English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English Persian
unofficial دارای عدم رسمیت
Other Matches
solemnization رسمیت
formality رسمیت
recognizes به رسمیت شناختن
recognizing به رسمیت شناختن
officialize رسمیت دادن
recognize به رسمیت شناختن
recognises به رسمیت شناختن
recognising به رسمیت شناختن
recognition به رسمیت شناختن
sanctions به رسمیت شناختن
sanctioning به رسمیت شناختن
sanction به رسمیت شناختن
sanctioned به رسمیت شناختن
authenticate سندیت یا رسمیت دادن
authenticating سندیت یا رسمیت دادن
officialism رسمیت مقررات اداری
authenticates سندیت یا رسمیت دادن
authenticated سندیت یا رسمیت دادن
open the meeting رسمیت جلسه را اعلام کردن
on shall from a quo rum جلسهای که باحضورنصف اعضابعلاوه یک تن رسمیت خواهد داشت
quorum حداقل عده لازم برای رسمیت جلسه
exchange of full powers رسمیت یافتن تنزل نرخ ارز مبادله اسناد مربوط به تفویض اختیارات تام
isobars دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobar دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobare دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
soft shelled دارای عقیده معتدل حلزون دارای صدف نرم
cementitious دارای مواد سمنتی یا سیمانی دارای خواص سیمان
ringent دارای دهن باز دارای لبان برگشته
virile دارای نیروی مردی دارای رجولیت
low tension دارای فشار ضعیف دارای ولتاژکم
acinaseous دارای تخم و بذر دارای تخمدان
galleried دارای سرسرا دارای اطاق نقاشی
gravel blind دارای چشم تار دارای دید کم
outrigged دارای تیر یا دیرک پیش امده دارای چوب یااهن اضافی برای بستن اسب اضافی
idiomorphic دارای شکل مخصوص بخود دارای شکل صحیح خود
isotropic solutions دارای خواص برابر از هرسو از هر سو دارای همان خواص
end stopped دارای وقفه نهایی منطقی دارای سکته منطقی
Indo-persian rug قالی هندی با طرح ایرانی [اغلب دارای زمینه قرمز یا سبز بوده و از گل های کوچک، پیچک ها، پرندگان، حیوانات و طرح ابر بهره گرفته و دارای تارهای ابریشمی و پود پنبه ای است. به آن هندی-هراتی نیز می گویند.]
off colored دارای رنگ ناجور دارای رنگ مغایر
monadelphous دارای میلههای یک پارچه دارای نافه یک پارچه
polyisotopic دارای چند هم پایه دارای چند ایزوتوپ
winey شراب مانند دارای خصوصیات شراب دارای مزه شراب
winy شراب مانند دارای خصوصیات شراب دارای مزه شراب
pentadactyl دارای پنج پنجه دارای پنج زائده شبیه پنجه
trilinear دارای سه خط
fraught with دارای
footy دارای پا
three legged دارای سه پا
three-legged دارای سه پا
iodic دارای ید
odoriferous دارای بو
glochidiate دارای مو
bilabiate دارای دو لب
deadbeats دارای سکون
squibs دارای صدای فش فش
weighted دارای وزن
multilineal دارای چندین خط
energetic دارای انرژی
multiflorous دارای بیش از سه گل
multifid دارای چندشکاف
nucleate دارای هسته
squib دارای صدای فش فش
straight line دارای خط مستقیم
myrrhic دارای بوی مر
portentous دارای فال بد
deadbeat دارای سکون
myrrhy دارای بوی مر
of that ilk دارای همان جا
sulfureous دارای گوگرد
nitrous دارای شوره
strontic دارای استرونیوم
bigamous دارای دو زن یا دو شوهر
stilted دارای چوب پا
miasmatic دارای دمه بد بو
miasmal دارای دمه بد بو
melodious دارای ملودی
melodic دارای ملودی
syntonic دارای بسامدمشابه
