Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
English
Persian
syllabic
دارای هجاهای شمرده
Other Matches
syllabary
فهرست سیلاب یا هجاهای کلمات
syllabary
جدول راهنمای تلفظ هجاهای مقطع کلمات
paeon
وتدی که یک هجای دراز وسه هجاهای کوتاه دارد
hyphen
برای پیوستن هجاهای جدا شده از یکدیگردر اخرسطر
hyphens
برای پیوستن هجاهای جدا شده از یکدیگردر اخرسطر
imparisyllabic
دردستوریونانی اسمی که حالت اضافه هجاهای بیشتری داردتادرحالت فاعلیت
distinct
شمرده
multiplicand
بس شمرده
measured
شمرده
articulately
شمرده
postulated
بدیهی شمرده
postulate
بدیهی شمرده
taboo
حرام شمرده
taboos
حرام شمرده
postulates
بدیهی شمرده
postulating
بدیهی شمرده
uncounted
شمرده نشده
tabu
حرام شمرده
incalculable
شمرده نشدنی
he read other than distinctly
شمرده نخواند
to be reputed
شمرده شدن
articulates
شمرده سخن گفتن
articulate
شمرده سخن گفتن
he read other than distinctly
همه جورخوانده جز شمرده
articulating
شمرده سخن گفتن
To talk in measured terms . To talk slowly.
شمرده صحبت کردن
We would like to take this opportunity to …
مواقع را مغتنم شمرده ...
incalculably
بطور شمرده نشدنی
head count
تعداد مردم شمرده شده
head counts
تعداد مردم شمرده شده
articulation
تلفظ شمرده طرز گفتار
To speak slowly.
آهسته صحبت کردن (شمرده)
incomputability
عدم امکان شمرده شدن بیشماری
de minimis
خیلی جزئی
[که به حساب شمرده شود]
[قانون]
one of the most respected families
یکی از خانواده های بسیار محترم شمرده
word
طول کلمه کامپیوتری که به صورت تعداد بیتها شمرده میشود
worded
طول کلمه کامپیوتری که به صورت تعداد بیتها شمرده میشود
isobar
دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobars
دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobare
دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
cementitious
دارای مواد سمنتی یا سیمانی دارای خواص سیمان
soft shelled
دارای عقیده معتدل حلزون دارای صدف نرم
ringent
دارای دهن باز دارای لبان برگشته
gravel blind
دارای چشم تار دارای دید کم
acinaseous
دارای تخم و بذر دارای تخمدان
low tension
دارای فشار ضعیف دارای ولتاژکم
virile
دارای نیروی مردی دارای رجولیت
galleried
دارای سرسرا دارای اطاق نقاشی
outrigged
دارای تیر یا دیرک پیش امده دارای چوب یااهن اضافی برای بستن اسب اضافی
idiomorphic
دارای شکل مخصوص بخود دارای شکل صحیح خود
end stopped
دارای وقفه نهایی منطقی دارای سکته منطقی
isotropic solutions
دارای خواص برابر از هرسو از هر سو دارای همان خواص
Indo-persian rug
قالی هندی با طرح ایرانی
[اغلب دارای زمینه قرمز یا سبز بوده و از گل های کوچک، پیچک ها، پرندگان، حیوانات و طرح ابر بهره گرفته و دارای تارهای ابریشمی و پود پنبه ای است. به آن هندی-هراتی نیز می گویند.]
