English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
English Persian
venose دارای رگهای متعددوبر امده
Other Matches
outrigged دارای تیر یا دیرک پیش امده دارای چوب یااهن اضافی برای بستن اسب اضافی
prognathic دارای ارواره پیش امده
prognathous دارای ارواره پیش امده
ventricous بادکرده دارای شکم پیش امده
round shouldered دارای شانههای جلو امده شانه گرد
ribby دارای دندههای بیرون امده شبیه دنده
round-shouldered دارای شانههای جلو امده شانه گرد
ventricos بادکرده شکم دار دارای شکم پیش امده
protrusile دارای ساختمان جلو امده جلو امدنی
alayerof bricks رگهای از اجر
capillary blood vessels رگهای مویی
lymphangitis رگهای لمفی
coroner's inquest بازجویی در رگهای ناگهانی
coursed rubble masonry سنگ کلنگی رگهای
intervenium بافت میان رگهای برگ
gibbous بر امده
fordone از پا در امده
who came? کی امده
who came? که امده
ridgy بر امده
incoming امده
exserted بیرون امده
in :رسیده امده
exopathic ازبیرون امده
enthetic ازبیرون امده
prognathic پیش امده
worker ازکار در امده
in- :رسیده امده
prognathous پیش امده
landed فرود امده
exserted پیش امده
jutting پیش امده
unbred بدببار امده
underhung پیش امده
new come تازه امده
getting بدست امده
gets بدست امده
get بدست امده
worked up ازکار در امده
saleintiant بیرون امده
overshot پیش امده
jambs تیربیرون امده
projective جلو امده
left over زیاد امده
peregrin or rine از خارجه امده
saleint بیرون امده
impassionate به جنبش امده
aggregate جمع امده
aggregates جمع امده
protrusive جلو امده
protrusile جلو امده
red hot تاب امده
leavened bread نان ور امده
overdue دیر امده
protractive جلو امده
protrudent جلو امده
red-hot تاب امده
jamb تیربیرون امده
petiolar از برگدم بیرون امده
apogean از زمین بالا امده
you might have come باید امده باشید
peregrine ازخارجه امده مسافر
beetle brow پیشانی پیش امده
unhandy مشکل بدست امده
neoteric تازه بدنیا امده
inchoate تازه بوجود امده
take steps اقدامات بعمل امده
born in the purple در نازونعمت بدنیا امده
cantilever تیر پیش امده
ecstatic بوجد امده نشئهای
ecstatically بوجد امده نشئهای
bay window پنجره پیش امده
projecting jaw ارواره پیش امده
bay windows پنجره پیش امده
twinborn دوقلو بدنیا امده
self born از خود بوجود امده
ramus قسمت بر امده واطاله یافته
rimrock لبه بر امده صخره مزبور
flanges لبه بیرون امده چرخ
flange لبه بیرون امده چرخ
lugs هر عضو جلو امده چیزی
lugging هر عضو جلو امده چیزی
lugged هر عضو جلو امده چیزی
lug هر عضو جلو امده چیزی
to run short زیر short امده است
to t. to account زیر account امده است
bucktooth دندان گراز یا پیش امده
extrusive اخراج کننده بیرون امده
vizor لبه پیش امده کلاه
visors لبه پیش امده کلاه
bow window پنجره پیش امده کمانی
instances have occurred that مواردی پیش امده است
air landed فرود امده از راه هوا
his stomach sticks out شکمش پیش امده است
bow windows پنجره پیش امده کمانی
weather worn تحت تاثیر هوا در امده
hardly earned money پول سخت بدست امده
visor لبه پیش امده کلاه
isobars دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobare دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobar دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
kid glove ازلای زرق وبرق بیرون امده
ill gotten با وسایل غیر مشروع بدست امده
nook قطعه زمین پیش امده برامدگی
the bird took its perch مرغ فرود امده بر چوب قرارگرفت
oversailing of facade قسمت برجسته یا پیش امده بنا
biologic بدست امده اززیست شناسی عملی
forestage قسمت جلو امده صحنه نمایش
whyŠthere is the answer شرط در امده تقریبا معنی میدهد
soft shelled دارای عقیده معتدل حلزون دارای صدف نرم
cementitious دارای مواد سمنتی یا سیمانی دارای خواص سیمان
lyophiled بدست امده در اثرخشک شدن بوسیله انجماد
post edit ویرایش داده بدست امده ازمحاسبه قبلی
lyophil بدست امده در اثرخشک شدن بوسیله انجماد
it is of doubtful proveance معلوم نیست اصلا از کجا امده است
industrial wealth مالی که از راه پیشه و هنربدست امده باشد
bay windows پنجره جلو امده شاه نشین ساختمان
bay window پنجره جلو امده شاه نشین ساختمان
dormers پنجره جلو امده زیر سقف ساختمان
dormer پنجره جلو امده زیر سقف ساختمان
ringent دارای دهن باز دارای لبان برگشته
officinal names of drugs نامهای داروها چنانکه درکتاب داروسازی امده است
grilse ماهی ازادکوچک که برای نخستین بارازدریابرودخانه امده باشد
