Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 205 (16 milliseconds)
English
Persian
seamed
دارای نشان
Search result with all words
seamed
دارای نشان زخم
wings
نشان دارای دو بال که بهوانورد یا توپچی و دریانورد یا دیدبان کارازموده داده میشود
mooned
دارای نشان هلال ماه مانند
scarry
دارای نشان داغ یا نشان جراحت وزخم
Other Matches
puncuation
نشان گذاری نقطه و نشان هایی که برای بخش ها بکار میرود
garter
عالی ترین نشان انگلیس بنام نشان بندجوراب
garters
عالی ترین نشان انگلیس بنام نشان بندجوراب
discretionary
خط پیوندی که نشان دهنده قط ع شدن کلمه در آخر خط است ولی در حالت معمولی نشان داده نمیشود
silver star
نشان ستاره نقره یا عالیترین نشان خدمتی
marking
نشان دار سازی نشان
markings
نشان دار سازی نشان
poniter
نشان دهنده نشان گیرنده
flag
یک بیت در کلمه نشان دهنده وضعیت برای نشان دادن وضعیت وسیله
flags
یک بیت در کلمه نشان دهنده وضعیت برای نشان دادن وضعیت وسیله
isobar
دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobare
دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobars
دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
soft shelled
دارای عقیده معتدل حلزون دارای صدف نرم
cementitious
دارای مواد سمنتی یا سیمانی دارای خواص سیمان
ringent
دارای دهن باز دارای لبان برگشته
low tension
دارای فشار ضعیف دارای ولتاژکم
acinaseous
دارای تخم و بذر دارای تخمدان
galleried
دارای سرسرا دارای اطاق نقاشی
virile
دارای نیروی مردی دارای رجولیت
gravel blind
دارای چشم تار دارای دید کم
supervisory
1-سیگنالی که نشان میدهد آیا مدار مشغول است یا خیر. 2-سیگنالی که وضعیت وسیله را نشان میدهد
to impress a mark on something
نشان روی چیزی گذاردن چیزیرا نشان گذاردن
outrigged
دارای تیر یا دیرک پیش امده دارای چوب یااهن اضافی برای بستن اسب اضافی
marks
نشان کردن نشان
mark
نشان کردن نشان
ground resolution
قدرت نشان دادن قسمتهای کوچک زمین نشان دادن جزئیات زمین
idiomorphic
دارای شکل مخصوص بخود دارای شکل صحیح خود
isotropic solutions
دارای خواص برابر از هرسو از هر سو دارای همان خواص
end stopped
دارای وقفه نهایی منطقی دارای سکته منطقی
indicator
نشان دهنده دستگاه نشان دهنده
Indo-persian rug
قالی هندی با طرح ایرانی
[اغلب دارای زمینه قرمز یا سبز بوده و از گل های کوچک، پیچک ها، پرندگان، حیوانات و طرح ابر بهره گرفته و دارای تارهای ابریشمی و پود پنبه ای است. به آن هندی-هراتی نیز می گویند.]
off colored
دارای رنگ ناجور دارای رنگ مغایر
monadelphous
دارای میلههای یک پارچه دارای نافه یک پارچه
polyisotopic
دارای چند هم پایه دارای چند ایزوتوپ
winey
شراب مانند دارای خصوصیات شراب دارای مزه شراب
winy
شراب مانند دارای خصوصیات شراب دارای مزه شراب
altitude azimuth
عقربه نشان دهنده ارتفاع هواپیما دستگاه نشان دهنده ارتفاع هواپیما
pentadactyl
دارای پنج پنجه دارای پنج زائده شبیه پنجه
medal
نشان
traceless
بی نشان
medals
نشان
signal
نشان
indication
نشان
cicatricial
نشان
cicatricle
نشان
cicatrice
نشان
benchmark
نشان
symbol
نشان
tracts
نشان
tract
نشان
badge
نشان
benchmarks
نشان
savorŠetc
نشان
badges
نشان
attribute
نشان
attributes
نشان
attributing
نشان
targetting
نشان
signaled
نشان
impresses
نشان
insignia
نشان
banners
نشان
printless
بی نشان
icon
نشان
icons
نشان
ikons
نشان
show
نشان
impressing
نشان
mark
نشان
refrigerent
تب نشان
refrigeratory
تب نشان
marks
نشان
shows
نشان
showed
نشان
bench mark
نشان
banner
نشان
ensigns
نشان
ensign
نشان
symptom
نشان
stamps
نشان
vexillum
نشان
stamp
نشان
impress
نشان
untitled
بی نشان
signalled
نشان
brand
نشان
brands
نشان
branding
نشان
tokens
نشان
token
نشان
caret
نشان
symptoms
نشان
impressed
نشان
trackless
بی نشان
slurs
نشان
slurring
نشان
slurred
نشان
slur
نشان
grammalogue
نشان
gong
[British E]
نشان
tallying
خط نشان
traced
نشان
unmarked
بی نشان
target
نشان
targets
نشان
indicium
نشان
indice
نشان
track
نشان
tracked
نشان
traces
نشان
tracks
نشان
tallying
نشان
tally
خط نشان
scores
نشان
scored
نشان
score
نشان
awards
نشان
awarding
نشان
awarded
نشان
award
نشان
hallmarks
نشان
trace
نشان
tally
نشان
tallies
خط نشان
tallies
نشان
tallied
خط نشان
tallied
نشان
hash mark
خط نشان
emblem
نشان
emblems
نشان
hallmark
نشان
vestigial
نشان
presaged
نشان
plaques
نشان
chalks
نشان
chalk
نشان
plaque
نشان
chalked
نشان
chalking
نشان
targeting
نشان
presages
نشان
presaging
نشان
ear mark
نشان
shew
نشان
targetted
نشان
vestige
نشان
vestiges
نشان
insigne
نشان
presage
نشان
targeted
نشان
checked
نشان گذاردن
asterisk
نشان ستاره
asterism
نشان ستاره
characteristics
نشان ویژه
check
نشان گذاردن
adumbrate
نشان دادن
air medal
نشان پرواز
service medal
نشان خدمت
against nature
معجز نشان
gemmed
جواهر نشان
highlights
نشان شده
antalgic
درد نشان
star spangled
ستاره نشان
signal
نشان راهنما
signaled
نشان راهنما
actuate
نشان دادن
signate
نشان دار
sign of weakness
نشان ضعف
sigillate
نشان دار
showŠetc
نشان دادن
asterisks
نشان ستاره
trophy
نشان فتح
trophy
نشان پیروزی
shows
نشان دادن
checks
نشان گذاردن
rune
نشان مرموز
shoulder mark
نشان سردوشی
arborist
درخت نشان
trophies
نشان پیروزی
trophies
نشان فتح
antiphlogistic
اماس نشان
signalled
نشان راهنما
mark sensing
نشان یابی
is a monetary sign
نشان پول
point of interrogation
نشان پرسش
interogation mark
نشان پرسش
instarred with gems
گوهر نشان
insigne
نشان رسمی
insigne
نشان افتخار
evincible
نشان دادنی
exhibitive
نشان دادنی
end mark
نشان خاتمه
end mark
نشان انتها
emblematist
نشان ساز
mark sensing
نشان گذاری
mark sensing
نشان دریابی
mark sense reader
نشان خوان
mark sense
نشان گذار
mark condition
وضعیت نشان
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com