English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
English Persian
losse jointed دارای مفاصل نرم وقابل انحناء
Other Matches
semirigid دارای مخزن گاز استوانهای شکل وقابل انحناء
curvaceous دارای انحناء وقوسهای فریف زنانه
curvacious دارای انحناء وقوسهای فریف زنانه
curvature انحناء مقدار انحناء
rheum باد مفاصل
arthritis ورم مفاصل
hydrarthrosis استسقاء مفاصل
arthralgia درد مفاصل
arthrography شرح مفاصل
podarthritis التهاب مفاصل پا
rheumatoid arthritis رماتیسم مفاصل
rhematicky دچار باد مفاصل
luxate در رفتن مفاصل یا استخوانها
osteopathy درمان بوسیله مالش استخوان و مفاصل
malleable نرم وقابل انعطاف
soft <adj.> نرم وقابل انعطاف
smooth <adj.> نرم وقابل انعطاف
star turn موضوع مهم وقابل توجه
sense datum امر محسوس وقابل تحلیل
the source خدمات سودمند اطلاعاتی وقابل دسترس برای مشترکین
predigest بزبان ساده وقابل فهم دراوردن برای استفاده اماده کردن
blank endorsement حواله سفید مهر که مقداروجه ان قیدنشده وقابل پرداخت به دارنده است
incurve انحناء
curvature انحناء
flexure انحناء
wind انحناء
flexuosity انحناء
flexture انحناء
inflexion انحناء
infelection انحناء
flection انحناء
tortuosity انحناء
winds انحناء
curve انحناء
curves انحناء
camber انحناء
cambers انحناء
deflexion انحناء
curving انحناء
total curvature انحناء کل
flexion انحناء
deflections انحناء خم سازی
limpsey قابل انحناء
limpsy قابل انحناء
inflexible انحناء ناپذیر
limsy قابل انحناء
degree of curve درجه انحناء
wiry قابل انحناء
pliancy انحناء پذیری
radius of curvature شعاع انحناء
radius of curvatupe شعاع انحناء
compound curve انحناء مرکب
deflection انحناء خم سازی
crookedness انحناء و کج شدگی
flatfoot ازبین رفتن انحناء کف پا
flexibly بطور قابل انحناء
inflexions انحناء صرف فعل
inflections انحناء صرف فعل
inflexibility سفتی انحناء نا پذیری
inflexibly بطور غیرقابل انحناء
inflection انحناء صرف فعل
pliable انحناء پذیر نرم شدنی
aspheric شبیه کره انحناء دار
tare and tret وزن بسته یا لفاف یا جعبه محموله و مقدار کمبود وزنی که در نتیجه حمل و نقل درمحموله ایجاد میشود وقابل قبول است
geostrophic وابسته به نیروی انحناء وپیچیدگی یا انقباضی که دراثرگردش زمین ایجادمیشود
enzymes مواد الی پیچیدهای که درموجود زنده باعث تبدیل مواد الی مرکب به موادساده تر وقابل جذب می گردد انزیم
enzyme مواد الی پیچیدهای که درموجود زنده باعث تبدیل مواد الی مرکب به موادساده تر وقابل جذب می گردد انزیم
isobars دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobare دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobar دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
cementitious دارای مواد سمنتی یا سیمانی دارای خواص سیمان
soft shelled دارای عقیده معتدل حلزون دارای صدف نرم
ringent دارای دهن باز دارای لبان برگشته
virile دارای نیروی مردی دارای رجولیت
low tension دارای فشار ضعیف دارای ولتاژکم
acinaseous دارای تخم و بذر دارای تخمدان
galleried دارای سرسرا دارای اطاق نقاشی
gravel blind دارای چشم تار دارای دید کم
outrigged دارای تیر یا دیرک پیش امده دارای چوب یااهن اضافی برای بستن اسب اضافی
idiomorphic دارای شکل مخصوص بخود دارای شکل صحیح خود
end stopped دارای وقفه نهایی منطقی دارای سکته منطقی
isotropic solutions دارای خواص برابر از هرسو از هر سو دارای همان خواص
Indo-persian rug قالی هندی با طرح ایرانی [اغلب دارای زمینه قرمز یا سبز بوده و از گل های کوچک، پیچک ها، پرندگان، حیوانات و طرح ابر بهره گرفته و دارای تارهای ابریشمی و پود پنبه ای است. به آن هندی-هراتی نیز می گویند.]
