Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (16 milliseconds)
English
Persian
mooned
دارای نشان هلال ماه مانند
Other Matches
scarry
دارای نشان داغ یا نشان جراحت وزخم
saw toothed
دارای دندانه اره مانند
vulviform
دارای شکاف فرج مانند
gramineous
علف مانند دارای غلات
mammilary
دارای برامدگیهای پستان مانند
xylocarpous
دارای میوه چوب مانند
asteriated
دارای اشعهء ستاره مانند
runcinate
دارای دندانههای اره مانند
sawtooth
دارای دندانه اره مانند
discifloral
دارای گلهای صفحه مانند
crutched
دارای تکهای که مانند چلیپاباشد
seamed
دارای نشان
attribute
[نشان قدرت شخصیت های اسطوره ای مانند آپولو و ونوس]
acid
سرکه مانند دارای خاصیت اسید
rhizomatous
دارای ساقههای ریشه مانند زیرزمینی
acids
سرکه مانند دارای خاصیت اسید
bicornuate
دارای دوشاخ یا زوائد شاخ مانند
globe like
گوی مانند دارای گلولههای ریز
globy
گوی مانند دارای گلولههای ریز
seamed
دارای نشان زخم
high octane
دارای اکتان زیاد مانند بنزین سوپر
doughface
دارای صورتی مانند خمیر گوشت الود
winy
شراب مانند دارای خصوصیات شراب دارای مزه شراب
winey
شراب مانند دارای خصوصیات شراب دارای مزه شراب
wings
نشان دارای دو بال که بهوانورد یا توپچی و دریانورد یا دیدبان کارازموده داده میشود
scabby
جرب دار دارای خالهای جرب مانند
scabbiest
جرب دار دارای خالهای جرب مانند
scabbier
جرب دار دارای خالهای جرب مانند
festoons
هلال گل
mikazuki
هلال کف پا
crescent
هلال
meniscus
هلال
festooning
هلال گل
festooned
هلال گل
roundel
هلال
roundle
هلال
festoon
هلال گل
crescents
هلال
arc
هلال جرقه
arcs
هلال جرقه
hemicycle
نیم هلال
mikazuki geri
ضربه با هلال کف پا
gibbous phase
هلال فزاینده
falcate
هلال وار
vault
هلال طاق
vaults
هلال طاق
lunate
بشکل هلال
lunule
هلال ته ناخن
Red Crescent
هلال احمر
crescents
هلال ماه
lunula
هلال ته ناخن
crescent
هلال ماه
newmoon
هلال ماه نو
false arch
هلال دروغین
festooned
با هلال یازینت گل اراستن
festooning
با هلال یازینت گل اراستن
festoon
با هلال یازینت گل اراستن
festoons
با هلال یازینت گل اراستن
lunule
هر عضو هلالی هلال
lunulate
شبیه هلال هلالی
bracket
هلال یا دوبند گذاشتن
papillary
مانند برامدگی دارای برامدگی
actinoid
دارای شعاع مانند شعاع
falcate
بشکل داس هلال ماه
cusp
نوک هلال غره برج
encarpus
[در معماری کلاسیک آراستن تمثیل ها بوسیله هلال گل، میوه و برگ]
bushbabies
گونههای نخستیان میمون مانند جنگلهای حارهی افریقا از تیرهی Galagidae که شبگرد هستند و چشمان درشت و دم پرپشت و جارو مانند دارند
bushbaby
گونههای نخستیان میمون مانند جنگلهای حارهی افریقا از تیرهی Galagidae که شبگرد هستند و چشمان درشت و دم پرپشت و جارو مانند دارند
puncuation
نشان گذاری نقطه و نشان هایی که برای بخش ها بکار میرود
garter
عالی ترین نشان انگلیس بنام نشان بندجوراب
garters
عالی ترین نشان انگلیس بنام نشان بندجوراب
discretionary
خط پیوندی که نشان دهنده قط ع شدن کلمه در آخر خط است ولی در حالت معمولی نشان داده نمیشود
silver star
نشان ستاره نقره یا عالیترین نشان خدمتی
lamellate
لایه مانند ورقه مانند
fossiliferous
فسیل مانند سنگواره مانند
poniter
نشان دهنده نشان گیرنده
marking
نشان دار سازی نشان
markings
نشان دار سازی نشان
flag
یک بیت در کلمه نشان دهنده وضعیت برای نشان دادن وضعیت وسیله
flags
یک بیت در کلمه نشان دهنده وضعیت برای نشان دادن وضعیت وسیله
isobars
دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobare
دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobar
دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
soft shelled
