English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (3 milliseconds)
English Persian
cross grained دارای رگههای نامنظم
Other Matches
netted veined دارای رگههای مشبک مشبک العروق
dike رگههای سنگ اذین در زمین شناسی
unconventional نامنظم
infrequent <adj.> نامنظم
sporadic <adj.> نامنظم
randomly نامنظم
random نامنظم
aperiodic نامنظم
acrostic نامنظم
irregular نامنظم
haywire نامنظم
out of kelter نامنظم
erratic نامنظم
by fits and starts <idiom> به طور نامنظم
irregular polymer بسپار نامنظم
random test ازمایش نامنظم
erratic block بلوک نامنظم
skew polygon کثیرالاضلاع نامنظم
disorderly نامنظم مختل
statistic copolymer همبسپار نامنظم
jerky نامنظم رونده
irregulars ارتش نامنظم
poorly graded دانه بندی نامنظم
flares باشعله نامنظم سوختن
flare باشعله نامنظم سوختن
sporadic group گروه نامنظم [ریاضی]
random wound سیم پیچ نامنظم
jitter حرکت نامنظم اتفاقی
random حرکت نامنظم الکترونها در داخل یک نیمه هادی
grout بلغور قطعات کوچک و نامنظم سنگ دوغاب
out of square خارج از چهار گوش بطور نامنظم یا نادرست
bias وضع نامنظم گوی که باعث چرخیدن ان میشود
biases وضع نامنظم گوی که باعث چرخیدن ان میشود
buffets نوسانات نامنظم ساختمان هواپیما در اثر اشفتگی
buffeting نوسانات نامنظم ساختمان هواپیما در اثر اشفتگی
flares روشنایی خیره کننده و نامنظم زبانه کشی
randomly حرکت نامنظم الکترونها در داخل یک نیمه هادی
flare روشنایی خیره کننده و نامنظم زبانه کشی
buffeted نوسانات نامنظم ساختمان هواپیما در اثر اشفتگی
buffet نوسانات نامنظم ساختمان هواپیما در اثر اشفتگی
cyclopean [معماری ترکیب شده با شکلهای نامنظم در بلوک سیمانی]
to wobble [rotate unevenly] لنگ بودن [تاب داشتن] [به طور نامنظم چرخیدن] [اصطلاح روزمره]
airbrush یک ابزار نقاشی که الگوهای نامنظم از نقاط را ایجاد میکند مانند اسپری مکانیکی
anti knock ماده ایکه به سوخت اضافه شده و احتمال انفجار واحتراق نامنظم ان را کاهش میدهد
isobar دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobars دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobare دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
cementitious دارای مواد سمنتی یا سیمانی دارای خواص سیمان
soft shelled دارای عقیده معتدل حلزون دارای صدف نرم
ringent دارای دهن باز دارای لبان برگشته
gravel blind دارای چشم تار دارای دید کم
virile دارای نیروی مردی دارای رجولیت
low tension دارای فشار ضعیف دارای ولتاژکم
galleried دارای سرسرا دارای اطاق نقاشی
acinaseous دارای تخم و بذر دارای تخمدان
fracto stratus ابرهای تکه تکه و نامنظم استراتوس
asynchronous transmission اطلاعات در فواصل زمانی بدون قاعده و نامنظم به وسیله قراردادن یک بیت شروع قبل از هر کاراکتر ویک بیت خاتمه پس از ان انتقال می یابند
outrigged دارای تیر یا دیرک پیش امده دارای چوب یااهن اضافی برای بستن اسب اضافی
idiomorphic دارای شکل مخصوص بخود دارای شکل صحیح خود
isotropic solutions دارای خواص برابر از هرسو از هر سو دارای همان خواص
end stopped دارای وقفه نهایی منطقی دارای سکته منطقی
Indo-persian rug قالی هندی با طرح ایرانی [اغلب دارای زمینه قرمز یا سبز بوده و از گل های کوچک، پیچک ها، پرندگان، حیوانات و طرح ابر بهره گرفته و دارای تارهای ابریشمی و پود پنبه ای است. به آن هندی-هراتی نیز می گویند.]
