Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English
Persian
heterodox
دارای مذهب وعقایدی مخالف عقاید عمومی
Other Matches
paradoxical
مخالف عقاید عمومی
public opinion polling
استخراج عقاید و اراء عمومی رفراندوم
neologize
دارای عقاید نوین
russify
دارای عقاید وتمایلات روسی کردن
swelled head
دارای عقاید بزرگ خود فروش
interfaith
شامل اشخاصی دارای عقاید وادیان مختلف
against the tide
<adv.>
مخالف نظام عمومی
[اصطلاح مجازی]
under the veil of religion
درلفافه مذهب بعنوان مذهب ببهانه دین
commonable
مشترک دارای حق چرادرزمین عمومی
lenz' law
جریان القاء شده در یک مدار که نسبت به یک میدان مغناطیسی دارای حرکت نسبی است میدانی در جهت مخالف میدان اصلی بوجودمی اورد
antisocial
مخالف اصول اجتماعی مخالف اجتماع
general quarters
اماده باش عمومی دریایی محلهای سکونت عمومی
introduce
بدن خط رات امنیتی مربوطه برای عمومی کردن اطلاعات یا اتصال شرکت به یک شبکه عمومی
introduced
بدن خط رات امنیتی مربوطه برای عمومی کردن اطلاعات یا اتصال شرکت به یک شبکه عمومی
introduces
بدن خط رات امنیتی مربوطه برای عمومی کردن اطلاعات یا اتصال شرکت به یک شبکه عمومی
introducing
بدن خط رات امنیتی مربوطه برای عمومی کردن اطلاعات یا اتصال شرکت به یک شبکه عمومی
common hardware
ابزار و الات عمومی سخت ابزارهای عمومی
Lori Pambak motif
ترنج لری
[پامبک، این نام از شهری به همین نام در جنوب شهر تفلیس قزاقستان گرفته شده است. طرح دارای دو بال هشت وجهی بزرگ و دو لوزی کوچک در جهت مخالف بوده و زمان آن را به قرن نوزدهم میلادی نسبت می دهند.]
coreligionist
هم مذهب
rubricator
مذهب
religions
مذهب
religion
مذهب
general porpose
کارهای عمومی مصارف عمومی
general orders
دستورات عمومی دستورالعملهای عمومی
conversions
تغییر مذهب
illuminator
نورافکن مذهب
principles of religion
اصول مذهب
religiousness
پیروی مذهب
conversion
تغییر مذهب
free thought
وارستگی از مذهب
theocracy
حکومت مذهب
state religion
مذهب رسمی
pyrrhonism
مذهب فیرونی
theocracies
حکومت مذهب
Buddhism
مذهب بودا
specticism
مذهب شکاکیون
sunnism
مذهب تسنن
Methodism
مذهب " متدیست "
ecumenism
هم پیوند گرایی مذهب
evangelicalism
فلسفهء مذهب اوانجلی
free thinking
ازادی از قیود مذهب
revivalism
اصالت احیا مذهب
Catholicism
اصول مذهب کاتولیکی
one of the two major sects among muslims
مذهب اهل تسنن
denominations
مذهب واحد جنس
shiite
پیرو مذهب شیعه
denomination
مذهب واحد جنس
sunnite
پیرو مذهب سنت
shia
پیرو مذهب شیعه
zen buddhism
فلسفه یا مذهب ذن بوداییسم
libertines
کسیکه پابند مذهب نیست
patristic
وابسته به اولیاء وبزرگان مذهب
puritaism
سخت گیری در تصفیه مذهب
shinto
مذهب ارواح پرستی درژاپن
free thinker
وبه مذهب بی اعتنا است .
