Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (36 milliseconds)
English
Persian
systemize
دارای همست کردن
Other Matches
systematization
اسلوبی کردن همست کاری
systems
همست
system
همست
systematic
همست دار
systematic
قاعده دار با همست
personate
خودرا بجای دیگری قلمداد کردن دارای شخصیت کردن
grates
باشبکه مجهز کردن شبکه دارکردن دارای نرده وپنجره اهنی کردن
curb
محدود کردن دارای دیواره یا حایل کردن تحت کنترل دراوردن فرونشاندن
grate
باشبکه مجهز کردن شبکه دارکردن دارای نرده وپنجره اهنی کردن
curbs
محدود کردن دارای دیواره یا حایل کردن تحت کنترل دراوردن فرونشاندن
curbing
محدود کردن دارای دیواره یا حایل کردن تحت کنترل دراوردن فرونشاندن
grated
باشبکه مجهز کردن شبکه دارکردن دارای نرده وپنجره اهنی کردن
curbed
محدود کردن دارای دیواره یا حایل کردن تحت کنترل دراوردن فرونشاندن
incorporates
جادادن دارای شخصیت حقوقی کردن ثبت کردن
incorporate
جادادن دارای شخصیت حقوقی کردن ثبت کردن
thread
دارای خطوط برجسته کردن حدیده وقلاویز کردن
militarize
جنگ طلب کردن دارای روح نظامی کردن
threads
دارای خطوط برجسته کردن حدیده وقلاویز کردن
incorporating
جادادن دارای شخصیت حقوقی کردن ثبت کردن
edge
: دارای لبه تیز کردن تحریک کردن
reman
دارای نفرات تازه کردن مردانگی کردن
edges
: دارای لبه تیز کردن تحریک کردن
isobare
دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobar
دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobars
دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
soft shelled
دارای عقیده معتدل حلزون دارای صدف نرم
cementitious
دارای مواد سمنتی یا سیمانی دارای خواص سیمان
ringent
دارای دهن باز دارای لبان برگشته
catalyze
دارای اثرمجاورتی کردن تسریع کردن
fortifies
دارای استحکامات کردن تقویت کردن
fortifying
دارای استحکامات کردن تقویت کردن
fortify
دارای استحکامات کردن تقویت کردن
inflame
دارای اماس کردن ملتهب کردن
inflaming
دارای اماس کردن ملتهب کردن
furnishing
دارای اثاثه کردن مجهز کردن
inflames
دارای اماس کردن ملتهب کردن
furnishes
دارای اثاثه کردن مجهز کردن
furnish
دارای اثاثه کردن مجهز کردن
innervate
دارای پی کردن
vitaminize
دارای ویتامین کردن
populates
دارای جمعیت کردن
nationalizing
دارای ملیت کردن
hydroxylate
دارای هیدروکسیل کردن
freckle
خال دارای کک مک کردن
nationalizes
دارای ملیت کردن
substantivize
دارای ماهیت کردن
nationalising
دارای ملیت کردن
populate
دارای جمعیت کردن
nationalises
دارای ملیت کردن
ensoul
دارای روح کردن
nationalised
دارای ملیت کردن
indexes
:دارای فهرست کردن
index
:دارای فهرست کردن
hydrogenate
دارای هیدروژن کردن
rampart
دارای استحکامات کردن
whipstitch
دارای مرز کردن
personify
دارای شخصیت کردن
crenellate
دارای کنگره کردن
crenelate
دارای کنگره کردن
fluoridate
دارای فلورید کردن
insoul
دارای روح کردن
zigzag
دارای پیچ و خم کردن
nationalize
دارای ملیت کردن
zigzagged
دارای پیچ و خم کردن
