English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (7 milliseconds)
English Persian
dimerous دارای مفصل دوبخشی
Other Matches
double jointed دارای مفصل کاذب
double-jointed دارای مفصل کاذب
dimerism دوبخشی
split دوبخشی شکافتن
split-screen صفحه نمایش دوبخشی
split screen صفحه نمایش دوبخشی
glenoid fossa or cavity گودی مفصل کاسه مفصل
hinges مفصل
voluminous مفصل
inarticulate بی مفصل
hinge مفصل
spacious مفصل
copulas مفصل
baom joomok یک مفصل
copula مفصل
coupling مفصل
joint مفصل
fine drawn مفصل
articulation مفصل
anarthrous بی مفصل
pivot مفصل
fulsome مفصل
Hinduism مفصل
sockets مفصل
jointless بی مفصل
copious مفصل
socket مفصل
juncture مفصل
linkage point مفصل
inventorial مفصل
pivoted مفصل
pivots مفصل
commissure مفصل
ankylosis جمود مفصل
clip مفصل کابل
clipped مفصل کابل
gimmal مفصل لولا
ginglymus مفصل لولایی
clips مفصل کابل
clippings مفصل کابل
arthrology مفصل شناسی
pigtail مفصل دم خوکی
multiple cable joint مفصل انشعاب
trunnion مفصل افقی
splicing مفصل بافته
splices مفصل بافته
spliced مفصل بافته
splice مفصل بافته
joint مفصل پیوندگاه
swivels مفصل گردان
glene کاسه مفصل
swivelled مفصل گردان
pigtails مفصل دم خوکی
swivelled مفصل گردنده
swivel مفصل گردان
articulating مفصل دارکردن
synarthrosis مفصل بی حرکت
hinge joint مفصل لولایی
hip joint مفصل ران
scape مفصل اصلی
ample فراوان مفصل
facets بند مفصل
synosteology مفصل شناسی
abarticulation مفصل متحرک
articulates مفصل دارکردن
articulate مفصل دارکردن
swivel joint مفصل گردان
swivel مفصل گردنده
swivels مفصل گردنده
toggle joint مفصل زانویی
universal joint مفصل چرخنده
largo اهسته و مفصل
facet بند مفصل
knee joint مفصل زانو
hips مفصل ران
hip مفصل ران
palaver گفتگوی مفصل
in great detail با جزئیات مفصل
high tea عصرانه مفصل
sleeve موف مفصل
detail part قسمت مفصل
diarthrosis مفصل متحرک
articulation مفصل بندی
luncheons غذای مفصل
juncture پیوستگی مفصل
steering swivel مفصل فرمان
sleeves موف مفصل
disjoint از مفصل دراوردن
choke joint مفصل چوکی
articulation مفصل لولا
ball and socket joint مفصل ساچمه ای
arthritis التهاب مفصل
luncheon غذای مفصل
arthritis اماس مفصل
isobare دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobars دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobar دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
kettledrum دمامه عصرانه مفصل
enarthrosis مفصل کام و زبانهای
hitsu shiubi مفصل انگشت وسط
clamping sleeve مفصل مهار کننده
acondylose بدون بند یا مفصل
acondylous بدون بند یا مفصل
kettle drum دمامه عصرانه مفصل
arthritic مبتلا به اماس مفصل
cable jointing sleeve مفصل انشعاب کابل
cable joint مفصل اتصال کابل
choke flange joint مفصل چوکی ال شکل
In ditail . Diffusively . بطور مفصل ( مفصلا")
kettledrums دمامه عصرانه مفصل
gabfest محاوره طولانی و مفصل
diffusively بطور منتشر و یا مفصل
arthropod جانور مفصل دار
arthropoda جانوران مفصل دار
joint مفصل اتصال ضربهای
amplified مفصل گفتن یانوشتن
amplifies مفصل گفتن یانوشتن
luxation در رفتگی مفصل استخوان
amplify مفصل گفتن یانوشتن
arthropathy ناخوشی بند یا مفصل
amplifying مفصل گفتن یانوشتن
joint resistance مقدار مقاومت مفصل
naker دمامه عصرانه مفصل
thurl مفصل خاصره گوسفند
disjoint در رفتن از مفصل درامدن
cementitious دارای مواد سمنتی یا سیمانی دارای خواص سیمان
