English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (6 milliseconds)
English Persian
homolographic دارای قرینه
Search result with all words
homocercal دارای دم قرینه متقارن الذنب
Family prayer rug فرش محرابی صف گونه [اینگونه بافت ها دارای چندین محراب قرینه بوده و بیشتر بصورت گلیم بافته می شود.]
Other Matches
presumption hominis قرینه ضعیفه که به فرض وجود ان طرف مجبور به ابراز ادله معارض نیست چون این قرینه به تنهایی ولو با نبودن دلیل معارض قدرت اثباتی ندارد
reciprocal border حاشیه قرینه [گاه لبه انتهایی فرش بصورت اشکال قرینه و تکراری جفتی تزئین می شود و نوع شکل انتخابی گردا گرد فرش را می پوشاند. تنوع رنگی این نوع حاشیه در مراکز بافت مختلف، متفاوت می باشد.]
proprotionable با قرینه
indication قرینه
dissymmetrical بی قرینه
proportion قرینه
asymmetrical بی قرینه
lop sided بی قرینه
conpanion قرینه
circumstantial evidence قرینه
symmetrically با قرینه
pendant to each other قرینه هم
asummetric بی قرینه
symmetry قرینه
proportions قرینه
presumption فن قوی قرینه
parallel همگام قرینه
presumption juris et de jure قرینه قویه
double تصویر قرینه
skew polygon چندضلعی بی قرینه
indirect evidence قرینه و اماره
asymmetric نامتقارن بی قرینه
symmetry قرینه تناسب
paralleled همگام قرینه
paralleling همگام قرینه
parallelled همگام قرینه
parallelling همگام قرینه
parallels همگام قرینه
presumption juris tantum قرینه کافیه
symmetrical exchange تعویض قرینه
reflection response پاسخ قرینه
mirror image تصویر قرینه
presumptions فن قوی قرینه
mirror images تصویر قرینه
symmetry قرینه سازی همسنجی
context switching راه گزینی قرینه
symmetrize باهم قرینه کردن
keratome چاقوی قرینه شکافی
halogeton علف قلیاب قرینه
context sensitive help کمک حساس به قرینه
proportionably بطور متناسب یا با قرینه
lopsided متمایل بیک طرف بی قرینه
match قرینه سازی در طرح یا بافت
drop repeat واگیره [تکرار یک نقش بصورت قرینه و در طول فرش]
keeping house در خانه ماندن تاجرورشکسته و عدم حضورش در محل کسب خود که قرینه ورشکستگی او محسوب میشود
divan cover [قالیچه رومبلی که معمولا دو تکه قرینه بوده و در یک طرف بدون ریشه می باشد تا در کنار هم بصورت یک قطعه به نظر آید.]
isobars دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobar دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobare دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
cementitious دارای مواد سمنتی یا سیمانی دارای خواص سیمان
soft shelled دارای عقیده معتدل حلزون دارای صدف نرم
ringent دارای دهن باز دارای لبان برگشته
propor tionably بطور متناسب یا با قرینه چنانکه بتوان متناسب نمود
Jangle Arjuk طرح جنگلی ارجوک [این گل در طرح فرش های افغانی بصورت قرینه بافی بکار می رود.]
low tension دارای فشار ضعیف دارای ولتاژکم
gravel blind دارای چشم تار دارای دید کم
virile دارای نیروی مردی دارای رجولیت
acinaseous دارای تخم و بذر دارای تخمدان
galleried دارای سرسرا دارای اطاق نقاشی
quatrefoil چهار وجهی [این اصطلاح موقعی که یک نگاره و یا کل فرش از چهار قسمت کاملا قرینه بوجود آمده باشد، بکار می رود.]
outrigged دارای تیر یا دیرک پیش امده دارای چوب یااهن اضافی برای بستن اسب اضافی
idiomorphic دارای شکل مخصوص بخود دارای شکل صحیح خود
lattice design طرح شبکه ای [این طرح بصورت قرینه و تکرار کل متن فرش را در بر می گیرد و از اشکال شش وجهی، نه وجهی، مربع شکل و طاق رومی برای بدنه گل ها استفاده می کند.]
Miri design طرح بته میری [طرح بته جقه] [این طرح که جلوه ای از درخت سرو را نشان می دهد بصورت ردیف های تکراری و قرینه کل فرش را در بر می گیرد.]
Zel-i Sultan vase طرح گلدان ظل السلطان [این طرح بصورت تکراری و قرینه شامل یک گلدان و دسته های گل می باشد و مربوط به زمان سلطنت قاجار می باشد.]
isotropic solutions دارای خواص برابر از هرسو از هر سو دارای همان خواص
end stopped دارای وقفه نهایی منطقی دارای سکته منطقی
kikalak design طرح قوچ [در ترکی این واژه به معنای شاخ قوچ می باشد. این طرح در فرش های ترکیه بکار رفته و بصورت قرینه در چهار طرف نقطه مرکزی بافته می شود.]
saddle bag خورجین [اینگونه قالیچه ها بصورت قرینه بافته می شوند.گاه مجزا بوده و سپس به یکدیگر متصل می شوند و یا بصورت یک تکه که در وسط ساده است بافته می شوند.]
