Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (12 milliseconds)
English
Persian
diploblastic
دارای دو غشاء سلولی
Search result with all words
triploblastic
دارای سه غشاء سلولی ابتدایی
Other Matches
embryonic layer
غشاء جنینی غشاء سلولی
cerate
دارای غشاء یاشامه مومی
membranaceous
دارای غشاء پرده پرده غشایی
membrane
غشاء
membrance
غشاء
membranes
غشاء
tympanon
غشاء
tympan
غشاء
mantle layer
غشاء جنینی مخ
tegumnentum
غشاء پوششی
curtains
حجاجب غشاء
pelliculate
غشاء دار
magnetic film
غشاء مغناطیسی
serosa
غشاء سروزی
pellicle
غشاء نازک
hyaloid membrane
غشاء زجاجی
reticular membrane
غشاء شبکهای
tegmentum
غشاء پوششی
embryonic membrane
غشاء جنینی
caul
غشاء پوششی
decidua
غشاء فانی
basilar membrane
غشاء پایه
tunica
غشاء پوششی
hyaloid
غشاء زجاجی
postsynaptic membrance
غشاء پس سیناپسی
unicellularity
یک سلولی
unicellular
یک سلولی
cellulous
سلولی
dermis
غشاء میانی پوست
pericardium
غشاء خارجی قلب
endosporium
غشاء درونی تخم
scruff
پرده نازک غشاء
hypoblast
غشاء داخلی جنین
endocarditis
اماس غشاء درونی دل
endometrium
غشاء داخلی رحم
magnetic thin film
غشاء نازک مغناطیسی
cerebritis
ورم غشاء دماغ
presynaptic membrane
غشاء پیش سیناپسی
endospore
غشاء درونی تخم
cell animation
تحرک سلولی
extracellular
خارج سلولی
cell receptor
گیرنده سلولی
cellular
بافت سلولی
meiosis
تقسیم سلولی
acellular
غیر سلولی
amoeba
جانور تک سلولی
intercellular
داخل سلولی
amoebas
جانور تک سلولی
multicellular
چند سلولی
amoebae
جانور تک سلولی
amebas
جانور تک سلولی
amebae
جانور تک سلولی
plasma membrane
غشاء خارجی سفیده یاخته
turgor
اتساع غشاء پروتوپلاسم گیاهی
rhinitis
ورم غشاء مخاطی بینی
amitosis
یک نوع تقسیم سلولی
cellular structure
ساختارسلولی سازه سلولی
macronucleus
هسته سلولی بزرگتر
lysate
حاصل تجزیه سلولی
endoenzyme
انزیم داخل سلولی
amoebic
وابسته به جانور تک سلولی
karyokinesis
مرحله تقسیم سلولی
exoenzyme
انزیم خارج سلولی
sclerenchyma
بافت سخت سلولی
pleura
پرده جنب غشاء مایی ریوی
rhinopharyngitis
ورم غشاء مخاطی بینی و حلق
stratum
رتبه طبقه نسج سلولی
protoplasm
ماده اصلی جسم سلولی
receptacle
حفره درون سلولی گیاه
receptacles
حفره درون سلولی گیاه
agamete
تکثیر سلولی غیر جنسی
lodicule
یکی از دو پایه غشاء نازک تخمدان گیاهان
prophase
مرحله اولیه تقسیم سلولی پیشگاه
karyolymph
ماده اساسی زمینه هسته سلولی
lumen
حفره سلولی درون جدار گیاه
intima
درونی ترین غشاء پوششی رگها و سایررباطهای بدن
lyse
بوسیله " لیزین " تجزیه سلولی بعمل اوردن
schizogony
تولید مثل بوسیله شکاف یاتقسیم سلولی
telophase
اخرین مرحله تقسیم غیر مستقیم سلولی
gametocyte
سلولی که تقسیم شده و از ان سلول جنسی بوجود میاید
mastigophoran
اغازیان تک سلولی تاژکدار که گاهی جزء جلبک محسوبند
prolotherapy
اصلاح وتر یا عضوی بوسیله کاهش رویش وتکثیر سلولی
macromere
سلولهای بزرگتری که در اثر تقسیم سلولی نامساوی تخم ایجادمیشود
islets of langerhans
دستههای سلولی اثنی عشر بنام >جزایرلانگرهانس < که تولید انسولین میکنند
lymphoblast
سلولی که تبدیل بذره سفید یابیرنگ بلغم یاخلط میگردد سلول نرسیده لنفی
gonidium
یکی از سلولهای سبزی که زیر غشاء خارجی بدنه گیاه گلسنگها وجود دارد سلول جنسی جلبک ها وقارچ ها
isobare
دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobars
دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobar
دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
soft shelled
دارای عقیده معتدل حلزون دارای صدف نرم
cementitious
دارای مواد سمنتی یا سیمانی دارای خواص سیمان
fissiparous
تولیدکننده سلولهای جدیدبوسیله تقسیم سلولی یاشکاف تقسیم شونده
ringent
دارای دهن باز دارای لبان برگشته
colony
گروهی از جانوران یا گیاهان یا جانوران تک سلولی هم نوع که با هم زندگی یا رشد می کنند
[زیست شناسی]
gemmulation
جوانه کوچک ایجادموجود تازه توسط جوانه سلولی
virile
دارای نیروی مردی دارای رجولیت
low tension
دارای فشار ضعیف دارای ولتاژکم
acinaseous
دارای تخم و بذر دارای تخمدان
galleried
دارای سرسرا دارای اطاق نقاشی
gravel blind
دارای چشم تار دارای دید کم
outrigged
دارای تیر یا دیرک پیش امده دارای چوب یااهن اضافی برای بستن اسب اضافی
hair
[الیاف نازکتر از پشم مو یا کرک بز و شتر، تفاوت آن با پشم در داشتن ساختار سلولی است که کیسه های هوای موجود باعث ایجاد درخشندگی بیشتر آن می گردد.]