prize courts به دست امده عنوان غنیمت جنگی اعطا نمیشود
brown major براون مقدم یاانکه زودتر به اموزشگاه امده است
straight arm حریف را با مشت جلو امده ازخود دور کردن
rimrock صخره پیش امده فلات بشکل جبهه عمودی
matriculated students شاگردانی که ازدبیرستان بیرون امده دردانشگاه نام نویسی میکنند
soever واژهای که انراپس صفتی که what or how پیش ازان امده باشد میاورند
yardage تعداد یاردهای بدست امده بازیگر یا تیم فوتبال امریکایی
odontolite دندانی که تبدیل به سنگ شده و برنگ فیروزه در امده است
catches ذخایر به دست امده ازدشمن تصرف وسایل و سلاح دشمن
low tension دارای فشار ضعیف دارای ولتاژکم
acinaseous دارای تخم و بذر دارای تخمدان
virile دارای نیروی مردی دارای رجولیت
gravel blind دارای چشم تار دارای دید کم
galleried دارای سرسرا دارای اطاق نقاشی
escarpments پرتگاه یا شیب تندی که توسط عوامل طبیعی به وجود امده است
pandects خلاصه قانون مدنی رم که درسده ششم بفرمان در05جلد امده است
ventriloquism سخن گفتن انسان بطوریکه شنونده نداند صدا ازکجابیرون امده
apomict کسی یا چیزی که بوسیلهء تکثیر بدون لقاح بوجود امده باشد
escarpment پرتگاه یا شیب تندی که توسط عوامل طبیعی به وجود امده است
vampires روح تبه کاران وجادوگران که شب هنگام ازقبربیرون امده و خون اشخاص رامیمکد
lobes اویز بخش پهن وگردی که بچیزی اویخته یا پیش امده باشد لخته
lobe اویز بخش پهن وگردی که بچیزی اویخته یا پیش امده باشد لخته
vampire روح تبه کاران وجادوگران که شب هنگام ازقبربیرون امده و خون اشخاص رامیمکد
margin productivity نسبت بین محصول بدست امده وعوامل تولیدی که در صرف ایجاد ان شده است
microsoft word یک برنامه پردازش کلمه که توسط شرکت microsoft به وجود امده است مایکروسافت ورد
wind aided اگر سرعت باد در ساعت بیش از 74/4متر باشد رکورد بدست امده قابل قبول نیست
idiomorphic دارای شکل مخصوص بخود دارای شکل صحیح خود
telling مخابره اطلاعات به دست امده از تجسس هوایی به یکانهای پدافند هوایی
flanges لبه دار کردن لبه بیرون امده چرخ
flange لبه دار کردن لبه بیرون امده چرخ
derived information اطلاعات استنباط شده اطلاعات به دست امده ازرادار
stillborn زایمان بچه مرده جنین مرده بدنیا امده
stillbirths زایمان بچه مرده جنین مرده بدنیا امده
stillbirth زایمان بچه مرده جنین مرده بدنیا امده
hematogenous از خون بوجود امده بوسیله خون منتشر شده
brown minor براون کهتر یا ان براون که زودتر به اموزشگاه امده است
end stopped دارای وقفه نهایی منطقی دارای سکته منطقی
isotropic solutions دارای خواص برابر از هرسو از هر سو دارای همان خواص
he is an incarnate fiend دیوی است که بصورت ادمی در امده است
united nations organization سازمان جهانی که در تاریخ 42 اکتبر5491 در واقع به عنوان نتیجه قهری جنگ وکنفرانسهای راجع به ان به وجود امده است و در حقیقت جانشین جامعه ملل میباشد
trapdoor فاصلهای عمدی در یک سیستم پردازش اطلاعات که به منظور جمع اوری تغییر یا خراب کردن اتی اطلاعات بوجود امده است
trapdoors فاصلهای عمدی در یک سیستم پردازش اطلاعات که به منظور جمع اوری تغییر یا خراب کردن اتی اطلاعات بوجود امده است
Indo-persian rug قالی هندی با طرح ایرانی [اغلب دارای زمینه قرمز یا سبز بوده و از گل های کوچک، پیچک ها، پرندگان، حیوانات و طرح ابر بهره گرفته و دارای تارهای ابریشمی و پود پنبه ای است. به آن هندی-هراتی نیز می گویند.]
monadelphous دارای میلههای یک پارچه دارای نافه یک پارچه
off colored دارای رنگ ناجور دارای رنگ مغایر
polyisotopic دارای چند هم پایه دارای چند ایزوتوپ
winey شراب مانند دارای خصوصیات شراب دارای مزه شراب
winy شراب مانند دارای خصوصیات شراب دارای مزه شراب
post tensioning پیش تنیدگی ناشی از کشش ارماتورهائی که بعد از بتن ریزی تحت کشش قرارگرفته و روی بتن عمل امده و سخت شده اتکاء دارد
pentadactyl دارای پنج پنجه دارای پنج زائده شبیه پنجه
iodic دارای ید
odoriferous دارای بو
footy دارای پا
glochidiate دارای مو
fraught with دارای
three-legged دارای سه پا
three legged دارای سه پا
trilinear دارای سه خط
bilabiate دارای دو لب
crepitant دارای صدای خش خش
divans دارای دوفرفیت
haired دارای موی ...
divan دارای دوفرفیت
bodily دارای بدن
overlapping دارای اشتراک
capitated دارای سرمجزا
hearted دارای قلب ...
hook-nosed دارای بینی کج
hook nosed دارای بینی کج
electives دارای حق انتخاب
two way دارای دو راه
bifocal دارای دو کانون
bifocals دارای دو کانون
acetylize دارای ریشهء
acetylate دارای ریشهء
accentual دارای تاکید
prurient دارای فکرشهوانی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com