English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (3 milliseconds)
English Persian
scraggier دارای دندانههای غیرمنظم
scraggiest دارای دندانههای غیرمنظم
scraggy دارای دندانههای غیرمنظم
Other Matches
serrulate دارای دندانههای فریف
dentelated دارای دندانههای ریز
serrulated دارای دندانههای فریف
dentellated دارای دندانههای ریز
runcinate دارای دندانههای اره مانند
guerrilla warfare جنگ غیرمنظم
xanthoma وجود لکههای زرد غیرمنظم در زیر پوست
chip pocket شیار دندانههای اره
crown wheel چرخی که دندانههای ان نسبت به سطح ان عمودباشد
saw doctor ماشینی که با ان دندانههای اره رادرست می کنند
peristome ردیف دندانههای کوچک درپیرامون دهانه خزه ها
pin wheel درساعت سازی چرخی که دندانههای استوانهای دارد
jo bolt نوعی پرچ با دندانههای داخلی متشکل از سه قسمت
backing off عمل تراشیدن یا پخ زدن پشت دندانههای تیغههای فرز
pitch line مکان هندسی نقاطی که درانها مراکز نقاط تماس یا گام دندانههای چرخ دنده یادندانه ها اندازه گیری میشود
isobars دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobar دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobare دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
tractor feed روش وارد کردن کاغذ در چاپگر که سوراخهای لبه کاغذ در دندانههای چاپگر قرار می گیرند تا کاغذ به جلو برود
cementitious دارای مواد سمنتی یا سیمانی دارای خواص سیمان
soft shelled دارای عقیده معتدل حلزون دارای صدف نرم
ringent دارای دهن باز دارای لبان برگشته
gravel blind دارای چشم تار دارای دید کم
acinaseous دارای تخم و بذر دارای تخمدان
virile دارای نیروی مردی دارای رجولیت
low tension دارای فشار ضعیف دارای ولتاژکم
galleried دارای سرسرا دارای اطاق نقاشی
outrigged دارای تیر یا دیرک پیش امده دارای چوب یااهن اضافی برای بستن اسب اضافی
broaching ارتفاع دندانههای ان در طول میله به تدریج زیاد میشودکه از ان به عنوان ابزار یاتیغه صیقل کاری سوراخهای روی یک فلز و یا به عنوان یک ابزار صاف بدون دندانه برنده به منظور صیقل دادن داخل سوراخهای محورهای ساعتهای مچی استفاده میشود
broaches ارتفاع دندانههای ان در طول میله به تدریج زیاد میشودکه از ان به عنوان ابزار یاتیغه صیقل کاری سوراخهای روی یک فلز و یا به عنوان یک ابزار صاف بدون دندانه برنده به منظور صیقل دادن داخل سوراخهای محورهای ساعتهای مچی استفاده میشود
broach ارتفاع دندانههای ان در طول میله به تدریج زیاد میشودکه از ان به عنوان ابزار یاتیغه صیقل کاری سوراخهای روی یک فلز و یا به عنوان یک ابزار صاف بدون دندانه برنده به منظور صیقل دادن داخل سوراخهای محورهای ساعتهای مچی استفاده میشود
broached ارتفاع دندانههای ان در طول میله به تدریج زیاد میشودکه از ان به عنوان ابزار یاتیغه صیقل کاری سوراخهای روی یک فلز و یا به عنوان یک ابزار صاف بدون دندانه برنده به منظور صیقل دادن داخل سوراخهای محورهای ساعتهای مچی استفاده میشود
idiomorphic دارای شکل مخصوص بخود دارای شکل صحیح خود
isotropic solutions دارای خواص برابر از هرسو از هر سو دارای همان خواص
end stopped دارای وقفه نهایی منطقی دارای سکته منطقی
Indo-persian rug قالی هندی با طرح ایرانی [اغلب دارای زمینه قرمز یا سبز بوده و از گل های کوچک، پیچک ها، پرندگان، حیوانات و طرح ابر بهره گرفته و دارای تارهای ابریشمی و پود پنبه ای است. به آن هندی-هراتی نیز می گویند.]
off colored دارای رنگ ناجور دارای رنگ مغایر
polyisotopic دارای چند هم پایه دارای چند ایزوتوپ
monadelphous دارای میلههای یک پارچه دارای نافه یک پارچه
winy شراب مانند دارای خصوصیات شراب دارای مزه شراب
winey شراب مانند دارای خصوصیات شراب دارای مزه شراب
pentadactyl دارای پنج پنجه دارای پنج زائده شبیه پنجه
footy دارای پا
odoriferous دارای بو
fraught with دارای
glochidiate دارای مو
bilabiate دارای دو لب
iodic دارای ید
three-legged دارای سه پا
trilinear دارای سه خط
three legged دارای سه پا
preemptor دارای حق شفعه
underweight دارای کسروزن
trigonous دارای سه زاویه
trigynous دارای سه مادگی
tristigmatic دارای سه مادگی
pulsant دارای تپش
unidirectional دارای یک جهت
primiparous دارای یک اولاد
pulsatile دارای تپش
deadbeats دارای سکون
deadbeat دارای سکون
hearted دارای قلب ...
