Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (13 milliseconds)
English
Persian
starer
دارای نگاه خیره
Other Matches
gazing
نگاه خیره
gazed
نگاه خیره
gaze
نگاه خیره
gloatingly
با نگاه خیره
glaringly
با نگاه خیره
gape seed
نگاه خیره
gapeseed
نگاه خیره
gazes
نگاه خیره
stares
خیره نگاه کردن
gapes
خیره نگاه کردن
gaping
خیره نگاه کردن
gorgonize
خیره نگاه کردن
gazed
خیره نگاه کردن
gaped
خیره نگاه کردن
gaze
خیره نگاه کردن
gape
خیره نگاه کردن
glare
خیره نگاه کردن
glares
خیره نگاه کردن
stared
خیره نگاه کردن
glower
خیره نگاه کردن
gloated
خیره نگاه کردن
gloat
خیره نگاه کردن
glowers
خیره نگاه کردن
glowering
خیره نگاه کردن
gloats
خیره نگاه کردن
gazing
خیره نگاه کردن
gazes
خیره نگاه کردن
stare
خیره نگاه کردن
glowered
خیره نگاه کردن
glared
خیره نگاه کردن
gloating
خیره نگاه کردن
gaping
نگاه خیره با دهان باز
gape
نگاه خیره با دهان باز
glowering
اخم کردن نگاه خیره
glowered
اخم کردن نگاه خیره
gapes
نگاه خیره با دهان باز
glower
اخم کردن نگاه خیره
glowers
اخم کردن نگاه خیره
to stare any one into silence
کسیرا با نگاه خیره از روبردن
gaped
نگاه خیره با دهان باز
wifely
دارای نگاه زنانه
gloat
نگاه از روی کینه و بغض نگاه عاشقانه و حاکی ازعلاقه
gloating
نگاه از روی کینه و بغض نگاه عاشقانه و حاکی ازعلاقه
gloats
نگاه از روی کینه و بغض نگاه عاشقانه و حاکی ازعلاقه
keek
باچشم نیم باز نگاه ک ردن ازسوراخ نگاه کردن
gloated
نگاه از روی کینه و بغض نگاه عاشقانه و حاکی ازعلاقه
look at me
بمن نگاه کن ظ 7بمن نگاه کنید
glanced
نگاه نگاه مختصر
glance
نگاه نگاه مختصر
glances
نگاه نگاه مختصر
willful
<adj.>
خیره سر
agaze
خیره
testy
<adj.>
خیره سر
staring
خیره
sullen
<adj.>
خیره سر
stubborn
<adj.>
خیره سر
eccentric
<adj.>
خیره سر
stubborn
خیره سر
intractable
<adj.>
خیره سر
screwball
خیره سر
dour
خیره سر
mulish
خیره سر
obstinate
خیره سر
glaring
خیره
pertinacious
خیره سر
dourly
خیره سر
starring
خیره
perverse
<adj.>
خیره سر
dazzling
خیره کردن
dazzle
خیره کردن
dazzles
خیره کردن
blind
خیره کردن
dazzled
خیره کردن
blinded
خیره کردن
blinds
خیره کردن
obstinacy
خیره سری
goggle-eyed
خیره چشم
perrinaciousness
خیره سری
stare
خیره شدن
stared
خیره شدن
moon eyed
خیره ومتحیر
steadfastly
پابرجای خیره
to stand at gaze
خیره ایستادن
to look fixedly
خیره نگریستن
stares
خیره شدن
dazzlement
خیره سازی
steadfast
پابرجای خیره
mulishness
خیره سری
staring red
یا خیره کننده
foudroyant
خیره کننده
relucent
خیره کننده
impudence
خیره سری
intractable
خیره سر ستیزه جو
stubbornness
خیره سری
fulgurant
خیره کننده
bedazzle
بکلی خیره کردن
eclat
روشنی خیره کننده
dazzlingly
بطور خیره کننده
watcheye
چشم خیره وسفید
stargaze
بستاره ها خیره شدن
fixation
خیره شدگی تعلق خاطر
glare
تابش خیره کننده تشعشع
to gape
با خیره دهان باز کردن
fixations
خیره شدگی تعلق خاطر
dazzling
تابش یا روشنی خیره کننده
glared
تابش خیره کننده تشعشع
dazzles
