English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (13 milliseconds)
English Persian
ripple دارای سطح ناهموار
rippled دارای سطح ناهموار
ripples دارای سطح ناهموار
rippling دارای سطح ناهموار
Other Matches
ragged left چپ ناهموار
craggy ناهموار
cragged ناهموار
unfairly ناهموار
rugged ناهموار
hackly ناهموار
rudest ناهموار
ruder ناهموار
unfair ناهموار
out of flat ناهموار
hummocky ناهموار
rude ناهموار
iron bound ناهموار
bumpiest ناهموار
bumpy ناهموار
uneven ناهموار
scabrous ناهموار
bumpier ناهموار
jagged ناهموار
scaly ناهموار
knolly ناهموار
roughest درشت ناهموار
rough درشت ناهموار
ruff ناهموار کردن
rough زمخت ناهموار
roughest زمخت ناهموار
rough country سرزمین ناهموار
ragged right راست ناهموار
uneven road جاده ناهموار
raggedly بطور ناهموار
ruffe ناهموار کردن
broken ground زمین ناهموار
raggelly بطور ناهموار
rougher ناهموار کننده
ragged ناهموار ژنده
ruffs ناهموار کردن
draft کپی ناهموار یا رسم
drafted کپی ناهموار یا رسم
drafts کپی ناهموار یا رسم
ruggedly بطور ناهموار یا ملایم
jag چاک زدن ناهموار بریدن
section out شکستن موج بطور ناهموار
warting ناهموار شدن سطح فلز
cyclo cross مسابقه دوچرخه درمسیرهای شیبدار و ناهموار
over rough and smooth در زمین ناهموار وهموار در پستی وبلندی
off road racing مسابقه مخصوص در مسیر وزمینهای ناهموار
draft کپی ناهموار از یک متن پیش از تصحیح خطا
drafted کپی ناهموار از یک متن پیش از تصحیح خطا
drafts کپی ناهموار از یک متن پیش از تصحیح خطا
off roader شرکت کننده در مسابقه مخصوص در مسیر طولانی در زمینهای ناهموار
pedrail اسباب خودکار برای اسان کردن حرکت ماشینهای سنگین در جادههای ناهموار
fracto cumulus ابرهای ناهموار کومولوس که در انها تکههای مختلف تغییرات پیوستهای را نشان میدهد
off roader شرکت کننده درمسابقه موتورسیکلت رانی درزمینهای ناهموار برای چندصد مایل
isobars دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobar دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobare دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
cementitious دارای مواد سمنتی یا سیمانی دارای خواص سیمان
soft shelled دارای عقیده معتدل حلزون دارای صدف نرم
ringent دارای دهن باز دارای لبان برگشته
low tension دارای فشار ضعیف دارای ولتاژکم
acinaseous دارای تخم و بذر دارای تخمدان
galleried دارای سرسرا دارای اطاق نقاشی
gravel blind دارای چشم تار دارای دید کم
virile دارای نیروی مردی دارای رجولیت
outrigged دارای تیر یا دیرک پیش امده دارای چوب یااهن اضافی برای بستن اسب اضافی
ruffles ناصاف کردن ناهموار کردن
ruffle ناصاف کردن ناهموار کردن
ruffling ناصاف کردن ناهموار کردن
idiomorphic دارای شکل مخصوص بخود دارای شکل صحیح خود
isotropic solutions دارای خواص برابر از هرسو از هر سو دارای همان خواص
end stopped دارای وقفه نهایی منطقی دارای سکته منطقی
Indo-persian rug قالی هندی با طرح ایرانی [اغلب دارای زمینه قرمز یا سبز بوده و از گل های کوچک، پیچک ها، پرندگان، حیوانات و طرح ابر بهره گرفته و دارای تارهای ابریشمی و پود پنبه ای است. به آن هندی-هراتی نیز می گویند.]
