Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (14 milliseconds)
English
Persian
vulviform
دارای شکاف فرج مانند
Other Matches
kibed
دارای شکاف
ring and bead sight
دستگاه نشانه روی که دارای شکاف درجه حلقوی و مگسک میباشد
gramineous
علف مانند دارای غلات
sawtooth
دارای دندانه اره مانند
mammilary
دارای برامدگیهای پستان مانند
runcinate
دارای دندانههای اره مانند
xylocarpous
دارای میوه چوب مانند
saw toothed
دارای دندانه اره مانند
crutched
دارای تکهای که مانند چلیپاباشد
asteriated
دارای اشعهء ستاره مانند
discifloral
دارای گلهای صفحه مانند
bicornuate
دارای دوشاخ یا زوائد شاخ مانند
globe like
گوی مانند دارای گلولههای ریز
acid
سرکه مانند دارای خاصیت اسید
mooned
دارای نشان هلال ماه مانند
acids
سرکه مانند دارای خاصیت اسید
rhizomatous
دارای ساقههای ریشه مانند زیرزمینی
globy
گوی مانند دارای گلولههای ریز
doughface
دارای صورتی مانند خمیر گوشت الود
high octane
دارای اکتان زیاد مانند بنزین سوپر
winy
شراب مانند دارای خصوصیات شراب دارای مزه شراب
winey
شراب مانند دارای خصوصیات شراب دارای مزه شراب
gill slit
شکاف دستگاه تنفس ماهی شکاف برانشی
scabby
جرب دار دارای خالهای جرب مانند
scabbiest
جرب دار دارای خالهای جرب مانند
scabbier
جرب دار دارای خالهای جرب مانند
actinoid
دارای شعاع مانند شعاع
papillary
مانند برامدگی دارای برامدگی
bushbabies
گونههای نخستیان میمون مانند جنگلهای حارهی افریقا از تیرهی Galagidae که شبگرد هستند و چشمان درشت و دم پرپشت و جارو مانند دارند
bushbaby
گونههای نخستیان میمون مانند جنگلهای حارهی افریقا از تیرهی Galagidae که شبگرد هستند و چشمان درشت و دم پرپشت و جارو مانند دارند
fossiliferous
فسیل مانند سنگواره مانند
lamellate
لایه مانند ورقه مانند
isobars
دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobar
دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobare
دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
soft shelled
دارای عقیده معتدل حلزون دارای صدف نرم
cementitious
دارای مواد سمنتی یا سیمانی دارای خواص سیمان
ringent
دارای دهن باز دارای لبان برگشته
adjustable wheel
چرخ تنظیم پذیر
[مانند بلندی]
[چرخ تطبیق پذیر]
[مانند نوع جاده]
acinaseous
دارای تخم و بذر دارای تخمدان
low tension
دارای فشار ضعیف دارای ولتاژکم
virile
دارای نیروی مردی دارای رجولیت
galleried
دارای سرسرا دارای اطاق نقاشی
gravel blind
دارای چشم تار دارای دید کم
outrigged
دارای تیر یا دیرک پیش امده دارای چوب یااهن اضافی برای بستن اسب اضافی
split
شکاف
chasms
شکاف
cleft palates
شکاف سق
slash
شکاف
cleft palate
شکاف سق
chasm
شکاف
crazes
شکاف
break through
شکاف
craze
شکاف
incisions
شکاف
slots
شکاف
fairlead
شکاف
cleft
شکاف
fissures
شکاف
fissure
شکاف
clefts
شکاف
clift
شکاف
crevices
شکاف
arm slit
شکاف
crevice
شکاف
hiatus
شکاف
incision
شکاف
seam
شکاف
eyes
شکاف
eying
شکاف
fraction
شکاف
tear
شکاف
apertures
شکاف
aperture
شکاف
slot
شکاف
eyeing
شکاف
eye
شکاف
rifts
شکاف
seams
شکاف
slit
شکاف
head slot
شکاف هد
slits
شکاف
buttress
شکاف
buttressed
شکاف
buttresses
شکاف
buttressing
شکاف
rift
شکاف
fractions
شکاف
chik
شکاف
multifid
شکاف شکاف
overtures
شکاف
overture
شکاف
fisure
شکاف
slotting
شکاف
gaps
شکاف
gap
شکاف
chinked
شکاف
rake
شکاف
rakes
شکاف
raking
شکاف
fractured
شکاف
fracture
شکاف
chap
شکاف
incisure
شکاف
breaks
شکاف
break
شکاف
lacuna
شکاف
suture
شکاف
slithered
شکاف
slithering
شکاف
slithers
شکاف
t slot
شکاف " T "
fractures
شکاف
fracturing
شکاف
cracks
شکاف
crack
شکاف
chink
شکاف
notch
شکاف
slashes
شکاف
chinking
شکاف
chinks
شکاف
slashed
شکاف
notches
شکاف
cloot
شکاف سم
scarred
شکاف
scar
شکاف
nicking
شکاف
insection
شکاف
nicks
شکاف
interstice
شکاف
scars
شکاف
scarring
شکاف
nicked
شکاف
chine
شکاف
slither
شکاف
nick
شکاف
groove
شکاف
grooves
شکاف
fission
شکاف هستهای
crack
شکاف ضربت
gap character
دخشه شکاف پر کن
slot
شیار شکاف
cassini division
شکاف کاسینی
bifurcation
شکاف گاه
slot
شکاف در خط حمله
production gap
شکاف تولید
crack
شکاف سنگ
apertures
شکاف دید
ajimez
شکاف پنجره
phase splitter
فاز شکاف
hair splitter
ادم مو شکاف
slot
در شکاف یاسوراخ
slot
مجرا شکاف
notched
شکاف دار
aximez
شکاف پنجره
aperture
شکاف دید
notchy
شکاف دار
crack
شکاف برداشتن
depth of abutting gap faces
ارتفاع شکاف
crevasses
شکاف عمیق
arrow-loop
شکاف تهویه
tooth gap
شکاف دندانه
generation gap
شکاف نسلها
inflationary gap
شکاف تورمی
strake
شکاف سقف
crevasses
شکاف یخچالی
synaptic cleft
شکاف سیناپسی
rear sight
شکاف درجه
t slot
شکاف تی شکل
crevasses
شکاف یخی
gap in a wall
شکاف دردیوار
fissile
شکاف پذیر
regional gap
شکاف ناحیهای
starter gap
شکاف اغازگر
stoma
شکاف دهان
trenchancy
نفوذ شکاف
crevasse
شکاف عمیق
rifty
شکاف دار
freeing port
شکاف یک طرفه
rifted
شکاف دار
stoma
شکاف چاک
fissiparous
شکاف خورنده
regional gap
شکاف منطقهای
crevasse
شکاف یخچالی
crevasse
شکاف یخی
gap digit
رقم شکاف پر کن
cracks
شکاف ضربت
crazier
شکاف دار
crevices
شکاف سنگ
crevice
شکاف سنگ
access hole
شکاف دستیابی
lacunose
شکاف دار
rip
دریدن شکاف
ripped
دریدن شکاف
rips
دریدن شکاف
chap
شکاف
[در پوست]
cleft palate
شکاف کام
battle sight
شکاف درجه
air gap
شکاف هوایی
cloven
شکاف دار
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com