Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (16 milliseconds)
English
Persian
isomagnetic
دارای نیروی مغناطیسی متساوی
Other Matches
magnetic
دارای نیروی مغناطیسی
isodynamic
دارای نیروی مغناطیسی مساوی
isometric
دارای ذرات ریز متساوی
isometrics
دارای ذرات ریز متساوی
homogonous
دارای پرچم ومادگی متساوی الطول
free gyroscope
نیروی ژیروسکوپی ازاد نیروی جاذبه مغناطیسی ازاد
virile
دارای نیروی مردی دارای رجولیت
magnetic force
نیروی مغناطیسی
magnetic lines of force
خطوط نیروی مغناطیسی
magnetomotive force
نیروی محرکه مغناطیسی
field of force
میدان نیروی مغناطیسی
magnetizing force
نیروی مغناطیسی کننده
magneto e.m.f.
نیروی محرکه مغناطیسی
electromagnetic
وابسته به نیروی مغناطیسی برق
electromagnetic
ایجاد میدان مغناطیسی در اثر نیروی الکتریکی
compass compensation
تنظیم قطب نما از نظر اثر نیروی مغناطیسی فلزات مجاور
youthful
دارای نیروی شباب
progenitive
دارای نیروی تولید
dynamoelectric
دارای نیروی محرکه برقی
equicaloric
دارای کالری و نیروی مساوی
self energizing
دارای نیروی خود کار
shunt wound
دارای سیم پیچ مغناطیسی انحرافی
polar
دارای قطب مغناطیسی یا الکتریکی متقارن
steamroller
جاده صاف کن دارای نیروی بخار
steamrollers
جاده صاف کن دارای نیروی بخار
steamrollered
جاده صاف کن دارای نیروی بخار
steamrollering
جاده صاف کن دارای نیروی بخار
equisignal zone
منطقهای که دارای امواج مغناطیسی یکسان است
coulomb's law
نیروی بین دوبار الکتریکی یا مغناطیسی باحاصل ضرب بارهای انهانسبت مستقیم و با مربع فاصله انها از هم نسبت عکس دارد
magnetic induction
چگالی شار مغناطیسی اندوکسیون مغناطیسی چگالی میدان مغناطیسی چگالی خطوط قوای مغناطیسی
agonic line
خط موسوم روی یک نقشه که نقاطی را که دارای خطا یاانحراف مغناطیسی صفر میباشند به یکدیگر متصل میکند
equitable
متساوی
lenz' law
جریان القاء شده در یک مدار که نسبت به یک میدان مغناطیسی دارای حرکت نسبی است میدانی در جهت مخالف میدان اصلی بوجودمی اورد
isoperimetrical
متساوی المحیط
isosceles
متساوی الساقین
adequate
متساوی بودن
form line
خط متساوی البعد
coequal
متساوی از هرنظر
equiangular
متساوی الزوایا
euqal
متساوی یک نواخت
equilateral
متساوی الاضلاع
equidistance
متساوی المسافت
equiangular
متساوی الزاویه
equilateral figure
شکل متساوی الاضلاع
isochromatioc
متساوی اللون منحنی همرنگ
equilateral triangle
مثلث متساوی الاضلاع
[ریاضی]
equilateral
[طاق های متساوی الاضلاع]
equiangular triangle
مثلث متساوی الاضلاع
[ریاضی]
equilateral quadrilateral
چهار ضلعی متساوی الاضلاع
[ریاضی]
rhombus
چهار ضلعی متساوی الاضلاع
[ریاضی]
hexagram
شکل مرکب از دو مثلث متساوی الاضلاع
mediums
مادهای که الگوی فلوی مغناطیسی را پس از اثر میدان مغناطیسی برمی گرداند.
medium
مادهای که الگوی فلوی مغناطیسی را پس از اثر میدان مغناطیسی برمی گرداند.