tricuspidate دارای سه لخت
unidirection دارای یک جهت
tricyclic دارای سه چرخ
weighted دارای وزن
trifoliolate دارای سه نشریه
trilocular دارای سه حفره
trimolecular دارای سه ملکول
turpentinous دارای تربانتین
triradiate دارای سه شعاع
febile دارای حالت تب
ill neighboured دارای همسایه بد
feldspathic دارای فلدسپار
fibrinous دارای مودلیفی
prerogatived دارای حق ویژه
primipara دارای یک اولاد
tungstic دارای تنگستن
pseudonymous دارای تخلص
two handed دارای دو دست
undersigned دارای امضاء
trinal دارای سه متغیر
umbrageous دارای سوفن
trinary دارای سه متغیر
trinomial دارای سه عبارت
tripetalous دارای سه کلبرگ
foliolate دارای برگچه
far reaching دارای اثرزیاد
two way دارای دو راه
floaty دارای اب نشین کم
papillose دارای برامدگی
whizzer دارای صدای غژ
hexameter دارای شش وزن
low spirited دارای روحیه بد
low-spirited دارای روحیه بد
deficient دارای کمبود
redundant دارای اطناب
heterogamous دارای مادگی ها
pileate دارای کلاهک
pinnular دارای برگچه
legitimate دارای حق مشروع
legitimated دارای حق مشروع
legitimates دارای حق مشروع
petiolated دارای دمگل
petiolate دارای دمگل
squibs دارای صدای فش فش
monogamous دارای یک همسر
monogamous دارای یک زن یا یک شوهر
bigamous دارای دو زن یا دو شوهر
humous دارای موادالی
woolly headed دارای سر پشمالو
homolographic دارای قرینه
pelliculate دارای پوسته
twofold دارای دو چیز
quartziferous دارای در کوهی
windiness دارای باد
squib دارای صدای فش فش
legitimating دارای حق مشروع
weak sighted دارای چشم کم سو
rifled دارای خان
glary دارای تشعشع
glanduliferous دارای غد دکوچک
geniculate دارای زانویی
varietal دارای تنوع
vagility دارای تحرک
capitated دارای سرمجزا
vagile دارای تحرک
pre emptive دارای حق شفعه
univalent دارای یک فرفیت
unipod دارای یک پایه
unifoliate دارای یک برگ
viniferous دارای شراب
polygamous دارای چند زن
short-range دارای برد کم
rectilinear دارای مسیرمستقیم
flabby دارای عضلات شل
weak eyed دارای چشم کم سو
warty دارای زگیل
pinnular دارای بالچه
wapper jawed دارای ارواره کج
plumose دارای دسته پر
haired دارای موی ...
equivocal دارای دومعنی
backed دارای پشت
vivific دارای حیات
short range دارای برد کم
unifilar دارای یک سیم یا نخ
portentous دارای فال بد
divans دارای دوفرفیت
calcic دارای اهک
calcareous دارای کلسیم
stannic دارای قلع
bumpiness دارای برامدگی
buckish دارای خوی بز
staminate دارای جرثومه نر
hectic دارای تب لازم
privileged دارای امتیاز
prurient دارای فکرشهوانی
bodied دارای بدن
shelterer دارای حفاظ
bizonal دارای دومنطقه
shoaly دارای جاهای کم اب
sexagenary دارای سن 06 تا96
stannous دارای قلع
behinds دارای پس افت
bifocal دارای دو کانون
bifocals دارای دو کانون
cirrous دارای اویز
cingulate دارای کمربند
chymiferous دارای کیموس
strontic دارای استرونیوم
chinned دارای چانه
straight line دارای خط مستقیم
cephalous دارای کله
isometric دارای یک میزان
isometrics دارای یک میزان
ambivalence دارای دو جنبه
behind دارای پس افت
bisulcate دارای دوشکاف
biramous دارای دو شاخه
biradial دارای دوشعاع
adamantean دارای تلئلو
silicifoeous دارای در کوهی
bichrome دارای دو رنگ
bicentric دارای دومرکز
aluminous دارای زاج
amphibolic دارای دو معنی
basined دارای ابگیر
social minded دارای افکاراجتماعی
azotic دارای ازت
antithetic دارای ضد ونقیض
antithetical دارای ضد ونقیض
arbitrative دارای اختیارحکمیت
artiodactyl دارای سم شکافته
sonant دارای اهنگ
bimolecular دارای دوملکول
bimorphemic دارای دوشکل
bipartite دارای دوقسمت
splashy دارای ترشح
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com