kaiserin زوجه امپراتور
czarina زوجه تزار
marchioness زوجه مارکی
rebecca ربکا زوجه اسحق
kaiserin امپراتوریس زوجه قیصر
estate in dower میراث قانونی زوجه
penelope پنلوپ زوجه اودیسوس
rebekah ربکا زوجه اسحق
grand duchess زوجه یا بیوه دوک
polygyny چند زوجه گزینی
dickey پیش بند زوج یا زوجه
peeress زوجه سناتور بانوی اشرافی
peeresses زوجه سناتور بانوی اشرافی
dicky پیش بند زوج یا زوجه
curtesy در CL اموالی راگویند که در صورت فوت زوجه
dower درCL این مقدار معادل ثلث کل دارایی مرد اعم از اعیان وعرصه است که به طریق عمری به زوجه اش واگذار میشود
estate by curtesy در CLقسمتی از اموال زوجه است که پس از فوتش به طریق عمری به زوج به زوج منتقل میشود لیکن به وارث وی نمیرسد
isobars دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobar دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobare دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
soft shelled دارای عقیده معتدل حلزون دارای صدف نرم
cementitious دارای مواد سمنتی یا سیمانی دارای خواص سیمان
ringent دارای دهن باز دارای لبان برگشته
gravel blind دارای چشم تار دارای دید کم
galleried دارای سرسرا دارای اطاق نقاشی
acinaseous دارای تخم و بذر دارای تخمدان
low tension دارای فشار ضعیف دارای ولتاژکم
virile دارای نیروی مردی دارای رجولیت
outrigged دارای تیر یا دیرک پیش امده دارای چوب یااهن اضافی برای بستن اسب اضافی
idiomorphic دارای شکل مخصوص بخود دارای شکل صحیح خود
end stopped دارای وقفه نهایی منطقی دارای سکته منطقی
isotropic solutions دارای خواص برابر از هرسو از هر سو دارای همان خواص
Indo-persian rug قالی هندی با طرح ایرانی [اغلب دارای زمینه قرمز یا سبز بوده و از گل های کوچک، پیچک ها، پرندگان، حیوانات و طرح ابر بهره گرفته و دارای تارهای ابریشمی و پود پنبه ای است. به آن هندی-هراتی نیز می گویند.]
polyisotopic دارای چند هم پایه دارای چند ایزوتوپ
monadelphous دارای میلههای یک پارچه دارای نافه یک پارچه
off colored دارای رنگ ناجور دارای رنگ مغایر
winy شراب مانند دارای خصوصیات شراب دارای مزه شراب
winey شراب مانند دارای خصوصیات شراب دارای مزه شراب
pentadactyl دارای پنج پنجه دارای پنج زائده شبیه پنجه
odoriferous دارای بو
trilinear دارای سه خط
footy دارای پا
glochidiate دارای مو
fraught with دارای
bilabiate دارای دو لب
three legged دارای سه پا
iodic دارای ید
three-legged دارای سه پا
melodic دارای ملودی
prerogative دارای حق ویژه
prerogatives دارای حق ویژه
melodious دارای ملودی
overbusy دارای کارزیاد
miasmal دارای دمه بد بو
polygamous دارای چند زن
magneto دارای مغناطیس
splash دارای ترشح
pelliculate دارای پوسته
salaried دارای حقوق
papillose دارای برامدگی
palmy دارای نخل
mammilate دارای پستان
formal دارای فکر
weighted دارای وزن
miasmatic دارای دمه بد بو
monandrous دارای یک شوهر
synonymous دارای ترادف
myrrhy دارای بوی مر
multifid دارای چندشکاف
muciferous دارای مخاط
myrrhic دارای بوی مر
energetic دارای انرژی
stilted دارای چوب پا
multilineal دارای چندین خط
synonymous دارای تشابه
monopetalous دارای یک گلبرگ
monometallic دارای یک فلز
of that ilk دارای همان جا
nitrous دارای شوره
monatomic دارای یک جوهرفرد
deadbeat دارای سکون
deadbeats دارای سکون
monoclinal دارای یک شیب
portentous دارای فال بد
nucleate دارای هسته
multiflorous دارای بیش از سه گل
bigamous دارای دو زن یا دو شوهر
spirituous دارای الکل
spiriferous دارای عضومارپیچی
sonant دارای اهنگ
legitimate دارای حق مشروع
legitimated دارای حق مشروع
legitimates دارای حق مشروع
legitimating دارای حق مشروع
rectilinear دارای مسیرمستقیم
flabby دارای عضلات شل
social minded دارای افکاراجتماعی
silicifoeous دارای در کوهی
shoaly دارای جاهای کم اب
splashy دارای ترشح
redundant دارای اطناب
deficient دارای کمبود
sulfureous دارای گوگرد
strontic دارای استرونیوم
twofold دارای دو چیز
straight line دارای خط مستقیم
squib دارای صدای فش فش
squibs دارای صدای فش فش
stannous دارای قلع
stannic دارای قلع
staminate دارای جرثومه نر
low spirited دارای روحیه بد
low-spirited دارای روحیه بد
shelterer دارای حفاظ
equivocal دارای دومعنی
sexagenary دارای سن 06 تا96
pseudonymous دارای تخلص
primiparous دارای یک اولاد
primipara دارای یک اولاد
prerogatived دارای حق ویژه
preemptor دارای حق شفعه
pre emptive دارای حق شفعه
family man دارای نانخور
plumose دارای دسته پر
pinnular دارای بالچه
pinnular دارای برگچه
pileate دارای کلاهک
petiolated دارای دمگل
pulsant دارای تپش
pulsatile دارای تپش
quartziferous دارای در کوهی
backed دارای پشت
short range دارای برد کم
short-range دارای برد کم
handy <adj.> دارای مزیت
self abnegating دارای کف نفس
rifled دارای خان
sabulous دارای شن ریزه
rugose دارای رکه
reversioner دارای حق رجوع
reboant دارای واکنش
rattly دارای صدای تق تق
rarely beautiful دارای زیبائی
petiolate دارای دمگل
foliolate دارای برگچه
azotic دارای ازت
basined دارای ابگیر
dyslogistic دارای خاطرات بد
double tongued دارای دوقول
bicentric دارای دومرکز
bichrome دارای دو رنگ
dolose دارای قصدجرم
bimolecular دارای دوملکول
bimorphemic دارای دوشکل
bimotored دارای دوموتور
binaural دارای دو گوش
binocular دارای دو چشم
binuclear دارای دو هسته
aulait دارای شیر
entitative دارای وجودخارجی
floaty دارای اب نشین کم
fibrinous دارای مودلیفی
adamantean دارای تلئلو
feldspathic دارای فلدسپار
febile دارای حالت تب
aluminous دارای زاج
amphibolic دارای دو معنی
far reaching دارای اثرزیاد
antithetic دارای ضد ونقیض
antithetical دارای ضد ونقیض
arbitrative دارای اختیارحکمیت
artiodactyl دارای سم شکافته
artiodactylous دارای سم شکافته
binucleate دارای دو هسته
binucleated دارای دو هسته
calcareous دارای کلسیم
calcic دارای اهک
declinatory دارای تمایل
capitated دارای سرمجزا
dartrous دارای تبخال
cuspidal دارای برامدگی
cephalous دارای کله
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com