Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (14 milliseconds)
English
Persian
autotelic
دارای عزم پنهانی
Other Matches
occultness
پنهانی
furtiveness
پنهانی
taking refuge
پنهانی
hidings
پنهانی
cryptographic
پنهانی
concealed
پنهانی
covert
پنهانی
hiding
پنهانی
hugger mugger
پنهانی
hideousness
پنهانی
latently
به پنهانی
deliescence
پنهانی
potential
نهانی پنهانی
under hand
درنهان به پنهانی
clandestine
سازمان پنهانی
sneaks
حرکت پنهانی
latency
مرحله پنهانی
covert operations
عملیات پنهانی
latency
پنهانی ناپیدایی
encryption
پنهانی کردن
cache memory
حافظه پنهانی
cryptogram
پیام پنهانی
sneak
حرکت پنهانی
sneaked
حرکت پنهانی
privacy
پوشیدگی پنهانی
abditory
انبار پنهانی
encryption algorithm
الگوریتم پنهانی کردن
to be in cahoots with somebody
[ to connive with somebody]
[to make common cause with somebody]
<idiom>
همدستی پنهانی با کسی
secrecy
پنهانی بودن سریت
undercurrents
عمل پنهانی زیر موج
undercurrent
عمل پنهانی زیر موج
to decamp
با عجله و پنهانی
[جایی را]
ترک کردن
tamper
مذاکرات پنهانی وزیر جلی داشتن
to skive off early
[British English]
با عجله و پنهانی
[جایی را]
ترک کردن
escape line
مسیر نجات پرسنل درگیر در عملیات پنهانی وچریکی
bugged
اطاق یا شیئی که حاوی یک وسیله استراق سمع پنهانی باشد
isobars
دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobar
دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobare
دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
cementitious
دارای مواد سمنتی یا سیمانی دارای خواص سیمان
soft shelled
دارای عقیده معتدل حلزون دارای صدف نرم
ringent
دارای دهن باز دارای لبان برگشته
galleried
دارای سرسرا دارای اطاق نقاشی
low tension
دارای فشار ضعیف دارای ولتاژکم
virile
دارای نیروی مردی دارای رجولیت
acinaseous
دارای تخم و بذر دارای تخمدان
gravel blind
دارای چشم تار دارای دید کم
ratline
عملیات عبور دادن مواد وپرسنل بطور پنهانی از مرزیا داخل داخل منطقه دشمن
to have a nibble
پنهانی تکه تکه
[کوچک]
خوردن
outrigged
دارای تیر یا دیرک پیش امده دارای چوب یااهن اضافی برای بستن اسب اضافی
idiomorphic
دارای شکل مخصوص بخود دارای شکل صحیح خود
end stopped
دارای وقفه نهایی منطقی دارای سکته منطقی
isotropic solutions
دارای خواص برابر از هرسو از هر سو دارای همان خواص
clandestine assembly area
منطقه تجمع قوای زیرزمینی منطقه تجمع نیروی پنهانی
clandestine
سازمان زیرزمینی نهضت زیرزمینی نهضت براندازی پنهانی
reserve price
قیمت پنهانی
[در حراجی های فرش و در بازارهای خارج استفاده می شود یعنی صاحب فرش، یک قیمت حداقل در نظر می گیرد و اگر در مزایده قیمت پیشنهادی از آن پایین تر باشد، از فروش امتناع می کند.]
Indo-persian rug
قالی هندی با طرح ایرانی
[اغلب دارای زمینه قرمز یا سبز بوده و از گل های کوچک، پیچک ها، پرندگان، حیوانات و طرح ابر بهره گرفته و دارای تارهای ابریشمی و پود پنبه ای است. به آن هندی-هراتی نیز می گویند.]