softest
که اثرات مغناطیسی خود را هنگام حذف از میدان مغناطیسی از دست بدهد
soft
که اثرات مغناطیسی خود را هنگام حذف از میدان مغناطیسی از دست بدهد
softer
که اثرات مغناطیسی خود را هنگام حذف از میدان مغناطیسی از دست بدهد
ferromagnetic material
هر مادهای که بار مغناطیسی را نگه می دارد بتواند مغناطیسی شود
magnetic tapes
پلاستیک باریک پوشیده شده از ماده مغناطیسی برای ذخیره مغناطیسی سیگنال
magnetic tape
پلاستیک باریک پوشیده شده از ماده مغناطیسی برای ذخیره مغناطیسی سیگنال
blue water school
انانی که نیروی دریایی انگلیس راتنها نیروی کافی ان میدانند
reenforceŠetc
نیروی تازه فرستادن برای با نیروی امدادی تقویت کردن
magneto electricity
نیروی کهربایی که بوسیله نیروی اهن ربایی تولید میشود
record
گیرندهای که سیگنالهای الکتریکی را به مغناطیسی تبدیل میکند تا داده را روی رسانه مغناطیسی بنویسد
magnetic ink character recognition
تشخیص کاراکترهای جوهرمغناطیسی بازشناسی کاراکتربا جوهر مغناطیسی دخشه شناسی مرکب مغناطیسی
tape
پلاستیک باریک و کوتاه پوشیده شده از یک ماده مغناطیسی برای ذخیره مغناطیسی سیگنالها
degauss
پاک کردن فیلدها مغناطیسی زیادی از دیسک یا نوار مغناطیسی یا نوک خواندن / نوشتن
tapes
پلاستیک باریک و کوتاه پوشیده شده از یک ماده مغناطیسی برای ذخیره مغناطیسی سیگنالها
taped
پلاستیک باریک و کوتاه پوشیده شده از یک ماده مغناطیسی برای ذخیره مغناطیسی سیگنالها
torque
نیروی گردنده درقسمتی از دستگاه ماشین نیروی گشتاوری
juggernaut
نیروی عظیم منهدم کننده نیروی تخریبی مهیب
e.m.f
force electromotive نیروی محرکه الکتریکی نیروی برقرانی
juggernauts
نیروی عظیم منهدم کننده نیروی تخریبی مهیب
isosceles triangles
مثلث متساوی الساقین سه گوشه دو پهلو برابر
isosceles triangle
مثلث متساوی الساقین سه گوشه دو پهلو برابر
magnetic skin effect
جابجایی فوران مغناطیسی اثر پوستی مغناطیسی
air force personnel with the army
پرسنل نیروی هوایی ماموربه نیروی زمینی
expeditionary
نیروی اعزامی به خارج نیروی سرکوبگر خارجی
magnetic blowout
خاموش کردن مغناطیسی وزش مغناطیسی
electromotive force
نیروی محرکه الکتریکی نیروی برقرانی
expansion path
مسیر افزایش حجم عملیات بنگاه گر یک نقشه منحنیهای متساوی التولید
permalloy
خانوادهای ار الیاژهای اهن و نیکل که از نظر مغناطیسی نرم میباشند و تحت نیروهای مغناطیسی کم نفوذپذیری وگذردهی زیادی از خود نشان میدهند
magnaflux
نام انحصاری تست غیرمخربی برای مواد مغناطیسی بااستفاده از میدانهای مغناطیسی و مواد فلورسان
no man's land
زمین بلاصاحب و غیر مسکون باریکه زمین حد فاصل بین نیروی متخاصم و نیروی خودی
magnetic flow
فوران مغناطیسی فلوی مغناطیسی
magnetic deflector
یکسوکننده مغناطیسی اشکارساز مغناطیسی
magnetic reluctance
مقاومت مغناطیسی رلوکتانس مغناطیسی
magnetic ritation
گردش مغناطیسی دوران مغناطیسی
army landing forces
نیروی زمینی شرکت کننده درعملیات اب خاکی نیروی زمینی پیاده شونده در ساحل
buoyancy
نیروی بالابر نیروی شناوری
threat force
نیروی دشمن نیروی مخالف
attack force
نیروی تک کننده به ساحل نیروی تک
magnetic flux density
چگالی شار مغناطیسی چگالی خطوط قوا اندوکسیون مغناطیسی
self propulsion
حرکت توسط نیروی خود پیشروی توسط نیروی خویش
counter force
نیروی مقابله با وسایل استراتژیکی دشمن استفاده ازنیروی هوایی و موشکهای استراتژیکی برای تخریب نیروی دشمن
geomagnetism
نیروی اهن ربایی زمین نیروی جاذبه زمین
naval aviation
قسمت هوایی نیروی دریایی هواپیمایی نیروی دریایی
allocated manpower
نیروی انسانی واگذار شده سهمیه نیروی انسانی
isobars
دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobar
دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobare
دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
cementitious
دارای مواد سمنتی یا سیمانی دارای خواص سیمان
soft shelled
دارای عقیده معتدل حلزون دارای صدف نرم
magnetic flux
فلوی مغناطیسی شار القاء شار مغناطیسی
dispersion
پراکندگی شار مغناطیسی پراکندگی فوران مغناطیسی
magnetic nuclear resonance
تشدید مغناطیسی هسته رزونانس مغناطیسی هسته
reluctivity
مقاومت مغناطیسی ویژه ضریب مقاومت مغناطیسی
army aircraft
هواپیمایی نیروی زمینی هواپیماهای نیروی زمینی
Marine Corps
نیروی تکاوران دریایی نیروی تفنگداران دریایی
ringent
دارای دهن باز دارای لبان برگشته
galleried
دارای سرسرا دارای اطاق نقاشی
gravel blind
دارای چشم تار دارای دید کم
low tension
دارای فشار ضعیف دارای ولتاژکم
acinaseous
دارای تخم و بذر دارای تخمدان
outrigged
دارای تیر یا دیرک پیش امده دارای چوب یااهن اضافی برای بستن اسب اضافی
commandant of marine corps
فرمانده نیروی تکاوران دریایی فرمانده نیروی تفنگداران دریایی
component command
قرارگاه نیروی شرکت کننده درعملیات فرماندهی نیروی مسلح شرکت کننده درعملیات
idiomorphic
دارای شکل مخصوص بخود دارای شکل صحیح خود
eagle flight
نیروی هوا روی در حال اماده باش نیروی هوا روی اماده
grid magnatic angle
زاویه شبکه مغناطیسی زاویه انحراف شبکه مغناطیسی
magnetic tape recording
ضبط روی نوار مغناطیسی ضبط نوار مغناطیسی
end stopped
دارای وقفه نهایی منطقی دارای سکته منطقی
isotropic solutions
دارای خواص برابر از هرسو از هر سو دارای همان خواص
attached strength
استعداد نیروی زیر امر نیروی زیر امر
Indo-persian rug
قالی هندی با طرح ایرانی
[اغلب دارای زمینه قرمز یا سبز بوده و از گل های کوچک، پیچک ها، پرندگان، حیوانات و طرح ابر بهره گرفته و دارای تارهای ابریشمی و پود پنبه ای است. به آن هندی-هراتی نیز می گویند.]