polyisotopic دارای چند هم پایه دارای چند ایزوتوپ
off colored دارای رنگ ناجور دارای رنگ مغایر
monadelphous دارای میلههای یک پارچه دارای نافه یک پارچه
winy شراب مانند دارای خصوصیات شراب دارای مزه شراب
winey شراب مانند دارای خصوصیات شراب دارای مزه شراب
pentadactyl دارای پنج پنجه دارای پنج زائده شبیه پنجه
trilinear دارای سه خط
footy دارای پا
fraught with دارای
three-legged دارای سه پا
three legged دارای سه پا
bilabiate دارای دو لب
glochidiate دارای مو
iodic دارای ید
odoriferous دارای بو
dyslogistic دارای خاطرات بد
double tongued دارای دوقول
entitative دارای وجودخارجی
dolose دارای قصدجرم
far reaching دارای اثرزیاد
febile دارای حالت تب
feldspathic دارای فلدسپار
fibrinous دارای مودلیفی
keyed دارای جاانگشتی
keeled دارای تبر ته
keratinous دارای موادشاخی
floaty دارای اب نشین کم
isogenous دارای یک منبع
foliolate دارای برگچه
insectile دارای حشره
humous دارای موادالی
muciferous دارای مخاط
in force دارای اعتبار
ill neighboured دارای همسایه بد
inflorescent دارای گل اذین
indued with charm دارای فریبندگی
in power دارای اختیارات
glary دارای تشعشع
ill neighboured دارای محیط بد
in defect دارای کاستی
homolographic دارای قرینه
hexameter دارای شش وزن
intercommunicate دارای مراوده
iodous دارای یود
invested with power دارای اختیار
innervate دارای پی کردن
geniculate دارای زانویی
glanduliferous دارای غد دکوچک
instinct with force دارای زور
haired دارای موی ...
hearted دارای قلب ...
handy <adj.> دارای مزیت
heterogamous دارای مادگی ها
in flower دارای شکوفه
dipteran دارای دو بال
antithetical دارای ضد ونقیض
behind دارای پس افت
ambivalence دارای دو جنبه
isometrics دارای یک میزان
isometric دارای یک میزان
bifocals دارای دو کانون
bifocal دارای دو کانون
divans دارای دوفرفیت
divan دارای دوفرفیت
bodily دارای بدن
behinds دارای پس افت
hectic دارای تب لازم
antithetic دارای ضد ونقیض
amphibolic دارای دو معنی
aluminous دارای زاج
adamantean دارای تلئلو
acetylize دارای ریشهء
acetylate دارای ریشهء
accentual دارای تاکید
prurient دارای فکرشهوانی
privileged دارای امتیاز
overlapping دارای اشتراک
hook-nosed دارای بینی کج
hook nosed دارای بینی کج
melodious دارای ملودی
synonymous دارای تشابه
synonymous دارای ترادف
stilted دارای چوب پا
energetic دارای انرژی
portentous دارای فال بد
deadbeats دارای سکون
deadbeat دارای سکون
weighted دارای وزن
melodic دارای ملودی
prerogative دارای حق ویژه
electives دارای حق انتخاب
elective دارای حق انتخاب
twofold دارای دو چیز
splashing دارای ترشح
splashes دارای ترشح
splash دارای ترشح
formal دارای فکر
salaried دارای حقوق
prerogatives دارای حق ویژه
cloven foot دارای پا یا سم شکافته
arbitrative دارای اختیارحکمیت
dipolar دارای دو قطب
copperbottomed دارای ته مسی
cirrous دارای اویز
cingulate دارای کمربند
chymiferous دارای کیموس
chinned دارای چانه
cephalous دارای کله
myrrhic دارای بوی مر
capitated دارای سرمجزا
calcic دارای اهک
crepitant دارای صدای خش خش
cretaceous دارای گچ فراوان
diplopodous دارای هزار پا
dipetalous دارای دوگلبرگ
dimply دارای فرورفتگی
dimorphic دارای دو شکل
dichotomous دارای دو بخش
diandrous دارای دوپرچم
declinatory دارای تمایل
dartrous دارای تبخال
cuspidal دارای برامدگی
calcareous دارای کلسیم
bumpiness دارای برامدگی
buckish دارای خوی بز
bimotored دارای دوموتور
bimorphemic دارای دوشکل
bimolecular دارای دوملکول
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com