embrasure
دارای منفذ کردن
embrasures
دارای منفذ کردن
gifts
دارای استعداد کردن
personalize
دارای شخصیت کردن
transistorize
دارای ترانسیتور کردن
zigzagging
دارای پیچ و خم کردن
gift
دارای استعداد کردن
zigzags
دارای پیچ و خم کردن
castellate
دارای استحکامات کردن
tinkles
دارای طنین کردن
tooth
دارای دندان کردن
varnishing
دارای فاهرخوب کردن
varnish
دارای فاهرخوب کردن
varnishes
دارای فاهرخوب کردن
body
دارای جسم کردن
personified
دارای شخصیت کردن
potentialize
دارای استعداد کردن
varnished
دارای فاهرخوب کردن
vallum
دارای استحکامات کردن
tinkle
دارای طنین کردن
tinkled
دارای طنین کردن
tinkling
دارای طنین کردن
personifying
دارای شخصیت کردن
bodies
دارای جسم کردن
populating
دارای جمعیت کردن
nitrogenize
دارای نیتروژن کردن
personifies
دارای شخصیت کردن
indexed
:دارای فهرست کردن
virile
دارای نیروی مردی دارای رجولیت
galleried
دارای سرسرا دارای اطاق نقاشی
low tension
دارای فشار ضعیف دارای ولتاژکم
acinaseous
دارای تخم و بذر دارای تخمدان
gravel blind
دارای چشم تار دارای دید کم
bedevils
دارای روح شیطانی کردن
ravines
دارای دره تنگ کردن
flyspeck
دارای لکه مگس کردن
methodize
دارای روش یاقاعدهای کردن
bedevil
دارای روح شیطانی کردن
reengine
دارای موتور تازه کردن
criss-cross
دارای نقش چلیپایی کردن
rehabilitating
دارای امتیازات اولیه کردن
bedevilled
دارای روح شیطانی کردن
criss-crossed
دارای نقش چلیپایی کردن
bedevilling
دارای روح شیطانی کردن
criss-crossing
دارای نقش چلیپایی کردن
rehabilitate
دارای امتیازات اولیه کردن
prong
دارای چنگک یا چنگال کردن
wig
دارای گیس مصنوعی کردن
tat
دارای حاشیه توری کردن
granulate
دارای ذرات ریز کردن
pane
دارای جام شیشه کردن
hyphenate
بوسیله خط دارای فاصله کردن
to p a thing for a person
کسی را دارای چیزی کردن
panes
دارای جام شیشه کردن
wigs
دارای گیس مصنوعی کردن
rehabilitated
دارای امتیازات اولیه کردن
fulcrum
دارای نقطه اتکاء کردن
tongues
گفتن دارای زبانه کردن
sanitate
دارای لوازم بهداشتی کردن
ravine
دارای دره تنگ کردن
prongs
دارای چنگک یا چنگال کردن
criss-crosses
دارای نقش چلیپایی کردن
rehabilitates
دارای امتیازات اولیه کردن
to p a thing person with athing
کسی را دارای چیزی کردن
retrench
دارای سنگر موقتی زیرزمینی کردن
shoe
دارای کفش کردن نعل زدن به
motivated
تهییج کردن دارای انگیزه شده
bell
دارای زنگ کردن کم کم پهن شدن
motivates
تهییج کردن دارای انگیزه شده
masterminds
دارای نبوغ فکری ابداع کردن
masterminded
دارای نبوغ فکری ابداع کردن
woof
پارچه کتانی دارای پود کردن
substantialize
دارای وجود خارجی کردن یاشدن
motivate
تهییج کردن دارای انگیزه شده
mastermind
دارای نبوغ فکری ابداع کردن
russify
دارای عقاید وتمایلات روسی کردن
bells
دارای زنگ کردن کم کم پهن شدن
woofs
پارچه کتانی دارای پود کردن
motivating
تهییج کردن دارای انگیزه شده
shoes
دارای کفش کردن نعل زدن به
shoeing
دارای کفش کردن نعل زدن به