off colored
دارای رنگ ناجور دارای رنگ مغایر
polyisotopic
دارای چند هم پایه دارای چند ایزوتوپ
monadelphous
دارای میلههای یک پارچه دارای نافه یک پارچه
winey
شراب مانند دارای خصوصیات شراب دارای مزه شراب
winy
شراب مانند دارای خصوصیات شراب دارای مزه شراب
magnetic head
هد مغناطیسی
magnetic tick
تق مغناطیسی
antimagnetic
ضد مغناطیسی
magnetical
مغناطیسی
magnetic
مغناطیسی
magnetic bridge
پل مغناطیسی
magnetized
مغناطیسی
jetting
نیروی جت
jet propulsion
نیروی جت
total force
نیروی کل
jetted
نیروی جت
jet
نیروی جت
jets
نیروی جت
magnetic media
رسانه مغناطیسی
magnetic microscope
میکروسکپ مغناطیسی
magnetic media
ابزارمیانی مغناطیسی
magnetic moment
گشتاور مغناطیسی
magnetic materials
مواد مغناطیسی
magneto generator
اندوکتور مغناطیسی
magstripe
نوار مغناطیسی
magneto resistance
تغییرمقاومت مغناطیسی
magnetic noise
نویز مغناطیسی
magnetic needle
عقربه مغناطیسی
magnetic memory
حافظه مغناطیسی
magtape
نوار مغناطیسی
magnitization
مغناطیسی شدن
magnetostriction
الاستیسیته مغناطیسی
magnetic materials
اجسام مغناطیسی
magnetic inclination
انحراف مغناطیسی
magnetic hysteresis
هیسترزیس مغناطیسی
magneticd sound
صوت مغناطیسی
magnetic hum
صوت مغناطیسی
magnetic head
نوک مغناطیسی
magnetic friction
مالش مغناطیسی
magnetic vector
بردار مغناطیسی
magnetic focus
کانون مغناطیسی
magnetic flux
شار مغناطیسی
magnetic flux
سیل مغناطیسی
magnetic flow
شار مغناطیسی
magnetic film
غشاء مغناطیسی
magnetic fatigue
خستگی مغناطیسی
magnetic f.
میدان مغناطیسی
magnetic induction
القای مغناطیسی
magnetic induction
القاء مغناطیسی
magneto resistance
مقاومت مغناطیسی
magnetic loudspeaker
بلندگوی مغناطیسی
magnetic loss
تلف مغناطیسی
magnetic loading
بارگیری مغناطیسی
magnetic linkage
پیوستگی مغناطیسی
magnetic limit
مرز مغناطیسی
magnetic leakage
پراکندگی مغناطیسی
magnetic leakage
نشت مغناطیسی
magnetic layer
لایه مغناطیسی
magnetic lag
تاخیر مغناطیسی
magnetic inertia
پس ماند مغناطیسی
magnetized
مغناطیسی شده
magnetic iron
اهن مغناطیسی
magnetic inspection
بازرسی مغناطیسی
magnetic ink
جوهر مغناطیسی
magnetic ink
مرکب مغناطیسی
magnetic equivalence
هم ارزی مغناطیسی
magnetic variations
انحراف مغناطیسی
magnetic screen
سپر مغناطیسی
magnetic field
حوزه مغناطیسی
magnetic tape drive
نوارخوان مغناطیسی
magnetic tape drive
نوارچرخان مغناطیسی
magnetic tape code
کد نوار مغناطیسی
magnetic system
سیستم مغناطیسی
magnetic fields
میدان مغناطیسی
magnetic screen
حفاظ مغناطیسی
magnetic wire
سیم مغناطیسی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com