Indo-persian rug قالی هندی با طرح ایرانی [اغلب دارای زمینه قرمز یا سبز بوده و از گل های کوچک، پیچک ها، پرندگان، حیوانات و طرح ابر بهره گرفته و دارای تارهای ابریشمی و پود پنبه ای است. به آن هندی-هراتی نیز می گویند.]
polyisotopic دارای چند هم پایه دارای چند ایزوتوپ
off colored دارای رنگ ناجور دارای رنگ مغایر
monadelphous دارای میلههای یک پارچه دارای نافه یک پارچه
tacit collusion حالتی که قیمت کالاهای دو کمپانی رقیب دران واحد بالا رود حتی درحالتی که چنین تبانی یی عملا" صورت نگرفته باشددادگاه ممکن است با توجه به قرینه بالا رفتن قیمت اقدامات بازدارنده را با قائل شدن به وجود ان معمول دارد
Mina-khani design طرح میناخانی [این طرح منسوب به شخصی به همین نام و اهل تبریز است. گل های بزرگ بکار رفته بصورت قرینه و بندی کل متن را در بر گرفته و بوسیله شبکه های لوزی شکل یا الماسی شکل به یکدیگر متصل می شوند.]
winey شراب مانند دارای خصوصیات شراب دارای مزه شراب
winy شراب مانند دارای خصوصیات شراب دارای مزه شراب
pentadactyl دارای پنج پنجه دارای پنج زائده شبیه پنجه
iodic دارای ید
footy دارای پا
trilinear دارای سه خط
fraught with دارای
bilabiate دارای دو لب
odoriferous دارای بو
glochidiate دارای مو
three-legged دارای سه پا
three legged دارای سه پا
glary دارای تشعشع
shoaly دارای جاهای کم اب
reboant دارای واکنش
backed دارای پشت
foliolate دارای برگچه
sabulous دارای شن ریزه
aluminous دارای زاج
rattly دارای صدای تق تق
silicifoeous دارای در کوهی
accentual دارای تاکید
glanduliferous دارای غد دکوچک
innervate دارای پی کردن
haired دارای موی ...
sexagenary دارای سن 06 تا96
reversioner دارای حق رجوع
handy <adj.> دارای مزیت
rifled دارای خان
adamantean دارای تلئلو
shelterer دارای حفاظ
short-range دارای برد کم
self abnegating دارای کف نفس
rugose دارای رکه
geniculate دارای زانویی
short range دارای برد کم
acetylize دارای ریشهء
acetylate دارای ریشهء
equivocal دارای دومعنی
ternal دارای سه تغییر
sulfureous دارای گوگرد
azotic دارای ازت
squib دارای صدای فش فش
squibs دارای صدای فش فش
strontic دارای استرونیوم
far reaching دارای اثرزیاد
straight line دارای خط مستقیم
aulait دارای شیر
low spirited دارای روحیه بد
low-spirited دارای روحیه بد
basined دارای ابگیر
swell butted دارای ته گنده
syntonic دارای بسامدمشابه
preferable دارای رجحان
terahenous دارای 4 مادگی
bichrome دارای دو رنگ
bicentric دارای دومرکز
alcoholic دارای الکل
alcoholics دارای الکل
monogamous دارای یک همسر
monogamous دارای یک زن یا یک شوهر
entitative دارای وجودخارجی
febile دارای حالت تب
feldspathic دارای فلدسپار
amphibolic دارای دو معنی
legitimates دارای حق مشروع
legitimating دارای حق مشروع
rectilinear دارای مسیرمستقیم
flabby دارای عضلات شل
fibrinous دارای مودلیفی
splashy دارای ترشح
spirituous دارای الکل
spiriferous دارای عضومارپیچی
sonant دارای اهنگ
social minded دارای افکاراجتماعی
legitimated دارای حق مشروع
bigamous دارای دو زن یا دو شوهر
legitimate دارای حق مشروع
artiodactylous دارای سم شکافته
artiodactyl دارای سم شکافته
deficient دارای کمبود
redundant دارای اطناب
stannous دارای قلع
stannic دارای قلع
staminate دارای جرثومه نر
arbitrative دارای اختیارحکمیت
antithetical دارای ضد ونقیض
antithetic دارای ضد ونقیض
floaty دارای اب نشین کم
bifocals دارای دو کانون
keeled دارای تبر ته
multilineal دارای چندین خط
multiflorous دارای بیش از سه گل
multifid دارای چندشکاف
keratinous دارای موادشاخی
muciferous دارای مخاط
melodious دارای ملودی
melodic دارای ملودی
overlapping دارای اشتراک
prerogative دارای حق ویژه
prerogatives دارای حق ویژه
keyed دارای جاانگشتی
myrrhic دارای بوی مر
bifocal دارای دو کانون
energetic دارای انرژی
nucleate دارای هسته
divans دارای دوفرفیت
divan دارای دوفرفیت
stilted دارای چوب پا
isogenous دارای یک منبع
bodily دارای بدن
synonymous دارای ترادف
synonymous دارای تشابه
myrrhy دارای بوی مر
kibed دارای شکاف
hook-nosed دارای بینی کج
miasmal دارای دمه بد بو
mammilate دارای پستان
lean to دارای چارطاقی
magneto دارای مغناطیس
twofold دارای دو چیز
ledgy دارای طاقچه
electives دارای حق انتخاب
elective دارای حق انتخاب
longheaded دارای سردراز
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com