Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (3 milliseconds)
English
Persian
monotypic
دارای نوع منحصر بفرد
Other Matches
individual
منحصر بفرد متعلق بفرد
individuals
منحصر بفرد متعلق بفرد
soles
منحصر بفرد
particular
تک منحصر بفرد
sole
منحصر بفرد
unique
منحصر بفرد
uniquely
منحصر بفرد
unique solution
راه حل منحصر بفرد
sole agent
نماینده منحصر بفرد
sole offspring
فرزند منحصر بفرد
unique solution
جواب منحصر بفرد
suigeneris
اختصاصی منحصر بفرد
sole representative
نماینده منحصر بفرد
exclusive
منحصر بفرد گران
single value
ارزش منحصر بفرد
singleton
یک سطرشعر یا بند منحصر بفرد
phoenix
مرغ افسانهای منحصر بفرد عنقا
phoenixes
مرغ افسانهای منحصر بفرد عنقا
handler
برنامهای با یک کار منحصر بفرد که کنترل یک ورودی
handlers
برنامهای با یک کار منحصر بفرد که کنترل یک ورودی
limitary
منحصر
straightlaced
منحصر
ones
منحصر
one
منحصر
straitlaced
منحصر
limited
منحصر
sole owner
مالک منحصر
limit
منحصر کردن
exclusive
منحصر به فرد
singularity
منحصر بفردی
nonpar
<adj.>
منحصر بفردی
singular
منحصر بفردی
element
یک عنصر منحصر به فرد داده در آرایه
elements
یک عنصر منحصر به فرد داده در آرایه
He's one of a kind.
او
[مرد]
آدمی منحصر به فرد است.
cyclones
منطقهای با فشار بارومتری کم و گردبادهای منحصر به فرد
current expenditure
هزینهای که فایده ان منحصر به یک دوره مالی باشد
cyclone
منطقهای با فشار بارومتری کم و گردبادهای منحصر به فرد
curie point
دمای بحرانی منحصر به فردبرای هر ماده که بالاتر از ان مواد فرومانیتیک خاصیت مغناطیسی دائم یاموقت خودرا ازدست میدهند
isobar
دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobars
دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobare
دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
cementitious
دارای مواد سمنتی یا سیمانی دارای خواص سیمان
soft shelled
دارای عقیده معتدل حلزون دارای صدف نرم
ringent
دارای دهن باز دارای لبان برگشته
gravel blind
دارای چشم تار دارای دید کم
virile
دارای نیروی مردی دارای رجولیت
low tension
دارای فشار ضعیف دارای ولتاژکم
acinaseous
دارای تخم و بذر دارای تخمدان
galleried
دارای سرسرا دارای اطاق نقاشی
restricting
منحصر کردن دچار تضییقات کردن
restrict
منحصر کردن دچار تضییقات کردن
restricts
منحصر کردن دچار تضییقات کردن
outrigged
دارای تیر یا دیرک پیش امده دارای چوب یااهن اضافی برای بستن اسب اضافی
confining
محدود کردن منحصر کردن
confine
محدود کردن منحصر کردن
primary key
[کلید اصلی، همچنین کلید اولیه نامیده می شود، یک کلید در یک پایگاه داده رابطه ای است که منحصر به فرد برای هر رکورد است.]
idiomorphic
دارای شکل مخصوص بخود دارای شکل صحیح خود
isotropic solutions
دارای خواص برابر از هرسو از هر سو دارای همان خواص
end stopped
دارای وقفه نهایی منطقی دارای سکته منطقی
uniquely
فرد منحصر به فرد
unique
فرد منحصر به فرد
Indo-persian rug
قالی هندی با طرح ایرانی
[اغلب دارای زمینه قرمز یا سبز بوده و از گل های کوچک، پیچک ها، پرندگان، حیوانات و طرح ابر بهره گرفته و دارای تارهای ابریشمی و پود پنبه ای است. به آن هندی-هراتی نیز می گویند.]
