English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (14 milliseconds)
English Persian
polymeric دارای ذرات وترکیبات متعدد ومشابه چند نژادی چند رگه
Other Matches
multidimensional دارای ابعاد متعدد
racy دارای صفات اصلی و نژادی
particulate دارای ذرات ریز
multimult پیشوند بمعنی " بسیار وزیاد "و " دارای تعداد زیاد " و "متعدد " و " بیشتر " و" چند "
isometric دارای ذرات ریز متساوی
granulate دارای ذرات ریز کردن
isometrics دارای ذرات ریز متساوی
suspensoid محلول سریشمی دارای ذرات معلق
gametophyte گیاه یا نژادی از گیاه که دارای عضو جنسی تناوبی
merry dancers شفق شمالی [که به علت برخورد ذرات گاز معلق در اتمسفر زمین با ذرات بارداری که از سمت خورشید ساطع میشوند در آسمان مناطق نزدیک به قطب شمال رخ میدهد]
Aurora Polaris شفق شمالی [که به علت برخورد ذرات گاز معلق در اتمسفر زمین با ذرات بارداری که از سمت خورشید ساطع میشوند در آسمان مناطق نزدیک به قطب شمال رخ میدهد]
northern lights شفق شمالی [که به علت برخورد ذرات گاز معلق در اتمسفر زمین با ذرات بارداری که از سمت خورشید ساطع میشوند در آسمان مناطق نزدیک به قطب شمال رخ میدهد]
Aurora Polaris شفق شمالی [که به علت برخورد ذرات گاز معلق در اتمسفر زمین با ذرات بارداری که از سمت خورشید ساطع میشوند در آسمان مناطق نزدیک به قطب شمال رخ میدهد]
merry dance شفق شمالی [که به علت برخورد ذرات گاز معلق در اتمسفر زمین با ذرات بارداری که از سمت خورشید ساطع میشوند در آسمان مناطق نزدیک به قطب شمال رخ میدهد]
intermoleculary بین ذرات در داخل ذرات
thallic مربوط به تالیوم وترکیبات ان
parses اجزاء وترکیبات جمله را معین کردن
parsed اجزاء وترکیبات جمله را معین کردن
parse اجزاء وترکیبات جمله را معین کردن
totaquine داروی ضد مالاریا مرکب ازگنه گنه وترکیبات دیگران
totaquina داروی ضد مالاریا مرکب ازگنه گنه وترکیبات دیگران
several متعدد
umpteen متعدد
innumerous متعدد
umpteenth متعدد
multifarious متعدد
manifold متعدد
somedeal متعدد
stour متعدد
multiple متعدد
great- متعدد ماهر
great متعدد ماهر
greatest متعدد ماهر
zigzag reflection انعکاس متعدد
numerously بطور متعدد
multiplex چندتایی متعدد
blanket buying خریدکالاهای متعدد
multilateral متعدد الاطراف
polyphony صداهای متعدد وگوناگون
polytheism پرستش خدایان متعدد
multi contact plug دوشاخه با کنتاکتهای متعدد
manifoldly بطور متعدد یا گوناگون
dendrite شاخههای متعدد سلولهای عصبی
server توسط کاربران متعدد در یک زمان است
polyphagous تغذیه کننده برگیاهان یا جانوران متعدد
eugenics به نژادی
phyletic نژادی
ethnical نژادی
racial نژادی
racially نژادی
ethnicity نژادی
ethnic نژادی
multiracial چند نژادی
phylogeny تکامل نژادی
segregation تبعیض نژادی
racialism تبعیضات نژادی
racialism خصوصیات نژادی
racial discrimination تبعیض نژادی
racial segregation تفکیک نژادی
racial unconscious ناهشیار نژادی
racial memory حافظه نژادی
interrace بین نژادی
interracial بین نژادی
racism تبعیض نژادی
racial prejudice پیشداوری نژادی
abyssinian نژادی از گربه
eugenic وابسته به به نژادی
color line مانع نژادی
gerontomorphosis پیر نژادی
ethnocentric طرفداربرتری نژادی
racial prejudice تعصب نژادی
miscegenation زناشویی میان نژادی
immunogenetics مبحث مصونیت نژادی
linebreed اصلاح نژادی کردن
phylogenic وابسته به تکامل نژادی
