English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (17 milliseconds)
English Persian
orthodox دارای عقیده درست
Other Matches
soft shelled دارای عقیده معتدل حلزون دارای صدف نرم
you are written عقیده یاسخن شما درست نیست
synecologic دارای عقیده به استمرار
soft shell دارای عقیده معتدل
neptunist کسیکه عقیده داردکه خارههای پی در پی پوسته زمین بوسیله اب درست شده اند
social minded دارای عقیده سوسیالیستی اجتماعی
unorthodox دارای عقیده ناصحیح یا غیر معمول
polygenist کسیکه عقیده داردبشر دارای چندین مبدابوده است
monophysite کسیکه عقیده دارد باینکه مسیح دارای یک ذات است و بس
coincidence function تابع منط قی که وقتی خروجی آن درست است که هر دو ورودی درست باشد
meets تابع منط قی که خروجی آن وقتی درست است که هر دو ورودی درست باشند
joins تابع منط قی که اگر هر ورودی درست باشد نتیجه درست میدهد
OR function تابع منط قی که وقتی خروجی درست میدهد که یک ورودی درست باشد
meet تابع منط قی که خروجی آن وقتی درست است که هر دو ورودی درست باشند
joined تابع منط قی که اگر هر ورودی درست باشد نتیجه درست میدهد
join تابع منط قی که اگر هر ورودی درست باشد نتیجه درست میدهد
intersection تابع منط قی که خروجی آن وقتی درست است که هر دو ورودی درست باشند
intersections تابع منط قی که خروجی آن وقتی درست است که هر دو ورودی درست باشند
and تابع منط قی که وقتی خروجی آن درست است که هر دو ورودی درست باشد
assertion 1-عبارت برنامه از یک قاعده یا قانون 2-قاعدهای که درست است یا درست فرض میشود
union تابع منط قی که اگر هر ورودی درست باشد نتیجه درست خواهد بود
either or operation تابع منط قی که وقتی خروجی درست دارد که یک ورودی درست داشته باشد
disjunction تابع منط قی که در صورتی که ورودی درست باشد خروجی درست تولید میکند
conjunctions تابع منط قی که اگر همه ورودی ها درست باشند درست خواهد بود
false 1-اشتباه نه درست و نه صحیح . 2-اصط لاح منط قی معادل دودویی مخالف درست
alternation تابع منط قی که یک خروجی درست را در صورتی که هر یک از ورودی ها درست باشد ایجاد میکند
unions تابع منط قی که اگر هر ورودی درست باشد نتیجه درست خواهد بود
conjunction تابع منط قی که اگر همه ورودی ها درست باشند درست خواهد بود
tempered درست ساختن درست خمیر کردن
tempers درست ساختن درست خمیر کردن
temper درست ساختن درست خمیر کردن
judiciousness قضاوت درست تشخیص درست
be the spitting image of someone <idiom> درست مثل کسی بودن [درست شبیه کسی به نظر رسیدن]
The convict cannot distinguish between right and wrong [distinguish right from wrong] . این مجرم نمی تواند بین درست و نادرست را تشخیص [تشخیص درست را از نادرست] بدهد.
alternatives تابع منط قی که خروجی آن در صورتی که تمام ورودی ها درست باشند نادرست است و وقتی درست است که یک ورودی نادرست باشد
EXOR تابع منط قی که خروجی آن وقتی درست است که یکی از ورودی ها درست باشد و وقتی نادرست است که هر ورودی مشابه باشند
differences تابع منط قی که خروجی آن وقتی درست است که یکی از ورودی ها درست باشد و نادرست است وقتی ورودی ها مشابه اند
difference تابع منط قی که خروجی آن وقتی درست است که یکی از ورودی ها درست باشد و نادرست است وقتی ورودی ها مشابه اند
exjunction تابع منط قی که خروجی آن وقتی درست است که یکی از ورودی ها درست باشد و وقتی نادرست است که هر ورودی مشابه باشند
alternative تابع منط قی که خروجی آن در صورتی که تمام ورودی ها درست باشند نادرست است و وقتی درست است که یک ورودی نادرست باشد
isobare دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobars دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobar دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
exclusive تابع منط قی که خروجی آن وقتی درست است که یک ورودی درست باشد و وقتی نادرست است که ورودی ها مثل هم باشند
cementitious دارای مواد سمنتی یا سیمانی دارای خواص سیمان
ringent دارای دهن باز دارای لبان برگشته
virile دارای نیروی مردی دارای رجولیت
gravel blind دارای چشم تار دارای دید کم
low tension دارای فشار ضعیف دارای ولتاژکم
acinaseous دارای تخم و بذر دارای تخمدان
galleried دارای سرسرا دارای اطاق نقاشی
impression عقیده
impressions عقیده
viewpoint عقیده
viewpoints عقیده
creeds عقیده
creed عقیده
thoughts عقیده
credo عقیده
thought عقیده
i am not of his mind با او هم عقیده
faith عقیده
creedless بی عقیده
opinions عقیده
ism عقیده
tenet عقیده
brainchild عقیده
conception عقیده
idea عقیده
internal conception عقیده
concepts عقیده ها
ideas عقیده ها
concepts عقیده
concept عقیده
opinion عقیده
doctrines عقیده
doctrine عقیده
credos عقیده
advice عقیده
belief عقیده
faiths عقیده
Marxism عقیده مارکس
so many menŠso many minds عقیده بیشتر
error عقیده نادرست
espouse عقیده داشتن به
pythagoreanism عقیده به تناسخ
i maintain عقیده دارم که ...
