English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
English Persian
atonal دارای عدم هم اهنگی وتوازن
Other Matches
out of step <idiom> هم آهنگ وتوازن نداشتن
cadence هم اهنگی
coordination هم اهنگی
monotony یک اهنگی
accords هم اهنگی
accorded هم اهنگی
cadences هم اهنگی
harmony هم اهنگی
harmonies هم اهنگی
consonance هم اهنگی
unison هم اهنگی
equisonance هم اهنگی
concent هم اهنگی
conconancy هم اهنگی
synchrony هم اهنگی
unisonance هم اهنگی هم کوکی
melodiousness خوش اهنگی
incoordination فقدان هم اهنگی
disconformity عدم هم اهنگی
discordance عدم هم اهنگی
orchestration ترتیب هم اهنگی
musicalness خوش اهنگی
tone language زبانهای اهنگی
tonic صدایی اهنگی
cooridnation موزونی هم اهنگی
tonics صدایی اهنگی
musicality خوش اهنگی
orchestrations ترتیب هم اهنگی
disconcerts عدم هم اهنگی داشتن
eurythmy هم اهنگی و تقارن ساختمان
eurhythmy هم اهنگی و تقارن ساختمان
euphony خوش اهنگی کلمات
syntax هم اهنگی قسمتهای مختلف
disconcerted عدم هم اهنگی داشتن
untune فاقد هم اهنگی کردن
tone dialing شماره گیری اهنگی
disconcert عدم هم اهنگی داشتن
to play a tune اهنگی را ساز زدن
concerts انجمن ساز واواز هم اهنگی
harmonometer الت سنجش هم اهنگی صداها
concert انجمن ساز واواز هم اهنگی
musette اهنگی که برای نی انبان درست می کنند
diatonic وابسته به مقیاس کلیدهشت اهنگی در هر اکتاو
toneme لفظی که درالسنه اهنگی تلفظ خاصی داشته باشد
internal telecommunications unions یک دفتر نمایندگی با 156عضو متخصص از ملل متحدکه مسئول هم اهنگی بین المللی مسائل مربوط به ارتباطات دوربرد میباشد
isobare دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobar دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobars دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
cementitious دارای مواد سمنتی یا سیمانی دارای خواص سیمان
soft shelled دارای عقیده معتدل حلزون دارای صدف نرم
ringent دارای دهن باز دارای لبان برگشته
galleried دارای سرسرا دارای اطاق نقاشی
low tension دارای فشار ضعیف دارای ولتاژکم
gravel blind دارای چشم تار دارای دید کم
virile دارای نیروی مردی دارای رجولیت
acinaseous دارای تخم و بذر دارای تخمدان
disharmony عدم هم اهنگی عدم توافق
disaccord عدم توافق عدم هم اهنگی
outrigged دارای تیر یا دیرک پیش امده دارای چوب یااهن اضافی برای بستن اسب اضافی
idiomorphic دارای شکل مخصوص بخود دارای شکل صحیح خود
end stopped دارای وقفه نهایی منطقی دارای سکته منطقی
isotropic solutions دارای خواص برابر از هرسو از هر سو دارای همان خواص
Indo-persian rug قالی هندی با طرح ایرانی [اغلب دارای زمینه قرمز یا سبز بوده و از گل های کوچک، پیچک ها، پرندگان، حیوانات و طرح ابر بهره گرفته و دارای تارهای ابریشمی و پود پنبه ای است. به آن هندی-هراتی نیز می گویند.]