Judaic
وابسته به جهودان و مذهب یهود
follower
پیرو مذهب شیعه مقلد
followers
پیرو مذهب شیعه مقلد
libertine
کسیکه پابند مذهب نیست
dogmas
اصول عقاید
multiplicity of creeds
تعد د عقاید
nihilism
عقاید نهیلیستی
religious tenets
عقاید مذهبی
censorship
سانسور عقاید
feet on the ground
<idiom>
عقاید عاقلانه
inquisitors
مفتش عقاید
mendelism
عقاید مندل
dogma
اصول عقاید
inquisitor
مفتش عقاید
naturalism
فلسفه یا مذهب طبیعی اصالت طبیعت
sound off
<idiom>
عقاید را بیان کردن
symbolically
مط العه دلایل و عقاید
symbolic
مط العه دلایل و عقاید
lutheranism
عقاید لوتر وکلیسای او
rationale
توضیح اصول عقاید
small-minded opinions
عقاید کوته نظر
leninism
عقاید اشتراکی لنین
sounding board
عامل انتشار عقاید
sounding boards
عامل انتشار عقاید
medievalism
عقاید قرون وسطایی
fascism
اصول عقاید فاشیست
soundboard
عامل انتشار عقاید
orientalism
عقاید یا سیاست شرقی
deistic
مبنی بر خدا پرستی بدون اعتقاد به مذهب
deistical
مبنی بر خدا پرستی بدون اعتقاد به مذهب
Methodists
فرقه مسیحی " متدیست " مومن به این مذهب
Methodist
فرقه مسیحی " متدیست " مومن به این مذهب
junkerism
عقاید یا قلمرونفوذ اشراف پروسی
doctrinal
عقیدهای مبنی بر عقاید نظری
orthodox
مطابق عقاید کلیسای مسیح
junkerdom
عقاید یا قلمرونفوذ اشراف پروسی
syncretic
تلفیق کننده عقاید مختلف
syncretism
اعتقاد به توحید عقاید همتایی
Machiavellian
وابسته به عقاید سیاسی "ماکیاولی "
ultranationalism
عقاید ناسیونالیزم خیلی افراطی
to turn round
برگشتن عقاید دیگری پیدا کردن
inquisition
تفتیش عقاید مذهبی از طرف کلیسا
His political beliefs are old hat now .
عقاید سیاسی اش دیگه کهنه شده
inquisitions
تفتیش عقاید مذهبی از طرف کلیسا
presbyterianism
پیروی از عقاید کلیسای مشایخی پروتستان
self expression
ابراز وتصریح عقاید وخصوصیات خود
religionize
دینداری زیاد نشان دادن مذهبی یا مذهب دار کردن
shavian
پیرو عقاید اجتماعی وسیاسی وادبی برناردشاو
romanism
اصول عقاید کلیسای کاتولیک معتقدات کاتولیکی
brainwashing
تلقین عقاید و افکارسیاسی ومذهبی واجتماعی درشخص
ideogram
تجسم و نمایش عقاید و افکارو اجسام با تصویر
stalinize
کسی را پیرو عقاید ونظرات استالین کردن
naturism
عریان گری
[پیروی از عقاید جماعت برهنگان]
fundamentalism
اعتقاد به عقاید نیاکانی مسیحیت واصول دین پروتستان
brainwash
تلقین عقاید ومسلک تازهای شستشوی مغزی دادن
modernism
نو گرایی سازش دادن عقاید قدیم باافکار جدید
brainwashes
تلقین عقاید ومسلک تازهای شستشوی مغزی دادن
brainwashed
تلقین عقاید ومسلک تازهای شستشوی مغزی دادن
Hungarian Activism
[جنبشی مربوط به عقاید سازندگی گرایی، کوبیستم و غیره]
school of jurisprudence
مذهب جعفری Ashari Ithna of Imam sixthshii the Sadiq al Imamafar after named uslims
shamanism
پیروی از عقاید جادوگران وکاهنان دوران اولیه تمدن بشر
consolidated dining facility
تاسیسات غذاخوری عمومی مجتمع غذاخوری عمومی
censeur
ممانعت قدرت حاکمه یک کشور ازنشر عقاید مخالفین به هرشکلی که باشد