soft shelled دارای عقیده معتدل حلزون دارای صدف نرم
internode قسمت میان دو بندیا مفصل
arthritic مربوط به ورم و اماس مفصل
hip joint مفصل استخوان خاصره وران
rabbet joint بست یا مفصل کنش کاوی
ringent دارای دهن باز دارای لبان برگشته
dactylus بند یا مفصل بزرگ پای حشرات
garnets حجر سیلان نوعی لولا یا مفصل
submission hold کانستنس یاشکستن دست از مفصل تاارنج
garnet حجر سیلان نوعی لولا یا مفصل
to give a long recital of something دادن یک شرح مفصل و طولانی از چیزی
monographist نویسنده شرح مفصل در باره یک موضوع
low tension دارای فشار ضعیف دارای ولتاژکم
virile دارای نیروی مردی دارای رجولیت
acinaseous دارای تخم و بذر دارای تخمدان
galleried دارای سرسرا دارای اطاق نقاشی
gravel blind دارای چشم تار دارای دید کم
to talk something over with somebody با کسی در باره چیزی مفصل گفتگو کردن
To explain something in detail . چیزی را بطور مفصل ومشروح توضیح دادن
to detail something چیزی را مفصل [با همه جزییات] شرح دادن
programming specification مستند مفصل قدمهای دقیق برنامه نویسی
I'll speak at length on this subject. دراین باره مفصل صحبت خواهم کرد
sallenders جوشهای خشک در زیر مفصل خرگوشی پای عقب اسب
ball and socket joint [مفصل ماشینی که گلوله دارد و در داخل حفره قرار میگیرد]
gomphosis اتصال و جوش خوردن استخوان دندان به ارواره مفصل متحرک
The specifications of this machine are fully detailed in the catalog . مشخصات این دستگاه در کاتولوگ مفصل شرح داده شده
outrigged دارای تیر یا دیرک پیش امده دارای چوب یااهن اضافی برای بستن اسب اضافی
idiomorphic دارای شکل مخصوص بخود دارای شکل صحیح خود
end stopped دارای وقفه نهایی منطقی دارای سکته منطقی
isotropic solutions دارای خواص برابر از هرسو از هر سو دارای همان خواص
recital [of something] شرح کامل محتویات [شرح مفصل ] چیزی
Indo-persian rug قالی هندی با طرح ایرانی [اغلب دارای زمینه قرمز یا سبز بوده و از گل های کوچک، پیچک ها، پرندگان، حیوانات و طرح ابر بهره گرفته و دارای تارهای ابریشمی و پود پنبه ای است. به آن هندی-هراتی نیز می گویند.]
polyisotopic دارای چند هم پایه دارای چند ایزوتوپ
off colored دارای رنگ ناجور دارای رنگ مغایر
monadelphous دارای میلههای یک پارچه دارای نافه یک پارچه
detailing شرح مفصل یکان بقیه یکان
detail شرح مفصل یکان بقیه یکان
winey شراب مانند دارای خصوصیات شراب دارای مزه شراب
winy شراب مانند دارای خصوصیات شراب دارای مزه شراب
amplifying بزرگ کردن مفصل کردن
amplifies بزرگ کردن مفصل کردن
amplify بزرگ کردن مفصل کردن
amplified بزرگ کردن مفصل کردن
pentadactyl دارای پنج پنجه دارای پنج زائده شبیه پنجه
iodic دارای ید
three legged دارای سه پا
three-legged دارای سه پا
bilabiate دارای دو لب
fraught with دارای
odoriferous دارای بو
trilinear دارای سه خط
footy دارای پا
glochidiate دارای مو
staminate دارای جرثومه نر
papillose دارای برامدگی
energetic دارای انرژی
short range دارای برد کم
palmy دارای نخل
formal دارای فکر
nitrous دارای شوره
salaried دارای حقوق
prerogative دارای حق ویژه
nucleate دارای هسته
melodic دارای ملودی
melodious دارای ملودی
of that ilk دارای همان جا
stilted دارای چوب پا
stannous دارای قلع
synonymous دارای تشابه
synonymous دارای ترادف
pinnular دارای برگچه
equivocal دارای دومعنی
stannic دارای قلع
backed دارای پشت
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com