English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (3 milliseconds)
English Persian
gravelly دارای سنگ ریزه
Search result with all words
sabulous دارای شن ریزه
Other Matches
hash ریزه ریزه کردن
shivering ریزه
shivered ریزه
tiddlier ریزه
shiver ریزه
minces ریزه
mince ریزه
orts ریزه
particles ریزه
tiddliest ریزه
tiddly ریزه
bits ریزه
mote ریزه
particle ریزه
mammock ریزه
teeny ریزه
teeniest ریزه
bit ریزه
tiniest ریزه
tinier ریزه
detritus ریزه
tiny ریزه
teenier ریزه
calyon سنگ ریزه
calion سنگ ریزه
spillikin ریزه استخوان
snow flake برف ریزه
gleanings ریزه باقی
Lilliputian ریزه اندام
puny ریزه اندام
delicacy of touch ریزه کاری
gleaner ریزه خور
quenelle کوفته ریزه
grit blasting سنگ ریزه
gleanings ریزه فراری
petite ریزه اندام
subdivision بخش ریزه
subdivisions بخش ریزه
animalcule جانوار ریزه
pores ریزه سوراخ
pore ریزه سوراخ
animalculum جانور ریزه
noil پشم ریزه
fallout ریزه پرتوزا
chip ژتن ریزه
atomic fallout ریزه پرتوزا
fal lal ریزه کاری
radioactive fallout ریزه پرتوزا
detailing ریزه کاری
detail ریزه کاری
snowflake برف ریزه
snowflakes برف ریزه
chips ژتن ریزه
sherd حزف ریزه
elegance ریزه کاری
to stab in the back ریزه خوانی
detail drawing نقشه ریزه کاری
midget ریز اندام ریزه
midgets ریز اندام ریزه
rime سرما ریزه پله
bead کوچک و لاغر ریزه
statuettes تندیس ریزه اندام
intricacies تودرتویی ریزه کاری
hoarfrost سرما ریزه پژه
intricacy تودرتویی ریزه کاری
beads کوچک و لاغر ریزه
statuette تندیس ریزه اندام
phagotroph ریزه پرواره بیگانه خوار
raggle یکی از شیارهای سنگتراشی ریزه
foofaraw ریزه کاری پر زرق وبرق ناراحتی
frosts سرمازده کردن ازشبنم یا برف ریزه پوشیده ش دن
frost سرمازده کردن ازشبنم یا برف ریزه پوشیده ش دن
spall سنگ ریزه با چکش تراش دادن وبشکل دراوردن
biochip تلاش صنعت کامپیوتر برای تبدیل ارگانیزم زنده به ریزه تراشه ها
esker برجستگی باریک و طویلی که ازرسوب سنگ ریزه یا شن درضمن جریان اب یخچال ایجادمیگردد
isobars دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobare دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobar دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
soft shelled دارای عقیده معتدل حلزون دارای صدف نرم
cementitious دارای مواد سمنتی یا سیمانی دارای خواص سیمان
ringent دارای دهن باز دارای لبان برگشته
gravel blind دارای چشم تار دارای دید کم
virile دارای نیروی مردی دارای رجولیت
galleried دارای سرسرا دارای اطاق نقاشی
acinaseous دارای تخم و بذر دارای تخمدان
low tension دارای فشار ضعیف دارای ولتاژکم
outrigged دارای تیر یا دیرک پیش امده دارای چوب یااهن اضافی برای بستن اسب اضافی
idiomorphic دارای شکل مخصوص بخود دارای شکل صحیح خود
mammock ریزه کردن قطعه کردن
end stopped دارای وقفه نهایی منطقی دارای سکته منطقی
isotropic solutions دارای خواص برابر از هرسو از هر سو دارای همان خواص
Indo-persian rug قالی هندی با طرح ایرانی [اغلب دارای زمینه قرمز یا سبز بوده و از گل های کوچک، پیچک ها، پرندگان، حیوانات و طرح ابر بهره گرفته و دارای تارهای ابریشمی و پود پنبه ای است. به آن هندی-هراتی نیز می گویند.]
off colored دارای رنگ ناجور دارای رنگ مغایر
polyisotopic دارای چند هم پایه دارای چند ایزوتوپ
monadelphous دارای میلههای یک پارچه دارای نافه یک پارچه
winy شراب مانند دارای خصوصیات شراب دارای مزه شراب
winey شراب مانند دارای خصوصیات شراب دارای مزه شراب
pentadactyl دارای پنج پنجه دارای پنج زائده شبیه پنجه
footy دارای پا
bilabiate دارای دو لب
trilinear دارای سه خط
three-legged دارای سه پا
iodic دارای ید
glochidiate دارای مو
fraught with دارای
three legged دارای سه پا
odoriferous دارای بو
dolose دارای قصدجرم
dipetalous دارای دوگلبرگ
dipteran دارای دو بال
dimorphic دارای دو شکل
instinct with force دارای زور
dipolar دارای دو قطب
innervate دارای پی کردن
insectile دارای حشره
diandrous دارای دوپرچم
diplopodous دارای هزار پا
dichotomous دارای دو بخش
dimply دارای فرورفتگی
double tongued دارای دوقول
dyslogistic دارای خاطرات بد
undersigned دارای امضاء
geniculate دارای زانویی
glanduliferous دارای غد دکوچک
in flower دارای شکوفه
glary دارای تشعشع
humous دارای موادالی
homolographic دارای قرینه
hexameter دارای شش وزن
heterogamous دارای مادگی ها
hearted دارای قلب ...
rattly دارای صدای تق تق
haired دارای موی ...
ill neighboured دارای همسایه بد
ill neighboured دارای محیط بد
entitative دارای وجودخارجی
inflorescent دارای گل اذین
indued with charm دارای فریبندگی
in power دارای اختیارات
far reaching دارای اثرزیاد
in force دارای اعتبار
febile دارای حالت تب
feldspathic دارای فلدسپار
in defect دارای کاستی
fibrinous دارای مودلیفی
floaty دارای اب نشین کم
foliolate دارای برگچه
twofold دارای دو چیز
amphibolic دارای دو معنی
ambivalence دارای دو جنبه
isometrics دارای یک میزان
isometric دارای یک میزان
bifocals دارای دو کانون
bifocal دارای دو کانون
divans دارای دوفرفیت
divan دارای دوفرفیت
bodily دارای بدن
biramous دارای دو شاخه
behind دارای پس افت
aluminous دارای زاج
adamantean دارای تلئلو
acetylize دارای ریشهء
accentual دارای تاکید
prurient دارای فکرشهوانی
privileged دارای امتیاز
hectic دارای تب لازم
behinds دارای پس افت
overlapping دارای اشتراک
hook-nosed دارای بینی کج
hook nosed دارای بینی کج
melodious دارای ملودی
synonymous دارای تشابه
synonymous دارای ترادف
stilted دارای چوب پا
energetic دارای انرژی
portentous دارای فال بد
deadbeats دارای سکون
deadbeat دارای سکون
melodic دارای ملودی
prerogative دارای حق ویژه
electives دارای حق انتخاب
elective دارای حق انتخاب
splashing دارای ترشح
splashes دارای ترشح
splash دارای ترشح
formal دارای فکر
salaried دارای حقوق
prerogatives دارای حق ویژه
weighted دارای وزن
declinatory دارای تمایل
chinned دارای چانه
cephalous دارای کله
capitated دارای سرمجزا
calcic دارای اهک
calcareous دارای کلسیم
bumpiness دارای برامدگی
buckish دارای خوی بز
bodied دارای بدن
chymiferous دارای کیموس
cingulate دارای کمربند
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com