Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 205 (3 milliseconds)
English
Persian
star crossed
دارای ستاره نحس
Search result with all words
supernova
ستاره دارای نور متغیری که روشنی اش صد میلیون برابر خورشید است .ابرنواختران
supernovae
ستاره دارای نور متغیری که روشنی اش صد میلیون برابر خورشید است .ابرنواختران
supernovas
ستاره دارای نور متغیری که روشنی اش صد میلیون برابر خورشید است .ابرنواختران
asteriated
دارای اشعهء ستاره مانند
Other Matches
double star
ستاره مزدوج ستاره دوتایی ستاره دوگانه
binary star
ستاره دوگانه ستاره دوتایی ستاره مزدوج
Lesghi star
ستاره لسگی
[این طرح را ستاره شاهسون نیز می نامند و در فرش های ترکیه و قفقاز و ایران بکار می رود. خود طرح از یک ستاره هشت وجهی با چهار فلش به سمت داخل تشکیل می گردد.]
dog star
ستاره شعرای یمانی ستاره کاروان کش
planets
ستاره سیار ستاره بخت
planet
ستاره سیار ستاره بخت
concentrator
وسیله ابتدایی شبکه که حاوی توپولوژی منط قی است و گره ها متصل اند ولی هر بازوی ستاره به عنوان حلقه فیریکی به وسیله ستاره وصل است
stelliform
ستاره وار ستاره وش
isobar
دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobare
دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobars
دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
soft shelled
دارای عقیده معتدل حلزون دارای صدف نرم
cementitious
دارای مواد سمنتی یا سیمانی دارای خواص سیمان
ringent
دارای دهن باز دارای لبان برگشته
low tension
دارای فشار ضعیف دارای ولتاژکم
virile
دارای نیروی مردی دارای رجولیت
acinaseous
دارای تخم و بذر دارای تخمدان
galleried
دارای سرسرا دارای اطاق نقاشی
gravel blind
دارای چشم تار دارای دید کم
starless
بی ستاره
stellar
پر ستاره
stars
ستاره
star
ستاره
aster
ستاره
asterisks
ستاره
asterisk
ستاره
starred
ستاره
outrigged
دارای تیر یا دیرک پیش امده دارای چوب یااهن اضافی برای بستن اسب اضافی
star washer
واشر ستاره ای
moring star
ستاره بامداد
loadstar
ستاره راهنما
lodestaror load
ستاره قطبی
loadstar
ستاره قطبی
neutron star
ستاره نوترونی
nova
فانی ستاره
north star
ستاره قطبی
multiple star
ستاره چندگانه
companion
ستاره ندیم
lucifer
ستاره بامدادی
starlet
ستاره کوچک
starlet
ستاره کوره
lunette
ستاره صغیر
morning star
ستاره صبح
morning star
ستاره بامدادی
lodestar
ستاره راهنما
medusa
ستاره دریایی
starfish
ستاره دریایی
lodestar
ستاره قطبی
neptune
ستاره نپتون
uranus
ستاره اورانوس
sabaism
ستاره پرستی
asteroids
شبیه ستاره
pulsating star
ستاره تپنده
star bit
بیت ستاره
rolling stone
<idiom>
ستاره سهیل
proto star
پیش ستاره
planetesimal
کوچک ستاره
pluto
ستاره پلوتو
polestar
ستاره قطبی
polaris
ستاره قطبی
polaris
ستاره جدی
asteroid
شبیه ستاره
sea nettle
ستاره دریای
goat
ستاره جدی
y winding
اتصال ستاره
y voltage
ولتاژ ستاره
star voltage
ولتاژ ستاره
astronomers
ستاره شناس
vesper
ستاره غروب
astronomer
ستاره شناس
star spangled
ستاره نشان
star spangled
مزین به ستاره
star finder
ستاره یاب
star connection
اتصال ستاره
farsi be engilisi
ارایشگاه ستاره
y connection
اتصال ستاره
y network
شبکه ستاره
starlike
ستاره مانند
shooting star
ستاره ثاقب
asterial
ستاره شکل
asterism
نشان ستاره
asteroidal
مانند ستاره
astronavigation
ستاره نوردی
astronmer
ستاره شناس
Pole Star
ستاره قطبی
pip
ستاره سردوش
pipped
ستاره سردوش
pipping
ستاره سردوش
pips
ستاره سردوش
cameleopardalis
ستاره زرافه
camelopard
ستاره زرافه
an infinitude of stars
تعدادنامحدودی ستاره
astral
