English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 301 (39 milliseconds)
English Persian
flyspeck دارای لکه مگس کردن
Search result with all words
bodies دارای جسم کردن
body دارای جسم کردن
populate دارای جمعیت کردن
populates دارای جمعیت کردن
populating دارای جمعیت کردن
fulcrum دارای نقطه اتکاء کردن
furnish دارای اثاثه کردن مجهز کردن
furnishes دارای اثاثه کردن مجهز کردن
furnishing دارای اثاثه کردن مجهز کردن
pane دارای جام شیشه کردن
panes دارای جام شیشه کردن
index :دارای فهرست کردن
indexed :دارای فهرست کردن
indexes :دارای فهرست کردن
edge : دارای لبه تیز کردن تحریک کردن
edges : دارای لبه تیز کردن تحریک کردن
shoe دارای کفش کردن نعل زدن به
shoeing دارای کفش کردن نعل زدن به
shoes دارای کفش کردن نعل زدن به
bell دارای زنگ کردن کم کم پهن شدن
bells دارای زنگ کردن کم کم پهن شدن
tackle از عهده برامدن دارای اسباب و لوازم کردن بعهده گرفتن
tackled از عهده برامدن دارای اسباب و لوازم کردن بعهده گرفتن
tackles از عهده برامدن دارای اسباب و لوازم کردن بعهده گرفتن
tackling از عهده برامدن دارای اسباب و لوازم کردن بعهده گرفتن
curb محدود کردن دارای دیواره یا حایل کردن تحت کنترل دراوردن فرونشاندن
curbed محدود کردن دارای دیواره یا حایل کردن تحت کنترل دراوردن فرونشاندن
curbing محدود کردن دارای دیواره یا حایل کردن تحت کنترل دراوردن فرونشاندن
curbs محدود کردن دارای دیواره یا حایل کردن تحت کنترل دراوردن فرونشاندن
dovetail کام و زبانه دم فاختهای دارای کام وزبانه دم کبوتری جفت کردن
dovetailing کام و زبانه دم فاختهای دارای کام وزبانه دم کبوتری جفت کردن
dovetails کام و زبانه دم فاختهای دارای کام وزبانه دم کبوتری جفت کردن
bedevil دارای روح شیطانی کردن
bedevilled دارای روح شیطانی کردن
bedevilling دارای روح شیطانی کردن
bedevils دارای روح شیطانی کردن
nationalised دارای ملیت کردن
nationalises دارای ملیت کردن
nationalising دارای ملیت کردن
nationalize دارای ملیت کردن
nationalizes دارای ملیت کردن
nationalizing دارای ملیت کردن
woof پارچه کتانی دارای پود کردن
woofs پارچه کتانی دارای پود کردن
rehabilitate دارای امتیازات اولیه کردن
rehabilitated دارای امتیازات اولیه کردن
rehabilitates دارای امتیازات اولیه کردن
rehabilitating دارای امتیازات اولیه کردن
embrasure دارای منفذ کردن
embrasures دارای منفذ کردن
wig دارای گیس مصنوعی کردن
wigs دارای گیس مصنوعی کردن
mastermind دارای نبوغ فکری ابداع کردن
masterminded دارای نبوغ فکری ابداع کردن
masterminding دارای نبوغ فکری ابداع کردن
masterminds دارای نبوغ فکری ابداع کردن
prong دارای چنگک یا چنگال کردن
prongs دارای چنگک یا چنگال کردن
inflame دارای اماس کردن ملتهب کردن
inflames دارای اماس کردن ملتهب کردن
inflaming دارای اماس کردن ملتهب کردن
tinkle دارای طنین کردن
tinkled دارای طنین کردن
tinkles دارای طنین کردن
tinkling دارای طنین کردن
fortifies دارای استحکامات کردن تقویت کردن
fortify دارای استحکامات کردن تقویت کردن
fortifying دارای استحکامات کردن تقویت کردن
personified دارای شخصیت کردن
personifies دارای شخصیت کردن
personify دارای شخصیت کردن
personifying دارای شخصیت کردن
fret دارای نقشههای پیچ در پیچ کردن
frets دارای نقشههای پیچ در پیچ کردن
zigzag دارای پیچ و خم کردن
zigzagged دارای پیچ و خم کردن
zigzagging دارای پیچ و خم کردن
zigzags دارای پیچ و خم کردن
motivate تهییج کردن دارای انگیزه شده
motivated تهییج کردن دارای انگیزه شده
motivates تهییج کردن دارای انگیزه شده
motivating تهییج کردن دارای انگیزه شده
varnish دارای فاهرخوب کردن
varnished دارای فاهرخوب کردن
varnishes دارای فاهرخوب کردن
varnishing دارای فاهرخوب کردن