phylogenetic وابسته به تکامل نژادی
shared که توسط کاربران متعدد متصل به شبکه قابل دستیابی است
open cover بیمه نامهای که جهت حمل محمولههای متعدد تهیه میشود
open policy بیمه نامهای که جهت حمل مجموعههای متعدد تهیه میشود
shares که توسط کاربران متعدد متصل به شبکه قابل دستیابی است
share که توسط کاربران متعدد متصل به شبکه قابل دستیابی است
desegregate تفکیک نژادی را فسخ کردن
strain صفت موروثی خصوصیت نژادی
strains صفت موروثی خصوصیت نژادی
segregate تبعیض نژادی قائل شدن
phylogeny تاریخ نژادی جانور یا گیاه
desegregated تفکیک نژادی را فسخ کردن
white supremacist طرفدار تفوق نژادی سفیدپوستان
teutonism عقیده برتری نژادی المان
shropshire نژادی از گوسفند بی شاخ انگلیسی
segregating تبعیض نژادی قائل شدن
segregates تبعیض نژادی قائل شدن
desegregating تفکیک نژادی را فسخ کردن
desegregates تفکیک نژادی را فسخ کردن
eugenic از نژاد یانسب خوب اصلاح نژادی
sclav ect عضو نژادی که شامل مردم خاوراروپاباشد
manifest destiny لوازم قهری بسط وتوسعه نژادی
africander اروپایی نژادی که درافریقای جنوبی زاده شد
inviable عاجز از ادامه بقا در اثرساختمان نژادی و ارثی
Racial prejudice prevails in some countries. دربرخی کشورها تعصبات نژادی وجود دارد
dysgenics مبحث مطالعه فساد نسل وتباهی نژادی
cacogenesis فساد نژادی دراثر حفظ وابقاء صفات بد
ingredient ذرات
ingredients ذرات
pelasgic نام نخستین نژادی که دریونان و جزیرههای خاورمدیترانه ساکن شدند
nibbler ابزاری برای بریدن ورقههای فلزی توسط برشهای متعدد و پیاپی موضعی قائم بکمک مته
weight of solids وزن ذرات
roily پر از ذرات رسوبی
radioactive rays ذرات رادیواکتیو
planetesimal ذرات سیارهای
particle physics فیزیک ذرات
sand blasting ذرات سنگ
blood corpuscles ذرات خون
metal foulings ذرات فلز
fundamental particles ذرات بنیادی
intermolecular در داخل ذرات
allergen ذرات الرژی زا
barrier penetration by particles نفوذ ذرات در سد
molecular attracticm جاده ذرات
intermolecular بین ذرات
denseness تراکم ذرات
cosmic particles ذرات کیهانی
elementary particles ذرات بنیادی
lore فرهنگ نژادی افسانه هاوروایات قومی فاصله بین چشم ومنقار
nebulize تبدیل به ذرات کردن
effective size of grain قطر موثر ذرات
absorption of charged particles جذب ذرات باردار
particle physics فیزیک ذرات اتمی
thershold temperature استانه دمای ذرات
emulsioned ذرات چربی دراب
cascade impactor دستگاه جداسازی پی در پی ذرات
scattering of alpha particles پراکندگی ذرات الفا
emulsions ذرات چربی دراب
segregation تفکیک ذرات بتن
planetesimal hypothesis فرضیه ذرات سیارهای
emulsioning ذرات چربی دراب
emulsion ذرات چربی دراب
pollinium توده ذرات گرده گل
karakul کاراکول [نژادی از گوسفند آسیائی با رنگ طبیعی سیاه، خاکستری و گاهی قهوه ای]
cohesion التصاق یا قوه جاذبه ذرات
dispersion متلاشی شدن خاکدانه ها به ذرات
fall out ذرات رادیواکتیوی که از جو بزمین میریزد
emulsifies بشکل ذرات ریز و پایداردراوردن
emulsify بشکل ذرات ریز و پایداردراوردن
polymerization ترکیب و تراکم ذرات پلیمریزاسیون
emulsifying بشکل ذرات ریز و پایداردراوردن
leucocytosis افزودگی ذرات سفید خون
emulsified بشکل ذرات ریز و پایداردراوردن
vacuist کسیکه معتقدبوجودخلادرمیان ذرات ماده میباشد
cohesion نیروی جاذبه بین ذرات همگن
kinetic theory فرضیه حرکت ذرات کوچک اجسام
