Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 205 (14 milliseconds)
English
Persian
toothier
دارای دندان مضرس
toothiest
دارای دندان مضرس
toothy
دارای دندان مضرس
Search result with all words
crenulate
دندان موشی دارای کنگرههای ریز مضرس
crenulated
دندان موشی دارای کنگرههای ریز مضرس
Other Matches
saw edged
دارای لبه مضرس
tooth billed
دارای منقار مضرس
dentigerous
دارای ساختمان مضرس
steak knife
کارد رومیزی دارای تیغه مضرس
tartarous
دارای باره دندان
tooth
دارای دندان کردن
gap-toothed
دارای فاصله بین دو دندان
snaggletoothed
دارای دندان گراز یا بد شکل
full mouthed
دارای شماره کامل دندان
lagomorpha
پستانداران جونده دارای دوردیف دندان
lagomorph
پستانداران جونده دارای دوردیف دندان
pleurodont
دارای دندان محکم شده ازداخل ارواره
zinjanthropus
شبه انسان دارای ابروی کوتاه و دندان اسیاب بزرگ دوره پلیستوسن سفلی
tusk
دندان عاج فیل دندان گراز حیوانات
tusks
دندان عاج فیل دندان گراز حیوانات
enamel
مینای دندان
[دندان پزشکی]
[کالبدشناسی]
tooth whitening
سفید کردن دندان
[دندان پزشکی]
tooth bleaching
سفید کردن دندان
[دندان پزشکی]
pulpa
پالپ دندان
[دندان پزشکی]
[کالبدشناسی]
dental pulp
پالپ دندان
[دندان پزشکی]
[کالبدشناسی]
pulpa
مغز دندان
[دندان پزشکی]
[کالبدشناسی]
dentin
عاج دندان
[دندان پزشکی]
[کالبدشناسی]
dental pulp
مغز دندان
[دندان پزشکی]
[کالبدشناسی]
dentine
عاج دندان
[دندان پزشکی]
[کالبدشناسی]
tooth enamel
مینای دندان
[دندان پزشکی]
[کالبدشناسی]
dental enamel
مینای دندان
[دندان پزشکی]
[کالبدشناسی]
tusker
گراز دارای دندان گراز
odontalgia
دندان درد
[دندان پزشکی]
cavities
پوسیدگی دندان
[دندان پزشکی]
tooth decay
پوسیدگی دندان
[دندان پزشکی]
dental decay
[Caries dentium]
پوسیدگی دندان
[دندان پزشکی]
dental caries
پوسیدگی دندان
[دندان پزشکی]
toothaches
دندان درد ها
[دندان پزشکی]
dental filling
ترمیم دندان
[دندان پزشکی]
dental restoration
ترمیم دندان
[دندان پزشکی]
dental filling
پرکردن دندان
[دندان پزشکی]
dental restoration
پرکردن دندان
[دندان پزشکی]
tooth pick
خلال دندان دندان کاو
pain in tooth
دندان درد
[دندان پزشکی]
gam
دندان گراز یا دندان کج دهان
dental pain
دندان درد
[دندان پزشکی]
toothache
{sg}
دندان درد
[دندان پزشکی]
toothache
دندان درد
[دندان پزشکی]
odontology
دندان شناسی دندان پزشکی
odontogenic pain
دندان درد
[دندان پزشکی]
odontodynia
دندان درد
[دندان پزشکی]
tooth pain
دندان درد
[دندان پزشکی]
caries
پوسیدگی دندان
[دندان پزشکی]
dentalgia
دندان درد
[دندان پزشکی]
ridgy
مضرس
serrulate
مضرس
denticulated
مضرس
indented
مضرس
runcinate
مضرس
seried
مضرس
cirrate
مضرس
serrulated
مضرس
denticulate
مضرس
broken country
زمین مضرس
serrate
مضرس کردن
serrate
ارهای مضرس
toothily
بصورت مضرس
cirhose
تاژک دار مضرس
crinkle
مضرس زیگ زاگ
cirrose
تاژک دار مضرس
crinkling
مضرس زیگ زاگ
crinkled
مضرس زیگ زاگ
crinkles
مضرس زیگ زاگ
tooth
دندانه دار کردن مضرس کردن
isobare
دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobars
دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobar
دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
soft shelled
دارای عقیده معتدل حلزون دارای صدف نرم
cementitious
دارای مواد سمنتی یا سیمانی دارای خواص سیمان
ringent
دارای دهن باز دارای لبان برگشته
gravel blind
دارای چشم تار دارای دید کم
acinaseous
دارای تخم و بذر دارای تخمدان
galleried
دارای سرسرا دارای اطاق نقاشی
low tension
دارای فشار ضعیف دارای ولتاژکم
virile
دارای نیروی مردی دارای رجولیت
outrigged
دارای تیر یا دیرک پیش امده دارای چوب یااهن اضافی برای بستن اسب اضافی
fangless
بی دندان
toothless
بی دندان
curvidentate
کج دندان
toothsome
دندان مز
edentulous
بی دندان
desserts
دندان مز
dessert
دندان مز
tooth
دندان
gam
دندان
picks
خلال دندان
incisive tooth
دندان پیشین
pick
خلال دندان
bicuspid
دندان دوپایه
fangs
دندان انیاب
fangs
دندان ناب
fang
دندان انیاب
fang
دندان ناب
toothpowder
گرد دندان
toothpowder
پودر دندان
toothpowders
گرد دندان
toothpowders
پودر دندان
To have a tooth fI'lled.