karyology
هسته شناسی مبحثی ازعلم سلول شناسی ک ه درباره تشریح هسته سلولی وساحتمان کروموسوم بحث میکند
karyosystematice
بخشی از رده بندی موجودات که روابط طبیعی انهارابوسیله مطالعه خصوصیات سلولی موجودات مورد مطالعه قرارمیدهد
two cell accumulator
اکومولاتور دو سلولی اکومولاتور دوبل
idiomorphic
دارای شکل مخصوص بخود دارای شکل صحیح خود
isotropic solutions
دارای خواص برابر از هرسو از هر سو دارای همان خواص
end stopped
دارای وقفه نهایی منطقی دارای سکته منطقی
Indo-persian rug
قالی هندی با طرح ایرانی
[اغلب دارای زمینه قرمز یا سبز بوده و از گل های کوچک، پیچک ها، پرندگان، حیوانات و طرح ابر بهره گرفته و دارای تارهای ابریشمی و پود پنبه ای است. به آن هندی-هراتی نیز می گویند.]
polyisotopic
دارای چند هم پایه دارای چند ایزوتوپ
monadelphous
دارای میلههای یک پارچه دارای نافه یک پارچه
off colored
دارای رنگ ناجور دارای رنگ مغایر
winy
شراب مانند دارای خصوصیات شراب دارای مزه شراب
winey
شراب مانند دارای خصوصیات شراب دارای مزه شراب
pentadactyl
دارای پنج پنجه دارای پنج زائده شبیه پنجه
trilinear
دارای سه خط
three legged
دارای سه پا
iodic
دارای ید
odoriferous
دارای بو
fraught with
دارای
three-legged
دارای سه پا
bilabiate
دارای دو لب
glochidiate
دارای مو
footy
دارای پا
squibs
دارای صدای فش فش
binocular
دارای دو چشم
reboant
دارای واکنش
squib
دارای صدای فش فش
haired
دارای موی ...
low spirited
دارای روحیه بد
strontic
دارای استرونیوم
binuclear
دارای دو هسته
reversioner
دارای حق رجوع
bimorphemic
دارای دوشکل
binucleate
دارای دو هسته
binaural
دارای دو گوش
bimotored
دارای دوموتور
binucleated
دارای دو هسته
low-spirited
دارای روحیه بد
bipartite
دارای دوقسمت
sulfureous
دارای گوگرد
aluminous
دارای زاج
sonant
دارای اهنگ
floaty
دارای اب نشین کم
silicifoeous
دارای در کوهی
short range
دارای برد کم
short-range
دارای برد کم
azotic
دارای ازت
shoaly
دارای جاهای کم اب
shelterer
دارای حفاظ
rectilinear
دارای مسیرمستقیم
legitimating
دارای حق مشروع
legitimates
دارای حق مشروع
backed
دارای پشت
equivocal
دارای دومعنی
flabby
دارای عضلات شل
bichrome
دارای دو رنگ
splashy
دارای ترشح
spirituous
دارای الکل
bicentric
دارای دومرکز
spiriferous
دارای عضومارپیچی
foliolate
دارای برگچه
staminate
دارای جرثومه نر
social minded
دارای افکاراجتماعی
basined
دارای ابگیر
legitimated
دارای حق مشروع
legitimate
دارای حق مشروع
redundant
دارای اطناب
geniculate
دارای زانویی
deficient
دارای کمبود
glanduliferous
دارای غد دکوچک
glary
دارای تشعشع
sabulous
دارای شن ریزه
rugose
دارای رکه
amphibolic
دارای دو معنی
sexagenary
دارای سن 06 تا96
fibrinous
دارای مودلیفی
self abnegating
دارای کف نفس
handy
<adj.>
دارای مزیت
stannic
دارای قلع
stannous
دارای قلع
aulait
دارای شیر
rifled
دارای خان
artiodactylous
دارای سم شکافته
artiodactyl
دارای سم شکافته
arbitrative
دارای اختیارحکمیت
antithetical
دارای ضد ونقیض
antithetic
دارای ضد ونقیض
straight line
دارای خط مستقیم
synonymous
دارای تشابه
ill neighboured
دارای همسایه بد
multiflorous
دارای بیش از سه گل
salaried
دارای حقوق
multifid
دارای چندشکاف
keyed
دارای جاانگشتی
formal
دارای فکر
muciferous
دارای مخاط
splash
دارای ترشح
splashes
دارای ترشح
keeled
دارای تبر ته
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com