monadelphous دارای میلههای یک پارچه دارای نافه یک پارچه
off colored دارای رنگ ناجور دارای رنگ مغایر
polyisotopic دارای چند هم پایه دارای چند ایزوتوپ
winy شراب مانند دارای خصوصیات شراب دارای مزه شراب
winey شراب مانند دارای خصوصیات شراب دارای مزه شراب
pentadactyl دارای پنج پنجه دارای پنج زائده شبیه پنجه
three-legged دارای سه پا
trilinear دارای سه خط
odoriferous دارای بو
glochidiate دارای مو
footy دارای پا
iodic دارای ید
three legged دارای سه پا
fraught with دارای
bilabiate دارای دو لب
legitimate دارای حق مشروع
legitimating دارای حق مشروع
amphibolic دارای دو معنی
accentual دارای تاکید
sonant دارای اهنگ
aluminous دارای زاج
magneto دارای مغناطیس
feldspathic دارای فلدسپار
keyed دارای جاانگشتی
rectilinear دارای مسیرمستقیم
spiriferous دارای عضومارپیچی
sabulous دارای شن ریزه
equivocal دارای دومعنی
spirituous دارای الکل
febile دارای حالت تب
flabby دارای عضلات شل
legitimates دارای حق مشروع
legitimated دارای حق مشروع
social minded دارای افکاراجتماعی
fibrinous دارای مودلیفی
silicifoeous دارای در کوهی
foliolate دارای برگچه
sexagenary دارای سن 06 تا96
keratinous دارای موادشاخی
short range دارای برد کم
short-range دارای برد کم
formal دارای فکر
acetylize دارای ریشهء
keeled دارای تبر ته
backed دارای پشت
mammilate دارای پستان
adamantean دارای تلئلو
splashes دارای ترشح
shoaly دارای جاهای کم اب
shelterer دارای حفاظ
floaty دارای اب نشین کم
splash دارای ترشح
rifled دارای خان
self abnegating دارای کف نفس
handy <adj.> دارای مزیت
bicentric دارای دومرکز
ledgy دارای طاقچه
swell butted دارای ته گنده
entitative دارای وجودخارجی
lean to دارای چارطاقی
lippy پر رو دارای لب اویزان
sulfureous دارای گوگرد
lobate دارای نرمه
lobated دارای نرمه
strontic دارای استرونیوم
bigamous دارای دو زن یا دو شوهر
monogamous دارای یک زن یا یک شوهر
accredited دارای اعتبارنامه
dyslogistic دارای خاطرات بد
terahenous دارای 4 مادگی
preferable دارای رجحان
basined دارای ابگیر
syntonic دارای بسامدمشابه
alcoholic دارای الکل
alcoholics دارای الکل
azotic دارای ازت
monogamous دارای یک همسر
twofold دارای دو چیز
artiodactylous دارای سم شکافته
longheaded دارای سردراز
low-spirited دارای روحیه بد
stannic دارای قلع
elective دارای حق انتخاب
staminate دارای جرثومه نر
electives دارای حق انتخاب
deficient دارای کمبود
redundant دارای اطناب
far reaching دارای اثرزیاد
kibed دارای شکاف
splashing دارای ترشح
low spirited دارای روحیه بد
stannous دارای قلع
knock kneed دارای زانوی کج
umbrageous دارای سوفن
artiodactyl دارای سم شکافته
straight line دارای خط مستقیم
squib دارای صدای فش فش
squibs دارای صدای فش فش
arbitrative دارای اختیارحکمیت
antithetical دارای ضد ونقیض
antithetic دارای ضد ونقیض
knarred دارای برامدگی
splashy دارای ترشح
in flower دارای شکوفه
monoclinal دارای یک شیب
inflorescent دارای گل اذین
divans دارای دوفرفیت
divan دارای دوفرفیت
of that ilk دارای همان جا
innervate دارای پی کردن
insectile دارای حشره
isogenous دارای یک منبع
monometallic دارای یک فلز
overbusy دارای کارزیاد
weighted دارای وزن
bifocal دارای دو کانون
in force دارای اعتبار
polygamous دارای چند زن
in power دارای اختیارات
pelliculate دارای پوسته
papillose دارای برامدگی
monatomic دارای یک جوهرفرد
palmy دارای نخل
indued with charm دارای فریبندگی
bifocals دارای دو کانون
deadbeat دارای سکون
deadbeats دارای سکون
portentous دارای فال بد
myrrhy دارای بوی مر
myrrhic دارای بوی مر
synonymous دارای تشابه
synonymous دارای ترادف
multifid دارای چندشکاف
stilted دارای چوب پا
prerogative دارای حق ویژه
multiflorous دارای بیش از سه گل
multilineal دارای چندین خط
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com