polyisotopic
دارای چند هم پایه دارای چند ایزوتوپ
off colored
دارای رنگ ناجور دارای رنگ مغایر
monadelphous
دارای میلههای یک پارچه دارای نافه یک پارچه
winy
شراب مانند دارای خصوصیات شراب دارای مزه شراب
winey
شراب مانند دارای خصوصیات شراب دارای مزه شراب
pentadactyl
دارای پنج پنجه دارای پنج زائده شبیه پنجه
extending
فناوری حافظه که کارایی بهتری را فراهم میکند با قادر بودن برای یافتن و خواندن داده از محلی از حافظه در یک عمل نیز می توان آخرین قطعه داده را که پنهانی در حافظه ذخیره شده بود و آماده خواندن دوباره است ذخیره کند
extend
فناوری حافظه که کارایی بهتری را فراهم میکند با قادر بودن برای یافتن و خواندن داده از محلی از حافظه در یک عمل نیز می توان آخرین قطعه داده را که پنهانی در حافظه ذخیره شده بود و آماده خواندن دوباره است ذخیره کند
extends
فناوری حافظه که کارایی بهتری را فراهم میکند با قادر بودن برای یافتن و خواندن داده از محلی از حافظه در یک عمل نیز می توان آخرین قطعه داده را که پنهانی در حافظه ذخیره شده بود و آماده خواندن دوباره است ذخیره کند
three legged
دارای سه پا
fraught with
دارای
iodic
دارای ید
odoriferous
دارای بو
glochidiate
دارای مو
trilinear
دارای سه خط
three-legged
دارای سه پا
bilabiate
دارای دو لب
footy
دارای پا
myrrhy
دارای بوی مر
myrrhic
دارای بوی مر
multilineal
دارای چندین خط
legitimate
دارای حق مشروع
melodious
دارای ملودی
melodic
دارای ملودی
swell butted
دارای ته گنده
legitimated
دارای حق مشروع
nitrous
دارای شوره
synonymous
دارای تشابه
of that ilk
دارای همان جا
longheaded
دارای سردراز
magneto
دارای مغناطیس
energetic
دارای انرژی
mammilate
دارای پستان
stilted
دارای چوب پا
twofold
دارای دو چیز
legitimates
دارای حق مشروع
miasmal
دارای دمه بد بو
synonymous
دارای ترادف
multiflorous
دارای بیش از سه گل
strontic
دارای استرونیوم
prerogatives
دارای حق ویژه
multifid
دارای چندشکاف
sulfureous
دارای گوگرد
salaried
دارای حقوق
deficient
دارای کمبود
muciferous
دارای مخاط
formal
دارای فکر
monopetalous
دارای یک گلبرگ
nucleate
دارای هسته
low-spirited
دارای روحیه بد
low spirited
دارای روحیه بد
miasmatic
دارای دمه بد بو
monandrous
دارای یک شوهر
monoclinal
دارای یک شیب
splashing
دارای ترشح
prerogative
دارای حق ویژه
syntonic
دارای بسامدمشابه
monometallic
دارای یک فلز
splashes
دارای ترشح
splash
دارای ترشح
redundant
دارای اطناب
legitimating
دارای حق مشروع
rattly
دارای صدای تق تق
plumose
دارای دسته پر
pinnular
دارای بالچه
dyslogistic
دارای خاطرات بد
pinnular
دارای برگچه
weighted
دارای وزن
rugose
دارای رکه
pileate
دارای کلاهک
petiolated
دارای دمگل
petiolate
دارای دمگل
sabulous
دارای شن ریزه
self abnegating
دارای کف نفس
polygamous
دارای چند زن
far reaching
دارای اثرزیاد
pre emptive
دارای حق شفعه
rarely beautiful
دارای زیبائی
quartziferous
دارای در کوهی
pulsatile
دارای تپش
pulsant
دارای تپش
reboant
دارای واکنش
pseudonymous
دارای تخلص
primiparous
دارای یک اولاد
primipara
دارای یک اولاد
prerogatived
دارای حق ویژه
reversioner
دارای حق رجوع
preemptor
دارای حق شفعه
sexagenary
دارای سن 06 تا96
handy
<adj.>
دارای مزیت
shelterer
دارای حفاظ
deadbeats
دارای سکون
portentous
دارای فال بد
pelliculate
دارای پوسته
papillose
دارای برامدگی
palmy
دارای نخل
monatomic
دارای یک جوهرفرد
overbusy
دارای کارزیاد
stannic
دارای قلع
stannous
دارای قلع
flabby
دارای عضلات شل
rectilinear
دارای مسیرمستقیم
staminate
دارای جرثومه نر
splashy
دارای ترشح
spirituous
دارای الکل
rifled
دارای خان
shoaly
دارای جاهای کم اب
silicifoeous
دارای در کوهی
social minded
دارای افکاراجتماعی
short-range
دارای برد کم
short range
دارای برد کم
deadbeat
دارای سکون
backed
دارای پشت
sonant
دارای اهنگ
equivocal
دارای دومعنی
spiriferous
دارای عضومارپیچی
straight line
دارای خط مستقیم
amphibolic
دارای دو معنی
entitative
دارای وجودخارجی
bimolecular
دارای دوملکول
bimorphemic
دارای دوشکل
bimotored
دارای دوموتور
binaural
دارای دو گوش
binocular
دارای دو چشم
binuclear
دارای دو هسته
binucleate
دارای دو هسته
binucleated
دارای دو هسته
bipartite
دارای دوقسمت
biradial
دارای دوشعاع
biramous
دارای دو شاخه
bichrome
دارای دو رنگ
bicentric
دارای دومرکز
basined
دارای ابگیر
foliolate
دارای برگچه
floaty
دارای اب نشین کم
antithetic
دارای ضد ونقیض
antithetical
دارای ضد ونقیض
arbitrative
دارای اختیارحکمیت
artiodactyl
دارای سم شکافته
artiodactylous
دارای سم شکافته
aulait
دارای شیر
fibrinous
دارای مودلیفی
azotic
دارای ازت
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com