prerogative دارای حق ویژه
prerogatives دارای حق ویژه
salaried دارای حقوق
mammilate دارای پستان
formal دارای فکر
magneto دارای مغناطیس
synonymous دارای ترادف
monandrous دارای یک شوهر
monatomic دارای یک جوهرفرد
muciferous دارای مخاط
swell butted دارای ته گنده
monogamous دارای یک زن یا یک شوهر
synonymous دارای تشابه
monogamous دارای یک همسر
alcoholics دارای الکل
alcoholic دارای الکل
monopetalous دارای یک گلبرگ
low spirited دارای روحیه بد
monometallic دارای یک فلز
monoclinal دارای یک شیب
splash دارای ترشح
stannous دارای قلع
equivocal دارای دومعنی
social minded دارای افکاراجتماعی
rattly دارای صدای تق تق
flabby دارای عضلات شل
rectilinear دارای مسیرمستقیم
legitimating دارای حق مشروع
legitimates دارای حق مشروع
rarely beautiful دارای زیبائی
quartziferous دارای در کوهی
legitimated دارای حق مشروع
legitimate دارای حق مشروع
sonant دارای اهنگ
reboant دارای واکنش
reversioner دارای حق رجوع
silicifoeous دارای در کوهی
sexagenary دارای سن 06 تا96
backed دارای پشت
short range دارای برد کم
shelterer دارای حفاظ
short-range دارای برد کم
handy <adj.> دارای مزیت
self abnegating دارای کف نفس
rifled دارای خان
shoaly دارای جاهای کم اب
sabulous دارای شن ریزه
rugose دارای رکه
pulsatile دارای تپش
spiriferous دارای عضومارپیچی
pinnular دارای برگچه
pileate دارای کلاهک
splashy دارای ترشح
petiolated دارای دمگل
petiolate دارای دمگل
low-spirited دارای روحیه بد
pelliculate دارای پوسته
papillose دارای برامدگی
staminate دارای جرثومه نر
palmy دارای نخل
overbusy دارای کارزیاد
pinnular دارای بالچه
plumose دارای دسته پر
polygamous دارای چند زن
pulsant دارای تپش
pseudonymous دارای تخلص
primiparous دارای یک اولاد
primipara دارای یک اولاد
redundant دارای اطناب
prerogatived دارای حق ویژه
deficient دارای کمبود
preemptor دارای حق شفعه
pre emptive دارای حق شفعه
spirituous دارای الکل
entitative دارای وجودخارجی
stannic دارای قلع
splashes دارای ترشح
floaty دارای اب نشین کم
azotic دارای ازت
double tongued دارای دوقول
basined دارای ابگیر
dolose دارای قصدجرم
bicentric دارای دومرکز
bichrome دارای دو رنگ
dipteran دارای دو بال
dipolar دارای دو قطب
diplopodous دارای هزار پا
dipetalous دارای دوگلبرگ
dimply دارای فرورفتگی
bimolecular دارای دوملکول
bimotored دارای دوموتور
dyslogistic دارای خاطرات بد
aulait دارای شیر
fibrinous دارای مودلیفی
feldspathic دارای فلدسپار
adamantean دارای تلئلو
febile دارای حالت تب
bimorphemic دارای دوشکل
far reaching دارای اثرزیاد
aluminous دارای زاج
amphibolic دارای دو معنی
antithetic دارای ضد ونقیض
antithetical دارای ضد ونقیض
arbitrative دارای اختیارحکمیت
artiodactyl دارای سم شکافته
artiodactylous دارای سم شکافته
binaural دارای دو گوش
binocular دارای دو چشم
buckish دارای خوی بز
bumpiness دارای برامدگی
calcareous دارای کلسیم
calcic دارای اهک
cretaceous دارای گچ فراوان
crepitant دارای صدای خش خش
capitated دارای سرمجزا
copperbottomed دارای ته مسی
cephalous دارای کله
cloven foot دارای پا یا سم شکافته
chinned دارای چانه
cirrous دارای اویز
chymiferous دارای کیموس
cuspidal دارای برامدگی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com