off colored
دارای رنگ ناجور دارای رنگ مغایر
monadelphous
دارای میلههای یک پارچه دارای نافه یک پارچه
polyisotopic
دارای چند هم پایه دارای چند ایزوتوپ
winey
شراب مانند دارای خصوصیات شراب دارای مزه شراب
winy
شراب مانند دارای خصوصیات شراب دارای مزه شراب
pentadactyl
دارای پنج پنجه دارای پنج زائده شبیه پنجه
trilinear
دارای سه خط
three-legged
دارای سه پا
bilabiate
دارای دو لب
three legged
دارای سه پا
iodic
دارای ید
fraught with
دارای
footy
دارای پا
odoriferous
دارای بو
glochidiate
دارای مو
overbusy
دارای کارزیاد
papillose
دارای برامدگی
deadbeats
دارای سکون
weighted
دارای وزن
palmy
دارای نخل
deadbeat
دارای سکون
pelliculate
دارای پوسته
portentous
دارای فال بد
melodic
دارای ملودی
prerogative
دارای حق ویژه
prerogatives
دارای حق ویژه
monometallic
دارای یک فلز
salaried
دارای حقوق
monoclinal
دارای یک شیب
monatomic
دارای یک جوهرفرد
formal
دارای فکر
monandrous
دارای یک شوهر
miasmatic
دارای دمه بد بو
splash
دارای ترشح
miasmal
دارای دمه بد بو
melodious
دارای ملودی
muciferous
دارای مخاط
of that ilk
دارای همان جا
nucleate
دارای هسته
energetic
دارای انرژی
nitrous
دارای شوره
stilted
دارای چوب پا
myrrhy
دارای بوی مر
myrrhic
دارای بوی مر
synonymous
دارای ترادف
synonymous
دارای تشابه
multilineal
دارای چندین خط
multiflorous
دارای بیش از سه گل
multifid
دارای چندشکاف
splashes
دارای ترشح
legitimate
دارای حق مشروع
legitimated
دارای حق مشروع
legitimates
دارای حق مشروع
legitimating
دارای حق مشروع
rectilinear
دارای مسیرمستقیم
flabby
دارای عضلات شل
splashy
دارای ترشح
spirituous
دارای الکل
spiriferous
دارای عضومارپیچی
sonant
دارای اهنگ
social minded
دارای افکاراجتماعی
silicifoeous
دارای در کوهی
equivocal
دارای دومعنی
staminate
دارای جرثومه نر
stannic
دارای قلع
syntonic
دارای بسامدمشابه
unifilar
دارای یک سیم یا نخ
swell butted
دارای ته گنده
sulfureous
دارای گوگرد
squib
دارای صدای فش فش
squibs
دارای صدای فش فش
strontic
دارای استرونیوم
low spirited
دارای روحیه بد
low-spirited
دارای روحیه بد
straight line
دارای خط مستقیم
deficient
دارای کمبود
redundant
دارای اطناب
stannous
دارای قلع
backed
دارای پشت
short range
دارای برد کم
short-range
دارای برد کم
primiparous
دارای یک اولاد
primipara
دارای یک اولاد
prerogatived
دارای حق ویژه
preemptor
دارای حق شفعه
monopetalous
دارای یک گلبرگ
pre emptive
دارای حق شفعه
polygamous
دارای چند زن
plumose
دارای دسته پر
pinnular
دارای بالچه
pinnular
دارای برگچه
rattly
دارای صدای تق تق
pileate
دارای کلاهک
petiolated
دارای دمگل
pseudonymous
دارای تخلص
pulsant
دارای تپش
shoaly
دارای جاهای کم اب
shelterer
دارای حفاظ
sexagenary
دارای سن 06 تا96
rifled
دارای خان
handy
<adj.>
دارای مزیت
self abnegating
دارای کف نفس
sabulous
دارای شن ریزه
rugose
دارای رکه
reversioner
دارای حق رجوع
reboant
دارای واکنش
rarely beautiful
دارای زیبائی
quartziferous
دارای در کوهی
pulsatile
دارای تپش
petiolate
دارای دمگل
foliolate
دارای برگچه
entitative
دارای وجودخارجی
bicentric
دارای دومرکز
bichrome
دارای دو رنگ
dyslogistic
دارای خاطرات بد
double tongued
دارای دوقول
bimolecular
دارای دوملکول
bimorphemic
دارای دوشکل
bimotored
دارای دوموتور
binaural
دارای دو گوش
binocular
دارای دو چشم
binuclear
دارای دو هسته
binucleate
دارای دو هسته
binucleated
دارای دو هسته
basined
دارای ابگیر
azotic
دارای ازت
floaty
دارای اب نشین کم
aluminous
دارای زاج
amphibolic
دارای دو معنی
fibrinous
دارای مودلیفی
feldspathic
دارای فلدسپار
febile
دارای حالت تب
antithetic
دارای ضد ونقیض
antithetical
دارای ضد ونقیض
arbitrative
دارای اختیارحکمیت
artiodactyl
دارای سم شکافته
artiodactylous
دارای سم شکافته
far reaching
دارای اثرزیاد
aulait
دارای شیر
bipartite
دارای دوقسمت
biradial
دارای دوشعاع
biramous
دارای دو شاخه
diandrous
دارای دوپرچم
capitated
دارای سرمجزا
declinatory
دارای تمایل
dartrous
دارای تبخال
cephalous
دارای کله
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com