polyisotopic
دارای چند هم پایه دارای چند ایزوتوپ
monadelphous
دارای میلههای یک پارچه دارای نافه یک پارچه
off colored
دارای رنگ ناجور دارای رنگ مغایر
winy
شراب مانند دارای خصوصیات شراب دارای مزه شراب
winey
شراب مانند دارای خصوصیات شراب دارای مزه شراب
pentadactyl
دارای پنج پنجه دارای پنج زائده شبیه پنجه
three-legged
دارای سه پا
glochidiate
دارای مو
iodic
دارای ید
trilinear
دارای سه خط
odoriferous
دارای بو
three legged
دارای سه پا
bilabiate
دارای دو لب
footy
دارای پا
fraught with
دارای
monatomic
دارای یک جوهرفرد
monandrous
دارای یک شوهر
formal
دارای فکر
monoclinal
دارای یک شیب
multilineal
دارای چندین خط
deadbeats
دارای سکون
splash
دارای ترشح
synonymous
دارای ترادف
deadbeat
دارای سکون
palmy
دارای نخل
papillose
دارای برامدگی
myrrhic
دارای بوی مر
pelliculate
دارای پوسته
synonymous
دارای تشابه
myrrhy
دارای بوی مر
monometallic
دارای یک فلز
nitrous
دارای شوره
melodious
دارای ملودی
energetic
دارای انرژی
nucleate
دارای هسته
muciferous
دارای مخاط
melodic
دارای ملودی
multifid
دارای چندشکاف
of that ilk
دارای همان جا
stilted
دارای چوب پا
multiflorous
دارای بیش از سه گل
isometrics
دارای یک میزان
overbusy
دارای کارزیاد
portentous
دارای فال بد
prerogative
دارای حق ویژه
prerogatives
دارای حق ویژه
salaried
دارای حقوق
weighted
دارای وزن
petiolate
دارای دمگل
pre emptive
دارای حق شفعه
legitimating
دارای حق مشروع
rectilinear
دارای مسیرمستقیم
flabby
دارای عضلات شل
splashy
دارای ترشح
spirituous
دارای الکل
spiriferous
دارای عضومارپیچی
sonant
دارای اهنگ
social minded
دارای افکاراجتماعی
biramous
دارای دو شاخه
equivocal
دارای دومعنی
backed
دارای پشت
silicifoeous
دارای در کوهی
legitimates
دارای حق مشروع
legitimated
دارای حق مشروع
legitimate
دارای حق مشروع
swell butted
دارای ته گنده
sulfureous
دارای گوگرد
strontic
دارای استرونیوم
squib
دارای صدای فش فش
squibs
دارای صدای فش فش
straight line
دارای خط مستقیم
low spirited
دارای روحیه بد
low-spirited
دارای روحیه بد
stannous
دارای قلع
deficient
دارای کمبود
redundant
دارای اطناب
staminate
دارای جرثومه نر
short range
دارای برد کم
short-range
دارای برد کم
stannic
دارای قلع
pseudonymous
دارای تخلص
primiparous
دارای یک اولاد
primipara
دارای یک اولاد
prerogatived
دارای حق ویژه
monopetalous
دارای یک گلبرگ
preemptor
دارای حق شفعه
polygamous
دارای چند زن
plumose
دارای دسته پر
pinnular
دارای بالچه
pinnular
دارای برگچه
pileate
دارای کلاهک
pulsant
دارای تپش
pulsatile
دارای تپش
quartziferous
دارای در کوهی
shoaly
دارای جاهای کم اب
shelterer
دارای حفاظ
sexagenary
دارای سن 06 تا96
rifled
دارای خان
handy
<adj.>
دارای مزیت
self abnegating
دارای کف نفس
sabulous
دارای شن ریزه
rugose
دارای رکه
reversioner
دارای حق رجوع
reboant
دارای واکنش
rattly
دارای صدای تق تق
rarely beautiful
دارای زیبائی
petiolated
دارای دمگل
acetylize
دارای ریشهء
entitative
دارای وجودخارجی
basined
دارای ابگیر
bicentric
دارای دومرکز
bichrome
دارای دو رنگ
dyslogistic
دارای خاطرات بد
double tongued
دارای دوقول
dolose
دارای قصدجرم
bimolecular
دارای دوملکول
bimorphemic
دارای دوشکل
bimotored
دارای دوموتور
binaural
دارای دو گوش
binocular
دارای دو چشم
binuclear
دارای دو هسته
azotic
دارای ازت
aulait
دارای شیر
artiodactylous
دارای سم شکافته
foliolate
دارای برگچه
adamantean
دارای تلئلو
floaty
دارای اب نشین کم
aluminous
دارای زاج
amphibolic
دارای دو معنی
fibrinous
دارای مودلیفی
feldspathic
دارای فلدسپار
febile
دارای حالت تب
far reaching
دارای اثرزیاد
antithetic
دارای ضد ونقیض
antithetical
دارای ضد ونقیض
arbitrative
دارای اختیارحکمیت
artiodactyl
دارای سم شکافته
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com