masterminding
دارای نبوغ فکری ابداع کردن
systematize
دارای روش یا قاعده کردن اسلوب دادن به
systemmatize
دارای روش یاقاعده کردن اسلوب دادن
outrigged
دارای تیر یا دیرک پیش امده دارای چوب یااهن اضافی برای بستن اسب اضافی
to piss off the wrong people
<idiom>
آدمهای دارای نفوذ و قدرت زیاد را عصبانی کردن
tackled
از عهده برامدن دارای اسباب و لوازم کردن بعهده گرفتن
tackling
از عهده برامدن دارای اسباب و لوازم کردن بعهده گرفتن
tackles
از عهده برامدن دارای اسباب و لوازم کردن بعهده گرفتن
tackle
از عهده برامدن دارای اسباب و لوازم کردن بعهده گرفتن
idiomorphic
دارای شکل مخصوص بخود دارای شکل صحیح خود
opalite
ترکیبی که دارای رنگهای مختلف بوده و برای براق کردن نمای اجری بکار میرود
isotropic solutions
دارای خواص برابر از هرسو از هر سو دارای همان خواص
end stopped
دارای وقفه نهایی منطقی دارای سکته منطقی
air condition
دارای دستگاه تهویه کردن تهویه کردن
Indo-persian rug
قالی هندی با طرح ایرانی
[اغلب دارای زمینه قرمز یا سبز بوده و از گل های کوچک، پیچک ها، پرندگان، حیوانات و طرح ابر بهره گرفته و دارای تارهای ابریشمی و پود پنبه ای است. به آن هندی-هراتی نیز می گویند.]
choke bore
روکشی برای سوراخ کردن یاتراش دادن داخل سیلندر که قسمت بالای ان دارای قطری کمتر از قطر اصلی سیلندرمیباشد
dovetail
کام و زبانه دم فاختهای دارای کام وزبانه دم کبوتری جفت کردن
dovetailing
کام و زبانه دم فاختهای دارای کام وزبانه دم کبوتری جفت کردن
dovetails
کام و زبانه دم فاختهای دارای کام وزبانه دم کبوتری جفت کردن
polyisotopic
دارای چند هم پایه دارای چند ایزوتوپ
monadelphous
دارای میلههای یک پارچه دارای نافه یک پارچه
off colored
دارای رنگ ناجور دارای رنگ مغایر
incrust
با قشر و پوست پوشاندن دارای پوشش سخت کردن قشر تشکیل دادن
tool
دارای ابزار کردن بصورت ابزار دراوردن
winey
شراب مانند دارای خصوصیات شراب دارای مزه شراب
winy
شراب مانند دارای خصوصیات شراب دارای مزه شراب
fret
دارای نقشههای پیچ در پیچ کردن
frets
دارای نقشههای پیچ در پیچ کردن
pentadactyl
دارای پنج پنجه دارای پنج زائده شبیه پنجه
corn-effect
ذرتی شدن فرش که در اثر پرداخت یا قیچی کردن نامناسب بوجود می آید و پرزهای فرش همگی دارای یک ارتفاع نبوده و ظاهر پرز فرش بلند و کوتاه می شود
three legged
دارای سه پا
iodic
دارای ید
fraught with
دارای
trilinear
دارای سه خط
three-legged
دارای سه پا
footy
دارای پا
odoriferous
دارای بو
glochidiate
دارای مو
bilabiate
دارای دو لب
stilted
دارای چوب پا
staminate
دارای جرثومه نر
pinnular
دارای بالچه
dipteran
دارای دو بال
prurient
دارای فکرشهوانی
dolose
دارای قصدجرم
dartrous
دارای تبخال
plumose
دارای دسته پر
curvy
دارای انحنا
squib
دارای صدای فش فش
antithetical
دارای ضد ونقیض
keyed
دارای جاانگشتی
stannic
دارای قلع
syntonic
دارای بسامدمشابه
antithetic
دارای ضد ونقیض
keeled
دارای تبر ته
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com