English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (3 milliseconds)
English Persian
sarmentose دارای شاخههای نازک وخیمده بالا رونده
Other Matches
scandent بالا رونده
ascensive بالا رونده
mountant بالا رونده
upriser بالا رونده
ascending بالا رونده
ascendent بالا رونده
yo-yo بالا و پایین رونده
yo-yos بالا و پایین رونده
hair stroke خط نازک بالا یا پایین حروف نوشته یا چاپی
laminal دارای ورقههای نازک
laminar دارای ورقههای نازک
thin skinned دارای پوست نازک
nitric دارای نیتروژن با فرفیت بالا
english toy spaniel نوعی سگ پشمالوی دارای پیشانی برامده وبینی روبه بالا
virgate پر از شاخههای ریز
branches of production شاخههای تولید
to truncate a tree شاخههای درختی را زدن
shagginess در هم برهمی شاخههای درخت
lopping شاخههای خشک را زدن
lop شاخههای خشک را زدن
lopped شاخههای خشک را زدن
lops شاخههای خشک را زدن
pug nosed دارای بینی کوتاه وسر بالا پهن بینی
snub-nosed دارای بینی کوتاه وسر بالا پهن بینی
snub nosed دارای بینی کوتاه وسر بالا پهن بینی
dendrite شاخههای متعدد سلولهای عصبی
sea legs شاخههای مسیر حرکت ناو
arm شاخههای لنگر قدرت پرتاب توپ
averruncator یکجور قیچی که با ان شاخههای بلندتر از قدرس رامیزنند
to snag a tree trunk ته شاخههای درخت را زدن وانرا صاف کردن
fishbone mine سیستم مین گذاری که به صورت شاخههای موازی است
roots گره شروع که از آن تمام مسیرهای شاخههای ساختار درخت آغاز می شوند
root گره شروع که از آن تمام مسیرهای شاخههای ساختار درخت آغاز می شوند
fishbone mine سیستم کانال کشی یاحفاری که به صورت شاخههای موازی عرضی کنده میشود
at قالب استاندارد برای صفحه کلید IBM. صفحه کلید دارای کلیدهایی در بالا است که عملیات مخصوص انجام میدهد
cable weft پود ضخیم [بعد از کامل شدن یک ردیف گره جهت محکم کردن آنها در اکثر فرش ها از یک پود نازک و سپس یک پود کلفت استفاده می شود در برخی مناطق نیز از دو پود نازک و یک پود کلفت بصورت یک در میان استفاده میکنند]
inputted در رونده
goer رونده
scrounger کش رونده
abstracter کش رونده
scroungers کش رونده
passenger رونده
passengers رونده
input در رونده
agoing رونده
escalator پله رونده
inward داخل رونده
ascensive پیش رونده
habitue رونده همیشگی
slides پس وپیش رونده
passer رونده شطرنج
slide پس وپیش رونده
conveyor belt بند رونده
go ahead پیش رونده
progressive پیش رونده
conveyor belts بند رونده
oncoming جلو رونده
escalator پله رونده
on the down grade پایین رونده
vacationer مرخصی رونده
peripatetic راه رونده
escalators پله رونده
gressorial راه رونده
crossing رژه رونده
moving staircase پله رونده
traveling wave موج رونده
live load بار رونده
marcher رژه رونده
prevenient پیش رونده
retreating blade تیغه پس رونده
wader راه رونده در اب
sleepers خواب رونده
sleeper خواب رونده
vacationist مرخصی رونده
running part قسمت رونده
jerky نامنظم رونده
outgoing بیرون رونده
moving stairway پله رونده
walking راه رونده
galloping چهارنعل رونده
belt conveyor نوار یا بند رونده
groveling سینه مال رونده
gray روبه سفیدی رونده
moving stairways پله های رونده
moving stairs {pl} پله های رونده
connected passes pawns پیادههای رونده متصل
slouchy دولا دولاراه رونده
mortal از بین رونده مردنی
grovelling سینه مال رونده
excursionist گردش رونده سیاح
headlong بی پروا شیرجه رونده
plantigrade راه رونده روی کف پا
saltigrade با جست راه رونده
reptile سینه مال رونده
escalators پله های رونده
progressive تصاعدی جلو رونده
moving staircases پله های رونده
mortals از بین رونده مردنی
reptiles سینه مال رونده