achondrite سنگ الماس بدون ذرات گرد
nucleon ذرات اتم مثل نوترون وپروتون
lenticulate ذرات ریز وعدسکهای کوچک در فیلم نمودارکردن
schiller تلالو وزرق وبرق ذرات سنگ معدنی
micronize بصورت ذرات ریز وپودر ماننددر اوردن
dispersoid پخش کامل ذرات جسمی درجسم دیگر
grain orientation طرز قرار گرفتن ذرات نسبت به یکدیگر
grain size classification طبقه بندی خاک از نظر اندازه ذرات
protoxide ترکیبی که حداقل ذرات اکسیژن دران باشد
emulsions تعلیق جسمی بصورت ذرات ریز وپایدار در محلولی
electrophoresis حرکت ذرات معلق مایع بوسیله نیروی برق
diatomite ذرات فریف و ریزسیلیسی که از بقایای گمزادان بدست می اید
atomising تبدیل به پودر کردن مرکب از اتم یا ذرات ریزکردن
texture طرز قرار گرفتن ذرات خاک نسبت بهم
textures طرز قرار گرفتن ذرات خاک نسبت بهم
synchrotron دستگاه تقویت وتسریع ذرات بار دار الکترونی
emulsioning تعلیق جسمی بصورت ذرات ریز وپایدار در محلولی
emulsion تعلیق جسمی بصورت ذرات ریز وپایدار در محلولی
mists کاهش قابلیت دید به 1 تا 01کیلومتر توسط ذرات کوچک اب
atomised تبدیل به پودر کردن مرکب از اتم یا ذرات ریزکردن
atomises تبدیل به پودر کردن مرکب از اتم یا ذرات ریزکردن
atomized تبدیل به پودر کردن مرکب از اتم یا ذرات ریزکردن
atomizes تبدیل به پودر کردن مرکب از اتم یا ذرات ریزکردن
atomizing تبدیل به پودر کردن مرکب از اتم یا ذرات ریزکردن
kinetic theory of heat عقیده نظری نسبت باینکه گرماازجنبش ذرات پیدامیشود
emulsioned تعلیق جسمی بصورت ذرات ریز وپایدار در محلولی
amylose مادهء قندی که داخل ذرات نشاستهای را تشکیل میدهد
charge neutrality تساوی تقریبی ذرات مثبت ومنفی در شارههای متراکم
haze غبارها یا ذرات ریزی که دراتمسفر پراکنده شده اند
mist کاهش قابلیت دید به 1 تا 01کیلومتر توسط ذرات کوچک اب
atomize تبدیل به پودر کردن مرکب از اتم یا ذرات ریزکردن
remote data concentrator وسیله یی که پیام ها را ازطریق خطوط کم سرعت ازترمینالهای متعدد دریافت کرده و داده ها را از طریق یک حط واحد سنکرون باسرعت بالا به پردازنده میزبان منتقل میکند
isobar دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobars دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobare دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
aerosol ترکیب کلوئیدی ذرات بسیارریز مایع یا جامد در گاز یک دست
atomizers دستگاهی که عناصری را به ذرات ریز تبدیل میکند مثل عطرپاش
atomizer دستگاهی که عناصری را به ذرات ریز تبدیل میکند مثل عطرپاش
atomisers دستگاهی که عناصری را به ذرات ریز تبدیل میکند مثل عطرپاش
binders ذرات خاک رسی که جهت چسبندگی به شن و ماسه اضافه میشود
physical analysis جداسازی ذرات خاک از نظر قطر دانه ها به روش فیزیکی
iceneedle یکی از ذرات فریف یخ که درهوای سرد و شفاف بطورشناوریافت میشود
binder ذرات خاک رسی که جهت چسبندگی به شن و ماسه اضافه میشود
aerosols ترکیب کلوئیدی ذرات بسیارریز مایع یا جامد در گاز یک دست
soft shelled دارای عقیده معتدل حلزون دارای صدف نرم
cementitious دارای مواد سمنتی یا سیمانی دارای خواص سیمان
racism اعتقادبه برتری برخی نژادها بربعضی دیگر و لزوم توجیه خصوصیات قومی و ملی وفرهنگی بر مبنای معیارهای نژادی
ringent دارای دهن باز دارای لبان برگشته
dispersion hardening سخت گردانی فلزات با پراکندن ذرات ریزی با فازهای مختلف داخل ان
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com