off colored دارای رنگ ناجور دارای رنگ مغایر
monadelphous دارای میلههای یک پارچه دارای نافه یک پارچه
polyisotopic دارای چند هم پایه دارای چند ایزوتوپ
winy شراب مانند دارای خصوصیات شراب دارای مزه شراب
winey شراب مانند دارای خصوصیات شراب دارای مزه شراب
pentadactyl دارای پنج پنجه دارای پنج زائده شبیه پنجه
three legged دارای سه پا
three-legged دارای سه پا
bilabiate دارای دو لب
trilinear دارای سه خط
fraught with دارای
footy دارای پا
glochidiate دارای مو
iodic دارای ید
odoriferous دارای بو
intercommunicate دارای مراوده
lippy پر رو دارای لب اویزان
instinct with force دارای زور
insectile دارای حشره
glanduliferous دارای غد دکوچک
entitative دارای وجودخارجی
ledgy دارای طاقچه
far reaching دارای اثرزیاد
febile دارای حالت تب
feldspathic دارای فلدسپار
inflorescent دارای گل اذین
dyslogistic دارای خاطرات بد
lobate دارای نرمه
double tongued دارای دوقول
dimorphic دارای دو شکل
dimply دارای فرورفتگی
dipetalous دارای دوگلبرگ
diplopodous دارای هزار پا
dipolar دارای دو قطب
iodous دارای یود
dipteran دارای دو بال
dolose دارای قصدجرم
lobated دارای نرمه
invested with power دارای اختیار
fibrinous دارای مودلیفی
lean to دارای چارطاقی
knock kneed دارای زانوی کج
knarred دارای برامدگی
kibed دارای شکاف
haired دارای موی ...
hearted دارای قلب ...
isogenous دارای یک منبع
humous دارای موادالی
keratinous دارای موادشاخی
homolographic دارای قرینه
heterogamous دارای مادگی ها
hexameter دارای شش وزن
ill neighboured دارای همسایه بد
ill neighboured دارای محیط بد
floaty دارای اب نشین کم
foliolate دارای برگچه
indued with charm دارای فریبندگی
in power دارای اختیارات
in force دارای اعتبار
in flower دارای شکوفه
geniculate دارای زانویی
in defect دارای کاستی
keeled دارای تبر ته
glary دارای تشعشع
keyed دارای جاانگشتی
innervate دارای پی کردن
aluminous دارای زاج
isometrics دارای یک میزان
isometric دارای یک میزان
bifocals دارای دو کانون
bifocal دارای دو کانون
divans دارای دوفرفیت
divan دارای دوفرفیت
bodily دارای بدن
overlapping دارای اشتراک
ambivalence دارای دو جنبه
behind دارای پس افت
behinds دارای پس افت
adamantean دارای تلئلو
cretaceous دارای گچ فراوان
acetylize دارای ریشهء
acetylate دارای ریشهء
accentual دارای تاکید
prurient دارای فکرشهوانی
privileged دارای امتیاز
hectic دارای تب لازم
hook-nosed دارای بینی کج
hook nosed دارای بینی کج
melodious دارای ملودی
synonymous دارای تشابه
synonymous دارای ترادف
stilted دارای چوب پا
energetic دارای انرژی
portentous دارای فال بد
deadbeats دارای سکون
deadbeat دارای سکون
melodic دارای ملودی
prerogative دارای حق ویژه
prerogatives دارای حق ویژه
electives دارای حق انتخاب
elective دارای حق انتخاب
twofold دارای دو چیز
splashing دارای ترشح
splashes دارای ترشح
splash دارای ترشح
formal دارای فکر
salaried دارای حقوق
weighted دارای وزن
amphibolic دارای دو معنی
dichotomous دارای دو بخش
cephalous دارای کله
capitated دارای سرمجزا
calcic دارای اهک
calcareous دارای کلسیم
bumpiness دارای برامدگی
buckish دارای خوی بز
bodied دارای بدن
bizonal دارای دومنطقه
chinned دارای چانه
chymiferous دارای کیموس
cingulate دارای کمربند
diandrous دارای دوپرچم
declinatory دارای تمایل
dartrous دارای تبخال
cuspidal دارای برامدگی
crepitant دارای صدای خش خش
copperbottomed دارای ته مسی
cloven foot دارای پا یا سم شکافته
cirrous دارای اویز
bisulcate دارای دوشکاف
biramous دارای دو شاخه
bicentric دارای دومرکز
basined دارای ابگیر
azotic دارای ازت
aulait دارای شیر
artiodactylous دارای سم شکافته
artiodactyl دارای سم شکافته
arbitrative دارای اختیارحکمیت
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com