encyclic بدست چندنفر رونده
gradual قدم بقدم پیش رونده
somnambular خوابگرد در خواب راه رونده
naeryo jireugi ضربه دست پایین رونده
united pressed pawns پیادههای رونده متصل شطرنج
walks گردش کننده راه رونده
somnambulant خوابگرد در خواب راه رونده
digitigrade باپنجه راه رونده جانورپنجه رو
walk گردش کننده راه رونده
retreating blade stall واماندگی تیغه پس رونده هلیکوپتر
passed pawn پیاده رونده یا پاسه شطرنج
travelling crane جرثقیل رونده بارانگیز خودرو
protected passed pawn پیاده رونده محافظت شده
walked گردش کننده راه رونده
intrusive بزور داخل شونده فرو رونده
land sick کند رونده بواسطه نزدیکی بخشکی
orthograde راه رونده با بدنی راست وعمودی
ethernet شبکه پیاده سازی شده با استفاده از کابل looxial ضخیم و گیرنده / فرستنده برای اتصال به شاخههای کابل قابل سرویس دهی در مسافت دور
spinwriter چاپگر کامپیوتر با کیفیت بالا نوع خاصی از چاپگرکامپیوتری با کیفیت بالا
decoyed پیاده رونده دور شطرنج مرغ دام
decoy پیاده رونده دور شطرنج مرغ دام
decoys پیاده رونده دور شطرنج مرغ دام
decoying پیاده رونده دور شطرنج مرغ دام
vertically از بالا به پایین یا حرکت بالا و پایین در زاویه راست افق
isobare دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobar دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobars دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
soft shelled دارای عقیده معتدل حلزون دارای صدف نرم
cementitious دارای مواد سمنتی یا سیمانی دارای خواص سیمان
ringent دارای دهن باز دارای لبان برگشته
the clouds above ابرهای بالا یا بالا سر
dat سیستم ضبط صورت به صورت اطلاعات دیجیتال روی نوار مغناطیسی که تولید مجدد با کیفیت بالا دارد ونیز نوار با فرفیت بالا برای سیستم پشتیبانی
tacit collusion حالتی که قیمت کالاهای دو کمپانی رقیب دران واحد بالا رود حتی درحالتی که چنین تبانی یی عملا" صورت نگرفته باشددادگاه ممکن است با توجه به قرینه بالا رفتن قیمت اقدامات بازدارنده را با قائل شدن به وجود ان معمول دارد
frailest نازک
ethereal نازک
tendered نازک
slimming نازک
slimmest نازک
feather edged لب نازک
touchiest دل نازک
slimmed نازک
touchier دل نازک
fragile نازک
slim نازک
touchy دل نازک
young ice یخ نازک
tenderhearted دل نازک
tender نازک
eggshells نازک
tenderest نازک
tendering نازک
egg shell نازک
attenute نازک
soft-hearted نازک دل
soft hearted نازک دل
slims نازک
svelt نازک
fine نازک
fined نازک
finest نازک
tenuous نازک
tender hearted نازک دل
tender hearted دل نازک
eggshell نازک
perone نازک نی
thins نازک
softhearted نازک دل
gossamer نازک
frailer نازک
tinnily نازک
thinnest نازک
papyraceous نازک
thinned نازک
tenderhearted <adj.> دل نازک
frail نازک
thinners نازک
thin نازک
gravel blind دارای چشم تار دارای دید کم
virile دارای نیروی مردی دارای رجولیت
acinaseous دارای تخم و بذر دارای تخمدان
galleried دارای سرسرا دارای اطاق نقاشی
low tension دارای فشار ضعیف دارای ولتاژکم
T connector اتصال Coa xial به شکل حرف T که دو کابل باریک loaxial را با دو شاخههای BNC بهم وصل میکند و اتصال سومی برای کابل دیگر یا کارت واسط شبکه ایجاد میکند
spared نحیف نازک
pellicle پوسته نازک
pellicle غشاء نازک
attenuate نازک کردن
spare نحیف نازک
cord طناب نازک
cords طناب نازک
joinery نازک کاری
verglas قشر نازک یخ
extenuate نازک کردن
scale board تخته نازک
mull ململ نازک
picksome نازک نارنجی
thinly به طور نازک
small stuff طناب نازک
racking طناب نازک
tenderhefted دل نازک دل رحیم
tenderization نازک سازی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com