i maintain بر این عقیده ام که ...
irreconcilability سختی در عقیده
swear by عقیده زیادداشتن به
to agree in opinion هم عقیده بودن
to be of [or share] the same view [or opinion] هم عقیده بودن
espouses عقیده داشتن به
espousing عقیده داشتن به
irreconcilableness سختی در عقیده
to think [of] عقیده داشتن
hit off هم عقیده شدن
iam of the opinion that من براین عقیده ام که
espoused عقیده داشتن به
turnabouts تغییر عقیده
tradition عقیده رایج
outside opinion عقیده مردم
dogma عقیده دینی
dogmas عقیده دینی
abjuration ترک عقیده
suggestions افهار عقیده
suggestion افهار عقیده
dissension اختلاف عقیده
divarication اختلاف عقیده
have عقیده داشتن
having عقیده داشتن
cogency قدرت عقیده
turnabout تغییر عقیده
coniviction عقیده اطمینان
my sentiment toward him عقیده من درباره او
counterview عقیده مخالف
impressions عقیده خیال
impression عقیده خیال
view نظریه عقیده
the belief that با این عقیده که
convictions عقیده محکم
conviction عقیده محکم
views نظریه عقیده
viewing نظریه عقیده
viewed نظریه عقیده
theosophism عقیده به عرفان
fortuitism عقیده به اتفاق
folkway عقیده عامه
freedom of belief ازادی عقیده
errors عقیده نادرست
dispersion تابع منط قی که خروجی آن نادرست است وقتی تمام ورودی ها درست باشند و درست است وقتی یک ورودی نادرست باشد
denials تابع منط قی که نتیجه آن نادرست است وقتی همه ورودی ها درست باشد و درست است اگر ورودی نادرست باشد
denial تابع منط قی که نتیجه آن نادرست است وقتی همه ورودی ها درست باشد و درست است اگر ورودی نادرست باشد
symmetric difference تابع منط قی که خروجی آن وقتی درست است که یکی از ورودی ها درست باشند و وقتی نادرست است که هر دو ورودی مثل هم باشند
NAND function تابع منط قی که خروجی آن وقتی نادرست است که تمام ورودی ها درست باشند و وقتی درست است که یک ورودی نادرست باشد
suggest افهار عقیده کردن
suggested افهار عقیده کردن
irrationalism عقیده نامعقول یا چرند
dissents اختلاف عقیده داشتن
opine افهار عقیده کردن
suggesting افهار عقیده کردن
dissented اختلاف عقیده داشتن
suggestion افهار عقیده پیشنهاد
suggestions افهار عقیده پیشنهاد
pass an opnion افهار عقیده کردن
karaism عقیده به نص تورات رداحادیث
preconceive قبلا عقیده پیداکردن
dissent اختلاف عقیده داشتن
john's own opinion عقیده خود جان
liberty of conscience ازادی عقیده یا فکر
suggests افهار عقیده کردن
pronounces افهار عقیده کردن
I find it's ... به نظر [عقیده] من این ...
veers تغییر عقیده دادن
to change one's tune تغییر عقیده دادن
observe افهار عقیده کردن
observed افهار عقیده کردن
observes افهار عقیده کردن
observing افهار عقیده کردن
veer تغییر عقیده دادن
to cherish an opinion عقیده ایی را در مغزخودپروراندن
pass an opinion افهار عقیده کردن
article of faith اعتقاد و عقیده باطنی
Difference of opinion (in taste). اختلا ف عقیده ( سلیقه )
persuasion اطمینان عقیده دینی
persuasions اطمینان عقیده دینی
dissentient مخالف عقیده اکثریت
tradition عقیده موروثی عرف
to venture an opinion جسارتاافهار عقیده کردن
change of heart <idiom> تغیر عقیده دادن
express an opinion افهار عقیده کردن
veered تغییر عقیده دادن
make a suggestion افهار عقیده کردن
self expressive پافشار در عقیده خود
i stand to it that جدا عقیده دارم که
to be of the opinion that ... به این عقیده باشند که ...
epicures پیرو عقیده اپیکور
epicure پیرو عقیده اپیکور
to make a suggestion افهار عقیده کردن
pronouncement افهار عقیده رسمی
pronouncements افهار عقیده رسمی
sentimental مبنی بر احساسات یا عقیده
differences of opinion اختلاف عقیده [نظر]
i was under theimpression that به این عقیده بودم که ...
pronounce افهار عقیده کردن
I think it's ... به نظر [عقیده] من این ...
outrigged دارای تیر یا دیرک پیش امده دارای چوب یااهن اضافی برای بستن اسب اضافی
equality تابع منط قی که وقتی خروجی آن درست است که یا دو ورودی درست باشند و وقتی نادرست است که ورودی ها مثل هم باشند
except تابع منط قی که مقدار آن وقتی درست است که هر دو ورودی درست باشند. و وقتی نادرست است که ورودی ها مشابه باشند
malthusian پیرو عقیده توماس مالتوس
to be of the mind that ... این عقیده [نظر] را دارند که ...
upset the applecart <idiom> خراب شدن عقیده ونظر
persuasion نظریه یا عقیده ازروی اطمینان
orthodoxly با عقیده از روی رشد راشدوار
wrongheaded لجباز در عقیده و عمل سرسخت
opine نظر یا عقیده خود را افهارداشتن
aristotelian مربوط به عقیده و فلسفهء ارسطو
aristotelean مربوط به عقیده و فلسفهء ارسطو
persuasions نظریه یا عقیده ازروی اطمینان
what do you think of him? عقیده شما در باره او چیست
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com