دارای عقیده معتدل حلزون دارای صدف نرم
cementitious
دارای مواد سمنتی یا سیمانی دارای خواص سیمان
ringent
دارای دهن باز دارای لبان برگشته
adjustable wheel
چرخ تنظیم پذیر
[مانند بلندی]
[چرخ تطبیق پذیر]
[مانند نوع جاده]
low tension
دارای فشار ضعیف دارای ولتاژکم
galleried
دارای سرسرا دارای اطاق نقاشی
gravel blind
دارای چشم تار دارای دید کم
acinaseous
دارای تخم و بذر دارای تخمدان
virile
دارای نیروی مردی دارای رجولیت
supervisory
1-سیگنالی که نشان میدهد آیا مدار مشغول است یا خیر. 2-سیگنالی که وضعیت وسیله را نشان میدهد
to impress a mark on something
نشان روی چیزی گذاردن چیزیرا نشان گذاردن
outrigged
دارای تیر یا دیرک پیش امده دارای چوب یااهن اضافی برای بستن اسب اضافی
marks
نشان کردن نشان
mark
نشان کردن نشان
ground resolution
قدرت نشان دادن قسمتهای کوچک زمین نشان دادن جزئیات زمین
idiomorphic
دارای شکل مخصوص بخود دارای شکل صحیح خود
isotropic solutions
دارای خواص برابر از هرسو از هر سو دارای همان خواص
end stopped
دارای وقفه نهایی منطقی دارای سکته منطقی
indicator
نشان دهنده دستگاه نشان دهنده
Indo-persian rug
قالی هندی با طرح ایرانی
[اغلب دارای زمینه قرمز یا سبز بوده و از گل های کوچک، پیچک ها، پرندگان، حیوانات و طرح ابر بهره گرفته و دارای تارهای ابریشمی و پود پنبه ای است. به آن هندی-هراتی نیز می گویند.]
off colored
دارای رنگ ناجور دارای رنگ مغایر
polyisotopic
دارای چند هم پایه دارای چند ایزوتوپ
monadelphous
دارای میلههای یک پارچه دارای نافه یک پارچه
altitude azimuth
عقربه نشان دهنده ارتفاع هواپیما دستگاه نشان دهنده ارتفاع هواپیما
pentadactyl
دارای پنج پنجه دارای پنج زائده شبیه پنجه
reediest
نی مانند
floriform
گل مانند
tendinous
بی مانند
similiar
مانند
plumelike
پر مانند
analogues
مانند
analogue
مانند
reedy
نی مانند
unapproachable
بی مانند
unequaled
بی مانند
simulant
مانند
feathery
پر مانند
reedier
نی مانند
icily
یخ مانند
goatish
بز مانند
after the example of
مانند
castellated
دژ مانند
neared
مانند
tougher
پی مانند
toughest
پی مانند
inapproachable
بی مانند
as
مانند
near
مانند
nears
مانند
nearing
مانند
nearest
مانند
fulidal
اب مانند
unique
بی مانند
uniquely
بی مانند
similar
مانند
vide
مانند
liplike
لب مانند
impish
جن مانند
tough
پی مانند
near-
مانند
fluty
نی مانند
unparalleled
بی مانند
gypsiferous
گچ مانند
unequalled
بی مانند
nearer
مانند
plumose
پر مانند
pipelike
نی مانند
foggier
مانند مه
foggiest
مانند مه
aquiform
اب مانند
foggy
مانند مه
mammilary
مانند
analog
مانند
and so on
و مانند ان
threadlike
نخ مانند
incomparable
بی مانند
without an e.
بی مانند
womanlike
زن مانند
blotchy
لک مانند
encephaloid
مخ مانند
anthoid
گل مانند
unprecedentedly
بی مانند
unprecedented
بی مانند
analogous
مانند
filiform
نخ مانند
inimitable
بی مانند
myrtle formed
اس مانند
mammilliform
مانند
etc
و مانند آن
lambdoid
مانند
penniform
پر مانند
argillaceous
گل مانند
string
نخ مانند
argillaceous
رس مانند
thready
نخ مانند
frothy
کف مانند
etcetera
و مانند ان
capitate
مانند سر
arundinaceous
نی مانند
capillaceous
مانند نخ
vapory
بخار مانند
adenoid
غده مانند
graminaceous
علف مانند
vaporous
مانند بخار
willowy
بید مانند
cinderous
خاکستر مانند
sportsmanlike
مانند ورزشکار
vacuolar
حفره مانند
ligniform
چوب مانند
aeriform
هوا مانند
chondroid
غضروف مانند
collective goods
مانند جاده
graniform
دانه مانند
crabby
خرچنگ مانند
mattery
ماده مانند
granuliform
دانه مانند
fungoid
قارچ مانند
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com