grate باشبکه مجهز کردن شبکه دارکردن دارای نرده وپنجره اهنی کردن
grated باشبکه مجهز کردن شبکه دارکردن دارای نرده وپنجره اهنی کردن
grates باشبکه مجهز کردن شبکه دارکردن دارای نرده وپنجره اهنی کردن
tool دارای ابزار کردن بصورت ابزار دراوردن
tongues گفتن دارای زبانه کردن
tooth دارای دندان کردن
gift دارای استعداد کردن
gifts دارای استعداد کردن
thread دارای خطوط برجسته کردن حدیده وقلاویز کردن
threads دارای خطوط برجسته کردن حدیده وقلاویز کردن
incorporate جادادن دارای شخصیت حقوقی کردن ثبت کردن
incorporates جادادن دارای شخصیت حقوقی کردن ثبت کردن
incorporating جادادن دارای شخصیت حقوقی کردن ثبت کردن
ravine دارای دره تنگ کردن
Other Matches
personate خودرا بجای دیگری قلمداد کردن دارای شخصیت کردن
militarize جنگ طلب کردن دارای روح نظامی کردن
reman دارای نفرات تازه کردن مردانگی کردن
isobar دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobars دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobare دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
soft shelled دارای عقیده معتدل حلزون دارای صدف نرم
cementitious دارای مواد سمنتی یا سیمانی دارای خواص سیمان
ringent دارای دهن باز دارای لبان برگشته
catalyze دارای اثرمجاورتی کردن تسریع کردن
innervate دارای پی کردن
freckle خال دارای کک مک کردن
fluoridate دارای فلورید کردن
vitaminize دارای ویتامین کردن
rampart دارای استحکامات کردن
insoul دارای روح کردن
hydroxylate دارای هیدروکسیل کردن
hydrogenate دارای هیدروژن کردن
personalize دارای شخصیت کردن
crenellate دارای کنگره کردن
substantivize دارای ماهیت کردن
systemize دارای همست کردن
castellate دارای استحکامات کردن
ensoul دارای روح کردن
whipstitch دارای مرز کردن
transistorize دارای ترانسیتور کردن
nitrogenize دارای نیتروژن کردن
vallum دارای استحکامات کردن
potentialize دارای استعداد کردن
crenelate دارای کنگره کردن
gravel blind دارای چشم تار دارای دید کم
low tension دارای فشار ضعیف دارای ولتاژکم
acinaseous دارای تخم و بذر دارای تخمدان
virile دارای نیروی مردی دارای رجولیت
galleried دارای سرسرا دارای اطاق نقاشی
methodize دارای روش یاقاعدهای کردن
granulate دارای ذرات ریز کردن
criss-crossing دارای نقش چلیپایی کردن
tat دارای حاشیه توری کردن
to p a thing for a person کسی را دارای چیزی کردن
criss-crossed دارای نقش چلیپایی کردن
sanitate دارای لوازم بهداشتی کردن
ravines دارای دره تنگ کردن
reengine دارای موتور تازه کردن
hyphenate بوسیله خط دارای فاصله کردن
criss-cross دارای نقش چلیپایی کردن
to p a thing person with athing کسی را دارای چیزی کردن
criss-crosses دارای نقش چلیپایی کردن
retrench دارای سنگر موقتی زیرزمینی کردن
substantialize دارای وجود خارجی کردن یاشدن
russify دارای عقاید وتمایلات روسی کردن
systematize دارای روش یا قاعده کردن اسلوب دادن به
systemmatize دارای روش یاقاعده کردن اسلوب دادن
outrigged دارای تیر یا دیرک پیش امده دارای چوب یااهن اضافی برای بستن اسب اضافی
to piss off the wrong people <idiom> آدمهای دارای نفوذ و قدرت زیاد را عصبانی کردن
idiomorphic دارای شکل مخصوص بخود دارای شکل صحیح خود
opalite ترکیبی که دارای رنگهای مختلف بوده و برای براق کردن نمای اجری بکار میرود
end stopped دارای وقفه نهایی منطقی دارای سکته منطقی
isotropic solutions دارای خواص برابر از هرسو از هر سو دارای همان خواص
air condition دارای دستگاه تهویه کردن تهویه کردن
Indo-persian rug قالی هندی با طرح ایرانی [اغلب دارای زمینه قرمز یا سبز بوده و از گل های کوچک، پیچک ها، پرندگان، حیوانات و طرح ابر بهره گرفته و دارای تارهای ابریشمی و پود پنبه ای است. به آن هندی-هراتی نیز می گویند.]