ideologies
بحث و گفتگو در موردافکار و عقاید فکری که ابتدا"ابراز شده و نتیجه مسائل قبلی نباشد
ideology
بحث و گفتگو در موردافکار و عقاید فکری که ابتدا"ابراز شده و نتیجه مسائل قبلی نباشد
isobars
دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobar
دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobare
دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
soft shelled
دارای عقیده معتدل حلزون دارای صدف نرم
cementitious
دارای مواد سمنتی یا سیمانی دارای خواص سیمان
owenism
اصول عقاید رابرت اون کارخانه دار انگلیس در قرن 91 که شاید بتوان منشاء سوسیالیزم نوینش دانست
economic determinism
یکی ازاصول عقاید مارکس که به موجب ان جمیع تحولات اجتماعی وسیاسی ناشی ازجبر اقتصادی تلقی می گردد
ringent
دارای دهن باز دارای لبان برگشته
lotus
[نوعی گل نیلوفر آبی مصری که در فرش های چینی بیشتر بکار رفته و نشانه مذهب، تکامل، خلوص و زیبائی بوده و شباهتی با گل ختائی دارد.]
virile
دارای نیروی مردی دارای رجولیت
gravel blind
دارای چشم تار دارای دید کم
galleried
دارای سرسرا دارای اطاق نقاشی
low tension
دارای فشار ضعیف دارای ولتاژکم
acinaseous
دارای تخم و بذر دارای تخمدان
sunni
اهل سنت پیرو مذهب سنت
leninism
اصول عقاید لنین مارکسیسم با تفسیر واستنباطی که لنین از ان به منظور انطباق با ایدئولوژی مذکور با وضع روسیه کرده است
common carrier
موسسه حمل و نقل عمومی شرکت حمل و نقل عمومی متصدی حمل و نقل
outrigged
دارای تیر یا دیرک پیش امده دارای چوب یااهن اضافی برای بستن اسب اضافی
bakuninism
اصول عقایدباکونین نویسنده انارشیست روسی و همکار مارکس وانگلس که بعدها به علت داشتن عقاید نظامی از جانب ایشان طرد شد . او موسس مکتب نهیلیسم روسیه نیزهست
naturalism
فلسفه طبیعی مذهب طبیعی
contrary to
مخالف
contrariant
مخالف
contradictive
مخالف
adversaries
مخالف
contradictory
مخالف
contra
مخالف
adversary
مخالف
out of keeping
مخالف
dissidents
مخالف
at outs
مخالف
at d.
مخالف
repugnant
مخالف
contrary
مخالف
dissidence
مخالف
antipodal
مخالف
irreconcilable
مخالف
anie
مخالف
averse
مخالف
unfavorable
مخالف
converses
مخالف
foe
مخالف
resistent
مخالف
controvertist
مخالف
oppugner
مخالف
antagonists
مخالف
hostile
مخالف
opponents
مخالف
converse
مخالف
conversed
مخالف
conversing
مخالف
contradiction
مخالف
contradictions
مخالف
alien
مخالف
antagonist
مخالف
against
مخالف
by the ears
مخالف
inadvisable
مخالف
conflicting
مخالف
oppositionist
ضد مخالف
opponent
مخالف
aliens
مخالف
dissenting
مخالف
with
مخالف
gainst
مخالف
oppositive
مخالف
gyaku
مخالف
non content
مخالف
foes
مخالف
gainsayer
مخالف
adverse
مخالف
dissident
مخالف
oppugnant
مخالف
opposit
مخالف
standpat
مخالف تغییر
vetoes
رای مخالف
loggerheads
مخالف - جنگجو
In the opposite direction .
درجهت مخالف
conflictive
مغایر مخالف
The opposition parties .
احزاب مخالف
bucking voltage
ولتاژ مخالف
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com