تابش یا روشنی خیره کننده
stargazer
کسیکه به ستاره ها خیره شده
dazzle
تابش یا روشنی خیره کننده
glares
تابش خیره کننده تشعشع
dazzled
تابش یا روشنی خیره کننده
gaping stock
چیزی که موجب خیره نگریستن گرد د
gawping
با دهان باز و به طور احمقانه خیره شدن
gawps
با دهان باز و به طور احمقانه خیره شدن
gawped
با دهان باز و به طور احمقانه خیره شدن
flare
روشنایی خیره کننده و نامنظم زبانه کشی
flares
روشنایی خیره کننده و نامنظم زبانه کشی
Boketto
عمل خیره شدن به دوردست در غیاب تفکر
gawp
با دهان باز و به طور احمقانه خیره شدن
to stare at person in the face
توی صورت کسی خیره یابربرنگاه کردن
isobars
دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobar
دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobare
دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
gape seed
چیزی که مایه حیرت وموجب خیره نگریستن گرد د
cementitious
دارای مواد سمنتی یا سیمانی دارای خواص سیمان
soft shelled
دارای عقیده معتدل حلزون دارای صدف نرم
ringent
دارای دهن باز دارای لبان برگشته
virile
دارای نیروی مردی دارای رجولیت
gravel blind
دارای چشم تار دارای دید کم
acinaseous
دارای تخم و بذر دارای تخمدان
galleried
دارای سرسرا دارای اطاق نقاشی
low tension
دارای فشار ضعیف دارای ولتاژکم
outrigged
دارای تیر یا دیرک پیش امده دارای چوب یااهن اضافی برای بستن اسب اضافی
idiomorphic
دارای شکل مخصوص بخود دارای شکل صحیح خود
end stopped
دارای وقفه نهایی منطقی دارای سکته منطقی
isotropic solutions
دارای خواص برابر از هرسو از هر سو دارای همان خواص
leers
نگاه چپ
leers
نگاه کج
glimpsing
نگاه کم
glimpses
نگاه کم
glimpsed
نگاه کم
glimpse
نگاه کم
gloatingly
با نگاه
i say
نگاه کن
leered
نگاه کج
gander
: نگاه
looks
نگاه
ganders
: نگاه
leer
نگاه چپ
leer
نگاه کج
slanted
نگاه کج
slant
نگاه کج
view
نگاه
looked
نگاه
by sight
از نگاه
look
نگاه
slants
نگاه کج
leered
نگاه چپ
regarded
نگاه
regard
نگاه
regards
نگاه
leering
نگاه کج
observantion
نگاه
leering
نگاه چپ
look here
نگاه کن
stared
رک نگاه کردن
sheep's eyes
نگاه عاشقانه
stops
نگاه داشتن
To look askance. To give a dirty look.
چپ چپ نگاه کردن
sheep's eye
نگاه عاشقانه
to lock out
نگاه داشتن
to look daggers
چپ چپ نگاه کردن
stopped
نگاه داشتن
to look on with
نگاه کردن
eying
نگاه کردن
eyes
نگاه کردن
hold
نگاه داشتن
holds
نگاه داشتن
eyeing
نگاه کردن
eye
نگاه کردن
dirty look
<idiom>
چپ چپ نگاه کردن
to set eyes on
نگاه کردن
sheep's eye
نگاه دزدکی
stop
نگاه داشتن
to put to a pause
نگاه داشتن
stares
رک نگاه کردن
stopping
نگاه داشتن
to lay fast
نگاه داشتن
retrospect
نگاه به گذشته
tackle
نگاه داشتن
an upward glance
نگاه سربالا
an intent look
یک نگاه مشتاقانه
oeillade
نگاه عاشقانه
parthian glance
اخرین نگاه
peeper
نگاه کننده
come-on
نگاه دعوتآمیز
come-ons
نگاه دعوتآمیز
stayed
نگاه داشتن
stay
نگاه داشتن
look down
با نگاه از رو بردن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com