choke bore روکشی برای سوراخ کردن یاتراش دادن داخل سیلندر که قسمت بالای ان دارای قطری کمتر از قطر اصلی سیلندرمیباشد
off colored دارای رنگ ناجور دارای رنگ مغایر
polyisotopic دارای چند هم پایه دارای چند ایزوتوپ
monadelphous دارای میلههای یک پارچه دارای نافه یک پارچه
incrust با قشر و پوست پوشاندن دارای پوشش سخت کردن قشر تشکیل دادن
winey شراب مانند دارای خصوصیات شراب دارای مزه شراب
winy شراب مانند دارای خصوصیات شراب دارای مزه شراب
pentadactyl دارای پنج پنجه دارای پنج زائده شبیه پنجه
corn-effect ذرتی شدن فرش که در اثر پرداخت یا قیچی کردن نامناسب بوجود می آید و پرزهای فرش همگی دارای یک ارتفاع نبوده و ظاهر پرز فرش بلند و کوتاه می شود
three legged دارای سه پا
bilabiate دارای دو لب
fraught with دارای
trilinear دارای سه خط
iodic دارای ید
glochidiate دارای مو
three-legged دارای سه پا
odoriferous دارای بو
footy دارای پا
utilitarian [useful] <adj.> دارای مزیت
silicifoeous دارای در کوهی
synonymous دارای تشابه
utile [archaic] [useful] <adj.> دارای مزیت
valuable <adj.> دارای مزیت
serviceable <adj.> دارای مزیت
purpose-built <adj.> دارای مزیت
synonymous دارای ترادف
proper <adj.> دارای مزیت
practical <adj.> دارای مزیت
practicable <adj.> دارای مزیت
pelliculate دارای پوسته
functional <adj.> دارای مزیت
convenient <adj.> دارای مزیت
electives دارای حق انتخاب
appropriate [for an occasion] <adj.> دارای مزیت
muciferous دارای مخاط
diplopodous دارای هزار پا
handy [useful] <adj.> دارای مزیت
monatomic دارای یک جوهرفرد
expedient <adj.> دارای مزیت
monoclinal دارای یک شیب
beneficial <adj.> دارای مزیت
monometallic دارای یک فلز
dipetalous دارای دوگلبرگ
monopetalous دارای یک گلبرگ
dipteran دارای دو بال
seamed دارای نشان
monandrous دارای یک شوهر
helpful <adj.> دارای مزیت
dichotomous دارای دو بخش
social minded دارای افکاراجتماعی
dimorphic دارای دو شکل
polygamous دارای چند زن
dyslogistic دارای خاطرات بد
double tongued دارای دوقول
useful <adj.> دارای مزیت
patenting دارای حق انحصاری
patented دارای حق انحصاری
patent دارای حق انحصاری
dolose دارای قصدجرم
dipolar دارای دو قطب
diandrous دارای دوپرچم
triconered دارای سه گوشه
chymiferous دارای کیموس
cingulate دارای کمربند
cirrous دارای اویز
bodily دارای بدن
sulfureous دارای گوگرد
cloven foot دارای پا یا سم شکافته
pinnular دارای بالچه
woolly headed دارای سر پشمالو
assiduous دارای پشتکار
nucleate دارای هسته
nitrous دارای شوره
myrrhy دارای بوی مر
strontic دارای استرونیوم
zonate دارای مدار
zygomorphic دارای تقارن
allergic دارای حساسیت به
copperbottomed دارای ته مسی
chinned دارای چانه
swell butted دارای ته گنده
divan دارای دوفرفیت
tricone دارای سه شاخ
trichotomous دارای سه قسمت
triatomic دارای سه اتم
buckish دارای خوی بز
bumpiness دارای برامدگی
calcareous دارای کلسیم
calcic دارای اهک
of that ilk دارای همان جا
windiness دارای باد
capitated دارای سرمجزا
syntonic دارای بسامدمشابه
bifocals دارای دو کانون
pileate دارای کلاهک
bifocal دارای دو کانون
pinnular دارای برگچه
cephalous دارای کله
divans دارای دوفرفیت
myrrhic دارای بوی مر
straight line دارای خط مستقیم
multilineal دارای چندین خط
spirituous دارای الکل
spiriferous دارای عضومارپیچی
rustler دارای صدای خش خش
rustlers دارای صدای خش خش
handy <adj.> دارای مزیت
applicatory <adj.> دارای مزیت
auxiliary <adj.> دارای مزیت
assistant <adj.> دارای مزیت
administrable <adj.> دارای مزیت
adjuvant <adj.> دارای مزیت
bossiness دارای برجستگی
bossy دارای برجستگی
suitable <adj.> دارای مزیت
purposive <adj.> دارای مزیت
sonant دارای اهنگ
plumose دارای دسته پر
splashy دارای ترشح
hook nosed دارای بینی کج
multiflorous دارای بیش از سه گل
dog eared دارای پرانتز
melodic دارای ملودی
dog-eared دارای پرانتز
dimply دارای فرورفتگی
crepitant دارای صدای خش خش
cretaceous دارای گچ فراوان
overlapping دارای اشتراک
cuspidal دارای برامدگی
stannous دارای قلع
stannic دارای قلع
staminate دارای جرثومه نر
dartrous دارای تبخال
vagility دارای تحرک
declinatory دارای تمایل
hook-nosed دارای بینی کج
multifid دارای چندشکاف
purposeful <adj.> دارای مزیت
legitimated دارای حق مشروع
Recent search history
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com