دندان پرکردن
To have a tooth fI'lled.
دندان پر کردن
To pull out ( extract ) atooth .
دندان کشیدن
multidentate
بسیار دندان
pickers
خلال دندان
greedier
دندان گرد
greediest
دندان گرد
practitioners
دندان پزشک
practitioner
دندان پزشک
latidentate
پهن دندان
sharp toothed
تیز دندان
sharp fanged
تیز دندان
bridgework
پل دندان مصنوعی
pyorrhea
چرک دندان
picker
خلال دندان
molar tooth
دندان اسیاب
jaw tooth
دندان اسیاب
irrecusable
دندان شکن
molar
دندان اسیاب
chisel tooth
دندان پیشه
greedy
دندان گرد
crowns
تاج دندان
pecking
دندان زدن
pecked
دندان زدن
peck
دندان زدن
ivory
دندان فیل
permanent tooth
دندان دائمی
saber toothed
دندان شمشیری
snaggletooth
دندان بی قاعده
snaggletooth
دندان بد شکل
tooth powder
گرد دندان
sectorial
دندان اسیاب
toothbrushes
مسواک دندان
toothbrush
مسواک دندان
toothpastes
خمیر دندان
pecks
دندان زدن
teethe
دندان در اوردن
prothesis
دندان یا عضومصنوعی
crown
تاج دندان
pyorrhoea
چرک دندان
pyorrhoea alveolaris
چرک دندان
pontic
دندان مصنوعی
teeth grinding
دندان قرچه
teeth of armature
دندان ارمیچر
tartar
باره دندان
tartars
باره دندان
the crown of the teeth
دندان بیرونی
teething
دندان دراوردن
teethes
دندان در اوردن
teethed
دندان در اوردن
toothpaste
خمیر دندان
cutters
دندان پیش
cutter
دندان پیش
odontologist
دندان شناس
odontoid
مانند دندان
odontography
شرح دندان
odontogeny
پیدایش دندان
odontocete
دندان دار
odontitis
اماس دندان
wisdom tooth
دندان عقل
wisdom teeth
دندان عقل
odontic
وابسته به دندان
odontiasis
دندان در اوری
odontalgia
دندان درد
toothache
درد دندان
mouthguard
محافظ دندان
odontology
مبحث دندان
odontoma
ورم دندان
toothpicks
دندان کاو
toothpicks
خلال دندان
toothpick
دندان کاو
toothpick
خلال دندان
peg tooth
دندان ناب
grin
دندان نمایی
grinned
دندان نمایی
tooth paste
خمیر دندان
toothache
دندان درد
grinning
دندان نمایی
grins
دندان نمایی
grinder
دندان اسیاب
grinders
دندان اسیاب
microdont
خرد دندان
denticle
دندان کوچک
dentition
دندان در اوردن
dentition
دندان بندی
dentulous
دندان دار
cuspid
دندان انیاب
cuspid
دندان نیش
gummed
لثه دندان
milk tooth
دندان شیری
milk teeth
دندان شیری
pulls
کشیدن دندان
pull
کشیدن دندان
fullmouthed
تمام دندان
dentition
دندان دراوری
dentiparous
دندان اور
dentine
عاج دندان
back tooth
دندان آسیاب
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com