monadelphous دارای میلههای یک پارچه دارای نافه یک پارچه
off colored دارای رنگ ناجور دارای رنگ مغایر
polyisotopic دارای چند هم پایه دارای چند ایزوتوپ
winy شراب مانند دارای خصوصیات شراب دارای مزه شراب
winey شراب مانند دارای خصوصیات شراب دارای مزه شراب
pentadactyl دارای پنج پنجه دارای پنج زائده شبیه پنجه
trilinear دارای سه خط
odoriferous دارای بو
fraught with دارای
iodic دارای ید
three legged دارای سه پا
glochidiate دارای مو
bilabiate دارای دو لب
footy دارای پا
three-legged دارای سه پا
capitated دارای سرمجزا
prerogatived دارای حق ویژه
preemptor دارای حق شفعه
petiolate دارای دمگل
petiolated دارای دمگل
dimply دارای فرورفتگی
diplopodous دارای هزار پا
handy <adj.> دارای مزیت
pre emptive دارای حق شفعه
family men دارای نانخور
plumose دارای دسته پر
pinnular دارای بالچه
polygamous دارای چند زن
dipetalous دارای دوگلبرگ
pinnular دارای برگچه
weighted دارای وزن
dipteran دارای دو بال
calcic دارای اهک
calcareous دارای کلسیم
myrrhy دارای بوی مر
myrrhic دارای بوی مر
synonymous دارای ترادف
multilineal دارای چندین خط
multiflorous دارای بیش از سه گل
multifid دارای چندشکاف
muciferous دارای مخاط
monopetalous دارای یک گلبرگ
stilted دارای چوب پا
energetic دارای انرژی
nitrous دارای شوره
pelliculate دارای پوسته
papillose دارای برامدگی
palmy دارای نخل
overbusy دارای کارزیاد
dipolar دارای دو قطب
deadbeat دارای سکون
synonymous دارای تشابه
deadbeats دارای سکون
portentous دارای فال بد
of that ilk دارای همان جا
nucleate دارای هسته
melodious دارای ملودی
squibs دارای صدای فش فش
cretaceous دارای گچ فراوان
cloven foot دارای پا یا سم شکافته
rectilinear دارای مسیرمستقیم
flabby دارای عضلات شل
sonant دارای اهنگ
social minded دارای افکاراجتماعی
cuspidal دارای برامدگی
silicifoeous دارای در کوهی
dartrous دارای تبخال
declinatory دارای تمایل
shoaly دارای جاهای کم اب
shelterer دارای حفاظ
crepitant دارای صدای خش خش
legitimating دارای حق مشروع
stannous دارای قلع
stannic دارای قلع
low spirited دارای روحیه بد
low-spirited دارای روحیه بد
staminate دارای جرثومه نر
deficient دارای کمبود
redundant دارای اطناب
splashy دارای ترشح
spirituous دارای الکل
spiriferous دارای عضومارپیچی
legitimate دارای حق مشروع
legitimates دارای حق مشروع
equivocal دارای دومعنی
backed دارای پشت
reboant دارای واکنش
rattly دارای صدای تق تق
rarely beautiful دارای زیبائی
cephalous دارای کله
legitimated دارای حق مشروع
dichotomous دارای دو بخش
dimorphic دارای دو شکل
quartziferous دارای در کوهی
pulsatile دارای تپش
pulsant دارای تپش
pseudonymous دارای تخلص
primiparous دارای یک اولاد
reversioner دارای حق رجوع
diandrous دارای دوپرچم
sexagenary دارای سن 06 تا96
short range دارای برد کم
short-range دارای برد کم
cirrous دارای اویز
cingulate دارای کمربند
pileate دارای کلاهک
self abnegating دارای کف نفس
rifled دارای خان
sabulous دارای شن ریزه
rugose دارای رکه
chymiferous دارای کیموس
chinned دارای چانه
primipara دارای یک اولاد
melodic دارای ملودی
indued with charm دارای فریبندگی
humous دارای موادالی
homolographic دارای قرینه
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com