شبیه ستاره
stellar
شبیه ستاره
shooting stars
ستاره ثاقب
goats
ستاره جدی
astrologers
ستاره شناس
comet
ستاره گیسودار
asterisk
نشان ستاره
astrologer
ستاره شناس
asterisks
نشان ستاره
Jove
ستاره مشتری
comets
ستاره گیسودار
stellar
ستاره وار
supergaint
ستاره ابرغول
sea pad
ستاره دریایی
finger fish
ستاره دریایی
stelliform
بشکل ستاره
daystar
ستاره بامداد
georgium sidus
ستاره جرج
gaint star
ستاره غول
hexagram
ستاره شش وجهی
north star
ستاره شمالی
evening star
ستاره شامگاهی
fixed star
ستاره ثابت
hesperus
ستاره شام
mars
ستاره مریخ
dwarf star
ستاره کوتوله
hesper
ستاره مغرب
d. star
ستاره جفتی
stellate
ستاره مانند
day star
ستاره بامداد
trigon
سه حالتی ستاره سه تایی
lucky star
<idiom>
ستاره بخت واقبال
star globe
ستاره یاب کروی
comet
ستاره دنباله دار
the north star
ستاره قطبی یا شمالی
star delta switch
کلید ستاره مثلث
supergaint
ستاره فوق غول
star of bethlehem
ستاره بیت اللحم
pulsating star
ستاره ضربان دار
starfinder
دستگاه ستاره یاب
stellular
شبیه ستاره کوچک
stellify
بشکل ستاره درامدن
comets
ستاره دنباله دار
shiner
ستاره کلاه ابریشمی
stellify
بشکل ستاره دراوردن
venus
زن زیبا ستاره زهره
trigon
اجتماع سه ستاره باهم
regulus
ستاره قلب الاسد
syzygy
استقرارسه ستاره در خط مستقیم
asteroids
ستاره مانند ستارهای
giant star
ستاره بزرگ و درخشان
he can read the sky
ستاره شناس است
medusoid
مانند ستاره دریایی
moring star
ستاره صبح ناهید
castors
ستاره اول دو پیکر
castor
ستاره اول دو پیکر
casters
ستاره اول دو پیکر
astreated
تزئین شده با ستاره ها
Dingbat
نوشتاری که حاوی ستاره
receptor
ستاره مساعد گیرنده
receptors
ستاره مساعد گیرنده
asterisk
با ستاره نشان کردن
asterisks
با ستاره نشان کردن
all star
تیم تمام ستاره
twinkling
چشمک زدن ستاره
stardom
ستاره شدن سینماوغیره
asterism
هر چیزی شبیه ستاره
azimuth
ازیموت ستاره السمت
blazing star
ستاره دنباله دار
bronze star medal
مدال ستاره برنز
campaign star
نشان جنگی ستاره
caster
ستاره اول دو پیکر
all-star
تیم تمام ستاره
starlight
وابسته بنور ستاره
asteroid
ستاره مانند ستارهای
star
نشان ستاره اختر
pentagram
ستاره پنج راس
pentalpha
ستاره پنج پره
starred
نشان ستاره اختر
stars
نشان ستاره اختر
astrology
طالع بینی ستاره شناسی
astronomy
علم نجوم ستاره شناسی
starlit
روشن شده از نور ستاره
cometography
شرح ستاره دنباله دار
stars
ستاره نمایش وسینماشدن درخشیدن
starred
ستاره نمایش وسینماشدن درخشیدن
star
ستاره نمایش وسینماشدن درخشیدن
star turn
ستاره یا شخصیت برجسته جماعت
hydromedusa
نجم البحر یا ستاره دریایی
sirius
ستاره کاروان کش درکلب اکبر
stargazer
کسیکه به ستاره ها خیره شده
astrological
منسوب به علم ستاره شناسی
the track of a comet
مسیر ستاره دنباله دار
aces
ستاره یا قهرمان تیمهای بازی
planetarium
سیاره نما ستاره دیدگاه
ace
ستاره یا قهرمان تیمهای بازی
He has not a single star in all the seven skies.
<proverb>
یک ستاره در هفت آسمان ندارد.
solstitium
[نقطه]
انقلاب
[ستاره شناسی]
pole position
آغازگاه
[ستاره شناسی]
[ارتش]
planetariums
سیاره نما ستاره دیدگاه
idiomorphic
دارای شکل مخصوص بخود دارای شکل صحیح خود
asteroids
نوعی اتشبازی که شکل ستاره دارد
asteroid
نوعی اتشبازی که شکل ستاره دارد
Cup
پیاله
[صورت فلکی]
[ستاره شناسی]
see stars
<idiom>
براثر ضربه به سر ستاره دور سر دیدن
Crater
پیاله
[صورت فلکی]
[ستاره شناسی]
pentacle
طلسمی بشکل ستاره پنج راس
planetoid
اجرام ستاره مانند سیارهای شکل
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com